نزدیکترین مصداق غير متن در زندگی واقعی، البته با کنار گذاشتن آثار شعرا و نویسندگان آثار منثوری که عمداً سعی در خلق غیر متن داشتهاند شاید همان گفتار بچهها و ترجمههای بد باشد.
ما در مقام مترجم با مقولات واژگانی و ساختهای دستوری در مراحل مختلف فرایند ترجمهای دستوپنجه نرم کنیم. بااینوجود ما باید متن را بهعنوان یک کل در نظر بگیریم، هم در ابتدا و هم در انتهای این فرایند ترجمه بهاستثنای متون فوقالعاده تکراری و قابل پیشبینی، از قبیل راهنمای استفاده از کامپیوتر، مترجم وظیفهشناس تا زمانی که متن را حداقل یکبار نخوانده و «لب مطلب» پیام کلی را نگرفته، شروع به ترجمه آن نمیکند.
ولی این فقط قدم اول است، مترجم وقتی متن مبدأ را فهمید، سپس باید به وظیفه تولید نسخهای در زبان مقصد بپردازد که بتوان آن را فيالنفسه در مقام یک متن قبول کرد.
غیر متن چیست؟
بسته به نوع متنی که ترجمه میشود (برای مثال، یک رمان در برابر مجموعهای از دستورالعملها برای راهاندازی یک دستگاه و هدف تعیینشده برای ترجمه توسط مترجم با کارگزاری جملهبندی و الگویندی همایندی و دستوری نسخه مقصد باید او معمولاً اینچنین است با هنجارهای زبان مقصد تطابق داشته باشد – ولی حتی در این زمان هم ترجمه ممکن است خارجی یا ناشیانه به نظر آید.

از این بدتر، این ترجمه ممکن است حتی برای خواننده زبان مقصد مفهوم نباشد. الگوهای همآیندی و ساختهای دستوری موردقبول، فقط میتواند خوانش پذیری جملات مستقل را بالا ببرد، ولی بهخودیخود تضمین نمیکند که جملات و پاراگرافها به متنی قابلخواندن با متنی منسجم تبدیل شود.
مثالی از ویلسون
ویلسون در یک نسخه دستخطی چاپ نشده تحت عنوان «مواد سازنده سبک خوب و برجسته» در مورد تفاوت بین یک نسخه قدیمی و یک نسخه تجدیدنظر شده انجیل به زبان داگبانی (Dagbani) چنین میگوید:
برای بومی زبان دشوار بود تا بیان کند که چه چیز نسخه قبلی غلط بود، بهجز اینکه بگويد «خارجی» است. از آنجاییکه به لحاظ صوری به نظر میرسید که هیچ غلط دستوری آشکاری وجود ندارد، و واژگان آن نیز آشکارا صحیح بود، مواد سازنده این خارجی بودن در نگاه نخست مشخص نبود، باوجوداین، حالا یک مقایسه مشخص کرده است که نسخه قدیمی ازآنچه عمدتاً صدمه میدید، کمبود شدید «ساخت کلام» بوده یعنی نحوه ترکیب جملات به پاراگرافهایی که بهخوبی باهم ادغامشدهاند، و همچنین نحوه و پاراگرافها به یک کل خوشساخت. ولی برعکس، نسخه جديد تسلط بنده بومی را بر روی شیوههای نشان دادن متن بهصورت نثری منسجم و میآید که … لذتی واقعی برای خواندن را فراهم میآورد. از خود نشان میدهد.
ویژگیهای یک متن
پس یک متن دارای ویژگیهای سازماندهی است که آن را از غیر متن (یعنی کلکسیونی تصاعدی از جملات و پاراگرافها) مجزا میسازد. درست همانند الگوبندی همآیندی و دستوری و انواع زیادی از دیگر پدیدههای زبانی، این ویژگیهای سازماندهی متن، مختص به زبان و فرهنگ هستند.
هر جامعه زبانی شیوههای مرجحی برای سازماندهی انواع مختلف کلام دارد. به همین دلیل است که خوانندگان مقصد اغلب آنچه را یک نوشتار «عادی» به لحاظ واژگانی و دستوری تصور میشود، یک ترجمه یا یک نوشتار «خارجی» تشخیص میدهند.
ترجمه ممکن است به مقاصد مختلفی صورت بگیرد. بااینوجود، چنین فرض میکنیم که هدف غایی مترجم، در اکثر موارد، رسیدن به میزانی از تعادل در سطح متن است و نه در سطح کلمه یا عبارت.
تبدیل ترجمه به متن
در اغلب موارد مترجم مایل است که خواننده، یک ترجمه خاص را بهعنوان متن تلقی کند و از اینکه آنیک ترجمه است، آگاهی نیاید. مترجم برای رسیدن به این هدف نیاز دارد تا ویژگیهای خاص سازماندهی نوشته مقصد را به همراه شیوههای مرجح سازماندهی کلام در زبان مقصد همسو سازد.
این حوزه از مطالعه زبان تا حدودی «نامرتب تره از مطالعه واژگان و دستور زبان است، متنها به شیوههای مختلفی میتوانند سازماندهی شوند؛ و طبیعی بودن یا طبیعی نبودن سازماندهی آنها توسط عوامل زیادی تعیین میشود. د بو گرانده و در سلر به درستی خاطرنشان میسازند که بسیار راحتتر است که تصمیمگیری نماییم که چه چیزی سازنده یک جمله دستوری یا موردقبول است تا اینکه تصمیم بگیریم که چه چیزی سازنده یک توالی جمله دستوری یا قابلقبول، پاراگراف، متن، با کلام، است». مهمتر اینکه مطالعات مربوط به متن از دستاوردهای جدید تبر در زبانشناسی است.
نوشتار ادبی و غیرادبی
باید اذعان داشت که سنت طولانیمدتی هم در زبانشناسی و در هم در مطالعات ادبی در راستای تحلیل آثار نویسندگان، بهویژه نویسندگان ادبی، وجود دارد، ولی کار نسبتاً کمی در مورد حوزههای مطالعات متنی بهعنوان نوشتار غیرادبی در درون یک جامعه با الگوهای مرجح سازماندهی متن در انواع مختلف کلام صورت گرفته است، افزون بر این، مطالعاتی که اکنون در دسترس هستند.
اکثراً مربوط به توصیف الگوبندی و قراردادهای موجود در انگلیسی نوشتاری و گفتاری میباشند. و آثار خیلی کمی در نحوه توصیف انواع متن، برای مثال، در زبان چینی با اسپانیولی، یا چگونگی سازماندهی چنین متنهایی دارند، خوانندگان توجه خواهند کرد که بقیه این کتاب بعضیاوقات، بیشتر ایجاد سؤال خواهد اینکه به سؤالها پاسخ دهد. ولی امیدوارم که این خوانندگان موافق باشند که ایجاد سؤال کردن حداقل یک گام جلوتر برای یافتن پاسخها و حل معما هست.
در ادامه بخوانید: ویژگیهای سازماندهی متن