نکاتی دربارهی ترجمه یونانی سریانی
نکتهای که باید در مورد ترجمههای یونانی– سریانی مورد توجه قرار گیرد جهتگیری و وضعیت آنها در هنگام بهقدرت رسیدن عباسیان و شروع نهضت ترجمه یونانی- عربی است. از ترجمه یونانی- سریانی ادبیات مسیحی که بگذریم- که گرچه زمینه فنی لازم را برای ترجمه آثار غیردینی فراهم کرد اما به مجموعه متفاوتی از نیازها و خواستههای اجتماعی و ایدئولوژیکی مسیحیان آرامیزبان پاسخ میگفت- یونانیمآبی پیشرفته اولین بار در آثار سرجیوسالرأسعینی Sergius of Res’ ayna (م. 536)، کشیش، طبیب و مترجم به زبان سریانی ظاهر شد. سرجیوس در اسکندریه و در مدرسه آمونیوس Ammonius درس خوانده بود.
وی در یکی از آثار خود خطاب به تیودوروس Theodorus، یکی از شاگردان و همکار روحانی خود و اسقف کرحغدان Karh Guddan واقع در ساحل دجله، هدف خود را نوشتن شرح بر همه بخشهای فلسفه ارسطوه در چند مجلد و قبل از همه منطق، ابزار اجتناب ناپذیر و مبنای همه علوم، ذکر کرده است. در همین رابطه است که هووتارد- روش Hugonnard- Roche دست به یک مقایسه کاملاً بهجا با بوئتیوسBoethius زده است. بوئتیوس که در همان زمان در جهان لاتینی زبان کار میکرد حتی درصدد اجرای طرح جاهطلبانهتر ترجمه و شرح تمام آثار افلاطون و ارسطو بود. اما هیچیک از این طرحها متحقق کار سرجیوس و جانشیان او در ترجمه فلسفه ارسطو فقط به ترجمه چند کتاب اول ارغنون محدود شد و برای بوئتیوس جانشین بلافصلی بعد از او پیدا نشد.
برداشت نادرست از ترجمه دانش یونانی
برداشت نادرستی در اکثر آثار مربوط به انتقال دانش یونانی به عربی شایع است و آن این است که این انتقال بر اساس ترجمههای از قبل موجود سریانی صورت گرفته است، یعنی که کار بسیار مهم مطالعه، انتخاب و ترجمه آثار کلاسیک یونانی به یک زبان سامی قبلاً در مدارس سریانی انجام شده و تنها کاری که میباید برای نسخههای عربی میشده است صرفاً تبدیل مکانیکی ترجمههای سریانی به یک زبان فهم دیگر سامی با حمایت یک گروه نخبه عربی بوده است. این برداشت بهکلی از حقیقت عاری است. قبل از عباسیان تعداد بسیار اندکی از آثار غیردینی یونانی به سریانی ترجمه شده بود: غیر از مطالب مربوط به کلیات خمس و منطق (ایساغوجی فرفریوسEisagoge, Porphyry و سه کتاب اول ارغنون) مابقی اساساً طب، بعضاً نجوم و ستارهشناسی و فلسفه عمومی بود؛ بخش عمده آثار علمی و فلسفی یونان بهعنوان بخشی از نهضت ترجمه عباسیان در قرن نهم به سریانی ترجمه شد.
مدیریت ترجمه
در این رابطه، بررسی نتایج طرحهای مورد نظر سرجیوسالرأسعینی و بوئتیوس هر دو و مقایسه شکست نسبی آنها با موفقیت درخشان طرحهای مشابه انجام شده توسط فلاسفه عرب آموزنده است. تفاوت موضوع مسلماً از آنجا ناشی میشود که آنان، بر خلاف دانشمندان و فلاسفه عرب زبان اوایل دوره عباسی، بدون داشتن پشتوانه اجتماعی، سیاسی و علمی لازمه، به اینکار مبادرت میکردند. مسیحیان سریانیزبان در ارائه مهارت فنی و مورد نیاز نهضت ترجمه یونانی- عربی نقش عمدهای داشتهاند، اما ابتکار، جهتدهی علمی و مدیریت نهضت توسط چارچوبی ارائه میشد که جامعه اوایل دوره عباسیان ایجاد کرده بود.