نهضت ترجمه در جهت گیری ایدئولوژیکی جدید المأمون پس از بازگشت به بغداد شامل به دست گرفتن کنترل مباحث دینی در پایتخت و به طبع آن در جهان اسلام و پدید آوردن یک گروه نخبه فکری برای انجام این مباحث به شیوههای مقبول بود.
این کار هم برای تداوم ارائه تصویر خلیفه به عنوان قهرمان اسلام و تحکیم اقتدار دینی و در نتیجه اقتدار سیاسی او و هم برای مهمترین عامل ملازم آن، یعنی، تضعیف اقتدار دینی رهبران توده مردم که، طبق هشدار اندرز اردشیر به امپراطوران ساسانی، ممکن بود دارای «رهبری پنهانی» باشند (نک. بخش 4.1)، لازم بود.
حمایت از نهضت ترجمه ویژگی شاخص حکومت
این مطلب در «تاریخ صادقانه» الاخباری هم که تحوّل بزرگ در سیاستهای المأمون و به عبارت دیگر اعتقاد او به آموزههای معتزله، یعنی «وحدت [خداوند]، وعده پاداش و انذار عقاب» را همراه با حمایت او از نشستها و مباحثات مبتنی بر روش استدلال دیالکتیک روایت میکند، نیز کاملاً روشن است.
اما الاخباری از چیزی که همه بر آن تأکید میکنند، یعنی حمایت المأمون از نهضت ترجمه به عنوان ویژگی شاخص حکومت او، سخنی به میان نمیآورد.
سکوت الاخباری را مطمئناً نباید حمل بر فقدان چنین حمایتی کرد بلکه این سکوت به معنی آن است که حمایت وی شاخص نبوده است و به عبارت دیگر بخش کوچکتری از یک سیاست بزرگتر بود که فوقاً شرح داده شد.
با این حال روایت الاخباری باید با نظر مخالف آن که موضوع حمایت را برجسته میکند تطبیق داده شود.
فهرست ابن الندیم
جدّیترین صورت نظر مخالف توسط مرجعی طرح شده است که تشکیک در آن آسان نیست و آن فهرست ابن الندیم است که موضوع را در ارتباط با روایت خواب مشهور المأمون که مکرراً و در حد افراط به آن استناد شده است، نقل میکند.
ابن الندیم بخشی را که «چرا این همه کتاب در فلسفه و سایر علوم باستانی وجود دارد» نامگذاری کرده، این گونه آغاز میکند که «یک علت آن خواب المأمون است» و سپس خواب را نقل و با این جمله خلاصه چنین نتیجهگیری میکند «این خواب یکی از دلایل اصلی برای ترجمه کتاب [به عربی از طریق حمایت المأمون] بود.»
البته، تا آنجا که به آثار ترجمه شده مربوط میشود، میدانیم که این موضوع صحت ندارد؛ المأمون صرفاً سیاستی را که قبلا در محافل عباسی تثبیت شده بود- که به تفصیل در صفحات قبل شرح داده شد- و به خوبی در جای جای همان فهرست به صورتی غیرقابل مناقشه مستند شده است، پیگیری میکرد.
علاوه بر آن میدانیم که ابن الندیم (حتی اگر در ارتباط با انسجام درونی کار خود بیدقت بوده باشد) عالمی موثق و باوجدان بوده است. بنابراین باید گفت که او در ارزیابی اهمیت خواب المأمون صرفاً از ارزیابی منبع خود متابعت کرده است. برای تطبیق دیدگاههای سیاسی عملی الاخباری از خلافت المأمون با دیدگاههای منابع ابن الندیم لازم است خواب المأمون را به طور دقیق و نقادانه مورد بررسی قرار دهیم.
تعبیر خواب و تأثیر آن بر ترجمه کتاب در دوران مأمون
خواب را باید جدّی گرفت، البته نه فقط به معنایی که آرتمیدوروس (Artemidorus) استاد نقد و شاگرد عصر جدید او، فروید (Freud) در نظر داشتند.
محتوای مهّیج خواب، آن را به ابزار مرجّحی برای برقراری ارتباط و انتشار رویکردها، افکار، مواضع- و در واقع تبلیغات- در اکثر جوامع و به طور قطع در جوامع یونانی و عربی تبدیل میکند. ذکر یک نمونه از اوایل دوره عباسی نیاز به تفصیل بیشتر درباره موضوع را مرتفع میسازد.
خواب سلمه (قبل از نهضت ترجمه)
روایت شده است که سلمه، مادر المنصور، خوابی به این شرح دید: «وقتی ابوجعفر [یعنی المنصور] را حامله بودم در خواب شیری را دیدم که نزد من آمد. روی پاهایش نشست [سرش بالا برد] و غرید، و دم [بر زمین] میکوبید. شیرهای زیادی از هر سو به پیش او آمدند و هر یک که به نزدیک او میرسید پیش روی او به خاک میافتاد.»
مطمئناً این خواب برای خلیفهای که مجبور بود برای بقای تخت خلافت خود حداقل با سه تن از اعضای فامیل خود- شیرهای دیگر از خاندان پیغمبر بودند- مبارزه کند، خوابی مناسب بود و کارکرد اجتماعی و دلایل انتشار آن کاملاً روشن و بینیاز از هر توضیحی است. سئوال این است که مسأله پشت پرده انتشار خواب المأمون چه بود.
این خواب به دو صورت روایت شده است و مقایسه آنها هم مسأله را تا حدودی روشن میکند و هم عدم نقل کامل دو صورت را موجه میسازد. برای سهولت کار جملات روایت خواب را شمارهگذاری کردهام.