استراتژی‌های پیشنهادی برای به حداقل رساندن جابجایی خطی

استراتژی‌های پیشنهادی برای به حداقل رساندن جابجایی خطی

شماری از زبان شناسان تعدادی از استراتژی‌ها را برای حل تنش بین نقش‌های نحوی و ارتباطی در ترجمه و یادگیری زبان مطرح کرده‌اند. در این بخش سعی خواهم کرد برخی از این استراتژی‌ها را با مثال‌هایی از متون ترجمه‌شده ارائه دهم. استراتژی‌های بحث شده در زیر از دو منبع اصلی گرفته‌شده‌اند؛ یعنی جانز (۱۹۹۱) و پایه گاییج و اشنوبرت (۱۹۸۸).

استراتژی شماره یک: تغییر جهت دستوری

این استراتژی حاوی تغییر دادن صورت نحوی فعل پرانی دستیابی به یک توالی متفاوت از عناصر در جمله است، یک مثال خوب، تغییر جهت دستوری در زبان‌هایی است که دارای مقوله جهت دستوری هستند. مثال‌های زیر برگرفته از جانز (۱۹۹۱) حاوی جایگزینی معلوم برای مجهول است. البته برعکس آن يعنی جایگزینی مجهول به‌جای معلوم نیز امکان‌پذیر است:

مثال الف

متن پرتغالی (936: (7)(Ciencia e cultura (1980),

Neste trabalho são apresentadas observações fenológicas sobre.

In this paper are presented observations phenological about

Magonia pubescens St. Hill.

 Magonia pubescens St. Hili.

متن انگلیسی

This paper reports observations about the phenology of Magonia pubescens St

Hill.

مثال ب

متن پرتغالی (941: (7) 32، (1980)Ciencia e cultura )

Estudaram-se a morfologia e a histologia do aparelho

Were studied the morphology and the histology of system

reprodutor masculine do camarao de agua doce,

reproductive male of prawn of fresh water,

Mecrobrachium acanthurus (Wiegmann, 1836).

Macrobrachium acanthurus (Wiegmann. 1836).

متن انگلیسی:

This paper deals with the anatomy and histology of the male reproductive system of the freshwater prawn Macrobrachium acanthurus (Wiegmanu, 1836).

حائز این نکته را در نظر می‌گیرد که استراتژی جایگزین کردن معلوم به‌جای مجهول، باعث ایجاد مشکل ارائه فاعل برای جمله معلوم می‌شود. او به‌درستی چنین می‌گوید که فاعل جمله معلوم باید آن بی‌طرفی را داشته باشد که ما معمولاً با ساخت‌های مجهول در بسیاری از زبان‌های اروپایی تداعی می‌کنیم.

 در مثال‌های بالا، انتخاب This paper به‌عنوان فاعل (= نهاد) این شرط بی‌طرفی را برآورده می‌سازد.

ساخت‌های ارگتیو (ergative) ممکن است استراتژی مشابهی را با استراتژی تغییر جهت دستوری در برخی زبان‌ها داشته باشند: ارگتیو بودن شامل بهره‌گیری از فاعل یک فعل لازم در مقام فاعل یک فعل متعدی است: جمله An explosion shook the room را با جمله The room shook (with the explosion) مقایسه کنید. این نوع از ساخت در برخی از زبان‌ها، برای مثال فنلاندی، بسیار متداول است.

استراتژی شماره دو: تغییر فعل

این استراتژی حاوی تغییر فعل به‌طور کل و جایگزین کردن آن با فعل دیگری است که معنای مشابهی دارد ولی می‌تواند در شکل نحوی متفاوتی به کار رود مثال‌های از جفت افعالی که توصیف‌گر یک رویداد از نماهای مختلفی در زبان انگلیسی هستند، عبارت‌اند از: like/ please , give/ get این افعال اغلب ما را قادر می‌سازد که توالی عناصر در جمله را جابجا کنیم و ترتیب جدیدی به دست آوریم بدون این‌که تغییر معنایی فاحشی داشته باشیم (این جملات را باهم مقایسه کنید: I like it و It pleases me).

من نتوانستم هیچ مثالی از این استراتژی در داده‌های خودم یا داده‌های جانز پیدا کنم. اکراه مترجمان برای استفاده کردن از این استراتژی تا حدی قابل‌درک است. 

عباراتی مانند I like it و It pleases me فقط در نظریه «معادل هم هستند. در زندگی واقعی، یکی از این دو- در این مورد، It pleases me- بسیار غیرطبیعی است. هر زبانی شیوه بیان و اصطلاحات خاص خودش را دارد که گزینه‌های زیادی را که بالقوه به‌عنوان توالی گرامری در دسترس هستند، منتفی می‌سازد.

ولی جفت افعال دوطرفه‌ای وجود دارند که نسبت به like/ please طبیعی‌تر هستند. برای مثال، John sold it to me و I bought it from john یا John sent me a letter و I received/ got a letter from john تا جایی که شیوه بیان زبان انگلیسی مطرح است، هر دو «طبیعی» محسوب می‌شوند. البته «مقبولیت» آن‌ها توسط متنی که در آن می‌آیند، مشخص می‌گردد.

استراتژی شماره سه: اسم سازی (nominalization)

در برخی زبان‌ها ترتیب کلمه فعل + فاعل مجاز است. اگر مترجمی بخواهد به این سازمان‌دهی مبتدایی دست یابد و هم‌زمان به ترتیب اجباري فاعل + فعل در زمان مقصد بچسبد اسم‌سازی می‌تواند یک استراتژی خوب در بسیاری از بافت‌ها باشد. اسم‌سازی شامل جایگزین کردن یک صورت فعلی با یک صورت اسمی است (برای مثال، description – describe) سپس می‌توان پس‌ازآن یک فعل «تهی» ازلحاظ معنایی، مثل give یا take در صیغه مجهول آورد. برای مثال، توالی پرتغالی زیر:

Estudou- se               o          comportamento        de        Drosophila sturtevanti

were- studied                        the       behavior                    of        Drosophila sturtevanti

را می‌توان به

A study was carried out of the behaviour of …

تبدیل کرد. به‌عنوان راهی دیگر. اسم‌سازی می‌تواند پس از یک فاعل «ضعیف» مثل This در مثال زیر بیاید (برگرفته از جانز ۱۹۹۱):

This is a study of the behavior of …

من در ترجمه‌های واقعی نمونه‌ای مبنی بر استفاده از این استراتژی پیدا نکردم. جانز نیز قبول دارد که در داده‌هایش) این استراتژی پیچیده اسم‌سازی نماینده کمی دارد» (7: 1991). این حقیقت که این استراتژی نماینده کمی دارد، نیاز به جلب‌توجه مترجمان به آن را بیشتر می‌کند.

 اگر استراتژی‌های پیچیده‌ای مانند اسم‌سازی به‌صورت گزینه‌های قابل‌رؤیت در حل تنش بین نحو و نقش ارتباطی مورد شناسایی قرار نگرفته‌اند، این بدان معنی نیست که این استراتژی‌ها وجود ندارند – فقط بدین معنی است که آن‌ها را عمدتاً نادیده گرفته‌اند.

برای نشان دادن مفید بودن بالقوه این استراتژی اسم‌سازی، شاید مشاهده اینکه چگونه می‌تواند برای بهتر کردن یک ترجمه موجود به کار رود، مؤثر باشد. در زیر یک چکیده تحصیلی به زبان برزیلی (برگرفته از 857: (7)32 ciencia e cultura (1980))) آورده شده که پس‌ازآن ترجمه انگلیسی از قبل موجود، داده شده است. افعال آغازین در متن زبان پرتغالی سیاه نوشته شده‌اند:

Analisou-se as relações da dopamina cerebral com as funçoes motoris. O rabalho discute as evidencias de que drogas que incrementam a franshlissao da atividade focomotor. lopaminergica central produzem aumento estereotipia e hipercinesia, enquanto que drogas neurolépticas, como o Haloperidol, bloqucadoras de receptores dopaminérgicos centrais, induzem hipocinesia e rigidez, Associou-se o efeito do tratamento prolongado com neurolépticos e os sintomas das discinesias tardjas ao desenvolvimento da supersensibilidade dopaminergica central.

ترجمه انگلیسی از قبل موجود:

Dapumine and motor function. The relations between dopamine and motor functions were analyzed. Several references were presented suggesting not only that drugs that increase central dopaminergic transmission increase locomotor activity and induce stereotypy and hyperkinesia but also that neuroleptic drugs like haloperidol, that block dopamine receptors, induce hypokinesia and rigidity. The effects of long-term neuroleptic treatment and the symptoms of tardive dyskinesia were associated to the development of central dopaminergic supersensitivity.

نسخه پیشنهادی

Dopamine and motor function. An analysis is carried out of the relations between dopamine and motor functions. Several references are presented which suggest not only that drugs that increase central dopaminergic transmission increase locomotor activity and induce stereotypy and hyperkinesia but also that neuroleptic drugs like haloperidol, that block dopamine receptors, induce hypokinesia and rigidity. An association is established between the effects of long-term neuroleptic treatment and the symptoins of tardive dyskinesia on the one hand and the development of central dopaminergic supersensitivity on the other.

به جز کاربرد اسم‌سازی‌ها و تغییر زمان از گذشته به حال، نسخه پیشنهادی من با ترجمه موجود از قبل یکسان است (زمان حال صورت صحیح برای کاربرد در این متن است چراکه آن نشان می‌دهد که این چکیده، محتوای مقاله را می‌نمایاند و نه روش‌های اتخاذشده در بحث تحقیق را به مبحث زمان به‌عنوان وسیله‌ای نمایانگر در چکیده‌های تحصیلی به فصل چهارم بخش 4.2.4 رجوع کنید.) استراتژی اسم سازی روشی از ارائه اطلاعات از دورنمایی عرضه می‌دارد که شبیه به دورنمای موجود در متن پرتغالی است. این مسئله چسبیدن به ساخت متن مبدأ به خاطر نگه‌داشتن صورت [متن اصلی] نیست.

آوردن افعال در جایگاه آغازین جمله در متن پرتغالی یک نقش شروع بحث نویسنده، مبتداسازی می‌کند، یعنی آرایشی که به‌ویژه برای ارائه تحقیق درسی و روش‌های علمی تحقیقی مناسب است.

استراتژی شماره چهار: جابجایی (extraposition)

جابجایی شامل تغییر جایگاه کل جمله‌واره در جمله است، برای مثال، با درونه‌سازی (embedding) یک جمله ساده در یک جمله مرکب. ساخت‌های گسسته و شبه گسسته (که قبلاً تحت عنوان مبتدا‌های گزاره‌ای و مبتداهای شناساننده در بخش 5.1.1.3 موردبحث قرار گرفت) مثال‌های خوبی هستند. پایه گاییج و اشنوبرت (182: 1988) چنین توضیح می‌دهند که مزیت اصلی جابجایی این است که «مقری به سطح بالاتر، در این نکته خاص، سطح آزاد ارائه می‌دهند» البته زمانی که ترتیب کلمه در سطح جمله نسبتاً ثابت است. برای دستیابی به مثال‌های گوناگون ساخت گسسته و شبه گسسته، به بخش 5.1.1.3 و بخش 5.1.2.1 این فصل رجوع کنید.

استراتژی‌های بالا برای حل تنش بین ترتیب کلمه و نقش ارتباطی بالقوه در دسترس هستند. در عمل، نحو و ملاحظات معنایی اغلب نادیده گرفته می‌شوند یا با ملاحظات ارتباطی تأثیر متقابل پیدا می‌کنند تا ساخت‌های تولید شود که از همان آرایش متن اصلی پیروی نکند.

 باید اذعان کنم که درواقع پیدا کردن مثال‌های واضحی از هر نوع استراتژی‌های گفته‌شده در بالا در ترجمه‌های معتبر خیلی دشوار است. متداول‌ترین استراتژی که تاکنون به نظر می‌رسد به‌کاررفته باشد، از بین بردن سازمان‌دهی مبتدایی متن مبدأ به دلیل چسبیدن به اصول ترتيب كلمه‌ای است که در زبان مقصد وجود دارد. به‌عبارت‌دیگر، به نظر می‌رسد اکثر مترجمان اولویت را به اصول نحوی زبان مقصد می‌دهند تا به ساخت اطلاعاتی متن مبدأ، به‌طور كل، این استراتژی به‌خودی‌خود نمی‌تواند با جریان طبیعی اطلاعات در متن مقصد تداخل ایجاد کند، جانز (6: 1991) در بررسی‌ای از نسخه‌های پرتغالی و انگلیسی چکیده‌های تحصیلی برزیلی دریافت که نادیده گرفتن سازمان‌دهی مبتدایی زبان مبدأ (در این مورد پرتغالی) «اغلب باعث ایجاد یک متن انگلیسی کاملاً قابل‌قبول می‌شود.» بنابراین، در فرور استراتژی‌هایی که بالقوه در دسترس یک مترجم است، پیشنهاد نمی‌کنم که مترجمان باید الزاماً از سازمان‌دهی مبتدایی هر جمله در متن مبدأ پیروی کند.

 همچنین چنین نمی‌گویم که این استراتژی‌ها درواقع توسط مترجمان حرفه‌ای به شکلی برجسته به‌کاررفته است؛ باید اذعان داشت که به‌رغم وجود این استراتژی‌ها در نظریه، آن‌ها درواقع در عمل به‌ندرت مورداستفاده قرار می‌گیرند. پس آنچه پیشنهاد می‌کنم این است که آگاهی یافتن از وجوه جریان اطلاعات و شیوه‌های بالقوه حل تنش بین نقش‌های معنوی و ارتباطی در ترجمه مهم است. 

این حقیقت که برخی استراتژی‌ها که مفید بودن آن‌ها در ترجمه نشان داده شود، ممکن است مورداستفاده قرار نگیرند، این نکته را نشان می‌دهد که امکان دارد مترجمان از وجود آن‌ها آگاهی نداشته باشند تا اینکه با آن‌ها آشنا باشند ولی خودآگاه یا ناخودآگاه تصمیم بگیرند که از آن‌ها استفاده نکنند.

خلاصه اینکه مترجم نمی‌تواند همواره از سازمان‌دهی مبتدایی متن اصلی پیروی کند حتی اگر این كار ممکن باشد، و حتی اگر ترجمه به‌نوعی باشد تا به تأثیری متفاوت دست یابد، مترجم باید تلاش کند تا متن مقصدی را از دیدگاهی مشابه با دیدگاه متن مبدأ ارائه دهد، ولی برخی ویژگی‌های خاص ساخت نحوی از قبیل محدودیت‌های موجود بر روی ترتیب کلمه، اصل وزن پایانی و شیوه بیان طبیعی نیا مقصد اغلب باعث می‌شد که سازمان‌دهی مبتدایی متن مقصد رها شود. 

آنچه در آخر مهم است. این‌که متن مقصد دارای برخی از سازمان‌دهی مبتدایی خودش خواهد بود که باعث می‌شود به‌طور طبيعی و بدون دشواری خوانده شود و ساخت اطلاعاتی متن مبدأ را مخدوش نکند (به بخش 5.1.2 در بالا رجوع کنید) و اینکه در حد امکان هر تأکید خاصی را که توسط ساخت‌های نشان‌دار در متن اصلی نشان داده‌شده، در خود نگه دارد و به‌نوبه خود دیدگاهی منسجم از یک متن ارائه دهد.


می خواهم فهرست کامل کتاب را ببینم و بعد ادامه بدم


می خواهم بخش بعدی کتاب یعنی تمرینات را بخوانم

جدیدترین ها

مطالب مرتبط