روایت خواب در دوران ترجمه
الف. روایت عبدالله بن طاهر
(1) عبدالله بن طاهر روایت میکند (2) المأمون گفت، «در خواب مردی را دیدم (4) که در حلقه فلاسفه نشسته بود، (6) و از او پرسیدم «تو کیستی؟» او در جواب گفت: «ارسطوی فیلسوف» (9) من گفتم «ای حکیم، نیکوتین سخن کدام است؟» و پاسخ داد «آنچه که در نظر فرد صحیح باشد.» (10) گفتم «و دیگر؟»، گفت «آنچه که شنونده آن را نیکو بداند.» (11) گفتم «و دیگر؟»، او جواب داد «آنچه که انسان از نتیجه گفتن آن خوف نداشته باشد.» (12) گفتم «و دیگر؟» او در جواب گفت «غیر از آن مابقی چون عرعر حمار است.» (13) المأمون گفت «اگر ارسطو زنده میبود چیزی غیر از آن که در اینجا گفته است، نمیگفت چون در این [کلام] وی [آنچه را که گفتنی بود] خلاصه کرده و [از گفتن مطلب اضافی] پرهیز کرده است.»
ب. روایت یحیی بن عدی
(2) المأمون خواب دیده بود که مردی را دیده (3) با چهرهای سرخ و سفید، پیشانی بلند، ابروهای پرپشت، سرطاس، چشمان آبی تیره و صورتی زیبا (4) که بر صندلی خود نشسته بود. (5) المأمون گفت «در خواب دیدم که پیش روی او با احترام ایستادهام. (6) سئوال کردم «شما که هستید؟» جواب داد «من ارسطو هستم.» (7) من از آن که نزد او بودم خوشحال شدم (8) و پرسیدم «ای حکیم، میتوانم از شما [سوالاتی] بپرسم؟» گفت «بپرس». (9) گفتم: «نیکی چیست؟» گفت: «آنچه مطابق عقل نیکو باشد.» (10) سئوال کردم: «و دیگر؟» در جواب گفت: «آنچه که مطابق قوانین شرع نیکو باشد.» (11) پرسیدم: «و دیگر؟» جواب داد: «آنچه که در نظر مردم نیکو باشد.» (12) سئوال کردم: و دیگر؟ و او جواب داد: و دیگر «دیگری» وجود ندارد.»
و به روایتی دیگر:
(14) «من» [یعنی المأمون] گفتم «باز هم بیشتر [بگو]. «ارسطو جواب داد» آن کس که تو را مشورت صادقانه در باره زر دهد، او را نیز چون زر بشمار. تبلیغ یگانگی خداوند تکلیف توست.»
این خواب به دو طریق مستقل از یکدیگر نقل شده است. اولین روایت
(الف) که ظاهراً روایت اصلی است نهایتاً به عبدالله بن طاهر میرسد و از او نقل شده است. پدر این عبدالله عامل اصلی پیروزی المأمون بر برادرش الامین و در نهایت قتل الامین در جنگ داخلی بین دو برادر بود. طاهر به عنوان والی در خراسان و بغداد به المأمون خدمت کرده بود و بعد از او فرزندش عبدالله و فرزندانش تا چند نسل به جای او نشستند. خاندان طاهر، که اعراب ایرانی شده بودند، نقش بسیار مهمی در اوایل عهد عباسی در پیشبرد و اجرای سیاستهای اعضای پیروزمند دودمان عباسی از نظر ایجاد فضای فرهنگی و ایدئولوژیکی مطلوب آن سیاستها ایفا کردند. اولویتها و فعالیتهای فرهنگی آنان، که به خوبی توسط بازورث توصیف شده، میباید در پرتو این مطلب ملاحظه شود. بنابراین روایت عبدالله بن طاهر از این خواب در چارچوب حمایت آن از دستور کار دینی و ایدئولوژیکی المأمون قابل فهم است. جوابهای ارسطو در روایت عبدالله کاملاً با موضع معتزلی المأمون و سیاست او در جهت ارتقاء اقتدار خلیفه به قیمت قانون شرع مطابقت دارد. ارسطو در اینجا مدافع استفاده از قضاوت فردی (رأی) به عنوان معیار نهایی ارزیابی چیزی میشود که در چارچوب موضوع باید ابلاغ رسمی خط مشیهای خلیفه («نیکوترین سخن») شمرده شود. در مباحث حقوقی و دینی آن عصر جایگاه رأی به عنوان مستند حقوقی در کنار نص قرآن و عمل پیامبر (سنّت) موضوع اصلی مورد بحث بود. اولویت دادن به رأی موجب آن میشد که قدرت بیحد و حصری به فرد صادر کننده حکم، یعنی قاضی و در این مورد خاص خلیفه، داده شود در حالی که تصدیق متون واصله قرآن و سنّت، باعث انتقال قدرت به نخبگان دینی میشد که در واقع حافظان و مفسران متون اصلی اعتقادی بودند. المأمون، که ممیّزه حکومت وی تلاش برای تثبیت و تمرکز قدرت در شخص خلیفه بود، بالطبع مدافع موضع اول بود. محنه، یا تفتیش عقیده، در واقع ادامه این سیاست بود.
این خط مشی المأمون علت ابداع خواب را نشان میدهد. خود خواب به احتمال زیاد در محافل کاملاً نزدیک به خلیفه و احتمالاً توسط خود طاهریان جعل شده بود. منبع محتمل دیگر برای این خواب میتوانست احمد بن ابی دوأد، مأمور تفتیش عقاید المأمون و قاضی او در طول محنه، بوده باشد. البیهقی خواب دیگری از المأمون را به استناد او روایت میکند. براساس این خواب، خلیفه که در ابتدا به نحوی تصویر میشود که به صدق خواب بر اساس موازین عقلانی اعتقاد ندارد پس از متحقق شدن یکی از خوابهای خود مجبور به قبول صحّت آن میشود. در واقع، خوابی که توسط ابن ابی دوأد نقل شده، شاید به علت اثبات صحّت خوابهای المأمون از طریق یک رویداد ساده- و احتمالاً واقعی-، راه را برای قبول سهلتر خواب مرتبط با ارسطو هموار کرده باشد. در هر حال، صرفنظر از این که مولف این خواب به طور خاص چه کسی بوده است، واقعیت آن است که اطرافیان المأمون مکرراً از آن برای تبلیغات استفاده میکردند.
بنابراین، خواب ارسطو از اصل ارتباطی به نهضت ترجمه نداشت. البته این ملاحظه که تلاش برای فراهم کردن نوعی تأیید شبه آسمانی برای یک سیاست از طریق انتشار یک خواب در بین عامه مردم قاعدتاً باید در واکنش به وجود مخالفت واقعی نسبت به آن سیاست صورت گیرد، نیز مویّد همان مطلب است.
اگر این خواب توسط طرفداران نهضت ترجمه جعل شده بود، نشان دهنده آن است که در زمان حیات خود المأمون با این فعالیت مخالفت میشده است؛ اما هیچ چیز دال بر چنین مخالفتی در دوره مذکور شنیده نشده است. آنچه که در آن زمان، و خصوصاً در محافل قضایی، مورد مناقشه ود میزان ارزش و اهمیت نسبی هر یک از عناصر تشکیل دهنده اصول اسلامی بود: عقیده شخصی در مقابل سنّت (عرف یا عمل پیامبر) در مقابل اجماع (اجتماع علما).
از این زاویه، اگر قرار بود خواب مذکور تأثیر مورد نظری را که به علت آن جعل شده بود داشته باشد، حضور ارسطو در آن یا انتخاب وی به عنوان مرجعی که سیاستهای المأمون میباید بر اظهارات او مبتنی شود نشان دهنده اعتبار بالای ارسطو در محافل فکری بغداد در زمان المأمون است. در نتیجه این خواب، بر خلاف آنچه که ابن الندیم (یا منبع او یحیی بن عدی) و پیروان او القاء کردهاند، به جای آن که انگیزه شروع کار ترجمه از یونانی را فراهم کرده باشد تأثیر نهضت ترجمه را، که مدتها پیش از المأمون آغاز شده بود، بر شکل دهی رویکردهای فکری تا آن زمان نشان میدهد. این خواب به جای آن که علت نهضت ترجمه باشد، نتیجه اجتماعی آن است.
اغراق در دانشمندی مأمون در دوران نهضت ترجمه
البته این مطلب زیاد تعجب آور نیست چون ارسطو تنها شخصیت باستانی نبود که در قرن اول حکومت عباسیان به این جایگاه رفیع و مهمتر از آن به چنین مقبولیت همگانی به عنوان یک مرجع معتبر رسیده باشد. روایت بعدی که به شخص المأمون مربوط است وسعت حضور شخصیتهای باستانی در گفتمان دانش آموختگان محفل او را نشان میدهد. المأمون در طول شام مفصلی که با تعدادی از دانشمندان، متکلّمان، و قضات (یعنی همان افرادی که الاخباری المأمون را حامی آنها معرفی میکند) صرف میکرد، خواص سطبی و غذایی هر یک از سیصد و اندی غذای آماده شده را با دقت تمام بر میشمرد. وقتی سفره جمع شد، یحیی بن اکتام (متوفی 242/856)، قاضی بصره و بعداً بغداد و یکی از وزیران المأمون، به خلیفه چنین گفت:
یا امیرالمومنین! اگر طب را در نظر بگیریم شما از نظر اطلاعات جالینوس مجسّم هستید؛ اگر نجوم را در نظر بگیریم شما در محاسبات آن هرمس [تریسمجیستوس] (Hermes [Trismegistos]) هستید؛ اگر علوم دینی را در نظر بگیریم شما از نظر تسلط بر آنها علی بن ابیطالب (که سلام خدا بر او باد) هستید؛ اگر به جود اشاره شود شما در سخاوت بهتر از حاتم هستید؛ و اگر سخن حق را بگیریم شما در صدق گفتار ابوذر هستید؛ در شرافت، شما در ترجیح دیگران بر خود، کعب ابن ماما (Ka ‘b ibn- Mama) هستید و اگر وفا را بگیریم شما در وفاداری السّمأوال بن عدیَّه (as- Samaw’al ibn- ‘ Adiya) هستید.
نام بردن از شخصیتهای غیرعربی تاریخی چون جالینوس یا افسانهای چون هرمس تریسمجیستوس در یک زمان و در یک سطح با علی بن ابیطالب و دیگر قهرمانان و شخصیتهای عربی مشهور در صفحات مورد اشاره، نشان دهنده مقبولیت مراجع یونانی در جامعه اوایل عهد عباسی است. خواب المأمون صرفاً اسم ارسطو را، که خلیفه پیرو عقاید او بود، به این فهرست اضافه میکند. درست همان طور که با بازنویسی معاهده سال 802 مکه در مورد جانشینی هارون (نک. بخش 4.1) نوعی تاریخنگاری طرفدارانه و مغرضانه برای توجیه قیام المأمون علیه الامین رواج داده شد، نسخه اصلی خواب ارسطوی المأمون (روایت الف) هم برای توجیه سیاستهای عقل گرایانه و معتزلی المأمون تحریف شد.
روایت دوم خواب (ب) منتسب به یحیی بن عدی، شاگرد فارابی و ابو بشر متّی و رئیس مشائیان بغداد در اواسط قرن دهم، است. این روایت در دو نسخه با اندکی تفاوت موجود است که یکی در الفهرست، که فوقاً نقل شد، و دیگری در اثر ابن ابی اصیبعه ضبط است. کار ابن ابی اصیبعه شناسایی منبع خود او و به طور غیرمستقیم منبع ابن الندیم را سهل میکند: «من از [روایتی در] دست الحسن بن العباس، مشهور به الشنادیقی (as-Sanadiqi) (رحمت خدا بر او باد) نقل میکنم که گفت: ابوسلیمان [السجستانی] گفت: من از یحی بن عدی شنیدم که … [و سپس خواب را نقل میکند]». ابن الندیم، مولف الهرست، مقادیر قابل توجهی از اطلاعات خود درباره آثار یونانی به زبان عربی را از یحیی، که شخصاً با او آشنایی و به یادداشتهای دستنویس کتابشناسی او دسترسی داشت، دریافت میکرد. به نظر میرسد نسخه روایت او از خواب نسخه اصلی باشد چون مفصلتر است؛ به احتمال زیاد این روایت باید از یکی از یادداشتهای یحیی گرفته شده باشد هر چند که ابن الندیم به صراحت چنین چیزی نمیگوید. نسخه دیگر روایت، نسخهای است که از استنساخ یادداشت یحیی توسط ابوسلیمان السجستانی شاگرد یحیی پدید آمده است و الشنادیقی، منبع بلافصل ابن ابی اصیبعه، از نسخه او استنساخ کرده است.
اولویت بخشیدن به ارسطو در اواخر دوران نهضت ترجمه
همه شواهد موجود نشان میدهد که یحیی بن عدی اولین کسی است که از روایت خواب ارسطوی المأمون برایی تبیین فعالیت ترجمه استفاده کرده است. او حاقل دو انگیزه در این کار داشت: یکی ادعای تأیید خلیفه از مجموعه ترجمههای انجام شده از یونانی و دیگر اولویت بخشیدن به ارسطو از بین همه متفکران باستانی. دلایل انگیزه اول او ضرورت ارائه نوعی زبان استاندارد کننده، حتی برای متون ترجمه شده، مطابق با فضای فکری عصر وی بود. تا اواسط قرن چهارم/ دهم یعنی هنگام نوشتن یحیی، اکثر علوم اسلامی به بلوغ خود رسیده و به شکل اصلی خود درآمده بودند: هر یک برای خود بنیانگذارانی، سنتی، و مجموعه ای از متون استاندارد داشتند. در اینجا فقط به ذکر دو نمونه مرتبط به این امر اکتفا میکنیم: اغتشاشی که بر شیوههای مقبول قرائت قرآن (از نظر تلفّظ و زیر و زبر ترکیب کلمات متن) حاکم بود، نهایتاً با استاندارد کردن روشهای مختلف قرائت در اثر تلاشهای ابن مجاهد (متوفی 324/936)، عالم بغدادی، به نظم درآمد. مقامات مربوطه هم با ادامه روند دخالت حکومت در شکل دهی به آموزههای دینی، که توسط خود المأمون شروع شده بود، به ابن مجاهد در این کار کمک کردند. اغتشاش و رشد بدون کنترل مشابهی هم بر سنّتهای پذیرفته شده پیامبر حاکم بود که از طریق جمعآوری سنتهای مقبول (صحیح) توسط البخاری (متوفی 256/870) و مسلم (متوفی 261/875) به نظم درآمده و باعث استحکام روش شناختی نقد علم حدیث در نسل بعد از طریق کار ابن ابی حاتم الرّازی (متوفی 327/938) شد.
استفاده از خواب مأمون در مجموعه ی ترجمه شده ی علوم باستانی
در این چارچوب، خواب المأمون به سهولت برای استانداردسازی مشابهی در مجموعه ترجمه شده علوم باستانی مورد استفاده قرار گرفت. مقایسه خواب المأمون به روایت اصلی عبدالله بن طاهر (روایت الف) و صورت تغییر یافته آن توسط یحیی، به روشنی ملاحظات فلاسفه بغداد را در قرن دهم نشان میدهد.
موضوع اصلی خواب سئوال و جواب بین ارسطو و المأمون است و در همینجاست که بیشترین تغییر در آن داده شده است. در روایت اصلی، سئوال خلیفه یک سئوال عملی است: «نیکوترین سخن کدام است؟» یعنی بهترین چیزی که میتوان به معنای سیاسی و دینی در ارتباط با خط مشی گفت چیست. پاسخها نیز به همین ترتیب عملی و ملموس هستند: جواب اول همان طور که قبلاً هم بحث شد قضاوت شخصی (رأی) فرد، و در اینجا خلیفه، را به عنوان معیار تعیین میکند؛ جواب دوم، همان مفهوم نسبی مخاطب را که طرف سخن است معیار میشمارد؛ در حالی که جواب سوم کاملاً موردی و فرصت طلبانه است، به این معنا که هدف و نتیجه مورد نظر است که «نیکویی» سخن را تعیین میکند. اما روایت یحیی کاملاً برعکس است؛ کاملاً غیرسیاسی است و سئوال و جواب را به سط انتزاعی فلسفی میکشاند: در این روایت، سئوال به یک مرود خاص نیکویی مربوط نمیشود، بلکه سئوالی درباره خیر [مطلق] است، ضمن آن که پاسخها نیز مفاهیم عام و کلی، قوه انسانی یعنی عقل، قانون دینی، و تودههای مردم را به عنوان معیار تعیین میکنند.
تأثیر خواب مأمون بر ترجمه کتاب های باستانی
اهمیت جایگزینی ظاهراً بیضرر عقل (فکر) با رأی (قضاوت شخصی) را نباید دست کم گرفت، چون در یک چشم به هم زدن تفوّق مطلق منطق- و در نتیجه فلسفه، یعنی رشتهای که آن را میآموزد- را بر مراجع دینی (قانون، شریعه) و ملاحظات سیاسی (تودهها) برقرار میکند. درست همان طور که منطق به علت فرازبانی و عام بودن از صرف و نحو برتر است- این استدلال ابو بشر متّی و یحیی در دفاع از منطق بود- همان طور نیز فلسفه، یعنی کاربرد منطق، به علت عام و فرا ملّی بودن براتر از دین است (چون هر ملتی دین خاص خود را دارد). بنابراین، یحیی با روایت خود از خواب المأمون فلسفه را به عنوان یک رشته مطالعه، کتابهای ترجمه شده باستانی را به عنوان کتابهای استاندارد این رشته، ارسطو را به عنوان مهمترین پیشکسوت آن، و تأیید خلیفه را به عنوان مجوّز مطالعه آن، تثبیت کرد.
نمایندگان مراحل اولیه فعالیت ترجمه
اهمیت ارسطو در نظر یحیی متفاوت از اهمیت او در نظر المأمون یا مسئول تبلیغات او، عبدالله بن طاهر، بود. در حالی که از نظر اعراب تحصیلکرده اما غیرمتخصص، که مخاطب روایت عبدالله بودند، ارسطو فقط یک شخصیت برجسته در امور فکری یا فلسفی عهد باستان- مثل جالینوس در طلب و هرمس تریسمجیستوس در یاضیاتعملی- بود، از نظر یحیی او موسس مکتب مشاء و سنت مشانی در فلسفه و بنیانگذار مکتبی بود که یحیی در آن هنگام ریاست ان را به عهده داشت. در اواسط قرن ده جریانات فلسفی مختلفی در بغداد رواج داشت: آراء افلاطونی الرازی (رازی متوفی 925 طبیب برجسته و سنت نوافلاطونی آتنی الکندی و پیروانش؛ همراه این آرا، نوافلاطونی، الهیات نجومی هم رواج داشت که شدیداً تحت تأثیر سحر و جادوگری (Hermetism) صابئین حرّان و نمایندگان ان در بغداد، فرزندان ثابت بن قرّه، بود؛ و در سطوح پایینتر، مکتوبات دنیا و فکر جادویی- کیمیاگری محفل جابریان و پیشگامان یونانی آنها قرار داشت که نمایندگان مراحل اولیه فعالیت ترجمه و میراث عربی آن بودند. همه اینها مدعی نمایندگی علوم باستانی و اساساً در حال رقابت برای کسب نقش اصلی در دنیای فکری قرن دهم در بغداد بودند.
برتری عقل در فعالیت ترجمه
یحیی هم مثل همه این جریانات فکری و سیاسی رقیب که، همان طور که قبلاً شرح داده شد، از طریق خوابهای مختلف برای کسب مقبولیت و مشروعیت با یکدیگر به رقابت میپرداختند، برای دستیابی به مقصود خود از خواب آ به نفع قرائت خود از مکتب ارسطو بهره گرفت. بعداً معلوم شد که کار او و سلف او، الفارابی، از طریق تسخیر نبوغ (و مهمتر از آن همفکری فسفی) ابوسینای بزرگ، باعث تضمین بقاء، و در واقع پیروزی، مکتب ارسطو در فسفه عربی شد. و بالاخره این که ادعاهای یحیی و مکتب او در مورد عقل، ظاهرسازی صرف نبود بلکه آنها و همه متفکران درگیر در فعالیت ترجمه به برتری عقل اعتقاد داشتند. برای این موضوع شواهد فراوانی از مباحثات فلسفی بینالادیانی و مکاتبات آن عصر در اختیار داریم.