آدمخواری برزیلی نهضت پسامستعمراتی ترجمه

آدمخواری برزیلی نهضت پسامستعمراتی ترجمه

“آدمخواری برزیلی” دیگر نهضت مهم پسامستعمراتی ترجمه از برزیل ریشه گرفته است. این نهضت بر استعاره انسان خواری یا آدمخواری مبتنی است که در دهه 1920 با کتاب بیانیه آدمخواری اثر آسوالد دو آندراده ظاهر گردیده و برداشتی است از حکایت مشهور مراسم عبادی خوردن یک اسقف پرتغالی به دست بومیان برزیلی.

از دهه 1960، این استعاره به همراه اثر منظوم برادران کمپوس، در جامعه قدرتمند مطالعات ترجمه برزیل استفاده می‌شد تا از تجربه مستعمره سازی و ترجمه حمایت کند، استعمارگران و زبانشان در کام استعمارزدگان نابود می‌شوند و نیروی حیات استعمارگران جان تازه‌ای به نابود گران می‌بخشد. اما این کار به شکلی نو، تمیز و نیرومند انجام می‌گیرد که فراخور نیازهای مردم بومی است.

مقاله نهضت آدمخواری برزیلی

خلاصه‌ای از نهضت آدمخواری برزیلی و دِینش به هارولدو دو کمپوس را یکی از مبلغان پیشگام این نظریه به نام الس و یه ئیرا در مقاله‌اش، «آزادی کالیبان» (کالیبان، نام موجودی نیمه انسان و نیمه حیوان در نمایشنامه «توفان» اثر ویلیام شکسپیر می‌باشد- م) (ویه ئیرا، 1999) ارائه کرده است:

آدمخواری برزیلی

«آدمخواری، استعاره‌ای است که دقیقا از مراسم عبادی بومیان به دست آمده و آنان در این مراسم از گوشت با خون انسانی تغذیه می‌کردند و این مراسم را در برابر «تاپیر» («تایپر» نوعی جانور پستاندار است که «خوک خرطوم‌دار» نیز نامیده می‌شود- م) توتمی خودشان انجام می‌دادند و معتقد بودند که با انجام آن، قدرت و نیروی او را جذب می‌کنند و همین مطلب، سرنخ تصوّر هر گروه انسان خواری است که تأثیرات بیگانه یا تغذیه از او را انکار نمی‌کند، بلکه با افزودن اطلاعات بومی، آن‌ها را جذب و به کلی دگرگون می‌سازد. کتاب بیانیة آدمخواری اساسا با استفاده از این استعاره به مثابه یک سلاح کلامی توهین‌آمیز، بر ماهیت سرکوبگرانه استعمار تأکید می‌کند…

کتاب بیانیه آدمخواری آشکارا می‌کوشد فرهنگ برزیلی را از استعمار ذهنی آزاد کند و جریان تاریخ نگاری اروپاگرا را سمت وسویی دوباره ببخشد. قاره نو به کمک انقلاب «کارائیبی» مستمر، منشاء انقلابات و تحولات گردیده است، قاره کهن رسماً اعلام کرده که مرهون قاره نو است، زیرا بدون آن «اروپا حتی بیانیه ضعیف حقوق بشر را نمی‌داشت.»

(ویه ئیرا، 9- 98: 1999)

قاره پسامستعمراتی

پس یک بار دیگر، قاره پسامستعمراتی، قاره تحول و کشمش شده است. با وجود این، باید اذعان کرد استعمارگران اولیه هستند که با نیروی حاصل از این کشمکش و نزاع تقویت می‌شوند. مطلب فوق از دیدگاه ترجمه به معنی «القای ترجمانی» است که این القاء با آفرینش (creation) و بازآفرینی مشخص می‌شود و متن مبداء را جذب می‌کند و آن را از طریق متون مقصد پرورده‌ای که شکل قدرتمند و متفاوتی از زبان استعمارگران را به خدمت گرفته‌اند، احیا می‌نماید و این زبان به پسا مستعمرات تعلق دارد.

روشی را که طرفداران نظریه آدمخواری برزیلی، خاصه هارالدو دو کمپوس، با جدیت دنبال کردند، به طور تصادفی تا اندازه‌ای قویا تحت تأثیر اندیشمندان غربی، به ویژه کار تجربی ازراپاوند و والتر بنجامین، و نیز تحت تأثیر مفهوم قدرت تبدیلی زبان «سره» قرار گرفت. با وجود این، مهم آن است که بدانیم اکنون بازتاب این اثار متعدد پسامستعمراتی گوناگون درباره ترجمه در اروپا، به ویژه در متون ایرلندی دیده می‌شود.

بازگشت به موضوع قبلی : نظریه‌های ترجمه پسامستعمراتی


مطلب بعدی: بافت ایرلندی

جدیدترین ها

مطالب مرتبط