شناخت و تفسیر اصطلاح در ترجمه توسط مترجم

شناخت و تفسیر اصطلاح در ترجمه توسط مترجم

تا آنجایی که به‌ اصطلاح در ترجمه مربوط می‌شود اولین مشکلی که مترجم با آن روبرو می‌شود، توانایی شناخت و درک این موضوع است که او با یک عبارت اصطلاحی مواجه شده است. شناختن اصطلاح‌ها همیشه راحت و آسان نیست، انواع مختلفی از اصطلاح وجود دارد که شناخت برخی از آن‌ها راحت‌تر از بقیه است.

اصطلاح‌هایی که به‌راحتی قابل شناخت هستند شامل عباراتی می‌شوند که شرایط صدق (truth conditions) را نقض می‌کنند. برای مثال، throw caution to the wind, It’s raining cats and dogs jump down someone’s throat, storm in a tea cup و food for thought همچنین چنین اصطلاح‌هایی حاوی عباراتی هستند که به نظر بدساخت می‌رسند و علت آن نیز این است که از قواعد دستوری زبان پیروی نمی‌کنند.

برای مثال، trip the light fantastic, the powers that be, put paid to, blow someone to kingdome come by and large و world and his friend عباراتی که با کلمه like شروع می‌شوند (ساخت‌های تشبیه مانند) نیز تلویحاً نشان می‌دهند که نباید به‌صورت تحت‌اللفظی تفسیر و ترجمه شوند.

روش سریع برای شناخت اصطلاح در ترجمه

این‌ها شامل اصطلاح‌هایی مانند like to bat out of hell و like water off a duck’s می‌شوند. به‌طور کل، هر چه فهمیدن و شناخت یک عبارت مشکل‌تر باشد و رد یک متن خاص معنای کمتری بدهد، احتمال بیشتری دارد که مترجم آن را یک اصطلاح ترجمه بداند. به علت این‌که اگر اصطلاح‌ها به‌صورت تحت‌اللفظی ترجمه شوند، معنی نمی‌دهند، عباراتی که در متن زیر سیاه نوشته شده‌اند، سریع‌تر و آسان‌تر به‌عنوان اصطلاح شناخته می‌شوند (البته با فرض این مورد که فرد قبلاً با آن‌ها آشنایی نداشته باشد):

This can only be done, I believe, by a full and frank airing of the issues. I urge you all to speak your minds and not to pull any punches.

(زبان و جامعه (1985)، شماره 14، ص 6)

برخورد با اصطلاحات غیرمفهوم

اگر مترجمی به کتاب‌های مرجع خوب و فرهنگ‌های تک‌زبانه اصطلاحات دسترسی داشته باشد، و یا از آن‌هم بهتر، بتواند با متکلمین بومی آن زبان مشورت نماید، اصطلاح‌های غیرمفهوم (opaque idioms) که بنا به دلیلی هیچ معنایی نمی‌دهند (از نظر تحت‌اللفظی)، در حقیقت می‌توانند توفیقی اجباری باشند. این حقیقت که مترجم نمی‌تواند معنای یک عبارت را در یک بافت خاص بفهمد، باعث می‌شود تا مترجم به وجود گونه‌ای از اصطلاح در ترجمه پی ببرد.

اصطلاح در ترجمه

دو مورد وجود دارد که اگر فرد قبلاً با آن‌ها آشنا نباشد، ممکن است به‌ آسانی اصطلاحی را اشتباه معنی کند:

(الف) بعضی از اصطلاح‌ها «گمراه‌کننده» هستند؛

یعنی به علت اینکه معنای تحت‌اللفظی منطقی و معقولی می‌دهند، پس معنای اصطلاحی آن‌ها الزاماً در متن مشخص نمی‌شود و از این نظر است که معنای آن‌ها به نظر شفاف می‌رسد.

شمار کثیری از اصطلاح‌ها در زبان انگلیسی، و احتمالاً تمامی زبان‌ها، دارای یک معنی تحت‌اللفظی و یک معنی اصطلاحی است.

برای مثال، go out with (به معنی «رابطه عاشقانه یا جنسی باکسی داشتن») و take someone for a ride (به معنی «به نحوی سر کسی کلاه گذاشتن») بعضی‌اوقات چنین اصطلاح‌هایی را متکلمین و نویسندگان به کار می‌برند (برای بازی با هر دو معنایی- معنی تحت‌اللفظی و معنی اصطلاحی- که این‌گونه اصطلاح‌ها دارند).

در این مورد مترجمی که با آن اصطلاح آشنا نیست، ممکن است به‌آسانی معنی تحت‌اللفظی را برگزیند و از بازی‌ای که نویسنده از آوردن آن اصطلاح انام داده، ناآگاه بماند.

(ب) ممکن است یک اصطلاح در زبان مبدأ، دارای همتای بسیاری نزدیکی در زبان مقصد باشد

که در صورت شبیه به اصطلاح زبان مبدأ است ولی معنای کاملاً متفاوتی (یا تا حدودی متفاوت) داشته باشد. برای مثال، سؤال اصطلاحی Has the cat had/ got your tongue? در زبان انگلیسی برای مجبور کردن کسی جهت پاسخ دادن به سؤالی، یا شرکت او در مکالمه (به‌ویژه زمانی که عدم صحبت شخص در مکالمه آزاردهنده باشد) به کار می‌رود.

لفظ مشابهی در زبان فرانسه به کار می‌رود که معنای کاملاً متفاوتی دارد و آن عبارت است از: donner sa langue au chat (به معنای «منصرف شدن کنار گذاشتن، دست کشیدن») در زبان انگلیسی to pull someone’s leg به معنای «سربه‌سر کسی گذاشتن»، «کسی را دست انداختن» است و در صورت شبیه به‌اصطلاح yeshab rijlu (‘pull his leg’) در برخی از گویش‌های زبان عربی است که به معنای «کلک زدن به کسی برای لو دادن رازی» می‌باشد.

در زبان فرانسه، عبارت مشابهی یعنی tirer la jamble (‘pull the leg’) به معنی «کند راه رفتن» وجود دارد. مواردی از یکسانی صوری یا اصطلاح‌های مشابه که معانی متفاوتی در زبان‌های مبدأ و مقصد دارند، به‌آسانی مترجم مبتدی را که با اصطلاح‌های زبان مبدأ آشنا نیست، منحرف می‌سازد و مترجم تازه‌کار ممکن است معنی زبان مقصد را بر آن اصطلاح تحمیل نماید.

اصطلاح در ترجمه و توجه به بافت هم‌آیی

به‌ غیر از آگاهی داشتن از نحوه به‌کارگیری ویژگی‌های خاص اصطلاح‌ها توسط گوینده/ نویسنده که می‌تواند باعث گیجی مترجم از طریق شباهت بین عبارات زبان مبدأ و زبان مقصد شود، مترجم باید محیط و بافت هم‌آیی را که در پی و پیش هر عبارتی می‌آید و باعث می‌شود تا آن عبارت از نظر تحت‌اللفظی معنی ندهد، در نظر داشته باشد،

عبارات اصطلاحی و ثابت دارای الگوهای هم‌آیندی مخصوص به خود هستند. آن‌ها هم‌آیند‌هایی را با کلمات دیگر در متن و به‌صورت یک واحد مستقل به وجود می‌آورند و وارد آن مجموعه‌های قاموسی می‌شوند که متفاوت از کلمات مجزا و مستقل است. برای مثال، اصطلاح to have cold feet (به معنی «نگران شدن و در تصمیم‌گیری مهم/ خطرناک دخالت نکردن») را در نظر بگیرید.

Cold در مقام یک کلمه منفرد و مستقل می‌تواند با کلماتی مانند country, feel, winter, weather هم‌آیی داشته باشد. feet هم به‌نوبه خود می‌تواند با socks, smelly, chilblain و امثال آن ترکیب شود. باوجوداین، در به‌کارگیری اصطلاحی، having cold feet الزاماً هیچ ربطی به feet, winter یا chilblains ندارد و بنابراین معمولاً با مجموعه متفاوتی از هم‌آیند‌ها به کار می‌رود.

توانایی تمییز مفاهیم هم‌آیندی برای مترجمی که از یک زبان خارجی ترجمه می‌کند، سرمایه بسیار گران‌بهایی است. این توانایی اغلب تحت پوشش «به بافت اتکا کنید تا از معانی ابهام‌زدایی گردد.» گنجانده می‌شود.

به‌عبارت‌دیگر، این توانایی به‌منزله استفاده کردن از دانش الگوهای هم‌آیندی برای رمزگشایی معنایی یک کلمه یا یک پاره‌گفتار است. استفاده کردن از دانش خودمان درباره الگوهای هم‌آیندی ممکن است همیشه معنای یک اصطلاح را نگوید، ولی به‌راحتی کمک خواهد کرد تا در موارد زیادی یک اصطلاح را بشناسیم، به‌ویژه اصطلاحی که هم دارای معنای تحت‌اللفظی و هم‌معنای غیر تحت‌اللفظی است.

در ادامه بخوانید: ترجمه اصطلاح از زبان مبدا به مقصد و معضلات آن

جدیدترین ها

مطالب مرتبط