ویژگی‌های سازمان‌دهی متن چیست؟

ویژگی‌های سازمان‌دهی متن چیست؟

برای توضیح سازمان‌دهی متن باید اینگونه آغاز کنیم: هر متنی (در هر زبانی) ویژگی‌های زبانی خاصی دارد که ما را قادر می‌سازد تا آن را به‌عنوان را متن بشناسیم. ما تا حدودی یک زنجیره زبانی را به‌عنوان یک متن می‌شناسیم چون به‌عنوان یک به ما ارائه‌شده است و درنتیجه ما حداكثر سعی خود را می‌کنیم تا معنی آن را به‌عنوان یک واحد بفهمیم؛ و تا حدودی نیز دلیل این است که ما پیوندهایی در درون و بین جملات آن درک می‌کنیم. این پیوندها انواع مختلفی دارند.

انواع پیوند در متن

اول، پیوندهایی وجود دارند که در خلال آرایش اطلاعات در درون هر جمله و چگونگی ارتباط آن با آرایش اطلاعات در جمله‌های قبلی و بعدی ایجاد می‌شود؛ این موارد عمدتاً به بسط و تداوم موضوع از طریق ساخت‌های مبتدایی و اطلاعات (thematic and information structures)ربط دارد.

سازمان‌دهی متن

دوم پیوندهای صوری وجود دارند که ارتباط‌های بین اشخاص و رویدادها را بنا می‌نهند؛ این‌ها ما را قادر می‌سازند تا مشارکین در متن را بشناسیم و نحوه ارتباط بخش‌های مختلف متن با یکدیگر را تعبیر کنیم (انسجام (cohesion). درنهایت، پیوندهای زیربنایی معنایی وجود دارند که ما را قادر می‌سازند تا از یک متن به‌عنوان یک واحد معنی، «معنی بگیریم»؛ ما این‌ها را در زیر عناوین پیوستگی (coherence) و استلزام (implicature) در فصل هفتم («تعادل کاربردشناختی») موردبحث قرار خواهیم داد.

ویژگی سازمان‌دهی متن

یک ویژگی خاص دیگر سازمان‌دهی متن از مفاهیم همپوش ژانر و نوع متن حادث می‌شود. هردوی این‌ها مربوط هستند به نحوه بسته‌بندی مطالب متنی توسط نویسنده به همراه الگوهایی که برای خواننده آشنا می‌باشند.

متن‌ها برحسب شيوه انجام این نوع بسته‌بندی» به دودسته تقسیم می‌شوند.. اولین و بسر راست‌ترین طبقه‌بندی بر اساس بافت‌هایی است که در آن‌ها این متن‌ها می‌آیند و درنتیجه برچسب‌های نهادینه‌ای مثل «مقاله مجله»، «کتاب درسی علمی»، «سرمقاله روزنامه» یا «بروشور سفره دارند.

دومین طبقه‌بندی، طبقه‌بندی‌های ذهنی‌تر و کمتر نهادینه شده است و درنتیجه طبقه‌بندی مهم‌تری است که معمولاً در مورد کل متن به کار نمی‌رود بلکه در مورد بخش‌هایی از آن اعمال می‌گردد.

انواع طبقه‌بندی

برچسب‌های معمول این نوع طبقه‌بندی، شامل «روایت»، «گزارش»، «مناظره»، و «دستورالعمل» است. طبقه‌بندی اول، بافت‌ها و طبقه‌بندی دوم عواملی نظیر ماهیت پیام‌های دخیل با رابط گوینده/ مخاطب را مد‌نظر دارد. هر دو نوع طبقه‌بندی در تعریف معضلات ترجمه و توجیه استراتژی‌های معین برای فائق آمدن بر آن معضلات، مفید هستند.

عطف به ژانرهای نهادینه شده‌ای و مثل «متون مذهبی» و «سرمقاله روزنامه» در صورت قابل اعمال بودن در سرتاسر این کتاب مورد رمان قرار گرفته است. برای بحثی جالب راجع به معضلات ترجمه که مکرراً مربوط به نوع دوم این می‌شود به کتاب نوشته هتيم و ميسون (۱۹۹۰) رجوع کنید برای بحث گسترده‌تر درباره نوع متن و ژانرها به کتاب نوشته تروزبورگ (۱۹۹۷) مراجعه نمایید.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط