پیوستگی و انسجام متن به این موضوع میپردازند که چگونه زنجیرههای زبان به یکدیگر متصل میشوند.انسجام همانند پیوستگی، شبکهای از روابط است که یک متن را سازماندهی کرده و آن را خلق میکند: پیوستگی آن شبکهای از روابط ظاهری یا روساختی است که کلمات و عبارات را به کلمات و عبارات دیگر در یک متن پیوند میدهد، و انسجام آن شبکهی روابط مفهومی است که در زیر متن روساختی قرار دارد.

تفاوت بین پیوستگی و انسجام متن
در مورد پیوستگی، این زنجیره و رشتههای زبان توسط وابستگیهای واژگانی و دستوری به هم وصل میشوند. در مورد انسجام، این رشته توسط وابستگیهای مفهومی یا معنایی که توسط کاربران زبان ادراک میشود، به هم متصل میگردند. هوی (12: 1991) تفاوت بین پیوستگی و انسجام متن را به شکل زیر خلاصه میکند:
چنین فرض میکنیم که پیوستگی یک ویژگی متن است و انسجام یک وجه از ارزیابی خواننده از یک متن. بهعبارتدیگر، پیوستگی، عینی است و در اصل قادر به شناخت خودکار آن هستیم، در صورتی که انسجام ذهنی است و قضاوت نسبت به آن میتواند از خوانندهای به خوانندهی دیگر متفاوت باشد.
مثالی برای درک تفاوتها
میتوان گفت که پیوستگی، بیان ظاهری/ روساختی روابط انسجامی است؛ این بدان معنی است که پیوستگی وسیلهای برای آشکار ساختن روابط مفهومی است. برای مثال، یک حرف ربط مثل therefore میتواند یک معنای مفهومی دلیل یا نتیجه را بیان کند.
با وجود این، اگر خوانندهی رابطهی زیرساختی معنایی دلیل یا نتیجه بین جملات متصلبههم را توسط therefore نتواند درک کند، قادر نخواهد بود که از آن متن معنی بگیرد؛ بهعبارتدیگر، آن متن برای این خوانندهی مخصوص «منسجم» نخواهد بود.
بهطور کل، صرف وجود علائم پیوستگی نمیتواند باعث ایجاد یک متن منسجم گردد؛ علائم پیوستگی باید منعکسکنندهی روابط مفهومی باشند تا معنی را افاده کنند، انکویست (111- 110: 1978) مثالی از یک متن فوقالعاده پیوسته را که غیرمنسجم است، ارائه میدهد:
I bought a Ford. The car in which president Wilson rode down the champs Elysees was black. Black English has been widely discussed. The discussions between the presidents ended last week. A week has seven days. Every day I feed my cat. Cats have four legs. The cat is on the mat. Mat has three letters.
برقراری تداوم معنی
امکان خلق یک هیئت و نمای پیوستگی که با روابط معنایی زیربنایی حمایت نمیشود، بعضی اوقات در چند ژانر محدود مورد استفاده قرار گرفته است، برای مثال: در کمدی.
با این وجود، این حقیقت که معمولاً ما نمیتوانیم از رشتههای زبانی شبیه آنهایی که در بالا ذکر شده معنی بگیریم (به رغم وجود شماری از علائم پیوستگی) چنین مطرح میکند که آنچه به واقع به زنجیرهی زبان بافتار میدهد، وجود علائم پیوستگی نیست، بلکه توانایی ما در شناخت روابط معنایی زیربنایی است که باعث برقراری تداوم معنی میگردد.
به نظر میرسد ارزش اصلی علائم پیوستگی این باشد که آنها میتوانند در تسهیل و احتمالاً کنترل تفاسیر روابط معنایی زیربنایی مورد استفاده قرار بگیرند.
در ادامه بخوانید: آیا انسجام متن یک ویژگی است یا یک موقعیت؟