خلاصه مطالب:
بخش اعظم نظریة از سیسرو تا سدة بیستم بر این مبحث تکراری و بیحاصل متمرکز شده است که آیا ترجمه باید تحتاللفظی (لغت به لغت) یا آزاد (مفهوم به مفهوم) باشد و این زوج (diad) را سنت جروم در ترجمةکتاب مقدس به زبان لاتینی مورد بحث قرار داده که شهرتی بسیار دارد. اختلاف نظر در ترجمةکتاب مقدس و دیگر متون مذهبی مدت اصلی نظریةترجمه بود. نظریه پردازان پیین مایل بودند مترجمانی باشند که برای رویکردهای خود در مقدمة ترجمههایشان عذر موجهی ارائه میکنند و آنان اغلب به آنچه دیگران پیشتر ابراز کرده بودند، توجه چندانی نداشتند (به آنها دسترسی نداشتند). تثلیث (triad) پیشنهادی دریدن در اواخر سدة هفده، آغاز تعریفی نظاممندتر و دقیق از ترجمه را نشان میدهد، حال آن که توجه ماخر به متن بیگانه در دوران معاصر تأثیری چشمگیر بر صاحبنظران داشته است.
منابع مطالعاتی بیشتر:
تعداد قابل ملاحظهای از مجموعهها و تاریخهای ترجمه در دسترس هستند. علاوه بر آثاری که در فهرست منابع کلیدی ابتدای فصل حاضر ارائه شدند، منابع زیر دارای مطالبی بسیار مفید هستند:آ«وس (73/ 1920)، دلیسل و وودزورث (1995)، کلی (1979)، ج. استاینر (98/1975)، ت. استاینر (1975)، کلی (1979)، ج. استاینر (98/ 1985)، ت. استاینر (1975)، و نیز آثار مرجع در مجموعههایی نظیر رابینسون (1997)، شولته و بیگونت (1992)، لوفِوِر (1992۹، و اشتوریگ (1963). به خوانندگان پیشنهاد میکنیم که با توجه به کشور، زمان،فرهنگ، و زبان این نویسندگان در پی علایق خاص خود باشند. اثار دلیسل و وودزورث (1995) و بیکر (1997) با کارایی خاصی، زمینة ترجمه در فرهنگهای گستردهتر را ارئه میکنند. کلی (1979) در باب سنت زبان لاتینی مباحثی قوی دارد. کتاب پیم (1998) نیز از آن جهت میتواند سودمند باشد که روشهایی برای بررسی تاریخ ترجمه ارائه میکند.
نکات بحث و تحقیق:
1- به نقدهایی که به تازگی در مطبوعات کشورتان راجع به آثار ترجمهای مطرح شدهاند. توجه کنید. در این نقدها چه نوع اظهارنظرهایی راجع به ترجمه ابراز شدهاند؟ واژگان مورد استفاده در نقدهای مذکور تا چه حد به وآژگان مندرج در این فصل شباهت دارند؟
2- نظریة نوین ترجمه بر آن است تا سادگی مبحث ترجمة «تحتاللفظی در برابر آزاد» را مورد انتقاد قرار دهد. پس چرا گمان میکنید واژگان قدیمی اغلب در نقدهای ترجمة امروز، در اظهارنظرهای استادان و آزمون گیرندگان. و در آثار خود مترجمان ادبی نیز تداوم دارند؟
3- ببینید قبل از سدة بیستم چه آثار ترجمهای به زبان و فرهنگ شما پدید آمدهاند. این آثار تا چه حد شبیه به آثاری هستند که در این فصل ارائه شدهاند؟ آیا نظریة ترجمه قدیمی که به زبانهای گوناگون نوشته شده، تفاوتهای چشمگیری را در همان زبانها نشان میدهد؟
4- ضربالمث ایتالیایی، traduttore, traditore (مترجم خائن است) به صورت یک عبارت کلیشهای در آمده است. کدام قسمتهای این فصل میتوانند خاستگاه این ضربالمثل را مشخص کنند؟
5- به نظر شما اصول دوله و قوانین تیتلر تا چه حد میتوانند در راهنمایی مترجمان مفید باشند؟
6- جمله «من سعی وافر نمودهام تا کتاب ویرژیل را چنان به انگلیسی برگردانم که اگر خود وی در انگلستان زاده شده بود و در این زمان میزیست، آن را بدان شیوه مینگاشت» را دریدن در 1697 در مقدمهاش بر کتاب آنئید نوشت. تصور میکنید که او چگونه دست به چنین کاری زده است؟ این مسئله چه موضوعاتی را برای مترجم ادبی مطرح می سازد؟
7- آیا در ترجمههایی که در کشورتان انجام میشوند، غالب مترجمان مقدمه مینویسند؟ به گمان شما چرا چنین چیزی وجود دارد؟ در این صورت، این مقدمهها چه وظیفهای انجام میدهند و در آنها از چه نوع زبانی برای توصیف ترجمه استفاده شده است؟