ترجمه در ایران و تاثیرپذیری از آثار ولتر

ترجمه در ایران و تاثیرپذیری از آثار ولتر

ترجمه در ایران از روی آثار ولتر در زمان قاجار آغاز شد. از بین اندیشمندان فرانسوی که بر تفکر مردم دوره خود و پس‌ از آن تأثیرگذار بودند تنها آثاری از ولتر در دوره ناصرالدین‌ شاه و در دارالترجمه ناصری ترجمه‌ شده است. ولتر آثار بسیار متعددی در ژانرهای مختلف ادبی اعم از شعر، نمایشنامه، رمان، آثار تاریخی و علمی دارد.

از بین آثار متعدد وی، آثار تاریخی وی در دوره قاجار ترجمه‌ شده‌اند. کتاب عقیده ولتر در باب ایران و هند در سال 1301ق توسط اوانس‌خان ارمنی مترجم دارالترجمه ناصری، به فارسی برگردانده شده است. در این کتاب ولتر اطلاعاتی از ایران زمان خود یعنی نادر شاه می‌آورد که هرچند ناقص ولی درخور توجه است.

در این میان اعتمادالسلطنه نیز دو کتاب در معرفی ولتر با نام‌های غصن مثمر در ترجمه ولتر و هدیۀ البریۀ فی التعریفۀ الولتریه در سال 1304ق تألیف می‌کند. از آثار مهم ولتر همچون ساده‌دل (کاندید) و فرهنگ فلسفی هیچ‌یک در دارالترجمه ناصری ترجمه نشده‌اند.

ترجمه گزینشی در دوران ناصرالدین شاه

ترجمه در ایران با گزینش آثار شروع به کار کرد. بدین ترتیب که در دارالترجمه ناصری آثار نویسندگان اروپایی را به‌صورت گزینشی ترجمه می‌کردند. علاوه بر ترس حکومت از ترجمه و چاپ چنین آثاری، دلیل دیگری هم می‌توان برای عدم انتخاب آثار فیلسوفان برجسته غرب متصور شد و آن اینکه مردم جامعه ایران در آن زمان (دست‌کم همان قشر درباری تحصیل‌کرده) هنوز به‌لحاظ ذهنی آمادگی پذیرش و درک چنین آثاری را نداشتند هرچند که در بین قشر تحصیل‌ کرده آن دوران افرادی را متمایل به این آرا می‌بینیم.

ترجمه در ایران

به‌ علاوه وجود افراد مرتجع و سودجویی در دربار همچون میرزا آقاخان نوری (صدراعظم پس از امیرکبیر) که به نقل از آدمیت (16: 1356-17) حتی قصد بستن دارالفنون و بازگرداندن استادان فرنگی آن به اروپا را داشت و جلوی چاپ آثاری چون سفیر ایران در روسیه و مخزن الوقایع را که به باور او باعث بیداری مردم می‌شد می‌گرفت، خود عامل دیگری بود که ترجمه در ایران نسبت به دیگر کشورهای آسیایی راه دشوارتری برای ورود آثار روشنگر و رسیدن به اصلاحات بپیماید.

سه عامل ترجمه نشدن آثار فلسفی در ایران

سه عامل برای ترجمه نکردن آثار فلسفی برجسته غرب در دارالترجمه ناصری می‌توان برشمرد:

اول ترس حکومت و در رأس آن ناصرالدین‌شاه از آگاهی مردم و به تبع آن اعمال فشارها و مجازات شدید برای ترجمه و چاپ کتاب.

دوم وجود ملازمات مرتجع و سودجو در دربار که منفعت خود را در غفلت مردم می‌دیدند و حتی اگر شاه متمایل به انجام اصلاحاتی بود با دسیسه رأیش را می‌زدند.

و سوم وجود مردمی که تنها پنج درصدشان باسواد و به‌ شدت دچار مشکلات معیشتی بودند و با قحطی و خشکسالی دست‌وپنجه نرم می‌کردند.

برای ورود و تأثیرگذاری این اندیشه‌ها به تعداد افراد باسواد و روشنفکر و دلسوز بیشتری نیاز بود. این موارد باعث شدند که آثار اندیشمندان برجسته اروپا و به‌ خصوص آثار روشنگر متفکرانی همچون مونتسکیو، ولتر و روسو یا اصلاً ترجمه نشوند و یا اگر هم ترجمه می‌شوند آثاری از آن‌ها ترجمه شود که نقش چندانی در بیداری سیاسی مردم نداشته باشد.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط