ونوتی به شرح نمونهای بارز از سرنوشت مترجم ادبی میپردازد و به حال آنان تأسف میخورد که چگونه معمولا برای حقالترجمهای ناچیز قرارداد میبندند و توضیح میدهد که عمدتا ناشران هستند (نه مترجمان) که ترجمهها را تعیین میکنند و به طور کلی هزینه کار ترجمه را به حداقل میرسانند. همان طور که ونوتی نشان میدهد ناشران نسبت به اعطای امتیاز مالکیت اثر یا اعطای سهمی از حق تکثیر اثر به مترجم اکراه دارند.
ونوتی برای این مسئله که شکل دیگری از سرکوبی مترجم است و صنعت چاپ آن را بر وی اعمال میکند، تأسف میخورد، اما این سرکوبی آنقدرها غیرعادی نیست چون نقش مترجم در این شبکه بسیار ضعیف است. فوسیت شبکه پیچیده یاد شده را بازی قدرت توصیف میکند که محصول نهایی آن به طرز چشمگیری به وسیله ویراستاران فنی شکل میگیرد. مورد مذکور غالبا منجر به غرابت زدایی ترجمه میشود. مصاحبههایی که با ناشران انجام گرفته تأیید مینمایند که ویراستار اغلب در چنین موردی زبان بیگانه را به طرزی شیوا و روان ویرایش نمیکند و توجهش عمدتا معطوف به این نکته است که ترجمه در زبان مقصد باید راحت خوانده شود (ماندی، 170: 1997).
در پارهای موارد، بازی قدرت منجر به آن میگردد که نویسنده متن مبداء از فرآیند ترجمه به کلی حذف میگردد. مثلا کوهیوچاک (1990) از سرنوشت شگرف میلان کندرا، نویسندة کتاب شوخی: خبر میدهد که اولین مترجم و ویراستار انگلیسی این کتاب که مشترکا کار میکردند، تصمیم گرفتند ترتیب زمانی عمدا تحریف شدة متن مبداء را آشکار سازند تا داستان برای خوانندگان واضح و روشن گردد. کوندرا از این کار چندان آزرده شد که از موقعیت متنفذ خویش استفاده کرد تا ترجمة جدید دیگری مطالبه نماید. ونوتی (6: 1998) در اینجا با استفاده از آثار مترجمان پیشین که فاقد ابراز امتنان و سپاسگزاری هستند، نقش کوندرا را زیر سوال میبرد و مدعی میشود کوندرا نمیخواهد تفاوتهای فرهنگی زبانی را که ترجمه باید حل و فصل نماید، بپذیرد.
دیگر نقش آفرین عمده در فرآیند ترجمه، دلالان (agents) ادبی نویسنده هستند. در حقیقت راجع به نقش دلالان در ترجمه مطالب بسیار اندکی نوشته شده است (حتی با وجود آن که در هم اندیشیهای ترجمه ادبی مطالب زیادی شدهاند). دلالان در واقع نویسندگان را به ناشران معرفی میکنند و درصدی از منافع نویسندگان را دریافت میکنند. آنان متن مبداء را به مؤسسات انتشاراتی زبان مقصد پیشنهاد میکنند که این مؤسسات بعدا با مترجمان مورد نظر تماس میگیرند.
در نظر بسیاری از نویسندگانی که به زبانهای غیرانگلیسی مطلب مینویسند ملاک موفقیت آن است که آثارشان به انگلیسی ترجمه شود. در حقیقت، تصمیم به ترجمه شدن یا ترجمه نشدن اثری، معظمترین قدرتی است که ویراستار و ناشر اعمال میکنند. به گفتة ونوتی (48: 1998) ناشران انگلیسی و آمریکایی مایلند آثاری انتخاب کنند که به سادگی در فرهنگ مقصد جذب و پذیرفته میشوند. درصد تابهایی که در دو کشور مذکور ترجمه می شوند بیاندازه پایین و تنها نزدیک به 5/2 تا 3 درصد کل کتب منتشر شده است (ونوتی، 12017: 1995). از سوی دیگر، درصد کتابهای ترجمه شده در کشورهایی نظیر آلمان و ایتالیا بسیار بیشتر است، که بیشتر این ترجمهها نیز از زبان انگلیسی انجام میشوند (ونوتی، 14: 1995) از سوی دیگر، درصد کتابهای ترجمه شده در کشورهایی نظیر آلمان و ایتالیا بسیار بیشتر است، که بیشتر این ترجمهها نیز از زبلان انگلیسی انجام میشوند (ونوتی، 14: 1995) ونوتی نابرابری یاد شده را نمونهای دیگر از سلطة فرهنگی انتشارات و فرهنگ آنگلو- آمریکایی تلقی میکند که این تلقی بسیار تنگ نظرانه است، ولی این واقعیت را نمیپذیرد که نویسندگان خارجی از این که آثارشان در سایر کشورها شأن و جایگاهی کسب کند خرسندند. ونوتی مطلب اخیر را با لحنی زشت در مقدمة کتاب بازاندیشی در ترجمه: گفتمان، ذهنیت، ایدئولوژی بیان کرده است:
میتوان گفت که انتشارات آنگلو آمریکایی در تولید خوانندگی موثر بوده که با پرخاشجویی به زبان مادری خود مینازند، و به لحاظ فرهنگی کوته فکر هستند، در حالی که همین ناشران منافع و سود مالی حاصل از ارزشهای فرهنگی آنگلو- آمریکایی را که نصیب خود میسازند با موفقیت تمام، بر شمار قابل ملاحظهای از خوانندگان خارجی اعمال میکنند.
(ونوتی، 6: 1992)
نیروهای بازار فروش، این جهت گیریها را تقویت و حتی تعیین میکنند. پس، شمارگان چاپ اول یک ترجمة ادبی در انگلستان یا آمریکا به ندرت متجاوز از 5000 نسخه میباشد (ونوتی، 12: 1995) به همین دلیل، بسیاری ترجمهها که به زبان انگلیسی هستند، متکی به اعطای کمک هزینة مراکز فرهنگی نظیر شورای ادبی انگلستان هستند. (هیل، 193: 1997)
مطلب بعدی: بحث راجع به کار ونولی
میتوانید به فهرست عناوین کتاب مطالعات ترجمه جرمی ماندی برگردید و بقیهی فصول کتاب را ببینید: