درآمد صفحه چهارم

درآمد صفحه چهارم

قرون 14 تا 16، عصر گسترش و شکوفایی جنبش انسان‌گرایی یا نهضت اومانیست‌ها در اروپا محسوب می‌شود. جنبش انسان‌گرایی ضمن تأکید بر آزادی و ارتباط گسترده بین انسان‌ها، توجه خاصی به مطالعه و پژوهش درزمینهٔ فرهنگ و زبان‌های باستانی لاتین، یونانی و عبری داشت. در این راستا ((اشخاصی چون پترارک (Francesco Petrarca)، بوکاچینو (Giovanni Boccaccio) و دانته (Dante Alighieri) به منظور جست‌و‌جو در حقایق کهن به پژوهش در فرهنگ باستانی روم و یونان و آثار کلاسیک آن دوره پرداختند)) (یعقوبی، 1384، صص 32). تحول مذکور در کنار نیاز به برگردان آثار ادبی جهان قدیم به زبان‌های اروپایی، بر اهمیت ترجمه به عنوان ابزار انتقال افکار و عقاید در بین فرهنگ‌های مختلف افزود. جنبش انسان‌گرایی در آلمان از دو دیدگاه متفاوت به ترجمه می‌نگرد. از دیدگاه نخست که فن ویل (Niklas von Wyle) چهره شاخص آن است، برگردان تحت‌اللفظی واژگان و رعایت سبک و ساختار متن مبدأ در متن ترجمه‌شده، روش مطلوب در ترجمه محسوب می‌شود. بر این اساس، ترجمه‌هایی که طبق روش پیشنهادی فن ‌ویل صورت گرفته است، از نظر ماهیت شبیه به ترجمه‌هایی هستند که در مکتب وین تحت عنوان بیگانه‌سازی ترجمه اشتهار دارند. بر خلاف ویل، چهره‌هایی چون فن آیپ (Albercht von Eyb) و اشتاین هُوِل (Heinrich Steinhowel) طرفدار ترجمۀ آزاد هستند، چرا که به عقیدۀ آنها انتقال محتوا و مقصود از متن مبدأ و انطباق آن با معیارهای زبانی و فرهنگی زبان مقصد، مهم‌تر از حفظ سبک و سیاق و ساختار زبانی آن است. بر این اساس،‌ روش پیشنهادی توسط فن آیپ و اشتاین هول، مبتنی بر بازتولید محتوا مطابق با قواعد زبانی رایج و فرهنگ جامعۀ زبان مقصد و به عبارتی بومی‌سازی ترجمه است.

با آغاز دوران اصطلاحات و ظهور عصر رُنسانس، ترجمۀ متون مذهبی نیز با تحول عمده‌ای روبرو است. ترجمۀ آلمانی انجیل توسط لوتر (Martin Luther) که در سال 1522 منتشر شد، نقطۀ عطف این تحولات و سرآغاز تغییر نگرش نسبت به شیوۀ ترجمۀ متون مذهبی بود. لوتر در ترجمۀ خود برخلاف شیوۀ متداول یعنی برگردان تحت‌اللفظی واژگان،‌ ترجمه‌ای از کتاب مقدس را ارائه داد که از نظر اصول و قواعد زبانی و نیز ویژگی‌های فرهنگی از جمله تعابیر و تمثیل‌ها – که وجه مشخصۀ انجیل است – کاملاً با زبان و فرهنگ جامعۀ آلمانی مطابقت داشت و به همین جهت درک آن برای عامۀ مردم آسان بود، حال آنکه درک ترجمه‌های پیشین از انجیل به دلیل نزدیکی آنها با متن لاتین و همچنین برگردان لفظ به لفظ تمثیل‌ها، برای عامۀ مردم که از اطلاعات کافی نسبت به زبان و فرهنگ لاتین برخوردار نبودند، دشوار و تا حدی نامأنوس به نظر می‌رسید.

در آغاز قرن 17،‌ زبان آلمانی به حدی از غنای زبانی و فرهنگی رسیده بود که توانایی بیان مفاهیم و محتوا در قالبی شیوا و آهنگین را داشته باشد. از این‌رو چهره‌هایی چون اوپیتس (Martin Optiz) و شُتل (Justus Georg Schottel) طرفدار ترجمۀ منطبق با اصول و قواعد زبانی و فرهنگ آلمانی بودند. به عقیدۀ آنها زبان آلمانی به واسطۀ تعامل چند صد سالۀ خود با زبان و فرهنگ لاتین، از قابلیت بالایی در تولید متون ادبی برخوردار شده بود، به همین جهت بیان محتوا در قالب این زبان، خدشه‌ای به اعتبار و ویژگی متن مبدأ وارد نمی‌ساخت، ضمن آنکه به عقیدۀ شتل، ترجمۀ متون لاتینی به آلمانی سلیس، به طور غیر مستقیم بر غنای این زبان هم می‌افزود.

تفاوت دو دیدگاه و تضاد بین ترجمۀ مبتنی بر متن مبدأ و ترجمۀ منطبق با فرهنگ و زبان مقصد در طول قرون 18 و 19 نیز ادامه داشت. هر یک از دو روش مذکور در میان چهره‌های شاخص آن دوران، طرفدارانی را به خود جلب کرده بود. به عنوان مثال برایتینگر (Johann Jakob Breitinger) از مدافعان جدی ترجمۀ مبتنی بر متن مبدأ به شمار می‌آمد. به عقیدۀ وی، مترجم همواره باید این اصل کلی و مهم را در نظر داشته باشد که وی به هیچ عنوان حق دخل و تصرف در محتوا و قالب و ساختار متن مبدأ را ندارد، چرا که در یک متن وزین هیچ واژه‌ای بدون هدف به کار برده نشده است. حال آنکه گوتشت (Johann Christoph Gottsched)، معتقد است که ترجمه کاملاً باید آلمانی باشد و به تعبیری دیگر باید با هنر سخنوری، بلاغت و نیز سبک و سیاق ادبیات آلمان همخوانی داشته باشد و به همین جهت، مترجم نسبت به هرگونه تغییر در متن اصلی از جمله تکمیل و یا تلخیص آن مجاز است (کولر، 1997، ص 67). تقابل بین دو دیدگاه مذکور به خوبی در آراء شلایرماخر (Friedrich Schleiermacher) نمود یافته است. وی ترجمۀ‌ مبتنی بر متن مبدأ را ((ترجمۀ بیگانه‌ساز)) (Verfremdendes Übersetzen) و ترجمۀ منطبق با فرهنگ و زبان مقصد را ((ترجمۀ آلمانی‌ساز)) (Verdeutschendes Übersetzen) نامیده است. به عقیدۀ وی، ترجمه‌هایی که از نظر ساختار و مقولات فرهنگی به متن مبدأ نزدیک شده‌اند، به دلیل آنکه رنگ و بوی زبان خارجی یعنی زبان مبدأ را دارند و در نتیجه برای مخاطبان جامعۀ مقصد نامأنوس تلقی می‌شوند، ترجمه‌هایی بیگانه هستند. برعکس ترجمه‌هایی که بر اساس ساختار و فرهنگ زبان مقصد یعنی زبان آلمانی تدوین شده‌اند، به دلیل تبعیت از اصول و قواعد رایج-در زبان و فرهنگ جامعۀ آلمان رنگ و بویی بومی دارند، ضمن آنکه متون فلسفی و شعر به دلیل برخورداری از مقولات فرهنگی که ریشه در جامعۀ زبان مبدأ دارند، صرفاً به شیوۀ بیگانه‌سازی قابل ترجمه هستند. به عبارت دقیق‌تر، ترجمۀ متون فلسفی و ادبی به خصوص اشعار، هیچ‌گاه قابلیت مطرح شدن به عنوان یک متن آلمانی را ندارند. 

میتوانید فهرست کتاب نظرها و نظریه های ترجمه در اینجا ببینید.

کتاب نظریه های ترجمه

جدیدترین ها

مطالب مرتبط