ون لوون زوارت و الگوی تطبیقی- توصیفی از دگرگونی‌های ترجمه

ون لوون زوارت و الگوی تطبیقی- توصیفی از دگرگونی‌های ترجمه

کیتی ون لوون زوارت هلندی جامع‌ترین اقدام در جهت ارائه و به کارگیری الگوی تحلیل دگرگونی در ترجمه را ارائه داده است. الگوی وی در مقدمه بحث، دارای بعضی مقولات است که وینه و داربلنه و له وی(دگرگونی‌های ترجمه) مطرح کرده‌اند و او آن‌ها را در تحلیل توصیفی ترجمه به کار می‌گیرد و می‌کوشد تا هم مقایسه را سامان دهد و هم یک چارچوب گفتمانی فراتر از سطح جمله به دست بیاورد.

ون لوون زوارت

کتاب لوون زوارت که در ابتدا به عنوان پایان‌نامه دکترای او به زبان هلندی در 1984 چاپ شد، عمدتا با عنوان اختصاری نسخه انگلیسی‌اش معروف شده است که شامل دو مقاله در نشریه target می‌باشد.

معرفی الگوهای ون لوون زوارت و شرح مشخصه آنها

این الگو «برای شرح ترجمه‌های کامل متون داستانی در نظر گرفته شده است» و متشکل است از: 1) الگوی تطبیقی 2) الگوی توصیفی.

خانم ون لوون زوارت، مانند پوپوویچ، می‌پندارد گرایش‌هایی که به وسیله این الگوهای تکمیلی مشخص شده‌اند، سرنخ‌های آن دسته از هنجارهای ترجمه را که مورد قبول مترجمان هستند، فراهم می‌کنند. مشخصه هر الگو به شرح زیر است:

1- الگوی تطبیقی

مستلزم مقایسه مشروح متن مبداء و متن مقصد و طبقه‌بندی کلیه دگرگونی‌های ریزساختاری (microstructural) (درون جملات و بند‌ها و عبارات) می‌باشد. روش خانم ون لوون زوارت به شرح زیر است:

ون لوون زوارت قطعات متون را نخست به واحد(های) متنی قابل فهم تقسیم می‌کند و هر کدام را «تراسازه» (transeme) می‌نامد. مثلا جمله she sat up quickly، در رده یک تراسازه جای گرفته زیرا با عبارت متن مقصد اسپانیایی se enderezo متناظر است.

او سپس «تراسازه هسته‌ای» (architranseme) را تعریف می‌کند که مفهوم هسته پایای متن مبداء می‌باشد. این عامل به منزل مقایسه میان زبانی (interlingual) یا حد واسطه مشترک عمل می‌کند.

در مثال فوق to sit up در واقع یک تراسازه هسته‌ای است.

بعد هر تراسازه جداگانه با تراسازه هسته‌ای مقایسه می‌شود و میان دو تراسازه رابطه برقرار می‌گردد.

کارکرد تراسازه‌ها در الگوی ون لوون زوارت

اگر هر دو تراسازه رابطه‌ای هم معنا با تراسازه هسته‌ای داشته باشند، فرض بر این خواهد بود که هیچ دگرگونی اتفاق نمی‌افتد.

فقدان رابطه‌ای هم معنا نشان از وجود دگرگونی در ترجمه دارد و این دگرگونی‌ها به سه موله اصلی و شماری مقولات فرعی (subctegories) تقسیم شده‌اند سه مقوله اصلی عبارتند از: تغییر بیان؛ تعدیل (modification) و ابدال (mutation) که در جدول 4.1 تشریح گردیده‌اند.

جدول 4.1. مقولات اصلی الگوی تطبیقی لوون زوارت

  مقوله دگرگونی   تعریف
تعریف (صص  64- 159)

یکی از تراسازه‌هایی که با تراسازه هسته‌ای تطبیق می‌کند اما با تراسازه دیگر از نظر سبکی یا معنایی تفاوت دارد، مثال sit up است که به صورت تغییر بیان طبقه‌بندی می‌شود، زیرا این عبارت انگلیسی دارای جزء اضافی (quickly) است.

تعدیل (صص 8- 165)

هر دو تراسازه هنوعی انفصال (معنایی، سبکی،‌نحوی، کاربردی، یا ترکیبی از آن‌ها) را در مقایسه با تراسازه هسته‌ای نشان می‌دهد، مثل you had to cry انگلیسی و hocia ilorar هلندی (به معنی it caused you to cry)

ابدال (صص 9- 168)

به دلیل حذف، اضافه، یا «تغییرات اساسی در معنی» غیرممکن است بتوان تراسازه هسته‌ای نیز ایجاد نمود.

تعدیل نحوی-معنایی و نحوی-منظور شناختی

ون لوون زوارت با تأکید بر تراسازه mother’s در متن مبداء‌ و تراسازه suyo [به طور تحت‌اللفظی یعنی hers] در متن مقصد دو ریزدگرگونی (microshift) را مشخص می‌کند:

تعدیل نحوی- معنایی: اسم + حالت ملکی ساکسونی mother’s به ضمیر ملکی suyo تبدیل می‌شود.

تعدیل نحوی- منظور شناختی: انتخاب moher’s به جای hers به معنی آن است که متن مبداء انگلیسی نسبت به متن مقصد اسپانیایی، اطلاعات منظورشناختی بیشتری در اختیار خواننده قرار می‌دهد، زیرا خواننده متن مقصد باید متوجه ارتباط با mother گردد.

به محض آن که همه دگرگونیها بر اساس این سطح پایین «ریزساختاری»مشخص و مقوله بندی شوند، تعداد اتفاقات در هر مقوله جمع‌بندی می‌شوند و سپس تأثیر فزاینده‌شان با استفاده از الگویی توصیفی به شرح زیر، در نظر گرفته می‌شود.

2- الگوی توصیفی ون لوون زوارت

در واقع الگویی کلان ساختار (macrostructure) است که برای تحلیل آثار ادبی ترجمه‌ای، طرح گردیده است. این الگو مبتنی بر مفاهیمی است که از داستان شناسی (narratology) و سبک‌شناسی به وام گرفته شده‌اند.

الگوی مورد بحث در نظر دارد مفاهیم «سطح گفتمان» (بیان زبانی عالم قصه و داستان) و «سطح داستان» (روایت متن شامل دیدگاه‌های داستانی) را با سه «فرانقش» (metafunction) زبانی: اجتماعی، خیالی (ideational)، و متنی در هم آمیزد.

تاثیر متقابل عناصر از دید ون لوون زوارت

ون لوون زوارت تأثیر متقابل این عناصر را با استفاده از نموداری پیچیده نشان می‌دهد که نمودار مذکور دگرگونی ساختارهای خاص ریز و کلان را به سه نقش در سطح داستان و گفتمان بر هم منطبق می‌سازد.

مثلا گفته می‌شود که هر مورد از تغییر بیان نحوی- منظور شناختی در واقع بر نقش بین افراد در سطح داستان تأثیر می‌گذارد.

بدین ترتیب، در مثال mother’s/suyo به اطلاعات منظور شناختی اضافی که به وسیله mother’s در متن مبداء به دست می‌آید، احتیاجی نیست، با این همه، وجودش بر خویشاوندی موجود تأکید می‌کند که می‌تواند نشانگر تأکید بی‌علاقگی مادر در مراقبت از فرزندش باشد. مورد اخیر در متن مقصد ناپدید می‌شود و خصلت اجتماعی افراد قصه را دگرگون می‌سازد.

استفاده از الگوی لوون در ترجمه متون

این الگوی تحلیلی مستلزم آن است که همه نمونه‌های هر نوع دگرگونی در پنج هزار لغت منتخب را جمع بزنیم و الگوهای حاصل را بررسی و آزمایش کنیم.

این الگو را حدود هفتاد نفر از دانشجویان لوون ووارت در دوره فوق لیسانس در ترجمه متون ادبی آمریکای لاتین و اسپانیایی به زبان هلندی مورد استفاده قرار دادند. نتایج به دست آمده غلبه دگرگونی‌های نحوی را به وضوح نشان می‌دهد، در حالی که مشخصه‌ها و توضیحات نیز متعدد هستند.

متن مقصد مدار و فرهنگ مقصد

ون لوون زوارت راهبرد ترجمه آثاری را که مورد تحلیل قرار می‌دهد، متن مقصد مدار تلقی می‌کند و تأکید بعدیش متوجه مقبولیت فرهنگ مقصد است.

این مرحله اضافی که نتایج حاصل را به موضوعات گفتمان سطح بالا (higher- level) مرتبط می‌سازد و هنجارها را در عمل مشخص و تعیین می‌نماید، حکایت از آن دارد که الگوی زوارت به سطحی فراتر از مقایسه‌های اساسا زبانی می‌رسد که ویژگی کار کتفورد و نیز ویینه و داربلنه محسوب می‌شود. این، تحولی مهم است و مطابق با کار توری است که درباره هنجارها و مقبولیت مطرح شده است.

نقاط ضعف موجود در الگوی ون لوون زوارت

با این همه، در الگوی مورد بحث نقاط ضعفی وجود دارند و این نقاط ضعف به طور کلی مربوط به طبقه‌بندی‌هاست.

نخستین این ضعف‌ها همان گونه که زوارت خود تا حدی اذعان دارد  الگوی تطبیقی بی‌اندازه پیچیده است.

در تقسیم دگرگونی‌های مختلف، پیامد‌های عملی وجود دارند، زیرا هشت مقوله اصلی و سی و هفت مقوله فرعی در آن دیده می‌شوند که همه آن‌ها را آشکارا نمی‌توان از هم تفکیک نمود.

دوم آن که به دشواری می‌توان حساب همه دگرگونیها را در سرتاسر یک متن بلند نگه داشت.

گمان می‌رود که با تحلیل رایانه‌ای متون الکترونیکی بتوان تا حدی بر این معضل فائق آمد.

سوم، استفاده از تراسازه هسته‌ای به مثابه معیار تعادل با همان معظلی رودررو است که به ذهنیت و خیال مربوط می‌شود.

سرانجام، مقایسه آماری مقوله دگرگونی با فرانقش و با گفتمان/ داستان نیز نشانگر آن است که این مقایسه ظاهرا هیچ فرقی برای اهمیت نسبی نمونه‌های مختلف هر مقوله قایل نمی‌شود.

انطباق مذکور در معرض پاره‌ای انتقادات قرار دارد که بر به کار گرفتن «پژوهش‌های پی در پی» در این سبک‌شناسی وارد گردیده است. آنچه باید انجام شود، همانا تحلیل مشروح و نقادانه از تأثیر ریزدگرگونی بر درک و دریافت مترجم از موقعیت ارتباطی و ساختار روایی داستان می‌باشد.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط