کار خانم کاتارینا رایس در دهه 1970 بر اساس مفهوم تعادل استوار است، اما به جای لغت یا جمله، متن را سطحی تلقی میکند که در آن، ارتباط برقرار می شود و باید تعادل را در آن جستجو کرد. رویکرد نقشمند وی اساساً متوجه تنظیم ارزیابی ترجمههاست. این نظریه در واقع مقولهبندی سه راهی نقشهای زبان را که متعلق به کارل بولر است، به وام میگیرد. رایس این سه نقش را به «ابعاد» زبان همتراز آنها، و نیز به انواع متن یا موقعیتهای ارتباطی که از این متون استفاده میکند، مرتبط می سازد.
مشخصه اصلی متون از دید کاتارینا رایس
کاتارینا رایس مشخصه اصلی هر نوع متنی را به شرح زیر تلخیص نموده است:
- «ارتباط ساده حقایق»: شامل اطلاعات، دانش، آراء، و غیره. بُعد زبانی ه برای انتقال اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته، منطقی یا ارجاعی است و محتوا یا «موضوع» متن در حقیقت کانون اصلی ارتباط است، و خود متن از نوع «اطلاع رسان» (informative) است.
- «نوشته خلاق»: در اینجا نویسنده از بُعد هنری و زیبایی شناختی زبان استفاده میکند. نویسنده یا پیام فرست (sender) و همچنین صورت پیام،مورد تأکید قرار میگیرد و نوع متن همانا عاطفی (expressive) است.
- ایجاد واکنشهای رفتاری: مراد از نقش خطابی (appeliative) آن است که خواننده یا «پیامگیر» (recelver) متن را متقاعد کنیم یا از او بخواهیم به طرز معینی عمل کند. صورت زبان در اینجا از نوع گفت و شنودی، و توجه بر خطاب است و رایس این نوع متن را «کنشی» (operative) مینامد.
- متون «سمعی- رسانهای» (oudiomedial)، نظیر فیلمها و آگهیهای دیداری و گفتاری که سه نقش دیگر را با تصاویر بصری، موسیقی و جز اینها تکمیل میکند.
این نوع چهارم متن رایس در جدول 5.1 ارائه شده است.
جدول 5.1. مشخصههای نقشمند انواع متن و رابطه آنها با روشهای ترجمه (اقتباس از رایس، 1971)
| نوع متن | اطلاع رسانی | عاطفی | کنشی |
| نقش زبان | اطلاع رسانی (اشیاء و حقایق را ارائه میکند) | عاطفی (گرایش پیام فرست را بیان میکند) | خطابی (برای گیرندة متن جاذبه ایجاد میکند) |
| بعد زبان | منطقی | زیبایی شناختی | گفتگویی |
| توجه متن | محتواگرا | صورتگرا | خطابیگرا |
| متن مقصد باید | محتوای ارجاعی را منتقل کند | صورت زیبایی شناختی را منتقل میکند | پاسخ مطلوب را استخراج کند |
| روش ترجمه | «نثر ساده»، صریح آن طور که لازم است | روش «مشخص»، دیدگاه نویسنده متن مبداء را بپذیرد | «اقتباسی»، با تأثیر معادل |
جایگاه زندگینامه در متون
کاتارینا رایس نمونههایی از گونه و نخهای متن را ارائه کرده که در هر کدام از سه نوع متن یاد شده وجود دارند و چسترمن آنها را به طریق ترسیمی نشان داده است. کار مرجع در این نمودار در واقع گونه متنی است که کاملترین نوع متن اطلاع رسانی میباشد. در اینجا شعر در حقیقت نوع بسیار عاطفی و صورتگراست، اما آگهی و تبلیغات واضحترین نوع متن کنشی و اثر گذار میباشد (که میخواهد کسی را متقاعد به خرید چیزی یا انجام کاری نماید). میان این دو قطب، ترکیی از انواع مختلف وجود دارند.

بدین ترتیب، زندگینامه میتواند جایی میان نوع اطلاع رسان و نوع عاطفی قرار گیرد، زیرا این نوع متن، اطلاعاتی دربارة یک موضوع به دست میدهد و در عین حال تا حدی نیز نقش عاطفی قطعهای ادبی را ایفا مینماید. همچنین، وعظ (sermon) اطلاعاتی (راجع به مذهب) عرضه میکند و در عین حال که میخواهد عبادت کنندگان را متقاعد سازد رفتار خاصی در پیش بگیرند، نقش کنشی ایفا میکند.
پیشنهاد کاتارینا رایس برای نوع ترجمه بر اساس متن
به رغم وجود این نوعهای مرکب، رایس اظهار میکند که «انتقال نقش مسلط و بارز متن مبداء عاملی تعیین کننده است که متن مقصد را با آن مورد قضاوت و ارزیابی قرار میدهند.» او «روشهای خاص ترجمه را بر حسب نوع متن» پیشنهاد میکند.
- متن مقصدی که از متن اطلاع رسانی به دست امده، باید محتوای کامل ارجاعی یا مفهومی متن مبداء را انتقال دهد. ترجمه باید فاقد حشو و زوائد بوده، «نثری ساده» داشته باشد و در صورت لزوم دارای توضیحاتی نیز باشد.
- متن مقصدی که از یک متن عاطفی به دست آمده، بایستی صورت هنری و زیبایی شناختی متن مبداء را دربر داشته باشد. در ترجمه باید از روش «یکنواختی» استفاده شود و مترجم دیدگاه نویسنده متن مبداء را بپذیرد.
- متن مقصدی که از یک متن کنشی به دست آمده، باید در مخاطب متن مقصد واکنشی مطلوب ایجاد کند. در این ترجمه باید از روش «تطابق پذیر» استفاده شود و تأثیری معادل (متن مبداء) در خوانندگان متن مقصد ایجاد کند.
- متون سمعی- رسانهای مستلزم روش تکمیلی (suppiementary) است که لغات مکتوب را با تصاویر بصری و موسیقی تکمیل کند.
فهرستبندی آموزش برونزبانی و درونزبانی
کاتارینا رایس همچنین مجموعهای از ضوابط آموزشی برون زبانی و درون زبانی را فهرست بندی میکند که از طریق آنها میتوان بسندگی (edequency) متن مقصد را ارزیابی کرد. ضوابط (criteria) یاد شده به شرح زیر هستند:
- ضوابط درون زبانی: شامل مشخصههای معنایی، واژگانی، دستوری، و سبکی است.
- ضوابط برون زبانی: شامل موقعیت، حوزة موضوع، زمان، مکان، پیامگیر (مخاطب) پیام فرست (نویسنده)، و «اشارات عاطفی» (مانند مزاح، طنز، هیجان، و غیره) است.
این ضوابط اگر چه به هم مربوط هستند اما، اهمیتشان بر حسب نوع متن تغییر میکند مثلا، ترجمه هر متن محتواگرا در وهله اول، باید متوجه تعادل معنایی باشد. با این همه، در حالی که مقالة خبری متن مقصد ضوابط دستوری را احتمالا در درجه دوم اهمیت قرار میدهد، یک کتاب علمی پرطرفدار عمدتا به سبک خاص متن مبداء توجه دارد.
کاتارینا رایس، همچنین احساس میکند مهمتر آن است که استعاره (mataphor) در ترجمه متن عاطفی مورد استفاده قرار گیرد تا در متن اطلاع رسانی مقصد، زیرا در آنجا ترجمة معنی و مفهوم متن اطلاع رسانی به تنهایی کفایت میکند.
البته، همان طور که رایس اذعان میکند، متن مقصد در پارهای موارد ممکن است با نقش متن مبداپ تفاوت داشته باشد نمونهای که او مطرح میسازد، کتاب سفرهای گالیور اثر جاناتان سویفت است. این کتاب که در ابتدا به عنوان داستانی انتقادی برای حمله به دولت وقت نوشته شده بود (یعنی، اساسا متنی کنشی بود) امروزه معمولا به مثابه داستان تخیلی سرگرم کنندة معمولی (یعنی، متنی عاطفی است) ترجمه و خوانده میشود. دیگر این که نقش ارتباطی متن مصد ممکن است با متن مبداء تفاوت داشته باشد، یعنی یک سخنرانی انتخاباتی کنشی در زبانی خاص ممکن است برای تجزیه و تحلیل در کشور و به زبانی دیگر ترجمه شود که دست اندرکاران کشور دوم میخواهند خط مشیهای سیاسی و چگونگی اعمال آن را بدانند (یعنی، این متن اطلاع رسان و عاطفی است.)
بحث درباره رویکرد نوع متن
کار کاتارینا رایس مهم است، زیرا نظریه ترجمه را به فراسوی موضوع سطوح زیرین زبان، یعنی لغات صرف بر روی کاغذ، و حتی به فراسوی تأثیر این لغات میکشاند و این نظریه را به سوی موضوع هدف ارتباطی ترجمه میبرد.
با وجود این، در سالهای گذشته انتقادات زیادی به کار رایس وارد شده که فوسیت آنها را خلاصه و جمع بندی کرده است. یکی از انتقادها آن است که چرا فقط سه نوع نقش برای زبان وجود داشته باشد. گرچه نورد به همان شیوة نقش گرایی رایس عمل میکند، اما شاید با احساس نیاز به افزودن نقش «کلامی» تلویحا انتقاد مذکور را میپذیرد، چون این نقش شامل زبانی است که میان افراد دخیل در ارتباطات، رابطه برقرار مینماید (نورد، 40: 1997، و نیز بخش 5.4) مثالی ساده در این مورد، سلام کردن یا درود گفتن، و یا عباراتی مانند «خانمها و آقایان» است که در واقع نشانةآغاز یک سخنرانی رسمی یا اعلامی است از سوی کارمند یک شرکت به مراجعان مخاطب خود.