دوروتی کنی: «مطالعات پیکره بنیاد ترجمه: یک پیشرفت کمی یا کیفی؟» چاپ شده در مجلۀ مطالعات ترجمه، شماره 1/9، 2006، صفحات 7-46.
نویسندۀ این متن مفید بودن مطالعات پیکره شناختی را در ترجمه مورد ارزیابی قرار میدهد و همچنین حدی را که پیکرههای زبانی میتوانند جایگزین مترجم انسانی شوند، میسنجد.
پژوهشگرانی که نیازمند تجزیه و تحلیل آن ویژگیهای زبانی هستند (1) که تحقق صوری آنها به شدت قابل پیش بینی است و (2) آنچنان پربسامد هستند که تحلیلگر نمیتواند بدون کمک شماری از دادهها که حتی از مجموعۀ نسبتا کوچکی از متنها میتوان آنها را استخراج کرد، از پس آنها برآمد، برایشان کاملاً روشن میشود که یک پیکرۀ زبانی (نیمه) اتوماتیک از متنهای الکترونیک منبع ایدهآلی برای استفاده است. از سوی دیگر، ویژگیهای بسیاری از متنها وجود دارند که ارزش مطالعه و پژوهش را دارند ولی تحقق صوری انها کمتر قابل پیش بینی است و در نتیجه نمیتوان با استفاده از ابزار پیکرهای آنها را تشخیص داد. و حتی اگر ابزار پیکرهای را بتوان برای تشخیص مواردی از ویژگیهای خاص به کار برد، مسلما نمیتوان انها را برای تجزیه و تحلیل کامل چنین ویژگیهایی یا برای بافتمندسازی کلی متنها به کار گرفت. این نوع از پژوهش هنوز در حیطۀ تجزیه و تحلیل بشری قرار دارد. پس افرادی که از خارج گود به داخل نگاه میکنند، نیم نگاهی به مطالعات پیکره بنیاد ترجمه دارند، ولی نمیتوان گفت که تکنیکهای پیکره شناختی در مقیاس وسیع و به کلی در مطالعات تجربیِ ترجمه پذیرفته شده و همچنین نمیتوان توصیه کرد که این کار باید صورت بگیرد.
برای کدام کارها استفاده از پیکرۀ زبانی بیشترین فایده را دارد؟
به نظر نویسنده، حدود مفید بودن ابزار پیکرهای کجاها هستند؟
شما در حال مطالعه قسمتی از بخش دوم کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه هستید. میتوانید به بخش دوم بروید و فهرست و جزییات مطالب آن را ببینید:
بخش دوم کتاب مقدمهای بر مطالعات ترجمه
میتوانید به فهرست کتاب بروید و بقیه بخشها و فصول آن را ببینید و مطالعه کنید:
کتاب مقدمهای بر مطالعات زبان و ترجمه