نظریه ترجمه نظام‌مند و اقدامات اولیه: دریدن، دوله، تیتلر

نظریه ترجمه نظام‌مند و اقدامات اولیه: دریدن، دوله، تیتلر

اقدامات اولیه در نظریه ترجمه نظام‌مند: در نظر آموس انگلستان سده هفدهم با وجود کسانی چون دنهام، کولی، و دریدن، و با احکام معول و سنجیده که هدف و معنی بی‌چون و چرایی داشتند «حکایت از پیشرفت‌های مهمی در نظریه ترجمه داشت.

در آن زمان، ترجمه به زبان انگلیسی تقریبا فقط منحصر به ترجمه اشعار یونانی و لاتینی باستان می‌شد که برخی از آن‌ها بی‌نهایت آزاد ترجمه می‌شدند.

نظریه ترجمه نظام‌مند

مثلا، کولی در مقدمه کتابش، «چکامه‌های پینداری» (نوعی قصیده متعلق به پیندار (pindar) شاعر نامی یونانی- م.) (1640)، شعری را سخت مورد انتقاد قرار می‌دهد زیرا «از روی امانت و لغت به لغت به نثر فرانسوی یا ایتالیایی ترجمه شده بود (کولی، 1640، نقل از آموس، 149: 73/1920».

رویکرد آموس در نظریه ترجمه نظام‌مند

رویکرد آموس در نظریه ترجمه نظام‌مند مخالف آن است که فقدان اجتناب ناپذیر زیبایی ترجمه را با استفاده از «ظرافت طبع یا قدرت خلاقه‌مان» جبران کنیم تا زیبایی جدیدی به وجود آید.

برای انجام این کار، کولی اعتراف می‌کند که در کتاب اودس «آنچه را دوست می‌داشتم، برگرفته‌ام، حذف کرده‌ام و افزوده‌ام.» (آموس با نگاهی به نظریه ترجمه نظام‌مند).

کولی حتی اصطلاح «اقتباس» را برای این روش بسیار آزاد ترجمه، پیشنهاد می‌کند. این نظر همانند نظر موجود در دوران باستان آن گونه نبود که مترجم با تأسی به چنین روش آزادی، از متن اصلی پیشی بگیرد، بلکه روشی بود که موجب می‌شد تا «روح» متن مبداء به بهترین نحو بازآفریده شود.

توصیف جان دریدن از ترجمه و تأثیر آن بر ترجمه نظام‌مند

چنین رویکرد بسیار آزادی از ترجمه، جان دریدن، شاعر و مترجم انگلیسی، را به چنان واکنشی چشمگیر وادار ساخت که توصیف او از فرآیند ترجمه تأثیری عظیم بر نظریه ترجمه نظام‌مند و عمل ترجمه در دوران بعد داشته است.

دریدن کلیه ترجمه‌ها را در سه مقوله دسته بندی می‌کند:

دریدن در مقدمه‌ای بر ترجمه کتاب «رسالات» اثر اووید در 1680 (17: 1992/ 1680) کلیه ترجمه‌ها را (با تمرکز بر نظریه ترجمه نظام‌مند ) در سه مقوله خلاصه می‌کند:

1- «لغوی»: ترجمه لغت به لغت یا خط به خط که نظیر ترجمه تحت‌اللفظی است.

2- «دگر نویسی یا نقل به معنی» ترجمه‌ای است توام با آزادی عمل که مترجم همواره نویسنده را در نظر دارد و هرگز او را از متن دور نمی‌سازد، اما لغاتی که مترجم انتخاب می‌کند دقیقا پیرو مفهوم نظر خود او نیست. این نوع ترجمه مستلزم تغییر کل عبارات است و تقریبا به ترجمه امین یا مفهوم به مفهوم شباهت دارد.

3- «اقتباس»: که مترجم در آن، هم لغات و هم مفهوم را «کنار می‌گذارد». این نوع ترجمه، با ترجمه بسیار آزاد کولی شباهت دارد و تقریبا نوعی اقتباس واقعی است.

انتقاد دریدن از مترجمان

دریدن از مترجمانی نظیر بن جانسون که ترجمه لغوی را برگزیده‌اند، انتقاد می‌کند و آنان را «رونوشت نویس کلامی» می‌خواند (دریدن، 18: 1992/ 1680). این ترجمه «تحت اللفظی و نوکر صفت» را اکنون می‌توان با تشبیهی معروف رد کرد:

«این نوع ترجمه بسیار شبیه آن است که بخواهیم با پاهای غل و زنجیر شده روی طنابی برقصیم- که البته کاری است احمقانه» بدین نحو، دریدن ترجمه اقتباسی را مردود می‌داند که در آن، مترجم از متن مبداء «به منزله الگوی نوشتن بهره می‌گیرد و می‌پندارد که نویسنده در عصر و در کشور او اثر مورد ترجمه را نوشته است»، به عقیده دریدن، ترجمه اقتباسی مترجم را مشهودتر می‌نماید، اما بی‌گمان … یاد، خاطره، شهرت و نویسندة متوفی رنگ می‌بازد که این خود خطایی بزرگ است.»

دریدن ترجمه دگرنویسی را انتخاب و توصیه می‌کند.

دریدن، بدین ترتیب، ترجمه دگرنویسی یا نقل به معنی را ترجیح می‌دهد و توصیه می‌کند از انواع لغوی و اقتباسی باید اجتناب نمود.

این الگوی سه گانه که به وسیله دریدن پیشنهاد شد، تأثیری بسزا بر آثار ترجمه‌ای بعدی بر جای گذارد. با این وصف، حقیقت آن است که خود دریدن تلقی‌اش را در ترجمه کتاب انئید (1697) اثر ویرژیل، تغییر داد و نقطه‌ای میان ترجمه‌های تحت اللفظی و دگرنویسی و نشان داد:

«گمان می‌کردم بهتر آن باشد میان دو ترجمه دگرنویسی و تحت اللفظی طی طریق نمایم و تا حد توان خود به نویسنده نزدیک شوم بی‌آنکه تمامی زیبایی‌هایش از دست برود که گرانقدرترین این زیبایی‌ها در دلنشینی کلام اون هفته است.»

(دریدن، 26: 1992/ 1697)

تعریف دریدن از ترجمه اقتباسی

توصیف رویکرد ترجمه‌ دریدن در آن زمان به تعریف او از ترجمه اقتباسی فوق شباهت دارد:

«با جسارت می‌توانم اذعان کنم… سعی وافر نموده‌ام تا کتاب ویرژیل را چنان به انگلیسی برگردانم که اگر خود وی در انگلستان زاده شده بود و در این زمان می‌زیست، آن را بدان شیوه می‌نگاشت.» (دریدن، 26: 1992/ 1697).

بنابراین، آثار دریدن و دیگران دربارة ترجمه،‌آثاری بسیار تجویزی هستند و به تدوین همان مسائلی می‌پردازند که باید انجام داد تا ترجمه‌ای موفق به دست آید. با این همه، به رغم اهمیتی که نوشتاه دریدن در نظریه  ترجمه دارد، آکنده از زبان عصر اوست و مواردی نظیر «نبوغ» نویسندة متن مبداء، «منظور» و «روح» زبان اصلی نیاز به «درک کامل» مفهوم متن اصلی، و «هنر» ترجمه را دربر می‌گیرد.

پیروی ترجمه نویسان از دریدا

سایر ترجمه نویسان نیز با پیروی از همین روش تجویزی، به بیان «اصول» پرداختند. یکی از ترجمه نویسان، اتیلن دوله بود که سرنوشت غم‌انگیزش پیش از این بیان شد و د 1540، دستنوشته‌ای از خود بر جای گذاشت با عنوان La maniere de bien traduire d’une langue-en aultre (روش ترجمه مطلوب از زبانی به زبان دیگر، دوله، 1997/ 1540) دوله پنج اصل زیر را به ترتیب اهمیتشان تدوین کرد:

1- مترجم باید مفهوم و مطالب نویسنده اصلی را کاملاً بفهمد، اگرچه او [چنین نوشته شده] حس کند آزاد است تا ابهامات را برطرف و روشن نماید.

2- مترجم باید هم از زبان مبداء و هم از زبان مقصد اطلاع کافی داشته باشد تا از شأن و مرتبه زبان نکاهد.

3- مترجم باید از ترجمه لغت به لغت بپرهیزد.

4- مترجم باید از لاتین مآب کردن متن و نیز از لغات مغلق و سایر اشکال غیرعادی بپرهیزد.

5- مترجم باید لغات را با فصاحت و سلاست کنار هم قرار و به هم ربط دهد و از خام دستی بپرهیزد.

در اینجا باز هم مسئلة مورد بحث همانا باز آفریدن مفهوم و اجتناب از ترجمه لغت به لغت است، اما تأکید بر شکل طبیعی و فصیح زبان مقصد منجر به آن شد که ساختار و آزادی زبان بومی فرانسوی جدید، تقویت شود.

اولین مطالعه در نظریه ترجمه نظام‌مند

شاید بتوان گفت اولین مطالعه در نظریه ترجمه نظام‌مند پس از دریدن در زبان انگلیسی، کتاب الکساندر فریزر تیتلر، «رساله‌ای در باب اصول ترجمه» (1797) باشد. گذشته از توصیف نویسنده مدار (author- oriented) دریدن (چنان بنویسید که اگر نویسندة اصلی، زبان مقصد را می‌دانست، می‌نوشت)، تیتلر «ترجمه خوب» را با ملاک‌های زبان مقصد خواننده مدار، این گونه تعریف می‌کند:

تعریف تیتلر از ترجمه خوب

«ترجمه‌ای که در آن، محاسن اثر اصلی چنان به طور کامل به زبان دیگر منتقل شده که آشکارا بازشناخته می‌شود و اهالی کشوری که آن زبان متعلق به ایشان است، عمیقا این محاسن را می‌توانند احساس کنند، درست همانند مردمی که به زبان اثر اصلی سخن می‌گویند.»

و آنجا که دوله پنج «اصل» را برمی‌شمارد،‌ تیتلر (15: 1797) سه «قانون» یا «حکم» کلی را بیان می‌کند:

1- ترجمه باید عیناً برگردان نسخة کامل اندیشه‌ها و عقاید اثر اصلی را به دست دهد.

2- سبک و شیوة نگارش باید حاوی همان خصوصیتی باشد که در متن اصلی موجود است.

3- ترجمه باید تمام ترکیب بندی متن اصلی را داشته باشد.

قانون اول تیتلر در مورد ترجمه

قانون اول تیتلر با دو قانون اول دوله مطابقت دارد که در آن، به مترجمی با «آگاهی کامل» از زبان اصلی (تیتلر، 17: 1797)، اشراف وی بر موضوع ترجمه و «انتقال امین معانی و مفاهیمی» که نویسنده در زبان مبداء به دست داده، اشاره شده است.

قانون دوم تیتلر در مورد ترجمه

قانون دوم تیتلتر، همانند اصل پنجم دوله، سبک نویسنده را مورد بررسی قرار می‌دهد و مترجم را هم در شناسایی «خصوصیت واقعی» این سبک، و هم در «تصحیح قریحه» مترجمی‌اش درگیر می‌نماید تا او بتواند متن مبداء را به زبان مقصد بازآفرینی کند.

قانون سوم تیتلر در مورد ترجمه

قانون سوم از داشتن «سلاست کامل نوشته» سخن به میان می‌اورد. تیتلر مورد اخیر را دشوارترین وظیفه می‌داند و مترجم را با استعاره‌ای سنتی به هنرمندی تشبیه می‌کند که نسخه‌ای از یک اثر نقاشی اصل را نسخه برداری می‌کند. بدین ترتیب، باید از «اقتباس وسواسانه» اجتناب کرد، زیرا «روح و سلاست متن اصل» را از بین می برد. راه حل تیتلر برای مترجم مناسب است تا بدین ترتیب، «روح دقیق نویسنده متن اصلی را تقلید کند.»

جمع بندی تیتلر درباره‌ی این جنبه از نظریه ترجمه نظام‌مند

با توجه به نظریه ترجمه نظام‌مند تیتلر خود اذعان دارد که دو قانون اول در واقع دو نظر کاملاً متفاوت در مورد ترجمه مطرح می‌کنند. این دو قانون را باید قطب‌های امانت محتوا و امانت صورت، یا حتی صورت‌بندی مجدد (reformulation) قوانین سه گانة مفهوم به مفهوم یا لغت به لغت متعلق به سیسرو و سنت جروم دانست.

درجه‌بندی قوانین تیتلر

با وجود این، مطلب مهم آن است که درست همان طور که دوله اصول خود را کنار گذاشت، تیتلر نیز سه قانونش را بر حسب اهمیت نسبی درجه بندی می‌کند. این طبقه‌بندی سلسله مراتبی (hierarchical) در نظریه جدید ترجمه اهمیت پیدا می‌کند. مثلا بحث «افت» (loss) و «خیر» (gain) ترجمه مبتنی بر نظر تیتلر حکایت از آن دارد که وقتی مواردی از متن اصلی در ترجمه «قربانی می‌شوند»، درجه بندی قوانین باید وسیله‌ای باشد تا تصمیمات مترجم را تعیین کند. بدین ترتیب، چنانچه سبک ایجاب کند، باید سلاست نوشته را قربانی نمود و باید به نفع مفهوم،‌ از سبک فاصله گرفت (نظریه ترجمه نظام‌مند)

جدیدترین ها

مطالب مرتبط