خانم کریستیان نورد در کتابش، «تحلیل متن در ترجمه» الگوی نقشمند مفصلتری را مطرح میسازد که شامل عناصر تحلیل متن است و سازمانبندی (organization) متن را در سطح جمله یا فراتر از سطح جمله بررسی میکند. نورد نخست میان دو نوع اساسی محصول (و فرآیند) ترجمه تمایز قایل میشود که عبارتنداز ترجمه اسنادی (documentary) و ترجمه ابزاری (instrumental)
ترجمه اسنادی از نگاه کریستیان نورد
ترجمه اسنادی «به مانند سند ارتباط فرهنگ مبداء میان نویسنده و دریافت کننده متن مبداء عمل میکند» مثلا، ترجمه ادبی در این زمره قرار مییگرد که در آن، متن مقصد این امکان را به مخاطب خود میدهد تا به اندیشه و آراء نهفته در متن مبداء دست پیدا کند، اما در اینجا خواننده کاملا میداند که این متن، متنی ترجمهای است.

دیگر نمونههای ترجمه اسنادی که نورد مطرح نمده عبارتند از ترجمه تحتالفظی و لغت به لت، و «ترجمه کلمات عجیب» در مورد اخیر اقلام به خصوصی از واژگان فرهنگ خاص متن مبداء در متن مقصد حفظ میشوند تا رنگ و بوی محلی متن مبداء بای بماند، مثل نام غذاهای Roggenbrot, Quark و Wurst متعلق به متن مبداء آلمانی (این مطلب در زبان فارسی نیز وجود دارد مانند پیتزا و ساندویچ و همبرگر از آن جمله هستند- م)
ترجمه ابزاری
ترجمه ابزاری به مانند وسیله یا ابزارِ مستقلِ پیام فرست در ایجاد یک ارتباط جدید در فرهنگ مقصد عمل میکند و برای انجام دادن هدفی ارتباطی در نظر گرفته شده و در این حالت دریافت کننده پیام متوجه نمیشود متنی را که میخواند یا میشنود قبلا به شکل دیگری در موقعیت ارتباطی متفاوتی مورد استفاده قرار گرفته است.
به بیان دیگر، پیامگیران متن مقصد به نحوی متن مقصد را میخوانند که گویی متن مبداء است که به زبان آنان نوشته شده است. این نقش ممکن است هم برای متن مبداء و هم برای متن مصد، یکسان باشد. مثلا، ترجمه یک کتاب راهنمای رایانه یا یک نرم افزار ترجمه شده باید نقش آموزش پیامگیران متن مقصد را به همان ترتیبی اجرا کند که برای خواننده متن مبداء اجرا میکند نورد این مورد را ترجمههای نقشاندوز (function- preserving) مینامد با این همه، او نمونههایی از انواع دیگر ترجمه را نیز ذکر میکند که امکان حفظ همان نقش در ترجمه آنها میسر نیست.
چنین موردی، را میتوان در ترجمة سفرهای گالیور اثر جاناتان سویفت برای کودکان، یا ترجمة کتاب هومر به صورت رمانی برای خوانندگان امروزی مثال زد.
هدف کتاب “تحلیل متن در ترجمه”
هدف کتاب «تحلیل متن در ترجمه» اثر نورد اساسا فراهم آوردن الگوی تحلیل متن مبداء برای دانشجویان ترجمه است تا از آن بتوان برای همه گونه متن و در هر موقعیت ترجمه استفاده نمود. این الگو بر اساس مفهوم نقشمندی استوار است که درک و شناخت نقش مشخصههای متن مبداء را میسر، و انتخاب راهبردهایی را که مناسب مقصود مورد نظر ترجمه هستند، ممکن میسازد.
بدین ترتیب، کریستیان نورد در بسیاری از اصول مقدماتیِ کار ورمیر و رایس (و نیز در توجه هولز مانتاری به دیگر نقش آفرینان در عمل ترجمانی) سهیم میشود، در حالی که به مشخصههای متن مبداء توجه بیشتری دارد. الگوی نورد در واقع تحلیل شماری عوامل پیچیده فرامتنی (extratextual) در هم (35078: 1991) و نیز مشخصههای درون متنی (intratextual) در متن مبداء را شامل میشود. با وجود این، نورد در کتابش، «ترجمه، کاری هدفمند»، 1997، شکل انعطاف پذیرتری از این الگو را پیشنهاد میکند.
این شکل جدید بسیاری از عناصر را که در این فصل شرح داده شدهاند، با هم تلفیق مینماید و بر سه جنبه از رویکرد نقشگرا که خاصه در تمرین ترجمه مفید هستند، تأکید میکند. جنبههای یاد شده عبارتند از:
1- اهمیت سفارش ترجمه (یا، «خلاصه ترجمه» که نورد ان را این گونه مینامد.)
2- نقش تحلیل متن مبداء،
3- سلسله مراتب نقشمند مشکلات ترجمه،
اهمیت سفارش ترجمه از نظر کریستیان نورد
مترجم باید شرح و وصف متن مبداء و مقصد را که در سفارش کار تعیین شدهاند، با هم بسنجد تا بفهمد دو متن مذکور کجا ا هم تفاوت دارند. سفارش ترجمه بایستی اطلاعات زیر را برای هر دو متن در بر داشته باشد:
نقشهای متن مورد نظر
مخاطبان (پیامفرست و پیامگیر)
زمان و مکان پذیرش متن
وسیله بیان (گفتار و نوشته)
انگیزه (چرا متن مبداء نوشته شده و چرا ترجمه میشود)
این اطلاعات، مترجم را قادر میسازد تا برای نوع اطلاعاتی که در متن مقصد وارد می شود حق تقدم و اولویت قایل شود. در مثالی که نورد ذکر کرده، یعنی کتابچه راهنمای دانشگاه هایدلبرگ انگیزه همانا جشن ششصدمین سالگرد تأسیس این دانشگاه است و بدیهی است وقایع مربوط به سالگرد، مهمترین مسئله هستند.
نقش تحلیل متن مبداء:
به محض آن که شرح و وصفهای متن مبداء و مقصد سنجیده شدند، متن مبداء را میتوان تجزیه و تحلیل کرد تا در مورد اولویتهای نقشمند راهبرد ترجمه تصمیم گیری شود. فهرست عوامل درون متنی کریستیان نورد یک الگوی قابل قبول برای تحلیل متن مبداء است. عوامل یاد شده به شرح زیر هستند:
مطالب اصلی،
محتوا: امل معنای ضمنی و انسجام زبانی (cohesion)،
پیش فرضها: عوامل واقعی موقعیت ارتباطی که به احتمال فراوان برای طرفین معلوم و مشخص است،
ترکیب: شامل ریزساختار و کلان ساختار،
عناصر غیرکلامی (non- verbal)، تصاویر، حروف چاپی کج، و جز اینها.
قاموس (lexic): شامل لهجه، سیاق سخن، و اصطلاحات خاص،
ساختار جمله،
مشخصههای فوق صدایی (supersegmental)، شامل تکیه، آهنگ، و سجاوندی سبکی،
با وجود این نورد تأکید میکند که مهم نیست کدام الگوی متن- زبانی مورد استفاده قرار میگیرد:
معهذا، سهم آن است که [ترجمه] شامل تحلیل منظور شناختی شرایط ارتباطی دخیل باشد، و این که از الگویی یکسان هم برای متن مبداء و هم برای خلاصه کردن ترجمه استفاده شود تا بدین ترتیب نتایج به دست آمده را بتوان سنجید»
این مطلب اندکی انعطافپذیری ایجاد میکند، اگرچه بدیهی است شکل تحلیل در تعیین این که کدام مشخصهها در ترجمه اولویت دارند، حائز اهمیت زیادی است.
سلسله مراتب نقشمند مشکلات ترجمه در کتاب کریستیان نورد:
کریستیان نورد وقتی ترجمهای را میپذیرد، سلسله مراتب نقشمندی وضع میکند:
آ) نقش مورد نظر ترجمه را باید مشخص کرد (اسنادی یا ابزاری)
ب) آن عناصر نقشمند را باید تعیین کرد که قرار است با موعیت مخاطبان وفق داده شوند
(پس از تحلیل سفارش ترجمه، مانند مورد 1 پیش گفته)
پ) نوع ترجمه در حقیقت سبک ترجمه را مشخص میکند (متن مبداءفرهنگ مدار یا متن مقصد فرهنگ مدار)
ت) مشکلات متن را سپس میتوان در سطح زبانی پایینتری حل و رفع نمود.
این رویکرد ترکیبی، از بسیاری جهات، نقاط قوت نظریههای مختلف نقشمند و عملی را در یک جا گرد میاورد:
تحلیل سفارش ترجمه در حقیقت از کار خانم هولز مانتاری دربارة نقش آفرینان عمل ترجمانی، پیروی میکند.
نقشهای متن مورد نظر در واقع اسکوپوس رایس و ورمیر را دنال میکنند، اما سلطهای تام بر این اسکوپوس ندارند.
تحلیل متن مبداء که تحت تأثیر کار رایس قرار داشت، به نقش ارتباطی و مشخصههای قالب نوع متن مبداء و نیز به زبان، توجهی چشمگیر نشان میدهد، اما نسبت به سایر طبقهبندیها سختگیری نشان نمیدهد.
بنابراین، ما این رویکرد ترکیبی را در مطالعه موردی زیر در یک متن مبداء آزمایش میکنیم.