شرق و ترجمه – ژاپن
در ژاپن نیز موتسو هیتو ملقب به میجی (1852- 1912م) طی سلطنت خود که از 1867م آغاز شد رهبری مدرنیزه کردن ژاپن را بهعهده گرفت. در دوره سلطنت او که به دوره میجی معروف است بنای مدرنیزه کردن ژاپن پایهریزی شد. این دوره که «نقطه عطفی تاریخی» در فرهنگ ژاپن بهشمار میرود، تغییرات اساسی در جامعه ژاپن در راستای مدرنیزاسیون ایجاد کرد. دولت نظام سیاسی جدیدی ایجاد کرد و «دولت ملی» بهوجود آورد (سائیتو، 2: 2015). در چنین شرایطی، به باور سانیتو، مردم بسیار مشتاق دریافت اندیشههای غربی بودند (همان).
سرعت سیر ترجمه متون در ژاپن
بنابراین سیر روند ترجمه در این دوره شدت گرفت. میزان ترجمههای دوره میجی بهحدی زیاد است که یک مجموعه 52 جلدی از ترجمههای این دوره در ژاپن تهیه شده است. هر جلد شامل ترجمههای یک نویسنده خاص میباشد. در این مجموعه به ترجمه آثار نویسندگانی که ابتدا در روزنامه و مجلات چاپ شدهاند و بعداً احتمالاً بهصورت کتاب درآمدهاند توجه ویژهای شده است (واکابایاشی، 177: 2012)[4]. کتاب روح القوانین اثر مونتسکیو اولین بار در سال 1875- 76م/ 1282ق یعنی هشتسال پیش از افتتاح دارالترجمه ناصری در ژاپن ترجمه و منتشر شد (هاسبه، 2012: 189). البته معرفی فلسفه غرب به ژاپن سالها پیش از اولین ترجمه مونتسکیو، صورت گرفته بود. نیشی امانه[5] فیلسوفی در دوران میجی است که در 1868 با ترجمه قانون بینالملل و انتشار دایره المعارفی که بر مبنای دایره المعارف فرانسوی آگوست کنت طرحریزی شده بود، به معرفی فلسفه غرب به جامعه ژاپن همت گماشته بود (هاونز، 1970: 217-221).
کدام کشورها در مقابل ورود ترجمه ی متون و آثار غربی مقاومت کمتری نشان دادند
چنانچه از مطالب فوق برمیآید، ورود آثار فلسفی و سیاسی روشنگرانه از طریق ترجمه در دیگر جوامع آسیایی همچون ترکیه و ژاپن با مخالفت و مقاومت کمتری نسبت به ایران موجه بوده است. چنین به نظر میرسد که در ایران همواره تعداد و قدرت مخالفان روشنفکری بهمراتب بیش از کشورهایی چون ترکیه و ژاپن بوده است.
افراد معدودی چون امیرکبیر، میرزاحسینخان سپهسالار و حتی اعتمادالسلطنه به شیوه خودش، که به جد میکوشیدند تحولی در اوضاع اجتماعی سیاسی ایران ایجاد کنند، از پس آن همه ارتجاع و کوتهفکری افرادی که منفعت خود را در واپس ماندن جامعه میدیدند برنمیآمدند. بهعبارتیدیگر این افراد تنها با استبداد ناصرالدینشاه مواجه نبودند آنها با کوهی از واپسماندگی ذهنی که اطراف شاه را در جهت منافع خویش گرفته بودند روبهرو بودند. حتی علیرغم تلاشهای مجدانه فردی چون میرزاحسینخان سپهسالار در ارائه گزارشهای متعدد از پیشرفتها و اقدامات مترقی در عثمانی به دربار و فرستادن کتابهایی که در ترکیه در باب «قواعد ملکیه و قوانین دولتی و رسوم پلیتیک» ترجمه شده بودند و کتابهای فرنگی که «به کار دولت و ملت بخورد» (آدمیت، 1356: 138)
آثار با ارزش ترجمه نشدند
باز هم در دارالترجمه دولتی اثری از آثار بزرگ و روشنگر غرب را نمیبینیم. بررسی فهرست آثار ترجمهشده در دارالترجمه ناصری نشان میدهد که از بین تمام کتابهایی که در دارالترجمه ناصری ترجمه شدهاند هیچ اثری از مونتسکیو و ژان ژاک روسو دیده نمیشود. مهمتر آنکه، با بررسی فهرست نسخ خطی ایران (دنا و فنخا) متوجه میشویم که آثار این نویسندگان حتی در خارج از دارالترجمه چه قبل و چه بعد آن نیز ترجمه نشدهاند.
ترجمه کتاب مونتسکیو با عنوان روحالقوانین
کتاب مونتسکیو با عنوان روح القوانین اولین بار در سال 1321ش، یعنی شصتوهفت سال بعد از ژاپن، در ایران توسط علیاکبر مهتدی در دوره پهلوی ترجمه شد. لازم به ذکر است که عبدالرحیم طالب اُف در سال 1324ق (11 سال پس از مرگ ناصرالدین شاه) در سال پیروزی انقلاب مشروطه، قانون اساسی ژاپن را ترجمه میکند که خود مبتنی بر اثر مونتسکیو است. طبق آنچه در کتاب روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه آمده ناصرالدین شاه نیز در سال 1306ق دستور میدهد امینالدوله «کتابچه قانون» تدوین کند و در 1307ق/ 1889م دستور ترجمه قانون عثمانی را میدهد، اما به باور اعتمادالسلطنه، با مخالفت امین السلطان صدراعظم شاه این قوانین هرگز اجرایی نمیشوند (اعتمادالسلطنه: 1346: 771).