پیوستگی واژگانی اشاره به نقش ایفا شده توسط گزینش واژهها در سازماندهی روابط در داخل یک متن دارد. نمیتوان گفت یک مقولهی واژگانی فینفسه دارای نقش پیوستگی است (مقایسه کنید با ارجاع، حرف ربط)، ولی هر مقولهی واژگانی میتواند دارای یک رابطهی پیوستگی با واژههای دیگر در متن شود.
درجایی که خواننده با مواجهه با ضمیری مثل he یا they بهطور اتوماتیک به متن مجاور برای یافتن مصداق آن نگاه میکند، او بهطور اتوماتیک دنبال پیوندی بین یک واژه مثل sdocialism و واژههای دیگر در مثال زیر نمیگردد (برگرفته از نوشتهی روی جلد کتاب طنز سیاسی عربی نوشتهی کیشتاینی 1985):
Ready suppliers of fun throughout the thirties and forties were the decadent pseudo-sovereign regimes of the West. More recently people have turned East for their targets, reflecting the new contact with communist countries and also the growing disenchantment with socialismı.
و هنوز شخص بهطور شمی نوعی از زنجیره واژگانی را تشخیص میدهد که واژه socialism را با communist و east مرتبط میسازد. افزون بر این، این زنجیره بهنوعی در تقابل با the west (البته برای برخی مردم) و همچنین to decadent قرار دارد.

پس میتوان گفت که پیوستگی واژگانی شامل هر موردی میشود که در آن کاربرد یک واژه باعث به خاطر آوردن مفهوم و معنای واژهی قبلی شود.
تقسیمبندی هالیدی از پیوستگی واژگانی
هالیدی و حسن پیوستگی واژگانی را به دودستهی عمده تقسیم میکنند: تکرار (reiteration) و همآیند (collocation)، تکرار همچنان که از نامش برمیآید، حاوی تکرار مقولات واژگانی است یک واژهی عام باشد.
در این مفهوم، تکرار را میتوان در همان پیوستاری قرار داد که در صفحات 3- 192کتاب اصلی ارائه شد (بهاستثنای ارجاع ضمیری برای راحتی شما، این موارد در زیر تکرار شدهاند:
There’s a boy climbing that tree.
(a) The boy is going to fall if he doesn’t take care. GISHA (تکرار)
(b) The lu’s going to fall if he doesn’t take care. (مترادف)
(c) bild’s going to fall if he doesn’t take care. (کلمهی فراگیر)
(d) The idiot’s going to fall if he doesn’t take care. (واژهی عام)
ولی تکرار همانند ارجاع نیست، چون الزاماً شامل همانندی یکسانی نیست. اگر پس ازجملهی بالا، جملهای مثل ‘Boys can be silly’ میآمد، تکرار boy- boys هنوز هم موردی از تکرار بود، حتی اگر این دو واژه به فرد یا افراد یکسانی اشاره نمیکردند.
همآیند چیست؟
همآیند، بهعنوان طبقهی فرعی پیوستگی واژگانی در الگوی هالیدی و حسن، شامل هر موردی میشود که حاوی یک جفت و آژهای است که در زبان به نحوی باهم میآیند.
هالیدی و حسن (همانجا: 286- 285) انواع همایندهای زیر را بهعنوانمثال میآورد، ولی اذعان دارند که موارد دیگری هم وجود دارند که همنشینی بین واژهها را نمیتوان بهراحتی نامگذاری کرد، ولی احساس میشود که وجود دارد.
آنها در تحلیل پایانی چنین پیشنهاد میکنند که مهم نیست چه رابطهای وجود داشته باشد البته تا جایی که از آن رابطه آگاه باشیم و اینکه نسبت به آن بهصورت یک وسیلهی پیوستگی عکسالعمل نشان دهیم:
* انواع گوناگون تضاد معنایی: برای مثال، order/ obey; love/ hate; boy/ girl.
* همنشینیهای بین جفت کلمات از یک سری ردیفی: برای مثال، Tuesday/ Thursday؛ dollar/ cent; August/ December.
* همنشینیهای بین جفت کلمات از مجموعههای واژگانی غیر ردیفی: برای مثال:
روابط جزء- کل: bicycle/ wheel; body/ arm; car/ brake ؛
روابط جزء- جزء: verse/ chorus; mouth/ chin ؛
همشمولی (co- hyponymy): (رنگ) red/ green (اثاثیه) ؛ chair/ table
* همنشینیها بر اساس تاریخچهی با همآیی (همآیند به معنای اخص- رجوع کنید به فصل سوم):
برای مثال: rain, pouring, torrential, wet; hair, comb, curl, wave; etc.
پیوستگی واژگانی در جفت کلمات
پیوستگی واژگانی رابطهای بین جفت کلمات مانند آنچه بحث بالا به آن اشاره دارد، نیست. برعکس، پیوستگی واژگانی عموماً در زنجیرهی واژگانی عمل میکند (مثل socialism, communist, East) که این زنجیره در یک متن وجود دارد و به طرق مختلف به هم مرتبط میشوند، مثال زیر نشان میدهد که چگونه الگوهای پیوستگی واژگانی را میتوان در قطعهی نسبتاً سادهای از متن، ردگیری کرد. جملات برای راحتی ارجاع در بحث زیر، شمارهگذاری شدهاند.
(1) I first met Flugh Fraser in 1977. (2) Channing, rather hesitant, a heavy smoker and und heavy gambler, he had made such headway through his fortune that be had decided to sell his last major asset, the controlling shares in the business which his father had built up and named Scottish and Universal Investments. (3) Scottish and Universal had, among its assets, 10% of the British stores group, House of Fraser. (4) Lonrho bought 26% of Scottish and Universal.
(5) It was part of Lonrho’s understanding with Hugh that he would stay on as Chairman of House of Fraser, but it gradually became clear that Sir Hugh was not on terms of mutual respect with most of his Board, and that the loyalty of his colleagues bad bcen to his formidable father rather than to him. (6) They did not welcome the sale of Hugh’s shares to Lonrho – and it was only natural, as a change was obviously in the air. (7) Lonrho was an expanding and acquisitive company, and House of Fraser was a quiet and pedestrian one.
(برگرفته از قهرمانی از صفر، لونرهو: i)
موارد پیوستگی واژگانی در متن بالا حلاوی تکرار واژههایی مثل Scottish and universal (جملات 2، 3 و 4)، Lonrho (جملات 4، 5، 6 و 7) و assets (جملات 2 و 3) هستند.
شبکههای پیوستگی واژگانی
یک رابطهی فراگیر مورد شمول بین assets/ shares، تضاد معنایی بین sell/ bought، تکرار توسط واژهی عام: Lonrho/ company و یک رابطهی مترادف یا شبه مترادف بین expanding/ acquisitive وجود دارد. Smoker/ gambler مورد هم شمولی از چیزی شبیه به ‘behavoural vice’ هستند و respect/ royalty موارد هم شمول ‘institutional virtue’ البته مهمتر از همه، زنجیرهی عمدهی همآیندی است که کمک میکند تا فاعل متن مشخص و ابقا گردد: یعنی
Fortune,shares, assets, business, Chairman, Board, sale, expanding, acquisive, company, …
روابط پیوستگی بسیار بیشتری را میتوان در متن بالا ردگیری کرد که نشاندهندهی شدت معمول شبکههای پیوستگی واژگانی در هر رشته از زبان هستند.
مثال دیگری از ژانری متفاوت، نوع بهکارگیری همنشینیهای واژگانی موجود را که در دسترس متکلمین و نویسندگان هستند، نشان میدهد. قطعهی زیر برگرفته از داستان خانهی روسی نوشتهی ژان لوکری (40: 1989) است:
The whole of Whitehall was agreed that no story should ever begin that way again. Indoctrinated ministers were furious about it. They set up a frightfully secret committee of enquiry to find out what went wrong, hear witnesses, name names, spare no blushes, point fingers, close gaps, prevent a recurrence, appoint me chairman and draft a report. What conclusions our committee reached, if any, remains the loftiest secret of them all, particularly from those of us who sat on it. For the function of such committe, as we all well knew, is to talk eamestly until the dust has settled, and then ourselves retum to dust. Which, like a disgruntled Cheshire cat, our committee duly did, leaving nothing bchind us but our frightfully did, leaving nothing behind us but our frightfully secret frown, a meaningless interim working paper, and a bunch of secret annexes Treasury archives.
دو زنجیرهی اصلی همآیندی به زیرکی در متن بالا در هم تنیده شدهاند. یکی مربوط به مؤسسات و اعمال رسمی صاحب قدرت است: Whitehall, wimesses, chairman, requiies, committes interim woking paper, report, treasury, ministers و نظایر آن. دیگری موضوع دسیسه را زنده نگه میدارد: کلمه secret چندین بار تکرار شده و عباراتی مانند name names و pointfungers مورداستفاده قرار گرفتهاند.
ولی این یک دسیسهی نابی نیست، چون این دو زنجیرهی همایندی با عبارات توصیفی طعنهآمیزی پوشانده شدهاند که مؤسسات و کارکردهای موردبحث را مسخره میکند و برداشتی از «تعلیق ساختگی» را ارائه میدهد:
the loftiest secret of them all, indoctrinated ministers, frightfully secret committee, frightfully secret frown, like a disgruntled Cheshire cat, a bunch of secret anexes, meaningless interim working paper
و نظایر آن.
اهمیت مفهوم پیوستگی نسبت به کلمات
مفهوم پیوستگی واژگانی که وابسته به وجود شبکههای واژهها است نسبت به وجود هر طبقهی خاصی یا نوع کلمهای، مهم است. این مفهوم شالودهای برای آنچه آن را هالیدی و حسن معنای موردی (instantial meaning) یا معنای متنی مینامند، فراهم میآورد (289: 1976):
بدون آگاهی داشتن از آن، هر وقوع آیتم واژگانی با خود محمول تاریخچهی متنی است، یک محیط همآیندی خاص که در مسیر حل متن ساخته شده و بافتی را ارائه میدهد که در داخل آن، آن واژه در این موقع خاص عینیت بخشیده شده است. این محیط تعیینکنندهی «معنای موردی» یا معنای متنی آن واژه و معنایی است که در هر مورد خاصی منحصربهفرد است.
اهمیت مفهوم معنای موردی
اهميت مفهوم معنای موردی برای مترجمان واضح است. شبکههای واژگان نه تنها باعث میشوند، بلکه همچنین باهم مفهومی را تعیین میکنند که در آن هر آیتم منفرد در یک باعث مورداستفاده قرار میگیرد. همچنان چه هوی (8: 1991) خاطرنشان میسازد، «متن، بافت را برای خل تفسیر روابط واژگانی عرضه میکند، درست همانطور که روابط واژگانی باعث خلق بافتار متن هستند».
این ایده که معانی واژههای منفرد بستگی به شبکههای روابط دارد که در آنها این واژهها با واژههای دیگر در یک متن مرتبط میشوند.
در مطالعات ترجمه بهطور کل و به ویژه در مطالعات ترجمه ما بدینی فرض میشود. استل – هورنبی به اهمیت این رویکرد در ترجمه تأکید دارد و چنین استدلال میکند که توجه مترجم در تحلیل یک متن «معطوف به پدیدهها با واژههای مجزایی برای بررسی عمیق آنها نیست، بلکه توجه او به ردگیری شبکهای از روابط است و اهمیت واژههای منفرد توسط ربط و نقش آنها در متن تعیین میگردد» (89: 1988).
واژههای منفرد و معنای برونمتنی
مسلماً صحیح است که واژههای منفرد، کمی بیش از یک «پتانسیل» برای معنی برونمتنی هستند و اینکه معانی آنها بهواسطه همنشینی با واژههای دیگر در یک محیط خاص مینمود مییابد و بهطور فراوانی میتواند تعیین گردد. و هنوز پتانسیل برای معنایی که یک واژه خاص دارد، کاملاً محدود است. شما نمیتوانید از یک کلمه آن معنایی را که خودتان میخواهید بیرون بکشید.
در نتیجه آنچه این موضوع میگوید این است که هرچه سختتر شخص تلاش کند، نمیتواند شبکههای پیوستگی واژگانی را در متن مقصد تولید کند که مشابه با آنهایی باشد که در متن مبدأ است. اگر نمیتوانید از یک کلمه آن معنایی را که خودتان میخواهید، بیرون بکشید، باید به دنبال کلمهای بامعنای کمی متفاوت یا همنشینیهای متفاوت بگردید.
هر زمانی که این حالت رخ میدهد، باعث تغییر ظریف (يا عمدهای) در زنجیرهها و همنشینیهای اصلی متن مبدأ میگردد. در واقع تبدیلها و تغییرات مهمی حتی در متن غير ادبی رخ میدهند.
مثالها
برای مثال، آنها شامل مواردی میشوند که در متن مبدأ از بازی با اصطلاحات برای خلق یک زنجیره واژگانی با خلق شماری از زنجیرههای مجزا که باهم مرتبط هستند (بهواسطه مرتبط کردن تفسير ادبی یا غیرادبی یک اصطلاح)، بهره گرفته میشود. مثالی از این حالت در فصل سوم (ص ۷۳ کتاب اصلی) ارائه شد.
مثالی مشابه برگرفته از یک تبلیغات مربوط به مجله زنان است (woman’s realm) که زنی را با کلاهی بزرگ بر سر نشان میدهد و در زیر تصویر این نوشته آمده است: ‘If you think woman’s realm is old hat … think again’ (روزنامهی کازموپولیتن، اکتبر 1989).
Old had به معنای «بهطور خستهکنندهای آشنا/ غیر جالب» است، ولی معنای تحتاللفظی آن یعنی had در اینجا بهکاررفته تا یک زنجیرهی واژگانی/ دیداری با متصل کردن آن با کلاه واقعی در عکس خلق شود. این نوع از زنجیره اغلب باید در ترجمه فدا شود چون زنجیرههای اصطلاحی به هم تنیده را فقط میتوان زمانی در زبان مقصد دوباره تولید کرد که اصطلاحی مشابه با آن هم به لحاظ صورت و هم به لحاظ معنا در زبان مقصد وجود داشته باشد.
اتصال پیوستگی بین متن و عناصر دیگر
همچنان چه مثال روزنامه کازموپولیتن نشان میدهد، اتصالهای پیوستگی بین متن و انواع عناصر دیگر، از جمله عناصر دیداری از قبیل تصاویر و نمودارها، عناصر صفحهآرایی مثل جای مطلب بر روی صفحه، و در مورد محیطهای مولتی مدیا از قبیل وبسایتها، عناصر جهتیابی مثل پیوندهای فوق متن و غیره، اغلب برقرار میشود.
جدا از چالش ایجادشده به واسطهی دستکاری اصطلاحها و عناصر دیداری در متن مبدأ، عدم وجود تعادلهای آمده بعضیاوقات مترجم را مجبور میسازد تا به استراتژیهایی از قبیل به کار بردن کلمات فراگیر، دگرگویی با کلمهی قرضی متوسل شود.
این کار طبیعتاً منجر به تولید زنجیرهای متفاوت واژگانی در متن مقصد میگردد. به همین منوال، ساخت دستوری زبان مقصد ممکن است مترجم را وادار سازد تا اطلاعاتی را اضافه یا حذف کند و بخشهایی از متن مبدأ را به صور مختلف بازنویسی نماید.
پیوستگی واژگانی در ترجمه غیر ادبی
مسلماً در ترجمهی غیرادبی، شبکههای جدید روابط واژگانی که در متن مقصد و در خلال ترجمه کردن خلق شدهاند، اغلب در جمع بسیار شبه به روابط واژگانی متن مبدأ خواهند بود با این وجود این روابط واژگانی متفاوت هستند و این تفاوت (اگر چه بسیار اندک میتواند باشد) میتواند بر روی پیوستگی و انسجام (فصل هفتم را ببینید) متن مقصد به میزان متفاوتی و بسته به مهارت و تجربهی مترجم تأثیرگذار باشد.
هر نوع مشکل واژگانی و دستوری که مترجم ماهر در ترجمهی یک متن با آنها مواجه میشود و هر نوع استراتژیهایی که برای حل این مشکلات به کار میبرد، باید اطمینان حاصل کند که در انتهای روز، متن مقصد، سطح بسندهای از پیوستگی واژگانی و انواع پیوستگیهای دیگر را بهنوبهی خود، دربر دارد. تغییرات کوچک و ظریف- و بعضیاوقات تغییرات فاحش- اغلب اجتناب ناپذیرند.
ولی آنچه مترجم همواره از آن باید اجتناب کند، تولید متنی در منتها درجهی مقیاس است که به نظر یک مجموعهی تصادفی از واژهها است که هیچچیز به زنجیرههای واژگانی قابلتشخیص نمیافزاید که مفهومی در یک بافت خاص داشته باشد.
مثالی از برینتونز
بروشور برینتونز مثالی از نوع تغییرات ظریف و کوچکی است که معمولاً در سطح پیوستگی واژگانی در ترجمهی غیرادبی حادث میشود. نگاهی سریع به دو نسخهی ارائهشده در زیر، تفاوتهای فاحشی را در الگوهای تکرار و همآیندی آشکار میسازد. ما مجبور نیستیم این دو متن را مفصلاً تحلیل کنیم تا دریابیم که تکرار بسیار بیشتری در نسخهی عربی در مقایسه با متن انگلیسی وجود دارد.
برای مثال واژهی company فقط یکبار در متن انگلیسی میآید؛ ولی معادل عربی آن یعنی sharika، هشت بار تکرار میگردد. به همین منوال، واژهی (s) colour سه بار در متن انگلیسی و معادل عربی آن هفت بار تکرار میشود. برخی از همنشینیهای ظریف که توسط انتخاب دقیق واژهها در متن انگلیسی خلق شدهاند، بهناچار در ترجمه از دست رفته است. انتخاب واژههایی مانند plant (و نه factory)، qualities (و نه kinds یا types)، complementary (و نه matching colours) و select (و نه choose) نقشی در خلق یک تصویر خاص از برینتونز و محصولات آن در ادراک خواننده، بازی میکند.
این واژهها به همراه واژههای دیگری مثل discerning در جملهی پایانی، جمعاً تصویر برینتونز را بهعنوان شرکتی معظم که گسترهای منتخب از محصولات را تولید میکند، تقویت مینماید.
این همنشینیهای ظریف در نسخهی عربی حذف شدهاند چون ساختواژگانی زبان عربی به مترجم اجازه نمیدهد که همان گسترهی انتخابها را داشته باشد؛ برای مثال، تمایز بین plant/ factory یا choose/ select در زبان عربی وجود ندارد. افزون بر این، زبان عربی معادلهای آمادهای برای واژههای complementary و discerning ندارد. اولین کلمه، یعنی complementary، در نسخهی عربی بهصورت ‘the colours of which match the rest of the colours of the collection’ دگر گویی شده است. بدون شک یک دگر گویی نمیتواند همان نوع از همنشینی را در مقام واژهها ایجاد کند. واژهی دوم، یعنی discerning، بهطور کل حذف شده است.
متن مبدأ (بروشور برینتونز):
Brintons have been manufacturing fine quality woeven carpet for over 200 years. They are a privately owned company specializing in Axminster and wilton carpets, using wool-rich blends. They have a totally integrated operation from the preparation of the yarn through to the weaving process. All their products are made on looms designed and built by their own engineers, and recognized as the most technically superior weaving plant in the world. brintons are one of the largest weavers with a production capacity in excess of 100.000 square metres per week.
The recently introduced New Tradition Axminster range is already creating great interest and will be on display at the Exhibition. New Tradition offers a fascinating series of traditional patterns in miniature using sich jewel-like colours that glow against dark back-grouds, suitable for a vide variety of heavy wear locations from hotels, restaurants and leisure areas to high quality residential situations.
The successful Finesse and Palace Design qualities will also be displayed. Both carpets have geometrically styled designs suitable for both residential and contract use. Palace Design also incorporales a border and plain range in complementary colours.
Other Brintons products suitable for the commercial world, such as Bell Twist, Heather Berber, Broadloop, Bell Trinity and Trident Tile will also be on display.
Brintons will be delighted to solve any carpeting problems as special designs and qualities can be produced for minimum quantities. Their standard range of colours offers over 200 possibilities for the disceming designer to select form.
متن مقصد:
تقوم شركة برينتوتز بتصنيع أرقى أنواع السجاد المنسوج منذ أكثر من 200 عام، وهي شركة
خاصة. تتخصص في انتاج سجاد الأكمنتر و الويلتون الذي تدخله نسبة عالية من الصوف.. هذا و تقوم الشركة بتنفيذ جميع خطوات الانتاج بمصانعها، من اعداد الخيوط الى نسجها على أنوال من تصمیم و منع مهندسی الشركة. و تعتبر مصانع پرینتونز أكثر مصانع النسيج تقدما من الناحية الفنية في العالم كله، كما تعتبر شركة برینتونز من أكبر شركات النسيج بطاقة انتاجية تزيد عن 100.000 متر مربع في الأسبوع.
اثارت مجموعة «نيو ترادیشن اکسینستر» درجة عالية من الاهتمام منذ أن قامت الشركة بتقديمها
” حديثا، و هي من ضمن انواع السجاد التي سيتم عرضها بالمعرض، تقدم مجموعة «نیو ترادیشن» عده من التصمیمات التقلیدیه الممتعه بحجم مصغر، فی ألوان باهره کألوان الجواهر، تزید الخلفات الداکنه من توهجها. و هی مناسبه للترکیب فی العدید من المواقع التجاریه ذات الاستمعمال الکثیف، مثل الفنادق و المطاعم و الأماکن الترفیهیه و بعض المواقع السکنیه ذات المستوی الرفیع.
کما بتضمن المعرض نماذج من سجاد «فینس» و «بالاس دیزاین» اللذین تم تسویقهما بنجاح کبیر. و یتسم هذان النوعان من السجاد بتصمیماتهما الهندسیه و یصلحا للاستخدام فی کل من المواقع السکنیه و التجاریه. هذا و تشتمل مجموعه «بالاس دیزاین» علی عده ألوان ساده و تصمیمات فی شکل کنار تتماشی الوانها مع باقی الوان المجموعه.
هذا و سوف تقوم شرکه برینتونز بعرض عده أنواع أخری من السجاد المناسب للاستعمال التجاری، مثل «بل تویست» و «هاذر بربر» و «برود لوب» و «بل ترینتی» و «ترایدنت تایل».
یسر شرکه برینتونز مساعدتکم علی حل أی مشاکل خاصه بالسجاد، حیث یمکنها انتاج تصمیمات و أنواع خاصه بکمیاب مساعد تکم علی حل أی مشاکل خاصه بالسجاد، لدی الشرکه تزید عن مائتی لون مما یتیح لأی مصمم فرصه کبیره للاختیار.
ترجمهی معکوس به انگلیسی:
Brintons company has been manufacturing the finest quality of woven carpets for over 200 yers, and it is a private company, specializing in the production of Axminster and Wilton carpets in which enters a high percentage of wool. This and the company carries out all steps of production in its factories, from preparing the yarn to weaving it on looms designed and manufactured by the company engineers, and Brintons factories are considered the most advanced weaving factories from the technical aspect in the whold world, also Brintons company is considered among the largest Weaving companies with a production capacity which exceeds 100.000 : square metres per week.
The ‘New Tradition Axminster collection has aroused a high degree of interest since the company undertook its introduction recently, and it is among the types of carpets which will be displayed at the exhibition. The ‘New Tradition’ collection presents a number of fascinating designs in a reduced size, in dazzling colours like
the colours of gems, the glowing of which is increased by the dark backgrounds. And it is suitable for fitting in many commercial locations with heavy use, such restaurants and leisure places and some residential locations of fine standard.
Also the exhibition includes samples of ‘ samples of ‘Finesse’ and ‘Palace Design’
carpets, which have been marketed with great success. ess. And these two types of carpet are characterized by their geometrical designs and are suitable for use in both residential and commercial locations. This and the ‘Palace Design’ collection comprises several plain colours and designs in the shape of a border, the colours of which match the rest of the colours of the collection.
This and Brintons company will undertake to display several other types of carpet suitable for commercial use, such as ‘Bell Twist’ and ‘Heather Berber’ and Broadloop’ and ‘Bell Trinity’ and ‘Trident Tile’.
Brintons company is pleased to assist you in solving any problems concerning carpets, as it can produce designs and special types in limited quantities, also the collection of colours available at the company exceeds 200 colours which allows any designer a big opportunity for choice.
فقدان پیوستگی واژگانی در متن عربی
تفاوتهای بالا در الگوهای تکرار و همآیندها بدین معنی نیست که متن عربی فاقد پیوستگی واژگانی است. برای مثال، ما مشاهده کردهایم که افزایش در تکرار واژههایی از قبیل ‘company’ و ‘colours’ وجود دارد. پس این متن عربی دارای شبکههای پیوستگی واژگانی خاص خودش است، ولی اینها با شبکههای خلقشده در متن انگلیسی مطابقت ندارند و همان نوع تداعی را در ذهن خوانندهی مقصد ایجاد نمیکنند.
توجه کنید که بخشی از پیوستگی واژگانی هر متنی لاجرم بهواسطهی ترجمهی معکوس نامفهوم میشود، چون آن از ساخت صرفی آن زبان مشتق میگردد. برای مثال، در نسخهی عربی متن بالا، روابط پیوستگی بین واژههای عربی برای ‘display’ و ‘exhibition’ وجود دارد، چون آنها از یک ریشه مشتق شدهاند. متأسفانه، این نوع روابط و پیوندها را نمیتوان بهسادگی در ترجمه معکوس نشان داد.
تفاوت زبانها در سطح واژگان
نکتهای که باید در ذهن داشت این است که زبانها در سطح تکرار واژگانی قابلیت تحملشان معمولاً باهم فرق دارند. مثال بالا نشان میدهد که زبان عربی تحمل سطح بالاتری از تکرار واژگانی را در قیاس با زبان انگلیسی دارد. به نظر میرسد از این لحاظ زبان یونانی بیشتر شبیه به زبان عربی باشد تا به زبان انگلیسی، برای مثال قطعهی منتخب زیر را از تاریخچهی مختصری از زمان نوشتهی هاوکینگ (2- 1: 1988) در نظر بگیرید:
Most people would find the picture of our universe as an infinite tower of tortoises rather ridiculous, but why do we think we know better? What do we know about the universe, and how do we know it? Where did the universe come from, and where is it going? Did the universe have a beginning, and if S), what happelled before then? What is the nature of tiine? Will it ever come to an end? Recent breakthroughs in physics, made possible in part by fantastic new technologies, suggest answers to some of these longstanding questions. Someday these answers many seem as obvious to us as the earth orbiting the sun – or perhaps as ridiculous as a tower of tortoises. Only time (Wllatever that may be) will tell.
اگر متن بالا را بررسی کنید درخواهید یافت که شش واژه (بهجز کلمات نقش نمایی مثل the و where) بهصورت زیر تکرار شدهاند:
Know (3 بار) universe (4 بار) time (2 بار)
Answers (2 بار) ridiculous (2 بار) tower of tortoises (2 بار)
این الگو در ترجمهی اسپانیولی خیلی شبیه هم خواهد بود:
Saber ‘know’ (2 بار) universe ‘universe’ (4 بار)
Tiempo ‘time’ (3 بار) respuestas ‘answers’ (4 بار)
Tiempo ‘time’ (3 بار) respuestas ‘answers’ (2 بار
Ridiculo ‘ridiculous’ (2 بار) torre de tortugas ‘tower of tortoises’ (2 بار)
این را با ترجمهی یونانی مقایسه کنید یعنی جایی که شمار واژههای تکرار شده (13 بار) و شمار تکرار برخی واژهها، برای مثال ‘universe’ (6 بار) هم بیشتر از تکرارها در متن انگلیسی و هم بیشتر از متن اسپانیولی است:
anthropi ‘people’ (2) ikona ‘picture’ (2)
simpun ‘universe’ (6) gnorizo know’ (3)
ipurkho ‘exist’ (6) khronos time’ (5)
arklıi beginning’ (2) upandisi ‘answers (2) vi ‘earth’ (3)
evnoitos ‘obvious’ (2) anuitos ‘silly’ (2)
stirizo supported’ (2) apiri sira apo trapudo kharta infinite series of cards’ (2)
تا آنجایی که با صحبت کردن با بومی زبانان یونانی میتوانم اظهار کنم، نسخهی یونانی کتاب هاوکینگ خوانش پذیری فوقالعاده خوبی دارد. ممکن است یکی از دلایل خوانشپذیری آن شبیه یک متن اصلی این باشد که این ترجمه از الگوهای تکراری سود میبرد که در کلام یونانی معمول هستند و فقط الگوهای تکرار مربوط به متن مبدأ انگلیسی کپی نشدهاند.
تغییرات در الگوی پیوستگی
ولی تغییرات در الگوهای پیوستگی واژگانی معانی ایدئولوژیک مهمی را در برخی بافتها دارد. میسون (95: 2010/ 1994) مثالی عالی از یک متن دربارهی تاریخچهی مکزیک که ترجمههای اسپانیولی و انگلیسی آن در نسخهی ماه آوریل 1990 راهنمای یونسکو چاپ شد، ارائه داد. در زیر این دو متن عرضه شدهاند:
¿Tiene la historia un destino?
Miguel león-Portilla
Antiguos y prolongados esfuerzos por conservar la memoria de sucesos que afectaron a la comunidad integran el primer gran capitulo de la búsqueda del ser y del destino mexicanos. Así, ya en la época prehispánica se alinna lina fomna característica de interesarse por preservar la incinoria de sí mismo y luchar contra el olvido. Esa memoria era indispensable a los viejos sacerdotes y sabios para prever los destionos en relacion con sus calculos calendaricos. Tal quehacer de elaboracion y registro y registro de una historia divina y humana perdora en miles de vestigios arqueologicos que abarcan mas de veinte siglos antes de la llegada de los espanoles en 1519. Asi, por ejemplo. las estelas de ‘Los Danzantes’ en Monte Alban, Oaxaca, fechadas entre 600 y 300 a.C., constituyen en el Nuevo Mundo el mas antiguo registro de aconteceres, con sus anos y dias, nombre de lugares, de reyes y senores.
El destino – o los destinos – de los muchos pueblos que han vivido y eu en tierras mexicanas tuvo tiempos propicios y tiempos funestos. Huboepocas de gran creatividad y otras de crisis y enfrentamientos, que llevaron a Tomáticas desapariciones de hombres y de formas de existir. Los mitos y levendas, la tradición oral y el gran conjunto de inscripciones perpetuaron la memoria de tales aconteceres.
Del más grande y trágico de los encuentros que experimentó el hombre indigena habrían de escribir personajes como el propio conquistador Hernán Cortés en sus Cartas de Relación y el soldado cronista Berual Díaz del Castillo en su Historia verdadera de la Nueva España. Pero también los vencidos dejaron sus testimonios. Entre otros, un viejo manuscrito fechado en 1528, que se conserva ahora en la Biblioteca Nacional de Par’s, consigna en lengua náhuatl (azteca) la memoria de lo que fue para los antiguos mexicanos el más grande de los traumas.
History of Destiny?
Miguel León-Portilla
Mexicans have always exhibited an obstinate determination to safeguard the meinory of the major events that have marked their society and this has coloured the way in which they veiw their identity and destiny. From preColumbian times they have been engaged in a continuous batile to save their history froin oblivion. Knowledge of the past was the foundation on which their priests and diviners based their astronomic calculations and their predictions of the future. Countless archaeological remains from the two thousand years before the arrival of the Spaniards in 1519 bear witness to the Mexican desire to interpret and record the history of gods and man, The ste lae known as danzantes (‘dancers’) at Monte Albán in tlie Oaxaca valley, “On which are inscribed a record of the passing days and years, place-names and the names of kings and other notables, constitute the oldest known chronicle (600 to 300 BC) of the New World.
The people, or rather peoples, who succeeded one another on Mexican soil met with mixed fortunes. Bursts of creativity were punctuated by times of crisis and war which even led to the abrupt disappearance of entire populations and civilizations. The memory of these events lives on in the thousands of inscription and the legends of oral tradition.
The greatest and most tragic clash of cultures in pre- Columbian civilization was recorded by some of those who took part in the conquest of Mexico. Hernan Cortes himself sent five remarkable letters (Cartas de relacion) back to Spain between 1519 and 1526; and the soldier- chronicler Bernal Diaz del Castillo (c. 1492- 1580), who served under Cortes, fifty years after the event wrote his Historia verdadadera de la conquista de la Nueva Espana (‘True History of the Conquest of New Spain’). The vanquished peoples also left written records. A manuscript dated 1528, now in the Bibliotheque Nationale in Paris, recounts in Nahuatl, the language of the Aztecs, the traumatic fate of the Indians.
میسون نشان میدهد که چگونه شبکههای پیوستگی واژگانی در متن مبدأ که متکی بر تکرار واژههایی از قبیل memoria و destino و بر ارتباط معنایی بین واژههایی مثل esfuerzos (efforts)، luchar (struggle)، و quehacer و (task) قرار دارند، در ترجمهی انگلیسی مختل شده و در نتیجه به چیزی تبدیل شده که او آن را بهعنوان «تبدیل اساسی ارزشها» توصیف میکند.
پیوستگی واژگان در متن اسپانیایی
همچنان چه میسون توضیح میدهد، متن مبدأ اسپانیولی قبول میکند که «فاتحان اسپانیایی تاریخچهی مکزیکیها را به ترتیب زمان نوشتهاند» ولی اصرار دارد که «صداهای بومی، و عدم وجود نماینده بهاندازه کافی تاکنون وجود دارد که شایان شنیده شدن هستند و اینکه میراث باارزش «خاطره» را در ثبت نوشتاری خودشان نگه داشتهاند» (همانجا: 91). میسون میگوید شکست در تولید این زنجیرهی واژگانی مرتبط در متن مبدأ، به خوانندهی متن انگلیسی اجازه نمیدهد تا معنی پیوند بین زمان گذشته و زمان حال را برای جامعه مبدأ قابل درک کند.
نتیجه این است که «خاطرهای به این صورت کماهمیت نشان داده میشود، و جستجوی فعال برای گذشته و وظیفهی ضبط آن به دیدگاهی منفی از گذشته و نیاز به تفسیر آن تبدیل میگردد»چ
ارجاع، جایگزینی و حذف
ارجاع، جایگزینی، حذف، همپایگی (= حرف ربط) و پیوستگی واژگانی وسایلی هستند که هالیدی و حسن برای برقرار روابط و اتصال پیوستگی در زبان انگلیسی مشخص کردند.
این وسایل/ علائم احتمالاً در مورد شمار زیادی از زبانها مشترک است. ولی زبانهای مختلف رجحانهای متفاوتی برای استفاده از وسایل/ علائم خاص با تداول بیشتر نسبت به زبانهای دیگر دارند یا رجحان آنها استفاده از ترکیبات خاصی است که ممکن است سازگار با الگوهای پیوستگی زبان انگلیسی نباشد.
برای مثال، کاربرد ضمیر در زبان انگلیسی بسیار متداول است ولی در زبانهای ژاپنی و چینی بهندرت مورداستفاده قرار میگیرد. تکرار واژگانی در زبان عبری در مقایسه با زبان انگلیسی، خیلی بیشتر تداول دارد (برمن 1978، نقلشده در بلوم- کولکا 19: 1986).
جدول 2. پیوستگی هم وقوعی و همآیندی (برگرفته از میسون 88: 200/ 1994)
| متن مبدأ | متن مقصد |
| Memory | Memoria |
| History | Memoria |
| Knowledge of the past | Memoria |
| Memory | Memoria |
| — | Memoria |
| Destiny | destino |
| The future | Destinos |
| — | Destino |
| — | Destinos |
| Obstinate determination | Esfuerzos (efforts) |
| The way in which they view | Busqueda (search) |
| To save … from | Luchar contra (struggle against) |
| Desire | Quchacer (lask) |
| Bursts of creativity | Epocas de gran ereatividad (ages of great creativity) |
تداوم زمانی و ثبات از دیگر عوامل پیوستگی
همچنین پیوستگی توسط وسایل و علائم دیگری بهجز آنهایی که توسط هالیدی و حسن ذکر شد و در بالا مورد بحث قرار گرفت، حاصل میشود. اینها شامل تداوم زمانی، ثبات و پایایی سبک، علائم نقطهگذاری از قبیل دو نقطه،نقطه ویرگول است که شبیه حروف ربط، نشاندهنده این است که چگونه بخشهای مختلف متن به هم متصل شدهاند. در اینجا شایانذکر است که تغییرات بیدلیل سبکی که دشواری متداولی در ترجمه است، میتواند بهصورت جدی پیوستگی و انسجام (فصل هفتم را ببینید) یک متن را مخدوش سازد.
علائم اضافی در برخی زبانها
برخی زبانها دارای وسایل/ علائم متفاوت یا اضافی هستند: برای مثال، بعضی زبانها مثل زبان آگوارونایی از «زنجیرهسازی» بهره میجوید، یعنی جایی که بخشی از اطلاعات قبلی (برای مثال گزاره جملهی قبل) در جملهی بعدی تکرار میگردد (لارسن 1984)، همچنان چه قبلاً در این فصل نشان داده شد.
همچنین پیوستگی میتواند بین عناصر متنی و غیرمتنی برقرار گردد که شامل مطالب دیداری، صفحهآرایی، و عناصر جستجو و یادآوری از قبیل پیوندهای فوق متن در اینترنت است.
تفاوت سطح پیوستگی واژگانی از زبانی به زبان دیگر
درنهایت، سطح کلی پیوستگی میتواند از زبانی به زبان دیگر متفاوت باشد؛ حتی در درون یکزبان نیز متنهای مختلف ممکن است به لحاظ زیاد بودن پیوندهای پیوستگی باهم متفاوت باشند، ویرا (1984، نقلشده در بلوم- کولکا 1986) چنین مطرح میکند که زبان پرتغالی سطح بالایی از پیوستگی آشکار را در مقایسه با زبان انگلیسی ترجیح میدهد.
پیوستگی مربوط به الگوهای حشو میشود و اینها هم در میان زبانها و هم در انواع متن میتوانند متفاوت باشند. علائم آشکار پیوستگیُ سطح حشو را در متن بالا میبرد؛ و عدم وجود آنها سطح حشو را پایین میآورد. بلوم- کولکا خاطرنشان میسازد که گرایش عامی در ترجمه در راستای افزایش سطح وضوح وجود دارد، یعنی افزایش سطح حشو در متن مقصد، و چنین مطرح میکند که «ممکن است به این دلیل باشد که تصریح، یک استراتژی جهانی است که در فرآیند میانجیگری زبان ذاتاً وجود دارد و توسط زبان آموزان، مترجمان غیرحرفهای و مترجمان حرفهای حس میشود» (21: 1986).
این ادعا در چند پژوهش از اواسط دههی 1990 موردبررسی دقیق قرارگرفته و نتایج متفاوتی هم به بار آورده است. بهویژه کتابهای نوشتهشده توسط اولوهان و بیکر (2000)، کنی (2004)، انگلوند دیمیتروا (2005) و مورانن (2008) را بخوانید.