خانم مری اسنل هورنبای، صاحبنظر و آموزگار و مترجم ساکن وین در کتابش مطالعات ترجمه، رویکردی منسجم به بازاندیشی درباره این موضوع میپردازد و میکوشد مفاهیم ادبی و زبانی بسیار گوناگونی را در یک رویکرد منسجم فراگیر به ترجمه، با هم تلفیق کند.
اسنل هورنبای که زمینه نظری عمدتا آلمانی دارد، به طرز چشمگیری مفهوم اولین الگوهای مربوط به مقوله بندی انواع متن را به وام میگیرد. او بر اساس نوع متن مورد نظر، موضوعات پیشینه فرهنگی، مطالعات ادبی، مطالعات میدانی و اجتماعی- فرهنگی، و نیز برای ترجمههای حقوقی، اقتصادی، پزشکی و علمی، مطالعه موضوع تخصصی ویژه را وارد بحث میکند.
الگوهای مری اسنل هورنبای
گرد هم آوردن عرصههای گوناگون ترجمه و پر کردن شکاف میان ترجمههای اقتصادی و هنری که اشلایر ماخر در 1813 توضیح داده، کاری بسیار جالب توجه است.

با این همه، باید پرسید که آیا سعی در ادغام همه سنخها و انواع متن در یک چارچوب تحلیل فراگیر و مشروح حقیقتا ممکن عملی است؟
از آنجا که تبلیغات اشتراک زیادی با زبان خلاق شعر غنایی دارد، چرا دورتر از متون عام نسبت به ترجمه ادبی قرار گرفته است؟
مطالعه موضوعات خاص نیز میتواند مناسب زمینه متون ادبی باشد. مثلا، غیرممکن است بدون تحقیق درباره جنگهای صلیبی بتوان کتاب تاریخ محاصره لیسبون اثر ساراماگو را ترجمه کرد، و ترجمه کتاب کوهستان جادو اثر توماس مان نیاز به اطلاع از رژیمهای غذایی آسایشگاه های منطقه آلپ در دهه 1920 دارد.
همچنین لازم نیست قدرت بیان محدود به آثار ادبی باشد: ترجمه خبرهای خارجی که از بخش جهان BBC در کاورشم پخش میشوند، اغلب به منظور دریافت از طریق آنتن طراحی شدهاند، حال آن که ترجمه سخنان مکتوب نیز باید ضرب آهنگ یا صدای متن مبداء را حفظ یا بازآفرینی کنند.
آیا تقسیمبندی هورنبای هنوز مورد استقبال است؟
اگرچه ما در مورد شکل مقولهبندی مری اسنل هورنبای بیخودی جر و بحث میکنیم، باید از کنار گذاشتن آن تقسیم بندی خشک گونههای مختلف زبان استقبال نماییم. لزومی ندارد که مطالعات ترجمه فقط بر متون ادبی (که تا پنجاه سال پیش چنین بود) یا انحصارا بر متون فنی تأکید نماید.
با این همه، حقیقت این است که دلیلی هم ندارد قبول کنیم که توجه به همه گونههای زبان در یک پیوستار پیش نمونه لزوما نتایج سودمندتری برای تحلیل ترجمهها و تربیت مترجم در برخواهد داشت. دانشجویی که دلش میخواهد مترجم متون اقتصادی شود، در مقایسه با کسی که مایل است مترجم ادبی شود، احتمالاً به توجه و تأکید تمرینی کمی متفاوتتر نیاز دارد، حتی اگر هر کدامشان بتوانند از بررسی کار دیگری سود ببرند.
اصرار خانم هورنبای که «بخشهای ثابت میان زبان ادبی و زبان دیگر را در هم میشکند، مسئلهای اساسی در مطالعه او محسوب میشود» با این وصف این کار موجب میشود تحول مهمی که او خبر میدهد،مخفی بماند.
کلام آخر
مری اسنل هورنبای در دفاع از مطالعات ترجمه به منزله رشتهای جدید متوجه میشود مترجمان و نظریه پردازانی که در این زمینه کار میکنند گویی به دنیایی بین رشتهها، زبانها و فرهنگها میپردازند و توجه دارند (تأکید از هورنبای است).
این نوع اظهارنظر نشانه شیوهای است که نظریه پردزان فعلی در پیش گرفتهاند تا به روشی میان رشتهای به مطالعات ترجمه بپردازند. هورنبای مطالعات ترجمه را پی میگیرد تا الگو و قواعد خاص این رشته را گسترش دهد و بر شبکه روابط موجود در بافت متن و موقعیت و فرهنگ تأکید کند نه این که به رویکرد زبانی قدیمی یک لغت منفرد توجه نماید.
این شبکه روابط را خانم اسنل هورنبای از طریق فصول مختلف کتب و متون متفاوت مورد تحقیق و بررسی قرار میدهد. او در کتابش پس از آن که به اختصار به نظریه جدید ترجمه میپردازد.