ترجمه اصطلاح از زبان مبدا به مقصد و معضلات آن

ترجمه اصطلاح از زبان مبدا به مقصد و معضلات آن

زمانی که اصطلاح یا عبارت ثابتی شناخته و به‌درستی معنی و تفسیر شد، قدم بعدی این است که چگونه آن را به زبان مقصد ترجمه کنیم. معضلات دخیل در ترجمه اصطلاح کاملاً متفاوت از مشکلات موجود در تفسیر آن است. در این مقطع مشکل این نیست که آیا آن اصطلاح، شفاف، مبهم، یا گمراه‌کننده است.

ممکن است یک عبارت مبهم را در مقایسه با یک عبارت شفاف، راحت‌تر بتوان ترجمه کرد. معضلات عمده دخیل در ترجمه اصطلاح‌ها و عبارات ثابت را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

1- ممکن است یک اصطلاح یا عبارت ثابت هیچ معادلی در زبان مقصد نداشته باشد. روشی که یک‌زبان برای بیان یا عدم بیان معانی مختلف برمی‌گزیند را نمی‌توان پیش‌بینی کرد و فقط گاه‌گاهی با نحوه بیان همان معانی در زبان دیگر مطابقت می‌کند.

2-ممکن است یک‌زبان، معنایی را از طریق یک کلمه واحد و منفرد، زبان دیگری همان معنا را از طریق عبارت ثابت شفاف، و زبان سوم با اصطلاح و… بیان دارد. بنابراین، غیرواقع بینانه خواهد بود که متوقع باشیم تا اصطلاح‌ها و عباراتی را در زبان مقصد پیدا کنیم که معادل اصطلاح‌ها و عبارات زبان مبدأ باشند.

ترجمه اصطلاح و عبارات وابسته به فرهنگ

ترجمه اصطلاح‌ و عبارات ثابت نیز مانند کلمات مجزا، می‌توانند وابسته به فرهنگ باشند. عباراتی مانند Merry Christmas و say when که مربوط به موقعیت‌های اجتماعی یا مذهبی خاصی هستند، نمونه‌های خوبی از این مورد می‌باشند.

ترجمه اصطلاح

بسنت- مک گویر (21: 1980) چنین توضیح می‌دهند که عبارت say when «مستقیماً مربوط به الگوهای اجتماعی- رفتاری زبان انگلیسی هستند» و چنین پیشنهاد می‌کنند که «مترجمی که این عبارت انگلیسی را به زبان فرانسه یا آلمانی ترجمه می‌کند مجبور است با معضل عدم وجود عبارت‌های مشابهی در هر یک از این زبان‌های مقصد، دست‌وپنجه نرم کند.»

عبارات کمتر مشکل‌سازی که آن‌ها نیز مختص به فرهنگ هستند وجود دارند که نوعی از عبارات هستند که در نامه‌نگاری رسمی به کار می‌روند: عباراتی از قبیل، Yours sincerely, Yours faithfully در زبان انگلیسی، برای نمونه، این موارد هیچ معادلی در نامه‌نگاری رسمی به زبان عربی ندارند.

ترجمه عبارات تحت‌اللفظی

در عوض، عبارتی مانند wa tafadalu biqbuul fa’iq al-ihtiraam (به معنای تحت‌اللفظی «آن‌قدر مهربان باشید تا بالاترین احترام [ما] را بپذیرد») اغلب در زبان عربی به کار می‌رود، و این عبارت هیچ ارتباط مستقیمی با yours faithfully یا yours sincerely ندارد. چنین عدم تطابقی در مورد زبان فرانسه و زبان‌های گوناگون دیگر نیز موجود است.

اصطلاح‌ها و عبارات ثابتی که حاوی موارد مختص به فرهنگ هستند، الزاماً غیرقابل ترجمه کردن نیستند. معنایی که یک عبارت منتقل می‌کند و همچنین وابسته بودن آن به متن‌های مختص به فرهنگ است که آن عبارت را غیرقابل ترجمه و یا دشوار برای ترجمه کردن می‌نماید و نه آن کلمه خاصی که یک عبارت دارد.

مثال از ترجمه اصطلاح

برای مثال، اگرچه عبارت انگلیسی to carry coals to Newcastle (= زبره به کرمان بردن. م) در این مفهوم که اشاره به زغال‌سنگ نیوکاسل دارد و به‌عنوان مقیاسی از فراوانی به کار می‌رود، مختص به فرهنگی خاص است ولی شباهت نزدیکی به عبارت آلمانی Eulen nach Athen tragen (= ‘to carry owls to Athens’) دارد و هردوی آن‌ها معنای مشابهی را انتقال می‌دهند (یعنی دادن چیزی به کسی که از قبل بسیاری از آن چیز را دارد) (گرابرک 1989).

در زبان فرانسه همین معنا را می‌توان با عبارت porter de l’eau a la riviere (= ‘to carry water to the river’) منتقل کرد.

پالمر (1976) چنین اظهار می‌کند که در زبان ولزی به‌جای It rains cats and dogs، عبارت It rains old women and sticks وجود دارد و هنوز هم دو عبارت به لحاظ محتوا و مقصود، معنای یکسانی دارند.

ترجمه اصطلاحات مشابه در زبانها

یک اصطلاح یا عبارت ثابت ممکن است همتای مشابهی در زبان مقصد داشته باشد، ولی بافت کاربردی آن می‌تواند متفاوت باشد.

به‌عبارت‌دیگر، این دو عبارت مشابه، برای مثال، می‌توانند معنای ضمنی متفاوتی داشته باشند، یا نتوان آن‌ها را از نظر کاربردشناختی منتقل کرد. to sing a different tune در زبان انگلیسی اصطلاحی است که به معنای «گفتن یا انجام دادن چیزی متفاوت ازآنچه قبلاً گفته یا انجام شده است.»

در زبان چینی، chang- dui- tai- xi (‘to sing different tunes/ to sing a duet’=) نیز معمولاً به همین معنی و دیدگاه‌های متناقض اشاره دارد ولی کاربردی کاملاً متفاوت دارد.

تفاوت ترجمه اصطلاح در زبان چینی با انگلیسی و آلمانی

این اصطلاح در زبان چینی دارای معانی ضمنی شدید سیاسی است و می‌تواند در بافت‌های خاصی به‌عنوان دیدگاهی تکمیلی و نه دیدگاهی متناقض به کار رود. to go to the dogs (به معنای «از دست دادن خصوصیات خوب». «خراب شدن») در انگلیسی، همتایی در زبان آلمانی دارد، ولی اصطلاح انگلیسی را خصوصیات خوب». «خراب شدن») در انگلیسی، همتایی در زبان آلمانی دارد، ولی اصطلاح انگلیسی در می‌توان در ارتباط با شخص یا مکان به کار برد، در صورتی که اصطلاح آلمانی را فقط می‌توان درباره اشخاص به کار برد و اغلب به معنی «مردن» یا «جان خود را از دست دادن» است.

فرناندو و فلاول (1981) عبارت to skate on thin («عمداً خطر کردن، غیرعاقلانه عمل کردن») را با عبارت مشابه آن در زبان صربی یعنی: navuci nekoga na tanak led (= ‘to pull someone onto the thin ice’) مقایسه می‌کند.

اصطلاح صربی از این نظر از اصطلاح انگلیسی متفاوت است که متضمن وادار کردن کسی برای قرار گرفتن در یک موقعیت خطرناک است. اگرچه معنای این دو اصطلاح مشابه است، ولی بافتی که این دو اصطلاح را می‌توان در آن‌ها به کار برد، مسلماً از هم متفاوت هستند.

ترجمه تحت‌اللفظی

یک اصطلاح می‌تواند در زبان مبدأ به کار برده شود، که هر دو معنای تحت‌اللفظی و اصطلاحی هم‌زمان مدنظر باشند.

اگر اصطلاح زبان مقصد از نظر ساخت و معنا در تطابق با اصطلاح زبان مبدأ باشد، در این صورت می‌توان آن اصطلاح را به‌طور مؤثری در زبان مقصد بازتولید کرد. متن زیر بر گفته از بخشی از امتحانات مقطع متوسطه انجمن مترجمان بریتانیا است که در مورد همه زبان‌ها همین امتحان به کار می‌رود (1986):

In creating Lord Peter Wimsey, Dorothy L Sayers demonstrated all the advantages of the amateur private eye. As a wealthy dilettante he was able to pursue the clues without the boring necessity of carning a living. His title as the younger son of a duke pandered to reader snobbery and to the obsessive fascination of some readers with the lifestyle of the aristocracy, or with what they imagined that lifestyle to be. He had sufficient influence to be able to poke his nose into the private affairs of others where less aristocratic noses might have been speedily bloodied.

بازی با اصطلاح فوق را می‌توان در زبان‌هایی مثل زبان فرانسه یا زبان آلمانی که دارای اصطلاح مشابهی هستند، یا حداقل اصطلاحی دارند که به دخالت در امور مردم اشاره دارد و در آن معادلی برای nose وجود دارد، بازتولید کرد.

مثال در زبان عربی

مثال دیگر از زبان عربی است که برگرفته از «شوخی سیاسی» نوشته کیشتاینی (1985) می‌باشد اگر چه این کتاب در اصل به زبان انگلیسی نوشته شده بود، ولی مؤلف لطیفه‌ها و داستان‌های کوتاهی از عربی نقل می‌کند، و درنتیجه انگلیسی درواقع اینجا زبان مقصد است. لطیفه زیر پس از شکست نیروهای عرب در سال 1967 که منتج به الحاق قلمرو عرب به اسراییل شد، ساخته شد:

Egypt’s Commander-in-Chief Field Marslial Amin. Was horrified to see president Nasser ordering a tattoo artist to print on his right arm the names of all the lomilories scised by Israel like Sinai, Gaza, Shamı, al- Shaykh. Jerusalem, the Golan Heights.

‘Why are you doing this?

‘Lest I should forget them.’

‘But why tattooed? What will you do if we get them bach?

‘ lf we get them back I’ll cut oll my right arm.’

(کیشتاینی 158- 157: 1985: تأکید از من است)

اگر عرب‌زبان نباشید، مشکل خواهد بود تا طنز متن بالا را بفهمید که عمدتاً به‌واسطه استفاده از معانی تحت‌اللفظی و معنایی، به وجود آمده است. to cut off one’s arm یا برای تأکید cut off one’s right arm اصطلاحی به لحاظ معنایی مشابه با اصطلاح انگلیسی pig might fly  است. این بدان معنی است که چیزی غیرممکن است یا حداقل وقوع آن فوق‌العاده غیرمحتمل می‌باشد.

مثال از ترجمه اصطلاح عربی به انگلیسی

ولی نه این عبارت انگلیسی و نه هیچ اصطلاح انگلیسی دیگر با این معنای مشابه را نمی‌توان جایگزین عبارت عربی در متن بالا کرد، چون معنی تحت‌اللفظی اصطلاح عربی در این بافت همان‌قدر مهم است که معنای اصطلاحی آن، ترجمه تحت‌اللفظی‌ای که نویسنده در بالا ارائه می‌دهد، به دلیل این‌که خواننده غیر عرب‌زبان به معنی اصطلاحی آن دسترسی ندارد، بی‌اثر است. این کتاب توسط الیازیجی به سال 1988 به عربی ترجمه شد و جای تعجب نیست که این لطیفه در نسخه عربی تأثیر بسیار بیشتری دارد.

همچنین احتمال دارد (و با پیشرفت فناوری اخیر رایج‌تر است) که با اصطلاحی با کمک گرفتن از مجاری تصویری و کلامی به‌طور هم‌زمان، به بازی پرداخت. چائومه ورلا (323: 1997) در مورد مثالی از نوشته‌های بازاری تخیلی ساخته کونتین ترانتینو، و زمانی که مکالمه زیر صورت می‌گیرد، بحث می‌کند:

Vincent: Come on, Mia. Let’s go get a steak.

Mia: You can get a steak here, daddy-o. Don’t be a …

(Mia draw’s a square with her hands. Dotted lines appear on the

 screen, forming a square. The lines disperse.)

کلمه square که به‌صورت اصطلاحی بخشی از عبارات ‘you’re so square’ , ‘don’t be square’ را تشکیل می‌دهد به معنی «امل؛ قدیمی؛ خسته‌کننده» است. میا با هر دو معنی بازی می‌کند، یعنی هم‌معنی تحت‌اللفظی و هم‌معنی اصطلاحی، ولی ترکیبی از مجاری کلامی و تصویری را برای منتقل کردن پیامش به کار می‌برد.

نظری از چائومه ورلا

طبق گفته چائومه ورلا (همان‌جا) نسخه دوبله اسپانیولی این فیلم، این راه‌حل را اختیار می‌کند (ترجمه معکوس اضافه‌شده؛ موارد ایتالیک از اصل وجود داشته است):

Vincent: Vayanos a conferitos in filete.

Mia: Puedes comerte uno cuqui, colega. No me seas ….

Vincent: Let’s go and grab a steak.

Mia: You can eat one here, mate. Don’t he …

چائومه ورلا چنین استدلال می‌کند که راه‌حل بهتر برای جمله میا، این بوده است: ‘Puedes comerte uno aqui, mente cuadriculada’ (معنی تحت‌اللفظی You can eat one here, grid- mapped/ square mind). کسی که در اسپانیولی به‌عنوان ‘mente cuadriculada’ توصیف می‌شود، کسی است که خیلی دگم است و نمی‌خواهد به پیشنهادات بقیه فکر کند- یک معنی که تا حدودی با «امل» و «کسل‌کننده» (که در زبان انگلیسی با square مشخص می‌شود) همپوشی دارد. این بازی با اصطلاح را می‌توان در این مورد بازتولید کرد ولی نه بدون اندکی تغییر در معنا.

در ادامه بخوانید: روش ترجمه و استراتژی‌های متفاوت در ترجمه

جدیدترین ها

مطالب مرتبط