ترجمهشناسی در نیمهی اول قرن بیستم و حتی تا اوایل دههی 1970، به طور مشخص متأثر از نظریاتی است که در حوزهی زبانشناسی در باب زبان و مطالعات زبانی مطرح شدهاند. اگرچه اغلب نظریهپردازان حوزهی زبانشناسی به طور مستقیم به بحث و ارائهی نظر و یا نظریه در خصوص ترجمه نپرداختهاند، اما مباحث نظری آنها، بعدها سرمنشاء تحولات عمدهای در عرصهی ترجمهشناسی شد.
تأثیر زبانشناسی بر ترجمهشناسی را میتوان از دو منظر مورد بررسی قرار داد. از منظر اول، مباحث نظری ترجمه متأثر از نظرها و نظریاتی است که از حوزهی صرفاً نظری مربوط به زبان و به عبارت دقیقتر، «زبانشناسی نظری» (Theorestische Linguistik) برآمدهاند و از منظر دوم این مباحث تحت تأثیر نظریههایی قرار دارند که در حوزهی «زبانشناسی کاربردی» (Angewandte Linguistik) مطرح شدهاند.
بررسی تاثیر زبانشناسی بر ترجمهشناسی
در حوزهی زبانشناسی نظری، حوزههای «نحو»، (Syntax) «معناشناسی»، (Semantik) «واجشناسی»، (Phonologie) «نشانهشناسی» (Semiotik) و «کاربردشناسی» (Pragmatik) بیشترین تأثیر را بر ترجمهشناسی بر جای گذاردهاند. همچنین در حوزهی زبانشناسی کاربردی، مباحث نظری ترجمه بیشترین تأثیر را از «زبانشناسی رایانهای»، (Computerlinguistik) «زبانشناسی متن»، (Textlinguistik) «روانشناسی زبان»، (Psycholoinguistik) «عصبشناسی زبان» (Neurolinguistik) و «زبانشناسی شناختی» (Kognitive Linguistik) پذیرفته است.

علاوه بر این، حوزهی «زبانشناسی تطبیقی» (Vergleichende Linguistik) نیز به عنوان یکی دیگر از زمینههای تحقیقاتی مرتبط با زبان، ارائهی نظرهائی در خصوص ترجمه را در پی داشته است. (موضوع حوزهی زبانشناسی تطبیقی، بررسی زبانهای خاص و یا گروههای زبانی براساس ویژگیهای دستوری (ویژگیهای واجشناختی، ساخت واژهای و نحوی) میباشد و از این رو، عموماً در زمرهی زیرمجموعههای زبانشناسی همگانی (Allgemeine Sprachwissenschaft) قرار نمیگیرد.)
الف) زبانشناسی نظر
1- نحو
اگرچه در مطالعات مربوط به ترجمهشناسی، تأثیرپذیری این حوزه از زبانشناسی را غالباً به قرن بیستم نسبت میدهند اما با توجه به اینکه صورت و محتوا همواره دو محور اصلی مباحث ترجمهشناسی را تشکیل دادهاند، میتوان گفت که مباحث نظری این حوزه حتی پیش از قرن بیستم به طور نامحسوس همواره تحتالشعاع حوزهی «نحو» قرار داشتهاند.
در ادامه بخوانید: نحو در مطالعات ترجمهشناسی و زبانشناسی