ترجمه در خدمت دانش کاربردی و نظری
ترجمه و دانش کاربردی
در بخش اول به تحلیل آن دسته از مسایل سیاسی و اجتماعی مطرح در ایدئولوژیهای جامعه اوایل عهد عباسی که نهضت ترجمه را به یک مولفه ضروری تبدیل میکردند، پرداختیم. به طور مشخص بحث شد که انقلاب عباسیان، جنگ داخلی بین الامین و المأمون، و گفتمان دینی- سیاسی در اوان شکل گیری امپراطوری نیازهایی را برای خاندان عباسی و نخبگان حاکمه پدید آورد که از طریق پذیرش و ارتقاء یک نهضت ترجمه گسترده نیز قابل پاسخ گویی بود. این نیازها البته فقط نیازهای ایدئولوژیکی و روابط عمومی نبودند، اما به علت ان که من آنها را ناشی از تلاش حاکمان- همه حکّام و البته عباسیان استثناء نبودند- برای باقی ماندن در قرت میدانم و علاوه بر آن مقدذمات اولیه پذیرش ترجمه به عنوان سیاست حکومتی را فراهم کردهاند، در اینجا به آنها اولویت داده شده است. بنابراین روشن است که باید بررسی میشد که تبدیل فعالیت ترجمه ماقبل عباسی به یک نهضت ترجمه تا چه حد تحت تأثیر سیاستهای قدرت خواهی حکومت بوده است.
سایر عوامل موثر بر نهضت ترجمه
با این حال، با توجه به عمر طولانی نهضت ترجمه، معنای این سخن آن نیست که عوامل دیگری غیر از عوامل ایدئولوژیکی موثر نبوده است. این عوامل به تقاضا برای دانش کاربردی در فضای اجتماعی به سرعت در حال تغییر بغدادو به تقاضای دانش نظری از سوی سنت علمی و فلسفی در حال شکل گیری مرتبط بود. پس از اتخاذ سیاست حکومتی ساسانی و فرهنگ ترجمه ملازم آن توسط المنصور در نتیجه ضرورتهای سیاسی، این تقاضاها هم به نوبه خود مایه پشتیبانی از نهضت ترجمه گسترده برای مدتی طولانیتر شد.
تقاضای ترجمه
تقاضاها در ابتدا شامل ترویج علوم کاربردی ملازم سیاستهای ساسانی و عمدتاً ستاره شناسی و رشتههای مرتبط با آن، یعنی نجوم و ریاضیات بود. زراعت را هم، اگر قرار باشد با توجه به آثار مشهور یونانی ترجمه شده از پهلوی به عربی قضاوت کنیم، شاید بتوان در همین گروه طبقهبندی کرد. ناقلان فرهنگ ترجمه ساسانی در درباره سلاطین اولیه عباسی، که برمکیان و نوبختیان مشهورترین آنان بودند، نقش مهمی در تسرّی فعالیتهای نامنظم ترجمه ماقبل عباسی از پهلوی به عربی و هدایت آن به حوزه علوم کاربردی داشتند. با این حال نهایتاً وقتی که تعداد دانشمندان مشغول به کار در بغداد به اندازه کافی افزایش یافت، آنها ملاحظات نظری علمی به وجود آوردند که، با توجه به حمایت مستمر نخبگان حاکمه و جیانات فکری در پایتخت، فقط با گسترش بیشتر نهضت ترجمه و پرداختن به علوم فلسفی قابل پاسخگویی بود.