ساخت نحوی زبان محدودیتهایی را در چگونگی سازماندهی پیامها در آن زبان ایجاد میکند. ترتیب عناصر نقشی مانند نهاد، گزاره و مفعول در برخی زبانها در مقایسه با زبانهای دیگر، ثابتتر است، زبانها به لحاظ میزان اتکا به ترتیب کلمه برای نشان دادن ارتباط عناصر در جمله باهم تفاوت دارند، ترتیب کلمات در زبان انگلیسی در مقایسه با ترتیب کلمه در زبانهایی مثل آلمانی، روسی، فنلاندی، عربی و اسکیمو، نسبتاً ثابت است.
معنای یک جمله در زبان انگلیسی و زبانهای دیگری که چنین ترتیب کلمه ثابتی دارند (مثل چینی) اغلب کاملاً وابسته به ترتیب کلمه دارند (جملات The fish ate the mam , The mam ate the fish را باهم مقایسه کنید).
ترتیب کلمه در زبانهای مختلف
بعضی از زبانها دارای صورتهای تصریفی حالت (case inflections) هستند که رابط بین عناصر در یک جمله را نشان میدهد، برای مثال چه کسی چهکاری را در مورد چه کسی/ چه چیزی انجام داد. در چنین زبانهایی، صورت یک اسم بسته به نقش و عملکردش در آن جمله، تغییر میکند.

در زبان روسی هر دو جمله Ivan videl Borsia و Borsia videl Ivan به معنی «جان بوریس را دید» است (لاینز 1968). چرا که یک –a نشان میدهد که Boris نهاد است و این ربطی به جای آن یا تقسیمبندی نهاد و فعل ندارد.
زبانهایی که نظامهای مفصلی از تصريف حالت دارند، گرایش دارند تا محدودیتهای کمتری در مقایسه با زبانهایی مثل انگلیسی که ترتیب کلمه عمدتاً موضوعی مربوط به تنوع سبکی است و بهعنوان منبعی برای نشان دادن تأکید و مقابله موجود و برای بازماندهی پیامها به طرق مختلف به کار میروند داشته باشند.
ترجمه و نقش پیام در آن
ترتیب کلمه در ترجمه فوقالعاده مهم است، چون نقشی مهم را در تأمین دیدگاهی منسجم و جهت دادن پیامها در سطح متن بازی میکنند.
ولی قبل از کنار گذاشتن بحث در مورد سطوح پایینتر زبان – یعنی کلمه، عبارت، مقولات دستوری – و صحبت کردن راجع به متن در مقام یک واحد معنایی، شاید مفید باشد که بهطور مختصر توضیح دهیم که متن چیست و چرا ما یک قطعه زبانی خاص را بهعنوان متن در نظر میگیریم و به مجموعهای از کلمات و جملات غیر مرتبط به هم را.