مطالعات ترجمه در مقام یک رشته‌ی دانشگاهی

مطالعات ترجمه در مقام یک رشته‌ی دانشگاهی

فعالیت‌های مربوط به ترجمه و ترجمه‌ی شفاهی قرن‌های متمادی مطرح بوده است. در طول تاریخ مترجم‌ها در تکامل الفبا، زبان ملی، ادبیات ملی، اشاعه‌ی دانش، رشد علوم و انتقال ارزش‌های فرهنگی مشارکت داشته اند (دلیسل و وودزورث 1995)، نیاز روز افزون به ترجمه و ترجمه‌ی شفاهی در زمینه‌های مختلف، به گسترش مطالعات ترجمه در مقام رشته‌ای دانشگاهی در نیمه‌ی دوم قرن بیستم منتهی شد.

اصول نظری برای توصیف، مشاهده و تدریس ترجمه تدوین شد. با این حال نظریه‌ای واحد و توافقی همگانی در مورد  مفاهیم این رشته وجود ندارد. در عوض رویکردهای مختلفی هست که هر کدام بر جنبه‌ی خاصی متمرکز هستند و به محصول یا فرآیند ترجمه از زاویه‌‌ی خاصی نگاه می‌کنند یا به تحلیل علل و تأثیرات سیاسی ـ اجتماعی ترجمه می‌پردازند.

مطالعات ترجمه چیست؟

عنوان «مطالعات ترجمه» به طور سنتی، پژوهش در هر دو حوزه‌ی ترجمه و ترجمه‌ی شفاهی را در بر می‌گیرد، هر چند اخیراً کوشش‌هایی به عمل آمده تا پروفایلی از «مطالعات ترجمه‌ی شفاهی» نیز ترسیم شود.

مطالعات ترجمه

بعد از جنگ‌جهانی دوم ماهیت ترجمه تحت تأثیر زبان‌شناسی (کاربردی)‌ نظام‌مندتر شد. ترجمه در ابتدا در جایگاه یک پدیده‌ی زبانی و به عنوان فرآیند انتقال معنا از طریق رمزگردانی مطالعه شد و در نتیجه مطالعات ترجمه در مقام شاخه‌ای از زبان‌شناسی مطرح شد. کوشش‌های عده‌ای در جهت مطرح کردن مبحث «علم ترجمه» (نایدا 1964) یا یک نظریه‌ زبان‌شناختی ترجمه (کتفورد 1965) قرار گرفت. هدف ارائه‌ی توصیفی دقیق از روابط تعادل بین نشانه‌ها و ترکیب‌های نشانه‌ها در زبان مبداء و زبان مقصد بود.

راهکارهای رفع محدودیتهای رویکرد زبانی

چون ترجمه با متن ‌هایی سرو کار دارد که دارای نقش ارتباطی خاصی هستند، محدودیت‌های رویکرد زبانی به تدریج آشکار شد. بنابراین از سال 1970، دیدگاه‌ها و رویکردهای زبان‌شناسی متن، منظورشناسی، تحلیل گفتمان، جامعه‌شناسی زبان و مطالعات ارتباطات در مطالعات ترجمه مطرح شد.

ترجمه،‌ تولید متن و متن پردازی مجدد متن مبداء براساس سنت‌های زبان مقصد تعریف شد. متن در مرکز توجه قرار گرفت و مفاهیمی مانند متنیت، بافت، فرهنگ، هدف ارتباطی، نقش، نوع متن، ژانر، و سنت‌های ژانر در اندیشه‌های مربوط به ترجمه تأثیر گذاشت.

نظریه اسکوپوس ورمیر و تاثیر بر مطالعات ترجمه

متن‌ها با هدف و کارکردی مشخص در ذهن تولید و دریافت می‌شوند. این استدلال اصلی در رویکردهای نقش‌گرا به ترجمه است که با نظریه‌ی اسکوپوس ورمیر (1978) آغاز شدند (اسکوپوس از ریشه ی یونانی کلمه‌یSkopos به معنی هدف، قصد، غایت).

طبق نظریه اسکوپوس، ترجمه نوع خاصی از عمل ارتباطی است، هر عمل دارای هدفی خاص است بنابراین مهم‌ترین معیار هر ترجمه هدف (اسکوپوس) آن است.

اسکوپوس زبان مبدا و مقصد

ترجمه فعالیتی هدف‌مند است (نُرد 1997) که با سفارش ترجمه آغاز می‌شود و به متن مقصدی ختم می‌شود که مطابق با هدف خاص آن تنظیم شده است. بنابراین نقطه‌ی آغاز هر ترجمه‌ای (رو ساخت زبانی) متن مبداء نیست بلکه هدف متن مقصد است.

اسکوپوس زبان مبداء و اسکوپوس زبان مقصد، ممکن است متفاوت یا یکسان باشد، و حاصل کار، انواع متفاوت، اما با اعتباری یک اندازه، ترجمه محسوب می‌شود (ترجمه‌ی مستند و ترجمه‌ی ابزاری، ترجمه‌ی هم نقش و ترجمه‌ی چند نقشی، نُرد 1997، ترجمه‌ی آشکار و نهان، هاوس 1997).

چون زبان و فرهنگ به هم وابستگی متقابل دارند، ترجمه انتقال بین فرهنگ‌ها و نوع خاصی از تولید متن متأثیر از فرهنگ است (رایس و ورمیر 1991). این عمل پیچیده‌ی ترجمه‌ای (هولتز ـ مانتاری 1984) را مترجم در مقام متخصص تولید متن برای ایجاد تعامل بینافرهنگی تحقق می‌بخشد.

رویکرد نقش‌گرا چیست؟

می‌توان گفت که رویکردهای نقش‌گرا بازنمود تغییر از نظریه‌های زبان‌شناختی و صوری ترجمه به مفاهیم نقش گراتر و اجتماعی ـ فرهنگی ترجمه هستند که در سال‌های 1970 آغاز شدند. حرکت مهم دیگر با مطالعات توصیفی ترجمه که از ادبیات تطبیقی الهام می‌گرفت ظهور کرد. هولمز در مقاله‌ای که در سال 1972 در یک همایش ارائه کرد به تشریح حوزه‌ای پرداخت که خود آن را «مطالعات ترجمه» نمید (اصطلاحی که تا حد زیادی پذیرفته شده است) او برای «مطالعات ترجمه» دو هدف تعریف کرد:

  • توصیف پدیده‌های ترجمه و ترجمه کردن آن ‌طور که خود را در دنیای تجربه‌های ما نشان می‌دهند.
  • بنیاد نهادن اصول کلی که با استفاده از آن‌ها بتوان این پدیده‌ها را توضیح داد و پیش‌بینی کرد (هولمز 71: 1988)

مطالعات توصیفی ترجمه، در کنار مطالعات نظری ترجمه و مطالعات کاربردی ترجمه، به زیر شاخه‌های فرآورده ـ مدار، نقش ـ مدار و فرآیند ـ مدار تقسیم می‌شود.

در اوایل دهه‌ی 1970 هنوز تحلیل‌های توصیفی در این رشته‌ی تخصصی جایی نداشتند، اما هنگامی که پژوهشگران دست به چنین پژوهش‌هایی زدند، رشته‌ی مطالعات ترجمه را با مطرح کردن پرسش‌ها و ابعاد جدید گسترش دادند. برای مثال از طریق توصیف‌های تطبیقی ترجمه‌های یک متن مبداء، چه در یک زبان و چه در زبان‌های مختلف، می‌توان نشان داد که چگونه شرایط تاریخی و اجتماعی، به خصوص در جامعه و فرهنگ گیرنده، در رفتار ترجمه‌ای تأثیر گذاشته است.

رفتار ترجمه‌ای چیست؟

رفتار ترجمه‌ای نوعی رفتار اجتماعی است و عمل ترجمه، یعنی جنبه‌های شناختی ترجمه به عنوان نوعی فرآیند تصمیم‌گیری، در بستر رویداد ترجمه‌ای، یعنی موقعیت اجتماعی، تاریخی، فرهنگی و ایدئولوژیکی، قرار دارد. توری بر مبنای تحلیل‌های توصیفی‌اش، مفهوم هنجارها را مرکز رویداد و عمل ترجمه معرفی می‌کند.

هنجارهای ترجمه ای محدودیت‌های رفتاری درونی شده قلمداد می‌شوند و ارزش‌های مشترک در هر جامعه‌ی ترجمه‌ای را بر می‌گیرند. بنابراین ترجه را می‌توان رفتاری که تحت کنترل هنجارهاست تعریف کرد (توری 1995).

شناسایی قواعد در رفتارهای مترجمان در یک برهه از زمان و در یک فرهنگ، می‌تواند مشخص کند که چه مفهوم کلی و خاصی از ترجمه در یک جامعه و زمان مشخص رواج دارد. تحلیل دورنمای تاریخی و تجربی به ما این امکان را می‌دهد که جایگاه ادبیات ترجمه شده را (مرکزی یا حاشیه‌ای) در ادبیات به طور کلی و در هر ادبیات به طور خاص بررسی کنیم (نک. نظریه‌ی نظام چندگانه‌ی اون زهر 1978، «مکتب دستکاری»، هرمانز 1999).

نظریه هنجار-بنیاد ترجمه

بنابراین نظریه‌ی هنجار ـ بنیاد ترجمه بر قواعد رفتار ترجمه‌ای و نیز مشخصه‌های موقعیتی یا فرهنگی (هنجارها) تمرکز دارد که این قواعد را توضیح می‌دهند. داده‌های تجربی برای پژوهشگران مطالعات توصیفی ترجمه، خود ترجمه‌ ها (به عنوان واقعیت‌های فرهنگ مقصد) و «فرامتن»‌هایی مانند نقدهای ترجمه، مقدمه‌های مترجمان، پانویس‌ها و کل گفتمان ترجمه است. از این رو، مطالعات توصیفی ترجمه زمینه را برای دست‌یابی به تاریخ و جامعه‌شناسی ترجمه فراهم آورده است (نک، سیمونی 1998 که مفهوم مخصوصیات ثابت خود را به نوشته‌های بوردیو ربط داده است).

در اوایل دهه‌ی 1990، رشته‌ی مطالعات ترجمه از مطالعات فرهنگی، مردم‌شناسی، نظریه‌های پسامدنیستی، پساساختگرایی و پسا استعماری تأثیر عمیقی پذیرفت.

این رویکردها گرایش‌ها و مسائل متعددی را پیگیری کرده‌اند.

سنت‌های تجربی ـ اثبات‌گرا که ترجمه را ارتباط و در نتیجه یک تبادل میان فرهنگی متقارن می‌دانند، به دلیل بی‌توجهی به مناسبات قدرت مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

پژوهشگران نشان داده‌اند که ترجمه تبادل فرهنگی نامتقارن است (مثلاً تیموکسکو 1999، نیز آنجانا 1992). در نتیجه در نظریه‌های پسامدرنی، مفهوم سنتی مترجم یعنی یک عامل انتقال‌دهنده‌ی نامرئی، تبدیل به یک مداخله‌گر قابل رویت شده است. مترجم کسی قلمداد می‌شود که در شکل دادن به فرآیندهای ارتباطی فعالانه شرکت دارد.

به این ترتیب زمینه‌های بکر جدیدی برای پژوهش فراهم شده است.

مطالعات نوین ترجمه

مطالعات نوین ترجمه دیگر به دنبال این نیست که ببیند آیا ترجمه‌ای به متن مبداء «وفادار» بوده است (اکنون مفهوم «معادل» تقریباً دشواژه محسوب می‌‌شود). در عوض تمرکز بیشتر بر رفتارهای فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی قرار دارد، بر اهمیت فرهنگی و ایدئولوژیکی ترجمه‌ها و عمل ترجمه‌کردن، بر سیاست‌های بیرونی ترجمه، و بر رابطه‌ی بین رفتار ترجمه‌ای و عوامل اجتماعی ـ فرهنگی.

به عبارت دیگر پیچیدگی پدیده‌ی ترجمه به طور کلی به رسمیت شناخته شده است، توجه بیشتری بر علیت‌های اجتماعی عامل انسانی می‌شود و بیشتر بر تأثیرات ترجمه تمرکز می‌شود تا ساختار درونی آن.

بنابراین برخلاف دیدگاه سنتی، موضوع تحقیق مطالعات ترجمه، دیگر زبان‌ (ها) نیست بلکه فعالیت بشری در بافت‌های فرهنگی مختلف است (ویت، 2000: 26). کارایی تقابل‌های دوگانه‌ی سنتی (مثلاً زبان/ متن/ فرهنگ مبداء در تقابل با زبان/ متن/ فرهنگ مقصد وفرم در مقابل محتوا، و ترجمه‌ی کلمه به کلمه در مقابل ترجمه‌ی آزاد) زیر سؤال رفته است.

مطالعات ترجمه: رشته‌ای مستقل

این ساختارهای دوتایی جای خود را به مفاهیم دیگری داده‌اند که چندان ثابت نیستند. هم‌چنین امروز به طور گسترده‌ای پذیرفته شده که مطالعات ترجمه دیگر زیر شاخه‌ای از زبان‌شناسی کاربردی محسوب نمی شود، بلکه خود رشته‌ای مستقل به شمار می‌آید. با این‌حال، چون دیدگاه‌ها و روش‌های رشته‌های دیگر به مطالعه‌ی همه‌ی جنبه‌های ترجمه به عنوان محصول و فرآیند مربوط می‌شوند، رشته‌ی مطالعات ترجمه اغلب یک میان رشته تلقی می‌شود (اسنل هورنبی و دیگران، 1992).

به عبارتی ترجمه خود محل تلاقی فرآیندها، محصول‌ها، نقش‌‌ها و عوامل انسانی است و توصیف و تبیین آن به یک رویکرد جامع میان رشته‌ای نیاز دارد.

فعالیت‌های ارتباطی بشری در محیط‌های فرهنگی و اجتماعی، به ویژه توجه به متن و گفتمان به عنوان محصول این فعالیت‌ها، از مسائل مورد علاقه‌ی مشترک در مطالعات ترجمه، تحلیل گفتمان سیاسی و تحلیل گفتمان انتقادی است. از تعامل این رشته‌ها می‌توان نتایج سودمندتری حاصل کرد. در بخش عبدی چارچوبی ترسیم می‌شود که نشان می‌دهد چنین تعاملی مخصوصاً در مورد گفتمان سیاسی تا چه حد می‌تواند سومند باشد.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط