ذهنیت فاعل گزاره گذار در متون ادبی- تخیلی

ذهنیت فاعل گزاره گذار در متون ادبی- تخیلی

تشخیص حضور آشکار و پنهان فاعل گزاره گذار و ذهنیت وی در برخی متون، از جمله متونی که در آن تخیل و واقعیت در هم آمیخته شده‌اند یا متولی که در دنیای کاملا تخیلی شکل گرفته‌اند، مشکل است؛ چرا که در این نوع متون منظور از هر «من» من نویسنده نیست و هر رد پایی به او تعلق ندارد.

شاید مشکل اساسی اثر به یاد ماندنی نویسنده‌ی مشهور فرانسوی، مارسل پروست (Marcel Proust)، با عنوان در جستجوی زمان از دست رفته نیز ناشی از همین مسئله باشد.

فاعل گزاره گذار

پروست با نوشتن این اثر، می‌خواست ثابت کند که (به ویژه برای سنت- بوو (Charles Augustin Sainte- Beuve)، منتقد ادبی قرن نوزدهم فرانسه) اثر ادبی می‌تواند فاصله‌ی زیادی با نویسنده‌اش داشته باشد.

به عبار دیگر، اثر یک نویسنده محصول «منِ» بسیار عمیق مؤلف است، نه آن «من» که ما می‌شناسیم. درست است که این دیدگاه‌ها را خود نویسنده خلق کرده است، ولی با هم متفاوتند. ممکن است نویسنده با تعدادی از آن‌ها موافق و با تعدادی دیگر مخالف باشد. گیرنده‌ی پیام با طیف گوناگونی از ارسال کنندگان روبرو می‌شود که هر یک ذهنیت خاص خود را اعمال می‌کند و تشخیص دقیق آن‌ها، هر چند توسط نویسنده خلق شده باشند، بسیار مشکل است.

فاعل گزاره گذار از دیدگاه منتقدان

اما از دیدگاه منتقدان معتقد به نظریه‌ی دریافت (به ویژه از دیدگاه هانس روبرو یائوس (Hans Robert Jauss) و ریفاتر (Michel Riffaterre))، گوینده یا نویسنده آن چیزی را می‌گوید که مخاطب دریافت می‌کند و حدس می‌زند.

پس در چنین شرایطی، این مخاطب یا گیرنده است که معنا و مفهوم را تعیین می‌کند. از نظر طرفداران این نقد، خوانندگان یا مخاطبان قرائت‌هایی متفاوت از متن خواهند داشت و با این کار با دریافت‌هایی متفاوت روبرو خواهند شد و در نتیجه متن به یک عرصه‌ی چند معنایی تبدیل خواهد گردید و هر گیرنده پیام خود را در آن جست و جو خواهد کرد.

کثرت‌گرایی

پس کثرت گرایی یا چند معنایی اساس کار منتقدان نظریه‌ی دریافت خواهد بود. اما اگر قرار باشد هر کسی در هر متنی قرائت خاص خود را داشته باشد، با کثرت معنایی مضاعفی روبرو خواهیم شد که در این صورت تمامی متون می‌توانند با همدیگر هم معنی تلقی شوند، زیرا مواد اصلی تمامی آثار همان عناصر زبانی‌ای هستند که در همه‌ی آن‌ها به صورت مشترک وجود دارند.

اگر هیچ حد و مرزی در تأویل و تفسیر این عناصر وجود نداشته باشد، گویی با آثاری روبرو خواهیم شد که به دلیل وجود اشتراک در مواد نوشتاری، با همدیگر هم معنی شده‌اند.

بنابراین، هم چنان که رولان بارت نیز به آن اشاره دارد، کثرت گرایی در دلالت‌گری، معنا، و ذهنیت، امری اجتناب ناپذیر است و باید متن و پیام را از این دیدگاه مورد توجه قرار دهیم؛ اما چنانچه تعابیر و تفاسیر متعدد ما را به گرادبی از معانی و ذهنیت‌های پی در پی و بی‌پایان رهنمون شوند که در آن‌ها هیچ حد و مرزی وجود نداشته باشد، دیگر با یک روش علمی روبرو نخواهیم بود، بلکه نوعی هرج و مرج معنایی بر قرائت ما حاکم می‌شود که ما را به جایی نخواهد رساند.

منظور از ذهنیت در فاعل گزاره گذار

بنابراین، می‌توانیم از این بخش چنین نتیجه بگیریم که آنچه ما به عنوان ذهنیت فاعل گزاره گذار می‌شناسیم، چیزی است که حضور آن می‌تواند به اشکال و به انحای مختلف در بیان متجلی شود.

تشخیص این ذهنیت در ارتباطات کلامی (گفتاری و نوشتاری)، گاهی با تحلیل عناصر زبانی به کار گرفته شده میسر است و گاهی نیز با مطالعه‌ی ساختمان بیان و نحوه ی شکل‌گیری آن امکان پذیر است.

برخی اوقات نیز، مثلا در متون ادبی- تخیلی، مرز مشخصی برای تشخیص بین حضور ذهنیت گزاره گذار (نویسنده و راوی) و گیرنده یا خواننده (مخاطب راوی و خواننده) وجود ندارد.

حضور ذهنیت در بیان

آنچه در این بخش از کتاب، در مورد حضور ذهنیت در بیان (ذهنیت و زبان) مورد توجه واقع شد، می‌تواند گویای این مطلب باشد که در اکثر اوقات ارتباطات کلامی نمی‌تواند عاری از حضور ذهنیت گزاره گذار باشد.

تمامی مواردی که قبلا ذکر شد، بیانگر این است که نمودار ارتباطی یاکوبسن نمی‌تواند الگوی خوبی برای تحلیل و بررسی علم ارتباطات باشد و مواردی چون حضور ذهنیت در گزاره وجود دارد که صحت این نمودار را زیر سوال می‌برد.

اورکیونی با تحلیل جزء به جزء تمامی مواردی که می‌توانند به نوعی انعکاس دهنده‌ی ذهنیت ارسال کننده‌ی پیام باشند، نشان می‌دهد که ارتباطات کلامی بسیار پیچیده‌تر از آن است که ما تصور می‌کنیم.

نظر اورکیونی در رابطه با کثرت معنا

از نظر اورکیونی، ارتباط معنا، مفهوم، و مرجع عناصر زبانی به قدری با موقعیت فاعل گزاره گذار از یک طرف، و ذهنیت گزاره گذار از طرف دیگر (البته نباید نقش مخاطب و خود بیان را در شکل گیری ذهنیت گزاره گذار و موقعیت گزاره گذاری نادیده گرفت)، تنگاتنگ است که به راحتی و بدون در نظر گرفتن این عوامل نمی‌توانیم عملکرد نمودار یاکوبسن را بپذیریم.

هر چند یاکوبسن با طرح این نمودار، در صدد تجزیه و تحلیل ساز و کارهای ارتباطات زبانی است، اما چنین نموداری از دیدگاه اورکیونی و دیگران نمی‌تواند تمامی انچه را که در جریان یک ارتباط کلامی اتفاق می‌افتد، منعکس کند و به همین دلیل از جامعیت برخوردار نیست و نمی‌تواند در علم ارتباطات معیاری جامع و کامل باشد.

بنابراین، می‌توانیم از این بخش چنین نتیجه بگیریم که آنچه ما به عنوان ذهنیت در گزاره می‌شناسیم، چیزی است که حضور آن می‌تواند به اشکال و به انحای مختلف در بیان متجلی شود.

تشخیص ذهنیت در ارتباطات کلامی

تشخیص این ذهنیت در ارتباطات کلامی (گفتاری و نوشتاری)، گاهی با تحلیل عناصر زبانی به کار گرفته شده میسر است و گاهی نیز با مطالعه‌ی ساختمان بیان و نحوه‌ی شکل گیری آن امکان پذیر است.

برخی اوات نیز، مثلا در متون ادبی- تخیلی، مرز مشخصی برای تشخیص بین حضور ذهنیت گزاره گذار (نویسنده و راوی) و گیرنده یا خواننده (مخاطب راوی و خواننده) وجود ندارد.

آنچه در این بخش از کتاب، در مورد حضور ذهنیت در بیان، مورد توجه واقع شد، می‌تواند گویای این مطلب باشد که در اکثر اوقات ارتباطات کلامی نمی‌تواند عاری از حضور ذهنیت گزاره گذار باشد.

تمامی مواردی که قبلا ذکر شد، بیانگر این است که نمودار ارتباطی یاکوبسن نمی‌تواند الگوی خوبی برای تحلیل و بررسی علم ارتباطات باشد و مواردی چون حضور ذهنیت در گزاره وجود دارد که صحت این نمودار را زیر سوال می‌برد.

پیچیدگی ارتباطات کلامی در فاعل گزاره گذار

اورکیونی با تحلیل جزء به جزء تمامی مواردی که می‌توانند به نوعی انعکاس دهنده‌ی ذهنیت ارسال کننده‌ی پیام باشند، نشان می‌دهد که ارتباطات کلامی بسیار پیچیده‌تر از آن است که ما تصور می‌کنیم.

از نظر اورکیونی، ارتباط معنا، مفهوم، و مرجع عناصر زبانی به قدری با موقعیت گزاره گذاری از یک طرف، و ذهنیت گزاره گذار از طرف دیگر (البته نباید نقش مخاطب و خود بیان را در شکل‌گیری ذهنیت گزاره گذار و موقعیت گزاره گذاری نادیده گرفت) تنگاتنگ است که به راحتی و بدون در نظر گرفتن این عوامل نمی‌توانیم عملکرد نمودار یاکوبسن را بپذیریم.

هر چند یاکوبسن با طرح این نمودار، درصدد تجزیه و تحلیل ساز و کارهای ارتباطات زبانی است، اما چنین نموداری از دیدگاه اورکیونی و دیگران نمی‌تواند تمامی آنچه را که در جریان یک ارتباطات کلامی اتفاق می افتد، منعکس کند و به همین دلیل از جامعیت برخوردار نیست و نمی‌تواند در علم ارتباطات معیاری جامع و کامل باشد.

در ادامه بخوانید: معرفی انواع بیان صریح و غیرصریح

جدیدترین ها

مطالب مرتبط