غرابت زدایی و بیگانه‌ سازی از دیدگاه ونوتی

غرابت زدایی و بیگانه‌ سازی از دیدگاه ونوتی

ونوتی ناپیدایی را همراه با دو نوع راهبرد در ترجمه شرح می‌دهد که عبارتند از غرابت زدایی و بیگانه‌ سازی (foreignization). این راهبرد‌ها هم به انتخاب متنی که باید ترجمه شود و هم به روش ترجمه می‌پردازند. ریشه‌های دو مبحث مذکور را ونوتی از مقاله اشلایر ماخر در 1813 با عنوان «در باب روش‌های مختلف ترجمه» برگرفته است. ونوتی غرابت زدایی را بمانند فرمانروایی فرهنگ آنگلو آمریکایی بر ترجمه می‌داند.

درست همانطور که پسا استعمارگران گوش به زنگ تأثیرات فرهنگی روابط نابرابر قدرت هستند که میان مستعمره و مستعمره پیشین وجود دارد، ونوتی نیز به حال پدیده غرابت زداید تأسف می‌خورد، زیرا پدیده مذکور کاهش قوم‌مدارانه (ethnocentric) متن بیگانه نسبت به ارزش‌های فرهنگی زبان مقصد [آنگلو آمریکایی] را ایجاب می‌کند. مطلب اخیر مستلزم ترجمه کردن به سبکی قابل فهم، روان و «ناپیدا» است تا بیگانگی متن مقصد به حداقل برسد.

ونوتی این مسئله را با توصیف اشلایر ماخر از ترجمه، پیوند می‌دهد که ترجمه، خواننده را تا حد امکان به حال خود رها می‌کند و نویسنده را به سوی خواننده سوق می‌دهد. غرابت زدایی با انتخاب دقیق متونی که احتمالا مناسب این راهبرد ترجمه است، از اثار معتبر بومی طرفداری می‌کند.

بیگانه‌ سازی و غرابت زدایی چیست؟

بیگانه‌ سازی و غرابت زدایی از سوی دیگر، ایجاب می‌کند متنی بیگانه انتخاب شود و روش ترجمه‌ای همراه با طرح کلی مطرح گردد تا ارزش‌های فرهنگی سلطه گران از زبان مقصد کنار گذاشته شوند.

بیگانه سازی

انتخاب مرجّح اشلایر ماخر همانا توصیفی است که وی از راهبرد ترجمه دارد و بر اساس آن مترجم تا حد امکان نویسنده را تنها می‌گذارد و خواننده را به سوی نویسنده سوق می‌دهد (اشلایر ماخر، 42: 1992/ 1813) ونوتی (20: 1995) روش آشنایی زدایی و بیگانه‌ سازی را «فشار انحراف قومی بر ارزش‌ها(ی فرهنگی زبان مقصد) می‌داند که تفاوت زبانی و فرهنگی متن بیگانه را بیان می‌کند و خواننده را به خارج از کشور خود رهنمون می سازد.»

ونوتی می‌گوید: «چه خوب است که بکوشیم تا از شدت قوم مدارانه ترجمه بکاهیم.» به بیان دیگر، روش آشنایی زدایی می‌تواند از ورود ارزش‌های «شدیداً» بومی عالم انگلیسی زبان جلوگیری کند. روش آشنایی زدایی ترجمه، راهبردی که ونوتی آن را «ایستادگی» (6- 305: 1995) نیز می‌نامد، سبک ناروان یا رماننده‌ای (estranging) از ترجمه است که بدان جهت طرح شده تا با مشخص کردن هویت بیگانه متن مبداء و حفظ آن در برابر سیطرة ایدئولوژی فرهنگ مصد، بتواند حضور مترجم را مشهود سازد.

ونوتی و فضاحت‌های ترجمه

ونوتی در کتابش، «فضاحت‌های ترجمه» (1998) همچنان بر آشنایی زدایی یا آن گونه که خود می‌نامد،‌ بر «کهترسازی» (minoritizing) ترجمه، اصرار می‌ورزد تا «گفتمان ناهمگن» و متغیر را بپروراند (ونوتی، 11« 1998) یکی از مثال‌هایی که وی از طرح کهترسازی به دست می‌دهد، ترجمه خود او از آثار تارچتی، نویسنده سده نوزده می‌باشد.

انتخاب آثاری برای ترجمه، نوعی کهترسازی است، زیرا تارچتی یک نویسنده کهتر (minor) و دون پایه ایتالیایی در سده نوزده و یک سنت شکن اهل میلان بود که با استفاده از لهجه معیار توسکانی برای نوشتن رمان‌ّای تجربی و نیز با زیر سوال بردن و مخالفت با ارزش‌های اخلاقی و سیاسی زمان خود، با تثبیت ادبی مبارزه کرد.

تا جایی که به زبان مربوط است، روش آشنایی زدایی یا کهترسازی در ترجمه ونوتی تلاش می‌کند اجزاء عناصر آشنایی زدا مانند زبان عامیانه امروز آمریکا به طور سنجیده لحاظ شوند تا مترجم را «مشهود» سازد و خوانندگان متوجه شوند ترجمه‌ای را می‌خوانند که متعلق به فرهنگ بیگانه است.

ترجمه قرضی در بیگانه‌ سازی

در میان عناصر این قطعه منتخب که ونوتی آن را متمایز کننده بیگانه سازی قلمداد می‌کند مواردی مانند وفاوداری همه جانبه به نحو و ساختار متن مبداء (مثلا، جایگاه‌های گروه قیدی در اولین جمله)، ترجمه قرضی soggiorno به صورت sojourn و indorio به صورت induce him و ساختار کهن nor could l ever وجود دارند. او در قطعات دیگر (ونوتی، 17-16: 1998) شکل مهجور واژه‌ها (مثل scapegrace) و گونه‌های محاوره‌ای امروز (مثل con artist و funk) را کنار هم قرار می‌دهد و از املا‌های انگلیسی (مثل demeanour یا offence) استفاده می‌کند تا اعصاب خواننده را با «گفتمان ناهمگن» خرد کند.

ونوتی با شادی یادآور می‌شود که پاره‌ای از نقد‌های ترجمه، قدرشناس راهبرد ترجمه مشهود وی بوده‌اند. با این همه، ونوتی می‌افزاید که برخی از نقد‌ها بدین سبب به این ترجمه حمله کرده‌اند که براساس ملاک وی، غرابت زدا یا آشنا نبوده است. اگرچه ونوتی از آشنایی زدایی در ترجمه جانبداری می‌کند، با این حال از پاره‌ای تناقضهای آن نیز آگاه است، یعنی می‌داند که اصطلاح مذکور نسبی و ذهنی است و هنوز تا حدی مستلزم غرابت زدایی می‌باشد، زیرا روش یاد شده در واقع متن مبداء را برای یک فرهنگ بیگانه ترجمه می‌کند و بر ارزش‌های حاکم بر فرهنگ مقصد استوار است.

 

حمایت ونوتی از آشنایی زدایی

این روش زمانی خود را نشان می‌دهد که از ارزش‌های مذکور فاصله بگیرد. با وجود این، ونوتی از آشنایی زدایی ترجمه‌ها حمایت می‌کند. به گفته او، این ترجمه‌ها [به اندازه ترجمه‌های غرابت‌زدا] در تفسیر متن بیگانه، نسبی و ناقص هستند، اما یقینا می‌خواهند به جای آن که نسبی بود نشان را مخفی سازند آن را نشان دهند (34: 1995).

نکته مهمی که باید در اینجا بدان پرداخت، این است که ونوتی (1999) چندان که در مقدمه ترجمه ایتالیایی کتاب «ناپیدایی مترجم» آورده، از غرابت زدایی و بیگانه سازی چنین برداشتی دارد که؛ «مفاهیم کاوشی… در نظر گرفته شده‌اهند تا اندیشیدن و پژوهیدن را اشارعه دهند» نه معانی متضاد دوگانه را: یعنی «این مفاهیم دارای تغییرپذیری احتمالی هستند، به طوری که آن‌ها را فقط در موقعیت فرهنگی خاصی می‌توان تعریف کرد که ترجمه در آن فرهنگ انجام می‌شود و تأثیراتی بر جای می‌گذارد» به زعم ونوتی، مطلب اخیر حاکی از آن است که معنی اصطلاحات فوق ممکن است در طول زمان و در مکان‌های خاص تغییر نمایند.

با وجود این، آنچه تغییر نمی‌کند، این واقعیت است که غرابت زدایی و بیگانه‌سازی این سوال را مطرح می‌کنند که «ترجمه تا چه حد متن بیگانه را به فرهنگ و زبان مورد استفاده در ترجمه شبیه می سازد و حتی تا چه اندازه تفاوت‌های متن را نشان می‌دهد.» همین پرسش است که توجه آنتوان برمن، نظریه‌پرداز سرشناس فرانسوی، را به خود جلب کرده بود.

در ادامه بخوانید: ونوتی و توضیح در رابطه با اصطلاح ناپیدایی مترجم

جدیدترین ها

مطالب مرتبط