ادبیات جهان و ترجمه – فرانکو مورتی

ادبیات جهان و ترجمه – فرانکو مورتی

مقدمه امید آزادی

در«تأملاتی در ادبیات جهان» مطرح شد که برای برون‌رفت از تنگ‌نظری فکری و محدودیت جغرافیایی ادبیات تطبیقی، مسیر ادبیات جهان راه‌حلی جاه‌طلبانه اما دشوار است. با مقایسۀ تاریخ رمان مدرن در اروپا و سایر نقاط جهان، فرانکو مورتی فرضیه‌ای در باب تاریخ رمان در « مرکز» و «حاشیه» پیشنهاد کرد. اتکای مدل او برای ادبی…


ادامه مطلب

مقدمه فرانکو مورتی

در یک‌سال و اند گذشته، مقالات متعددی در باب مباحث مطرح‌شده در«تأملاتی در ادبیات جهان» منتشرشده است: کریستوفر پرندرگست، فرانچسکا اُرسینی، افرائین کریستال و جاناتان آراک در نیولفت‌ریویو، امیلی‌اپتر و ژاله‌پرلا در جای دیگر1. از همۀ آن‌ها ممنونم. واضح است که نمی‌توانم به همۀ نکات با جزئیات پاسخ بدهم. در این‌جا روی سه حوزه اساسی اختلاف[نظر] بین‌مان تمرکز می‌کنم: الگوی جایگاه (مسئله‌دار) رمان رابطۀ میان مرکز و حاشیه و نتیجۀ آن برای فرم ادبی طبیعت تحلیل تطبیقی.

یکم : تاریخ ادبیات و ترجمه

باید[کار را] از جایی شروع کرد و «تأملاتی در ادبیات جهان» تلاش داشت با تمرکز بر پدیدار شدن رمان مدرن از چگونگی کارکرد سامانه جهان ادبی طرحی بزند:


ادامه مطلب

دوم – تاریخ ادبیات جهان و ترجمه

آیا نظریۀ سامانه جهانی که بر تقسیم‌کار سفت‌وسختی در عرصۀ بین‌الملل تأکید دارد مدل خوبی برای مطالعۀ ادبیات جهان است؟ در این مورد کریستال…


ادامه مطلب

سوم – تاریخ ادبیات و ترجمه در جهان

انتقاد دیگر کریستال درباره «ادعای [وجود] یک رابطه کلی میان نابرابری‌های اقتصادی جهان و سامانه‌های ادبی است»: به‌عبارت‌دیگر، «این فرض که روابط ادبی و اقتصادی موازی هستند ممکن است در برخی موارد جواب بدهد و در برخی نه.»…


ادامه مطلب

چهارم- تاریخ ادبیات و ترجمه در جهان

نکته اصلی ریخت‌شناسی [ادبی در] «تأملاتی در ادبیات جهان»، بیان تفاوت میان پدیدار شدن رمان در مرکز به‌عنوان «توسعه مستقل»، و پدیداری آن در حاشیه به‌صورت «مصالحه» میان تأثیر غربی و مواد خام محلّی است. امّا همان‌طور که پرلا و آراک نیز اشاره کرده‌اند، رمان‌های اوّلیه انگلیسی، به قول فیلدینگ، «به پیروی از روش سروانتس» (و یا کسی دیگر) نوشته شدند


ادامه مطلب

پنجم – تاریخ ادبیات و ترجمه در جهان

از آنچه گذشت دو حوزه برای مباحث آینده حاصل می‌شود. اوّلی مربوط به نوع دانشی است که تاریخ ادبیات باید پیگیری کند. آراک، پروژه آورباخ را به‌صورت مختصر و مفید چنین توصیف می‌کند: «بدون علم، بدون قانون»؛17و اشارات مشابهی در سایر مقالات نیز وجود دارد. طبعاً این همان سؤال قدیمی است که آیا موضوع مناسب رشته‌های تاریخی موارد خاص هستند و یا مثال‌های انتزاعی؛ ازآنجاکه با جزئیات مبسوط در مجموعه مقالاتی در آینده در باب مورد دوم بحث خواهم کرد، در اینجا به این نکته اکتفا می‌کنم که می‌توانیم از روش‌های پژوهش در علوم اجتماعی و طبیعی بسیار بیاموزیم. آیا، به قوا اپتر، [با این مطالعات] خود را «در شهری از ریز-قطعات، جایی که واحدهای ادبی ریز‌و‌درشت در سامانه‌ای جهانی،…


ادامه مطلب

جدیدترین ها

مطالب مرتبط