ترجمه با توجه به نیازهای آموزش حرفه‌ای

ترجمه با توجه به نیازهای آموزش حرفه‌ای

. نیازهای آموزش حرفه‌ای و ترجمه:

منشی‌های اداری (کتّاب)، وکلای ارث، مهندسان، اقتصاددانان

غیر از ستاره شناسی که در مراحل اولیه استقرار حکومت عباسیان دارای اهمیت خاصی بود، نیاز اجتماعی یا عامل عمده دیگری که به نهضت ترجمه شتاب بخشید، لزوم آموزش منشیانی بود که می‌باید امپراطوری تازه به ارث رسیده عباسیان را اداره کنند. با توجه به تمایلات حکام عباسی و مدیران اصلی نظام، مانند برمکیان که به مدیریت نظام منصوب شده بودند، لزوم آموزش این طبقه براساس الگوهای ساسانی، در ارتباط با آموزش‌های غیردینی، یک فرض مسلّم بود.

ترجمه برای منشیان

موضوعاتی که منشیان می‌باید برای انجام وظیفه خود فرا می‌گرفتند به امور عملی مرتبط بود: حسابداری، مسّاحی، مهندسی، و تقویم به عنوان مثال از این امور بودند و در ارتباط با همین نیازها بود که علوم ریاضی- حساب، هندسه، مثلثات، و هیئت- به کانون اصلی فعالیت‌های اولیه ترجمه تبدیل شد. بهترین شاهد نیازهای عملی برای آموزش طبقه منشیان و زمینه ساسانی آن را عالمی که خود کتاب آموزشی در این باره نوشته است، یعنی این قطیبه (متوفی 276/889)، ارائه کرده است: او کتاب آموزش منشیان (ادب الکاتب) را حدود یک قرن پس از آغاز نهضت ترجمه به منظور آموزش صحیح معناشناسی و احتمالا به قصد پیشگیری از اتکای بیش از حد به علوم اجنبی تألیف کرد. او در مقدمه آن، که به حق شهرت یافته و بسیاری از علمای قرون وسطی نیز بر ان شرح نوشته‌اند، موضوعاتی را که متقاضیان منشی‌گری باید بیاموزند فهرست کرده است:

علاوه بر کتاب‌های من [که تعلیمات زبانی، ادبی، و دینی را آموزش می‌دهد] ضروری است که [منشی] اشکال هندسی را برای اندازه‌گیری زمین بیاموزد تا بتواند مثلث‌های قائمه، حادّه، و منفرجه و ارتفاع مثلث، انواع چهار ضلعی‌ها، کمان و دیگر اشکال گد، و خطوط عمود را بشناسد و بتواند دانش خود را به طور عملی در زمین، به جای نقشه‌های [مسّاحی]، به کار بگیرد چون علم نظری مانند تجربه عملی نیست.

ایرانیان [یعنی ساسانیان] می‌گفتند کسی که مسایل ذیل را نداند نمی‌تواند منشی کارآمدی شود: کسی که اصول آبیاری [اجراء المیاه]، باز کردن کانالهای متصل به رودخانه‌ها و بستن منافذ خروجی آب؛ [اندازه‌گیری] طول مختلف روزها، گردش خورشید، نقطه طلوع ستارگان [در افق]، و مراحل ماه و تأثیرات آن؛ [ارزیابی] معیارهای اندازه‌گیری؛ مسّاحی سه ‌ضلعی‌ها، چهار ضعی‌ها، و پنج ضلعی‌های دارای زوایای مختلف؛ ساخت پل‌های سنگی ضربی، دیگر انواع پل، چرخ چاه و چرخ گردان آبکشی از رودخانه؛ طبیعت ابزار مورد استفاده پیشه وران و صنعتکاران؛ و جزئیات کار حسابداری را نداند.

ترجمه و ترویج علوم در سطح نظری

این مطلب مهم است که این قطبه در اینجا، علاوه بر ذکر انواع علوم خاص ریاضی که منشی باید تحصیل کند، به ضرورت کسب توان به کارگیری این علوم هم اشاره می‌کند. این یک مطلب بسیار با اهمیت در تأیید این نکته است که در ترویج علوم نظری توجه فراوانی به کاربرد آن‌ها نیز معطوف می‌شد. البته طبیعی است که همه علوم کاربرد یکسانی در همه ادوار تاریخی نداشته‌اند و بنابراین باید از کلی‌سازی و تعمیم اجتناب کرد. با این حال ذکر این مطلب توسط ابن قطیبه درست در زمانی که نهضت ترجمه یونانیعربی به طور کامل شکوفا شده بود، به روشنی نشان می‌دهد که تقارنی بین ترجمه و ترویج علوم در سطح نظری و کاربرد ان‌ها توسط برخی از طبقاتی که به طور حرفه‌ای در آن‌ها اشتغال داشته‌اند وجود داشته است. در پرتو این موضوع، ترجمه آن دسته از آثار ریاضی که ذیلاً به ان‌ها پرداخته می‌شود، اهمیت اجتماعی می‌یابد.

در فهرست موضوعات مفیدی که ابن قطیبه برای یادگیری منشیان لازم می‌دانست، هندسه در صدر قرار داشت. بنا به برخی روایات مورد اشاره در بخش اول (فصل 2.2)، کتاب اصول اقلیدس اول بار در عهد المنصور ترجمه شده بود، اما ما فقط از دو نسخه ترجمه آن توسط الحجّاج بن مطر در عهد هارون و المأمون به ترتیب مطلع هستیم. اما این اختلاف نظر در هر حال بر اساس شواهد زبان شناختی، فواید عملی هندسه برای مسّاحی، مهندسی، و امور آبیای که به روشنی توسط ابن قطیبه ارائه شده، حل و فصل می‌شود. در این رابطه توجه به این نکته لازم است ککه در زبان عربی آن دوره، کلمه مهندس، که صورت فاعلی عربی یک واژه به عاریت گرفته شده از فارسی است، مشتمل بر معنای هندسه دان و مهندس هر دو بود. در فرهنگ اصطلاحات فنی که خوارزمی یک قرن بعد از ابن قطیبه برای تمام علوم تدوین کرد، هندسه دان/ مهندس (مهندس)، با استناد به تعریف الخیل پدر فرهنگ نویسی عربی، کسی است که مسیر کانال‌های آبیاری و مناطقی را که کانال‌ها باید در آن حفر شوند اندازه‌گیری و نقشه آن‌ها را تهیه (یقدّرو) می‌کند.

ترجمه  هندسه

از جمله علوم ریاضی که به سرعت و با هدف تأمین نیازهای عملی رشد کرد، جبر بود. این رشته هم مانند هندسه به علت کاربرد آن در مهندسی و مسایل آبیاری برای منشیان بسیار مفید بود. در این حال، در اوایل عهد عباسی قانون اسلامی نیز به سرعت در حال شکل گیری بود و جبر به یک ابزار ضروری برای محاسبه جزییات حساس قوانین ارث بدل شد. محمد بن موسی الخوارزمی به هر دو کاربرد در مقدمه خود بر کتاب جبر اشاره کرده است. او می‌گوید المأمون مرا تشویق کرد که کتاب فشرده‌ای در جبر تألیف کنم و ان را فقط به محاسبات مهم و حساسی محدود کنم که مردم دائماً در مواردی چون ارث، ماترک، تقسیمات، دعاوی حقوقی، تجارت، و تمام معاملات خود با یکدیگر در مسّاحی، حفر کانال، محاسبات هندسی، و انواع و اقسام امور دیگر با آن سر و کار دارند.

ساختار کتاب آنچنان بنا شده است که پس از بخش مقدماتی که ریاضیات محض است، مابقی متن به حل مسائل مختلف مبادلات تجاری، مسّاحی، ماترک، ازدواج، و آزاد کردن بنده با ارائه نمونه‌های خاص و مشخص در هر زمینه می‌پردازد.

ترجمه ریاضیات 

از جمله علوم کاملاً مرتبط با ریاضیات و ستاره شناسی (هر چند که مسئولیت منجّم دربار خارج از حیطه وظایف منشیان قرار داشت) شکل‌گیری هیئت ریاضی بود. در این مورد، هم ترجمه‌های مهمی قبل از عهد عباسیان از پهلوی و سانسکریت هر دو انجام شده و هم جداول نجومی همراه با سایر مطلب مفید نجومی و ادبیات وابسته به آن، یعنی زیج (جمع عربی واژه فارسی: زیجات) تألیف و تدوین شده است. از مهمترین این‌ها زیج الشّاه، از عهد خسرو اول انوشیروان (حکومت 78-531) و یزدگرد سوم (حکومت 51-632)، زیج الارکند، از سال 735، و زیج الحرکان از سال 742، باقی مانده‌اند. اما این فعالیت در سال 154/771 یا 156/773 که یک هیئت سیاسی از سند به بغداد و به دربار المنصور آمد، جزو فعالیت‌های رسمی حکگومت عباسی قرار گرفت. 

ترجمه متون نجومی

منابع ما چیزی در مورد اهداف این هیئت سیاسی نمی‌گویند؛ فقط به این اکتفا شده است که یک عالم هندی که از اعضای این هیئت بود مجموعه‌ای از متون نجومی به زبان سانسکریت، یک سیدهانتا (siddhanta)، با خود به همراه آورده بود که ظاهراً به دستور شخص المنصور توسط الفزاری به عربی ترجمه شد و با عنوان معرّب زیج السندهند انتشار یافت. بر اساس این اثر و سایر منابعی که فوقاً به آن‌ها اشاره شد، «که در آن عناصر منابع هندی، پهلوی، و یونانی را در هم آمیخته به مجموعه ای از قواعد و جداول قابل استفاده، اما از نظر درونی متناقض، برای محاسبات نجومی تبدیل کرد.» مسایل و سئوالاتی که ترجمه و تألیف الفزاری به وجود آورد و البیرونی کبیر به صراحت به آن‌‌ها اشاره کرده است، موجب پدید آمدن چیزی شد که اکنون با نگاه به گذشته می‌توان ان را یک برنامه تحقیقاتی کامل در نجوم نامید. این برنامه همراه با همه عوامل دیگری که در این کتاب به شرح آن پرداخته‌ایم، در طول قرن‌ها سنّت حیرت انگیز نجوم عربی را پدید آورد

ترجمه آثار کشاورزی

روند مشابهی نیز در زمینه ترجمه آثار کشاورزی مشاهده می‌شود. گزارشاتی در دست داریم که کتاب اکلوگای (Eclogae) کاسیانوس باسوس دو بار به عربی ترجمه شده است: ابتدا از روی یک ترجمه پهلوی که تاریخ آن قبل از قرن هفتم است (ورزنامه)، و متعاقباً مستقیماً از یونانی توسط سرجیس بن هیلیا الرّومی که المجسطی را هم در سال 212/827 ترجمه کرد. سیناغوجی (Synagoge) آناطولیوس هم دوبار ترجمه شد. در سال 179/795 یحیی بن خالد بن برمک بانی ترجمه آن مستقیماً از یونانی توسط اسقف اعظم اسکندریه (ظاهراً پولوتیانوس)، اسقف دمشق، و راهب ایوثتاسیوس شد. ترجمه دوم از روی یک ترجمه سریانی با تاریخ نامعلوم صورت گرفته است، اما می‌توان تصور کرد که این ترجمه قبل از یونانی انجام شده است. آنچه که این ترجمه‌های دوباره نشان می‌دهند آن است که با تسهیلات و بودجه فراهم شده ناشی از اتخاذ سیاست رسمی ترجمه توسط عباسیان، ناقلان فرهنگ ساسانی که به تحقیق و کاربرد در این رشته‌ها علاقمند بودند فرصتی برای دستیابی به متون دقیق‌تر و معتبرتر یافتند. بنابراین، نیازهای آموزشی منشیان از همان ابتدا نقشی حیاتی در گسترش تدریجی نهضت ترجمه داشته است.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط