9.2. شرح کار مترجمان ادبی:
اگرچه توری (65: 1995، نیز فصل 7) هشدار میدهد که اظهار نظرهای افراد دخیل در فرآیند ترجمه را باید با دوراندیشی بررسی نمود زیرا این اظهارنظرها ممکن است مغرضانه یا جهت دار باشند، اما اظهارنظرهای مذکور در بهترین شرایط نشانة مهمی از تمرینات عملی ترجمه هستند و در بدترین حالت ممکن دست کم آن چیزی را آشکار میسازند که دست اندرکاران ترجمه احساس میکنند باید انجام دهند. این بخش محدود به مترجمان انگلیسی زبان داستانهای آمریکای لاتین است، اما آراء و مطالب ارائه شده بیانگر آثار بسیاری مترجمان دیگر نیز هستند.
«دعوت به عمل» را که ونوتی (13- 307: 1995) برای مترجمانی مطرح میکند که راهبردهای «پیدایی» و «آشنایی زدایی» را میپذیرند، شاید واکنشی باشد نسبت به آن دسته از مترجمان معاصر که ظاهراً به روشی در مورد کارشان به بحث میپردازند که مناسب اصطلاحات مبهم و کهن است و ما در این باره در فصل 2 توضیح دادیم. مثلا، راباسا (هوکسما، 12: 1978) ضرورتهای نسبی «درستی» و «سیاق سخن» در ترجمة ادبی را شرح میدهد. مترجمان اغلب میپندارند که کارشان شهودی است و آنان باید به «گوش» خود توجه کنند (راباسا، 35: 1984، فلستینر، 81: 1980) به همین منوال، خانم پدن (9: 1987) مترجم آثار کسانی چون ساباتو، آلنده و اسکیول به «صدای» متن مبداء گوش میدهد. اولین مورد را «نحوه ارتباط با چیزی، نحوة گفتن قصهای یا نحوة سرودن شعری تعریف میکند و این انتخابِ آهنگ، لحن، واژگان و نحو را تعیین مینماید. فلستینر که شعر کلاسیک پابلو نرودا را دربارة ماچوپیچو ترجمه کرد، تا جای که میتوانست به نرودا که اشعارش را میخواند، گوش داد تا متوجه تأکیدها و تکیهها بشود (فلستینر، 51: 1980).
ناپیدایی مترجمان چنان است که شمار نسبتا کمی از آنان به تفصیل در مورد کارشان مطلب نوشتهاند. دو اثر جامع و کامل از مترجمان ادبی معاصر به زبان اسپانیایی آمریکای لاتین عبارتند از: ترجمه آثار نرودا، راهی به ماچوپیچو (1980) اثر جان فلستینر، و کاتب شورشی، ترجمه داستانی از آمریکای لاتین، اثر خانم سوزان جیل لواین، فلستینر (1: 1980) مخصوصا به این نکته مهم توجه میکند که قسمت اعظم اثر یاد شده وقتی در دست ترجمه قرار میگیرد. «تا زمانی که شعر جدید دست نخورده باشد، ترجمه ناپیدا میشود» این مسئله زمینة دانش و پژوهش خود مترجم و نیز فرآیند ترکیب را هم دربر میگیرد. تا جایی که به فرآیند یاد شده مربوط است، پیتربوش (129: 1997) مترجم بریتانیایی، شرح میدهد که چگونه اغلب شش یا هفت پیش نویس از ترجمهاش باقی میماند. بوش در مقام مدیر مرکز ترجمه ادبی بریتانیا از طرح کنونی این مرکز پشتیبانی میکند تا از پیش نویسها و دستنوشتههای مترجمان برای پژوهش در فرآیند نگارش در آینده، یک بایگانی ایجاد نماید.
گزارش فلستینر از ان جهت بسیار جالب است که به شرح فرهنگ نویسندة متن مبداء و غرق شدن خود فلستینر در کار میپردازد و شامل دیدارهایی از ماچوپیچو و خواندن شعر نرودا در ان محیط است. با این همه، فلستینر هنوز از اصطلاحات کهن استفاده میکند تا «ضرورت مضاعف ترجمه» را شرح دهد، یعنی متن اصلی اساسا باید به زبانی آشکار شود که خود آن زبان صداقت داشته باشد. (فلستینر، 24: 1980) عباراتی مانند اساسا آشکار شود و صداقت داشته باشد نمونهای از رویکردهای نظریة ترجمة اخیر هستند که در فصل 2 شرح داده شدند.
از سوی دیگر، خانم لواین خود را در کنار کاوررا اینفانته، نویسندة کوبایی، یک مترجم – همکار و کاتبی شورشی میداند که شکل متن اصلی را زایل میکند، اما معنی را به شکل جدیدی بازسازی مینماید. لواین گاه قطعه ترجمهای کاملا متفاوت میآفریند تا عنان اختیار را به زبان انگلیسی بسپارد که گرایش به بازی با کلمات دارد و خواننده را با ترکیب زبان آمریکای لاین با آنگلوساکسون، شگفت زده میکند. مثالی که او از کتاب «سه بربر افسرده» اثر کاوررا اینفانته ذکر میکند، ترجمة اولین خط از سرود گوانتانامرا (Yo soy un hombre sincero) به صورت I’m a man without a zero است که از اصوات لغات بهره میگیرد (sincere به معنی sincere انگلیسی است، اما از نظر آواشناسی کاملا شبیه به sin cero به معنی without a zero میباشد.) او همچنین نامهای خندهدار و بامزهای برای کتابها و نویسندگان جعل میکند (مانند I.P. Daley’s Yellow River و off the cliff by (H) UGO first) تا فهرستی به جای فهرست متن مبداء اسپانیایی قرار دهد.
این کار ظاهرا رویکردی دقیقا غرابت زداست که تمام قطعات متن را دگرگون میسازد تا مطالب بیگانه خارج شوند و متن کاملا با انتظارات فرهنگ مقصد منطبق گردد. با این همه، ناسازگاری زبانی در انگلیسی در کنار بافت زبان آمریکای لاتین قرار گرفته است و ممکن است بتواند متنی بیافریند که غرابتزدا باشد. زبان ترجمه در نظر لواین نیز که نگرش پساساختگرایی و زن باورانة اثر مترجم را انتخاب میکند، نقش ایدئولوژیکی بر عهده دارد.
ترجمه باید عملی نقادانه باشد…. که شک میآفریند، سوالاتی پیش روی خواننده میگذارد، و ایدئولوژی متن اصلی را دوباره بافت سازی کند.
(لواین، 3: 1991)
مترجمان نسبت به بیعدالتیهای فرآیند چاپ و آمادهسازی کتاب نیز فریاد اعتراض سر دادهاند. راباسا (هاکسما، 14-13: 1978) ترجمه شکافی منتقدان و ایراد گیریهای بیمورد اهل مطالعه را به شدت مورد انتقال قرار میدهد که بیمارگونه بر خطاهای ترجمه انگشت میگذارند و ارزش ادبی کتاب را به طور کلی نادیده میگیرند. بوش (1997) کاردانی و دانش حرفهای مترجم را در مقام خواننده، پژوهشگر و نویسنده، تفصیل شرح میدهد. او همچنین خاطرنشان میسازد (127: 1997) که ترجمة ادبی فعالیتی اقتصادی، «پیوند نقدینه روابط» و «فعالیت ذهنی اصیلی در قلب شبکة پیچیدة کارهای فرهنگی و اجتماعی» است. این شبکه در بخش بعدی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
مطلب بعدی: قدرت شبکه صنعت چاپ
میتوانید به فهرست عناوین کتاب مطالعات ترجمه جرمی ماندی برگردید و بقیهی فصول کتاب را ببینید: