عنصر معلوم چگونه تعیین می‌گردد؟

عنصر معلوم چگونه تعیین می‌گردد؟

غالباً یک عنصر معلوم عنصری است که قابل بازیابی است چون قبلاً ذکر شده است. این اساس چیزی است که عناصر گوناگون در پاسخ به سؤالات به‌ عنوان معلوم یا جدید مشخص‌ شده است اطلاعات قابل پیش‌بینی یا به لحاظ بافتی مشخص باشد، همچنان چه در مورد ضمایر اول‌ شخص چنین است.

عنصر معلوم چیست؟

چفه به جای کاربرد انواع مفاهیمی از قبل قابلیت بازیابی، قابلیت پیش‌بینی و مشخص و بارز بودن در راستای توصیف عنصر معلوم در اطلاعات، چنین پیشنهادی می‌کند که کلید معلوم بودن در مفهوم آگاهی (consciousness) است:

عنصر معلوم (یا قدیمی) آن دانشی است که متکلم فکر می‌کند در آگاهی مخاطب در هنگام بیان گفته وجود دارد. اطلاعات به‌ اصطلاح جدید آن چیزی است که متکلم فکر می‌کند به‌ واسطه آنچه می‌گوید به آگاهی مخاطب عرضه می‌کند.

این حقیقت که متکلم و مخاطب، خودشان را مرتباً به‌ عنوان اطلاعات معلوم در نظر می‌گیرند (و به ترتیب با ضمایر I و you با هم صحبت می‌کنند) از همین ملاحظه نشأت می‌گیرد. متکلم نسبت به مخاطب آگاه است و مخاطب نیز متکلم را در نظر می‌گیرد.

عنصر معلوم

یک سؤال مهم یا عطف به برخی از فعالیت‌هایی که مربوط به ترجمه است (مثل مختصر کردن، بسط دادن یا هر صوتی از بازنویسی که خلأهایی بین یک مقولۀ خاص و عطف بعدی آن در یک متن ایجاد می‌کند. با این خلأها را حذف می‌کنند) این است چه زمانی می‌توان یک عنصر را در ذهن مخاطب باقی‌ مانده فرض کرد؟ به‌ عبارت‌ دیگر، تحت چه شرایطی یک مقوله که قبلاً ذکر شده، باید به‌عنوان اطلاعات جدید در نظر گرفته شود؟

چطور یک عنصر می‌تواند در ذهن مخاطب باقی بماند؟

چقه دو متغیر را مطرح می‌سازد که می‌توان برای تعیین این موضوع در نظر گرفت که یک مقوله می‌تواند یا نمی‌تواند در ذهن مخاطب باقی بماند:

تعداد جملات مابين که در آن‌ها آن مقوله ذکر نشده یک متغیر مسلم است، ولی جالب‌تر همان تأثیری است که از چنین مرزهای کلام مانند تغییر صحنه حاصل می‌شود، یعنی جایی که می‌توان فرض کرد یک مجموعه کامل از مقولات به ذهن مخاطب وارد می‌شوند و مفروضا معلومات قدیمی را بیرون می‌رانند.

مثال زیر برگرفته از کتاب با بر خشم مرور سادات (هیکل ۱۹۸۳) تأثير هر دوی این متغیرها را نشان دهد: یعنی تعداد جملات مابین و تغییر صحنه. این کتاب در اصل به زبان انگلیسی نوشته شد و سپس توسط خود مؤلف به زبان عربی ترجمه گردید.

مثال در رابطه با معلوم بودن

قطعه زیر بخشی از توصیف وقایع است که پس از شلیک به انور سادات، رییس جمهور سابق مصر که در سال ۱۹۸۱ ترور شده به وقوع پیوست نسخۀ انگلیسی: ص ۲۷۱؛ نسخه عربی: صص ۵۳۱-۵۲۷). زير مقولات مرتبط با بحث جاری ما در مورد معلوم بودن اطلاعات، خط کشیده شده است.

طبق گفتۀ هیکل، سادات داخل چرخبال گذاشته شد و به همراهش نیز زنش، جهان، بود. ولی به جای پرواز مستقیم به بیمارستان، چرخبال اول در خانه سادات به زمین نشست:

Jihan is known to have rushed into the house and put through two telephone calls to the United States. One was to her elder son Gamal, who was then in Florida. She learnt that Gamal bad gone with some friends to an island off the coast of Florida, so she told the person who answered the telephone to get hold of bim immediately at any cost and tell him to call his mother on a matter of the greatest urgency. Who the other call was to Jihan has never revealed, but is is certain that it must have been someone of the highest importance, and that her purpose was to obtain from the most authoritative source possible some outside indication of what was happening in Egypt. After these two telephone calls bad been made Jihan rejoined the helicopfer which continued its course up the Nile to the Maadi hospital.

The official report from the hospital stated that when the President arrived he was in a state of complete coma. with no recordable! pressure or pulse, ‘the eyes wide open, with no response to light, and no reflexes, The report went on to list his injuries, which included two bullet entrances under the left nipple, one entering below the knee and exiting at the top of thu chest, neck and rol be felt by touch under and fatal bullet fired made al resuscita

llel entrances finder the leli nipple, one entering below the knce and at the top of the left thigh, as well as several wounds in the right ann. rock and round the left eye. There was a fortign substance which can be felt by touch under the skin of the neck’, which was presumably the first falal bullet fired by Abbas. Mohamed. The doctors detailed the attempts al resuscitation, but by 2.40 it was concluded that there was no activity in eiteither heart or brain and that the President must be declared dead. The of death was given as shock, internal haemorrhage in the chest cage. ions in the left lung and all main arteries. The report was signed by twenty-othe doctors.

From the outset Jihan had realized that there was no hope of her …chand’s survival. As she waited outside the room where the doctors were operating the call came through from Gamal in Florida.

پاراگراف میانی که وضعیت سادات را در هنگام رسیدن به بیمارستان و گزارش اطبا را به طور خلاصه توضیح می‌دهد در نسخه عربی، سه صفحه شده است.

افزون بر این، لیست کامل صدمات به‌عنوان زیر بخش کنار گذاشته‌ شده و با سه ستاره در آغاز و سه ستاره در پایان مشخص گردیده تا تغيير موضوع یا تغير صحنه را به‌صورت آشکاری به خواننده نشان دهد.

نسخه عربی:

منتخب چکیده زیر تفاوت‌های عمده را به تصویر می‌کشد: و تقول بعض الروايات الموثوق بها أن زوجته السيده جهان هرعت الى التليفون تجري بعض الإتصالات بالولايات المتحده، كان بينها اتصال مؤكد بابنها الوحيد جمال، و الذي كان موجوده في ذلك الوقت في ولايه فلوريدا بالولايات المتحدة. و قد عرفت أثناء اتصالها أن جمال قد ذهب مع بعض أصدقائه الى جزيرة أمام ساحل فلوريدا. و قد طلبت الى الشخص الذي اتصلت به أن يحاول العثور عليه باسرع مايمكن، و أن يطلب اليه الإتصال بها في القاهرة على الفور لأن هناك أمرا في منتهى الخطورة تريد أن تحدثه فيه. و كانت هناک …

***

كانت السيده جیهان تنتظر خارج غرفة الكشف و هي تعلم في أعماقها أن زوجها قد فارق الحياة. وجاء‌تها مكالمة تليفونية من الولايات المتحدة، و كان ابنها جمال، على الخط من ولاية فلوريدا.

[ترجمه معکوس به انگلیسی]:

Some reliable sources report that the President’s wife, Mrs Jihan, rushed to the telephone to make some telephone calls to the United States. Among Mese was definitely a call to her only son Gamal, who was then in Florida. During the call she discovered that Gamal had gone with some of his friends

to an island on the coast of Florida. She asked the person who answered her to try ans to try and find bim as soon as possible and to ask him to contact Cairo immediately as there is an extremely urgent matter she needs him about. There were other telephone calls that Mrs Jihan made to the United States…

***

The official report of the Maadi Hospital states that when Sadat arrived at the hospital and was examined he was in a state of complete cine, the official report

[complete report quoted – three pages, ending with signatures of memb the medical team]

***

Mrs Jihan was waiting outside the examination room, knowing in her heargt of  hearts that her husband has departed. A telephone call came from the United States. It was her son Gannal of the linic calling froin Florida …

عنصر معلوم در دو نسخه عربی و انگلیسی

پاراگراف پایانی در نسخه عربی (برخلاف نسخه انگلیسی) دو بار تماس تلفنی جمال را به مادرش در مقام اطلاعات جدید عنوان می‌کند. این نکته در زبان عربی با استفاده از کاربرد گروه اسمی نامعین یعنی telephone call’ ‘a صورت می‌گیرد تا ‘the call’ غیر متعلقی خواهد بود که مؤلف / مترجم توقع داده باشد این مورد از اطلاعات پس از سه صفحه و تغییر واضح صحنه با موضوع به آشکار، در خودآگاه خواننده باقی مانده باشد.

یک نکته پایانی که باید به خاطر سپرد این است که معلوم بودن اطلاعات توسط متکلم تعیین می‌گردد و درنتیجه الزاماً همبسته با واقعیت زبان‌شناختی یا فرازیان شناسی نیست.

متکلم ممکن است تصمیم بگیرد که عنصری را به‌عنوان اطلاعات معلوم در نظر بگیرد، حتی اگر هیچ دلیل کافی برای مفروض کردن این موضوع در خودآگاه مخاطب وجود ندارد. این عمل برای مقاصد بلاغی صورت می‌گیرد و یک شگرد متداول در سیاست است.

ارائه کردن یک‌تکه از اطلاعات در مقام اطلاعات معلوم این موضوع را مطرح می‌سازد که آن نکته قبلاً گفته‌شده و در مورد آن به توافق رسیده شده و دیگر قابل‌مذاکره نیست. به همین منوال، عنصری که قبلاً ذکرشده را می‌توان به‌عنوان اطلاعات جدید مطرح کرد، چون این عمل غیرمنتظره است یا چون متکلم تمایل دارد آن را در حالت تقابلی مطرح سازد

بخش بعدی کتاب: ساخت اطلاعاتی نشان‌دار در برابر ساخت اطلاعاتی بی‌نشان

جدیدترین ها

مطالب مرتبط