یکی از آثار مربوط به دگرگونیهای ترجمه در دهههای 1960 و 1970 از چکسلواکی آن روزهاست که مفهومی ادبی، یعنی نقش عاطفی (expressive function)، سبک متن را ارائه میکند.
اثر پیشگامانه “پیروزی له وی” درباره ترجمه ادبی که تحت عنوان Die literarische Ubersetzung: theorie einer Kunstgattung (له وی 1969) به آلمانی ترجمه شده به زبان شناسی ساختاری مکتب پراگ مربوط است.

له وی در کتابش به دقت ترجمه رو ساخت متن مبداء و متن مقصد را مورد توجه قرار میدهد و نیز به ترجمه شعر توجهی خاص دارد، و ترجمه ادبی را کاری تولیدی و خلاق میداند که هدفش ایجاد تأثیر زیبایی شناختی معادل زبان مبداء است.
طبقه بندی له وی از متون و تاثیر بر دگرگونیهای ترجمه
او به طبقهبندی مشخصههای متون نیز میپردازد که در آنها نیاز به تعادل است. طبقهبندیهای یاد شده عبارتند از:
- وجه صریح (denotative)،
- معنی ضمنی،
- آرایش سبکی، نحو، لحن (sound- repetition) (آهنگ، و غیره)
- طول واکه، و طرز بیان (articulation)
اهمیت این طبقه بندیها در ترجمه مبتنی بر نوع متن است. بدین ترتیب طول واکه و طرز بیان در صداگذاری فیلمها نباید تغییر کند، حال آنکه در متنی فنی،وجه صریح اهمیتی اساسی دارد و نباید تغییر کند.
کار له وی پیش از مرگ زود هنگام او تأثیری سرنوشت ساز بر گسترش نظریه ترجمه در چکسلواکی بر جای گذاشت و متعاقبا صاحبنظران سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داد.
نظر له وی در رابطه با فرآیند ترجمه
از دیگر مقالات له وی، “ترجمه – فرآیند تصمیمگیری” است (2000/ 1967) که بسیار مؤثر بود و دگرگونی تدریجی معنی را که مترجمان در زبان انتخاب میکردند، به نظریه حرفهای مرتبط ساخت. در نتیجه له وی کار ترجمه واقعی را کاربردی میداند:
«مترجم یکی از راه حلهای ممکن را برمیگزیند که حداکثر تأثیر با حداقل تلاش را نوید میدهد. به عبارت دیگر، مترجم با شمّ خود مشکل را با راهبرد حداقل- حداکثر حل میکند.»
مقالاتی در رابطه با دگرگونیهای ترجمه
دو مقاله دیگری که از نویسندگان چک درباره دگرگونیهای ترجمه چاپ شده در کتابی است اثر بخش با عنوان “ماهیت ترجمه” : مقالاتی در باب نظریه و عمل در ترجمه ادبی.
فرانتییشک میکو به بحث راجع به وجوه نظری گوناگون توجه میکند که آن را دگرگونیهای بیان یا سبک ترجمه مینامد. او معتقد است که حفظ ویژگی بیان یا سبک متن مبداء در واقع اصل و یا شاید هدف مترجم است.
مقالات تحلیل سبک میکو
میکو تحلیل سبک را تحت مقولاتی همچون عملی بودن، تجسم داشتن، ذهنیت (subjectivity)، تصنع (affectation)، برجستهسازی (prominence)، و تقابل (contrast) مطرح میسازد.
در همان کتاب، آنتون پوپوویچ بر اهمیت دگرگونی مفهوم بیان تأکید میورزد:
«تحلیلی از دگرگونیهای ترجمه بیان که بتواند همه سطوح متن را در بر بگیرد، نظام کلی ترجمه را همراه با اجزاء مسلط و پیرو آن، آشکار میسازد.»
هنجارهای حاکم بر فرآیند ترجمه
این مطلب، تحولی مهم است. تحلیل دگرگونی را میتوان به مثابه روش تأثیرگذاری نظام هنجارهایی دانست که بر فرآیند ترجمه حاکم هستند. پوپوویچ در جملهای بسیار شبیه به له وی، دگرگونی را به بحث ترجمه «تحتاللفظی در برابر آزاد» ربط میدد و میپندارد آنها از تنش میان متن اصلی و متن آرمانی ترجمه ناشی می شوند، و نتیجه تلاشهای آگاهانه و صادقانه مترجم هستند تا تمامیت زیبایی شناختی متن اصلی بازآفریده شود.
شرح این اصول را در «فرهنگ مختصر تحلیل ترجمه ادبی» (1976) اثر پوپوویچ میتوان دید که در آن، مدخل «بسندگی (adequacy) ترجمه» هم مترادف با «وفاداری به متن اصلی» و هم مترادف با «تعادل سبکی در ترجمه» تعریف گردیده است.
خود تعادل سبکی در واقع «تعادل نقشمند عناصر هم در متن اصلی و هم در ترجمه است که هویت بیانی را با پایانی معنی همسان، مورد توجه قرار میدهد.» با وجود این، نه پوپوویچ و نه میکو در مقالاتشان از این نظریات به طور مفصل در تحلیل متون ترجمه شده استفاده نمیکنند.