پیش از تعریف کلمه ما باید بدانیم که در مقام مترجم اصولاً با انتقال معنای کلی یک قطعه از زبان سروکار داریم. برای نیل به این هدف، باید با رمزگشایی واحدها و ساختارهایی که آن معنی را انتقال میدهند، کار خود را شروع کنیم.
کوچکترین واحدی که انتظار داریم معنی مستقلی داشته باشد کلمه است. تعریف کلمه به طور غیر دقیق بدین صورت است: «کوچکترین واحد زبانی که به تنهایی و بهطور مستقل میتوان آن را به کاربرد».
برای هدف حال حاضر، میتوانیم کلمۀ نوشتاری را با دقت بیشتری بهعنوان «توالی حروفی که در دو طرف آن فاصله باشد»، تعریف کنیم.

بسیاری از ما فکر میکنیم که کلمه عنصر اصلی و اساسی معنادار در یک زبان است.
البته این موضوع کاملاً صحیح نیست. معنا را میتوان با واحدهای کوچکتری از کلمه منتقل کرد. ولی اغلب معنا توسط واحدهای پیچیدهتری در مقایسه با تک کلمه و همچنین ساختارها و ابزارهای زبانی مختلف منتقل میشود.
در حال حاضر و برای شروع، فقط توجه خود را معطوف به کلمه میکنیم و سپس به واحدهای زبانی پیچیدهتر خواهیم پرداخت.
آیا ارتباط یکبهیک بین تعریف کلمه و معنا وجود دارد؟
اگر کلمهای مانند rebuild را در نظر بگیرید، مشاهده میکنید که دو عنصر مشخص معنایی در آن وجود دارد: یعنی re و build (به معنی «دوباره ساختن»). همین موضوع در مورد کلمۀ disbelieve (به معنی «باور نکردن») نیز صادق است.
عناصر معنایی که در یک زبان (برای مثال، زبان انگلیسی) با نظام نگارشی چندکلمهای نمود پیدا میکنند، ممکن است در زبان دیگر با نظام نگارشی یک کلمهای بیان گردد.
عکس این موضوع نیز صدق میکند. برای مثال، کلمۀ مرکب انگلیسی tennis player بهصورت یک کلمه در زبان ترکی (tenisci) نوشته میشود.
در زبان ژاپنی، if it is cheap با یک کلمه (یعنی yasukattara) بیان میشود. ولی فعل type انگلیسی در زبان اسپانیولی با سه کلمه (pasar a maquina) منتقل میشود.
این مثالها نشان میدهد که هیچ تناظر یکبهیکی (one-to-one correspondence) بین کلمات نوشتاری و عناصر معنایی در داخل یا بین زبانها وجود ندارد.
معرفی تکواژ (morpheme)
بهمنظور جداسازی عناصر معنایی در کلمات و پرداختن مؤثرتر به آنها، برخی زبانشناسان اصطلاح تکواژ را برای توصیف کوچکترین عنصر صوری در زبان ارائه کردهاند.
با این تعریف تکواژ از اینجهت با کلمه متفاوت میشود که کلمه میتواند شامل چندین عنصر معنایی باشد یا نباشد. بنابراین، یک تفاوت مهم بین تکواژ و تعریف کلمه در این است که تکواژ نمیتواند حاوی بیش از یک عنصر معنایی باشد و نمیتوان آن را دیگر تجزیه کرد.
مثالی از زبان انگلیسی را در نظر بگیریم: inconceivable به شکل یک کلمه نوشته میشود ولی دارای سه تکواژ است، یعنی: in (به معنی «نا، غیر، بی»)، conceive (به معنی «تصور، باور») و able (له معنی«قابل»).
یک دگرگویی مناسب برای کلمۀ inconceivable چنین خواهد بود: «غیرقابل باور/ تصور» بعضی از تکواژها نقشهای دستوری از قبیل نشان دادن صیغۀ جمع (funds)، جنسیت دستوری (manageress) و زمان (considered) دارند. برخی دیگر طبقۀ واژگانی را تغییر میدهند.
برای مثال فعل را به صفت (like: likeable) تبدیل میکنند؛ یا عنصر خاصی از معنا (مانند نفی) را به کلمه میافزایند (unhappy). بعضی از کلمات فقط دارای یک تکواژ هستند: کلماتی مانند fast, need.
ولی تکواژها همواره دارای چنین مرزهایی که بهخوبی تعریف شده باشد، نیستند. بااینحال، ما میتوانیم دو تکواژ را درکلمۀ girls تمیز دهیم که عبارتاند از: girl+s ولی همین کار را نمیتوانیم با کلمۀ men (که دارای دو تکواژ “man” و «جمع» است) انجام دهیم، چونکه این دو مفهوم باهم ادغام شدهاند.
کلام آخر
بنابراین، یک کلمۀ نوشتاری میتواند شامل بیش از یک عنصر صوری معنایی باشد، ولی خط مرز چنین عناصری همیشه در ظاهر چندان مشخص نیست.
تمایز نظری ذکر شده در بالا بین تعریف کلمه و تکواژ، سعی دارد تا حدودی عناصر معنایی را که در صورت بیان میشوند، توجیه نماید. با وجود این، این تمایز سعی در تجزیۀ هر تکواژ یا کلمه به مؤلفههای معنای کوچکتری، مانند «مذکر» + «بالغ» + «انسان» برای کلمۀ man نمیکند.
افزون بر این، این تمایز، الگویی برای تجزیه و تحلیل انواع مختلف معنی در کلمات یا گفتهها به دست نمیدهد. در بخش بعدی به شیوههای تجزیه و تحلیل معنای واژگانی میپردازم که ربط مشخصی به تمایز بین کلمه و تکواژ ندارد.
با وجوداین، به یادسپاری دقیق این تمایز مهم است چرا که در ترجمه و بهخصوص در نو واژه (neologism)ها در زبان مبدأ میتواند مفید باشد.