گفتمان در ترجمه را به صوتهای گوناگون تعریف کردهاند. مضمون مشترک این تعریفها این است که گفتمان با واحدی بزرگتر از جمله سر و کار دارد. همان گونه که با استفاده از قواعد دستور زبان میتوانیم اسامی مرکب، گروه، بند و جمله بسازیم، با استفاده از قواعد گفتمان میتوانیم جملهها را طوری بیان کنیم که با هم مرتبط باشند به طوری که شنونده یا خواننده از جملهای به جملۀ دیگر روان و راحت منتقل شود.
قواعد گفتمان سبب میشود که جملههای پاراگراف، ارتباطی منطقی و سالم با یکدیگر داشته باشند و به اصطلاح پاراگراف منسجم باشد.
قواعد گفتمان در ترجمه
به کمک قواعد گفتمان در ترجمه است که میتوانیم پاراگرافها را با نظمی منطقی به دنبال هم بیاوریم و سرانجام متنی بسازیم که انسجام و سامان داشته باشد و همۀ اینها برای این است که کلام مؤثرتر باشد.

اما آن سوی این متن مخاطبی است که باید آن را بخواند یا بشنود. فرض بر این است که مخاطب ما تمام آن قابلیتهایی را که سبب ساختن متن میشود، به صورت انفعالی و در حد درک دارد و به سخن بهتر مجهز به توانش ارتباطی است و در نتیجه میتواند متن بد- متن بیانسجام و بیسامان- را تشخیص بدهد و از خواندن متن خوب لذت ببرد.
به سخن دیگر، فرض بر این است که توانش تولیدی نویسنده یا گوینده با توانش دریافتی خواننده یا شنونده همسنگ است. بنابراین، میتوان گفت که گفتمان در ترجمه عبارت است از چگونگی تولید و سامان گرفتن یک متن- چه کتبی و چه شفاهی- از جانب تولید کننده و فرآیند درک آن از جانب مخاطب.
برای رسیدن به این سامان (رمزبندی متن) و درک کامل آن از جانب مخاطب (رمزگشایی متن) شرایطی لازم است که هر دو قطب تولید کننده و دریافت کنندۀ پیام باید حائز آن باشند تا پیام به نحوی تأثیرگذار منتقل شود. در غیر این صورت پیام منتقل نمیشود یا ناقص منتقل میشود.
آیا گفتمان همان متن است؟
گفتمان را نباید با متن اشتباه گرفت. گفتمان مجموعۀ عناصر، لوازم و شرایطی است که چنانچه گرد هم جمع آیند متن را به وجود میآورند. بنابراین، متن حاصل و نتیجۀ گفتمان است. به سخن دیگر، گفتمان فرآیند و متن فرآوردۀ آن است. گفتمان پویا و متن ایستاست.
فرآیند گفتمان تا لحظۀ نهایی، یعنی تکوین متن، هر لحظه مخاطب را در نظر دارد. گفتمان بیمخاطب نمیتواند پیش برود. خالق سخن- مکتوب یا ملفوظ- همواره باید مخاطب فرضی خود را در ذهن داشته باشد، در غیر این صورت گفتمان در ترجمه منظم حرکت نمیکند و متن تمامیتی انداموار نمییابد. به سخن دیگرُ اندیشه در کلام تبلور پیدا نمیکند. برای درک گفتمان فهم مقولات زیر ضروری است.