دورهی جدید ترجمهی شعر در ایران 2
دورهی دوم
رویکرد دورهی دوم ترجمه شعر چه بود
همزمان و کمی بعدازاین تلاشها، دورهی دوم ترجمه شعر در دوران معاصر آغاز میشود، که درست عکس رویکرد پیشین ترجمه به شعر را سرلوحه کار قرار میدهد: مترجمان علاقهمند به این گرایش در ترجمه، شعر را فقط معنا و ایماژ میدانند و میکوشند همان را، فقط همان را، به فارسی دربیاورند، بی آنکه به برگردان قالب یا فرم یا لحن توجهی نشان بدهند. نمونه پرشماری از این تلاشها، که از قضا در قالب کتابهای متعدد منتشر شدهاند و هنوز هم در دسترس خوانندگان قرار دارند، ترجمههای شجاعالدین شفا از ادبیات غرب هستند.
تأثیرگذاری ترجمه شعر
در دستگاه ترجمه شفا، همهی شاعران دورانها و زبانهای مختلف، یکجور شعر میگویند، ویکتورهوگو، آلفرد دوموسه، سافو، گوته، شیللر، دانته، شلی، فراست، تاگور، نیچه و… حتی معاصران. به باور من این ترجمهها که در مجلات قدیمی بهوفور منتشر میشدند، بیشتر از ترجمههای نوع اول تأثیرگذار بودهاند و در پیدایش قطعات ادبی رمانتیک، داستانهای پاورقی، شعرهای تعلیمی نو در زبان فارسی مؤثر بودهاند. تأثیر مثبتشان را حتی میتوان در گسترش مضامین شاعرانه در زبان فارسی به عینه دید. شاعران نوگرایی که استعداد بیشتری داشتهاند کسانی از قبیل فروغ فرخزاد، شاملوی جوان، حتی نیما یوشیج و بسیاری دیگر، از خلال همین ترجمههای منثور متوجه مضامین و رونمایههای جدیدی در آنسوی آبها شدهاند که تا آن زمان به آن وسعت در ادبیات کهن ایران وجود نداشتند. این بخش را البته نمیتوان دقیقاً بررسی کرد، مگر با کندوکاو در طیف مضامین مختلف و بسامد آن در شعر شاعران صدسال اخیر و مطابقت آن با مضامینی که از خلال ترجمههای منثور به زبان فارسی وارد شدهاند.