تعریب

تعریب

«تعریب» که در خصوص کلمات و نه افکار و معانی کاربرد دارد، از آغاز پیدایش نهضت ترجمه در عصر عباسی تاکنون، همواره از ناحیۀ دانشمندان و زبانشناسان عرب مورد توجه و عنایت خاصی بوده است. آنها موضوع «تعریب» را مورد بررسی قرار داده و همیشه بحث میکردهاند که آیا کلمات اعجمی غیرعربی را به شکل و صیغۀ عربی که با ساختمان زبان عربی هماهنگ باشد، درآورده و از آن استفاده کنند [همان تعریب] یا اینکه اینگونه کلمات را ترجمه کرده و برایش معادلی در زبان عربی بیابند که دقیقاً به مفهوم اصلیاش در همان زبان بیگانه و یا خیلی نزدیک به معنای اصلی باشد [ترجمه].

بحث و مناقشه بین هواداران «تعریب» و دوستداران ترجمه به طول انجامید و البته هر گروهی برای اقناع دستۀ دیگر استدلالی خاص و نقطهنظری ویژه داشت. یکی از سودمندترین و خوشمزهترین بحثها در خصوص تعریب، اتفاقی بود که در یکی از محافل ادبی قاهره در حدود نیم قرن قبل پیش آمده بود. ضمناً این ماجرا خود دلیلی بر نیّت خیر نامداران معاصر نهضت جدید ترجمه نیز میباشد.

در سال 1908 در انجمن ادبی «دارالعلوم» جلسۀ مهمی تشکیل شد تا دربارۀ وضع الفاظ و کلمات جدید در مقابل کلمات بیگانهای که به علّت ضرورت پیوند تمدّنها و فرهنگها میان شرق و غرب و عرب و غیرعرب وارد کشورهای عربی شده بودند، بحث و تبادلنظر شود. در این جلسه ابتدا روشهای مختلفی پیشنهاد شد و هرکسی از نظریهای طرفداری کرد ولی سرانجام، موضوع در دو نکته خلاصه شد که به صورت پرسش زیر مطرح شدند:

1- آیا کلمات جدید خارجی به شکل و ساختار که هماهنگ با ساختمان کلمات عربی است، درآید؟ (تعریب).

2- یا این که در برابر آنها واژههای جدید عربی وضع شود که دقیقاً معانی اصلی آنها را در زبان مورد نظر برساند؟

مورّخ دانشمند و زبانشناس معروف «شیخ محمد الخضری» که در آن زمان استاد «مدرسه حقوق قضائی دینی» بود، جانبِ «تعریب» را گرفت و آن را اینگونه تعریب کرد:

«تعریب آن است که از زبان اصلی مفهوم و اسم کلمۀ موردنظر را گرفته و آن را از صافی زبان عربی بگذرانیم تا هم تلفظش بر عرب زبانان سنگین نباشد و هم مناسب با لهجۀ عربی باشد».

«خضری» عقیده داشت که این همان رو مقبولی است که اعراب از آغاز عصر ترجمه در زمان عباسیان، از آن پیروی کردهاند و نه تنها اعراب بلکه تمام ملّتهای جهان از همین روش استفاده کرده و میکنند.

اما مرحوم «حفنی ناصف» با تعریب مطلق مخالفت کرد و سیاست «غنی ساختن»1 زبان عربی را به واسطۀ الفاظِ «عربی شده» مورد هجوم قرار داد و آن را سیاست «دروازۀ باز» نامید و از اینکه او و هوادارانش متّهم به بازگشت به عقب (ارتجاعی) و فرار از نوآوریها و پافشاری بر روی چیزهایی که زمان آنها را از بین برده است و مخالفت با زبانهای زندۀ دنیا که دائماً در حال حرکت هستند و…، شوند، هراسی به خود راه نداد و حتّی در برابر این اتّهامات از خود دفاع کرد.

«حنفی ناصف» به روش همیشگی خود، با گفتن لطیفهای شیرین، حال و هوای تازهای به جلسۀ مزبور بخشید و باعثِ ایجاد جوی از خنده و مزاح شد. او با حالتی تمسخرآمیز چنین گفت: «از آن جا که هواداران تعریب برای «وقت» ارزش فراوانی قابل هستند و سعی دارند وقت را که همسنگ طلاست! با وضع و تولید واژههای عربی در برابر کلمات اجنبی از دست ندهند، به تعریب پناه بردند، به تعریب پناه بردند، چون تعریب برای آنها زحمتی ندارد، نه نیاز به بذل کوشش دارند و نه وقتشان تلف میشود!!، در صورتی که معادلسازی کلمات هم همت میخواهد و هم باید وقت زیادی برای آن صرف کرد». در اینجا آن مرحوم به هواداران تعریب کنایهای زد و با طنز چنین ادامه داد: «شما آقایان، حتّی مرا هم تحت تأثیر قرار دادید، طوری که دلم میخواهد همین الآن سخنرانیام را قطع کنم تا مبادا خدای ناکرده! لحظاتی را که احتمالاً شما میتوانستید با استفاده از آن یک تفنگ جدید یا هواپیما یا داروی سرطان اختراع کنید!! تلف کرده باشم».

بالأخره در آن زمان بحث میان دو گروه به این ترتیب پایان یافت که قرار شد: در مرحلۀ اول به معادلسازی و ترجمۀ کلماتِ خارجی پرداخته شود و در مرحلۀ دوم، آنهم در صورتی که ساختن واژۀ برابر نهادۀ عربی به جای واژۀ خارجی غیرممکن یا خیلی دشوار باشد، مسألۀ تعریب مورد توجه قرار گیرد2؛ به شرط اینکه «فرهنگستانی» که به همین منظور تشکیل خواهد شد، آن را تأیید کند. اکنون شاید نقل متن قطعنامۀ آن جلسه در اینجا خالی از فایده نباشد:

«بعد از شنیدن کلیۀ مطالب سخنرانان درخصوص کیفیت نامگذاری مفاهیم جدید خارجی، انجمن دارالعلوم تصمیم گرفت به ترتیب زیر عمل شود: «ابتدا برای یافتن برابر نهادههای واژههای جدید وارداتی، به هر نحوی که ازنظر لغت و زبان اشکالی نداشته باشد، باید در زبان عربی تحقیق و جستوجو شود. در صورتی که پس از تلاش زیاد و بررسی همه جانبه این کار میسّر نشد، فرهنگستان لغت که به زودی تشکیل خواهد شد، حق دارد همان کلمۀ بیگانه را عاریه بگیرد. البته این کار پس از دستکاری و صیقل کلمات مزبور و ریختن آنها در قالب ساختمان قواعد زبان عربی، به ترتیبی که در عربی فصیح به کار برده شوند، مجاز خواهد بود».».

سردبیر مجلۀ «المقتطف» دکتر یعقوب صروف نیز از کنار این مسأله بی تفاوت نگذشت و آن را بدون اظهارنظر رها نکرد. به هر حال او از کسانی بود که حق اظهارنظر در این خصوص را دارا بودند، چون مجلۀ «المقتطف» از زمان انتشارش در سال 1876 در اکثر اوقات فقط بر ترجمه و تعریب متکی بود و مباحث و نوشتههای تحقیقی فقط صفحات اندکی از این مجله را اشغال میکردند، چرا که مجلۀ مزبور سعی داشت علوم و فنون و صنعت و بطور کلّی ابزار و وسایل پیشرفت غرب را به میهنِ عربی منتقل کند. از این رو دو ماه بعد از جریان مباحثۀ «انجمن دارالعلوم» درست در ما ژوئیه 1908، دکتر «یعقوب صروف» مقالهای با تیتر «روش ما در تعریب» منتشر میکند. او در این مقاله قواعدی را که از آن پیروی کرده و نیز روشهای معمول در ترجمۀ واژههای بیگانه به عربی را متذکر میشود. کلّ این مقاله که حجم آن به چندین صفحه میرسید، درباره تعریب مفردات و الفاظ بود. ولی دکتر «صروف» نمیخواست مقاله را بدون اینکه دقّتی در موضوع ترجمۀ معانی و افکار کرده باشد، تمام کند. بنابراین بر نوشتۀ خود سخن جدیدی دربارۀ «فن ترجمه» اضافه کرد که برای ما تازگی داشت و ما آن را از وقتی که جاحظ در کتاب «الحیوانِ» خود دربارۀ ترجمه مطلب نوشت و یا سخنی که ادیب دایرةالمعارف نویس و شاعر مورخ «صلاحالدین الصفدی» از دانشمندان قرن هشتم هجری نوشت و مرحوم «عاملی» آن را در «کشکول» نقل کرد و بعد هم استاد «احمدحسن الزیات» در مقدّمهاش بر کتاب «ضوءالقمر و قصص اخری» ترجمه شده از فرانسه نقل نمود و در آغاز آن روش خود را نیز در ترجمه بیان داشت، از کس دیگری نشنیده بودیم.

در اینجا مهم است که با نظر «یعقوب صروف» و استاد «احمد حسن الزیات» دربارۀ روش ترجمه آشنا شویم چون هرکدام از این دو نفر با روش و مطابق با میل خویش به این کار پرداخته و در راه آن متخمل زحماتی شدند. میدانیم که دکتر «صروف» متون علمی را ترجمه کرد و «زیات» متون ادبی را و هردو از استوانههای عظیم ترجمه در عصر کنونی هستند. پس موضوعِ سخن ما در فصل بعد، آراء و نظریههای «جاحظ»، «صلاحالدین الصدفدی»، «یعقوب صروف» و «احمد حسن الزیات» دربارۀ «فنّ ترجمه» از زبانی دیگر به زبان عربی خواهد بود.

 


1  . محمد الخضری، و یارانش معتقد بودند که زبان عربی را باید با استفاده از کلمات چدید اروپایی که مشحون از واژههای علمی و اصلاحاتِ فنّی است، فنی کرد، البته با اندکی تغییر در تلفّظ که اصطلاح «تعریب» را برای آن برگزیدند-م.

2  . مرحوم عباس محمود عقاد نیز در این خصوص نظری دارد که آن را در سال 1960 در بحثی که در مجلّه خود «قافلةالزّیت» منتشر کرد، ارائه داد و البته نظر او، من حیث المجموع از چارچوب تصمیم حکیمانه فوق خارج نیست.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط