ترجمه‌های فارسی

ترجمه‌های فارسی

ترجمه به پهلوی یا فارسی میانه

ترجمه از زبان یونانی به زبان پهلوی، یعنی فارسی میانه عهد ساسانیان، و از پهلوی به زبان عربی عاملی بسیار بااهمیت نه‌تنها در شکل‌گیری و گسترش نهضت ترجمه یونانی- عربی عهد عباسیان، بلکه ادب و فرهنگ عربی به‌طور کلی است. این ترجمه‌ها دارای ابعاد مختلفی بودند و وجودشان به انگیزه‌ها و شرایط تاریخی مختلفی باز می‌گردد و به‌عبارت دیگر نمی‌توان همه آن‌ها را در یک گروه طبقه‌بندی کرد. لازم است تفاوت بین آن‌ها را روشن کرده و آثاری را که دارای مشخصات مرتبط با کار ما هستند مشخص کنیم.

ترجمه علمی فلسفی

یک گروه از این آثار ترجمه مطالب علمی و احتمالاً فلسفی است که قبل از دوره اسلامی از یونانی به پهلوی ترجمه شده‌اند. علت علاقه ساسانیان به دانش یونانی تا حدودی ناشی از ایدئولوژی حکومتی زرتشتی بوده است که همه دانش را نهایتاُ برگرفته از اوستا، متون مقدس زرتشتیان، می‌دانستند و فعالیت ترجمه یونانیپهلوی که در عهد خسرو انوشیروان اول (حکومت 78-531) به اوج خود رسید شاید در این چارچوب بیشتر قابل فهم باشد (به فصل 2.3 رجوع کنید). 

داستان پناه دادن انوشیروان به فلاسفه یونانی که از دست تعصبات ژوستینین می‌گریختند مشهورتر از آن است که نیازی به تکرار آن در اینجا باشد، ضمن آن که آگاثیاس Agathias مورخ عهد ژوستینین نیز به انجام این ترجمه‌ها به دستور انوشیروان اشاره کرده است. تحقیقات اخیر نیز این ادعاها را در برخی حوزه‌ها چون ستاره‌شناسی [GAS VII, 68-88] و کشاورزی [GAS IV, 317-18] تأیید کرده است اما میزان وابستگی متون پهلوی به منابع یونانی در سایر زمینه‌ها هنوز روشن نیست. 

اهمیت ترجمه‌های پهلوی

در ارتباط با فلسفه می‌دانیم که پل پارسی آثار منطقی را به خسرو انوشیوران اول تقدیم کرده است، ضمن آن‌که پریسیانوس لدوس، Priscianus Lydus یکی از فلاسفه یونانی که با انوشیروان ملاقات کرده بود، در پاسخ به سؤالات فلسفی وی در باب فیزیک، نظریه روح، هواشناسی، و زیست‌شناسی ارسطویی کتابی تألیف کرده است. همین علاقه به فیزیک ارسطویی و سایر حوزه‌های مرتبط با آن در کتاب دنکارد Denkard زرتشتیان نیز که در عهد وی گردآوری شده است مشاهده می‌شود (ر.ک. به متن مورد اشاره در فصل 2.3) اما معلوم نیست که متون یونانی واقعاً به پهلوی ترجمه شده باشند. اهمیت این ترجمه‌های پهلوی چندان در این نیست که به‌عنوان واسطه بین نسخه‌های اصل یونانی و ترجمه‌های نهایی عربی عمل کردند، بلکه در آن است که این‌ها نتیجه عملی فرهنگ ترجمه خاصی بودند که، همان‌طور که در فصل 2 نشان داده می‌شود، تا اوایل عهد عباسی به حیات خود ادامه داد.

پس از فتح ایران توسط اعراب انتظار ترجمه از فارسی به عربی همانند زبان یونانی کاملاً طبیعی است. در واقع برخی از ترجمه‌های اولیه از زبان پهلوی دقیقاً با همان انگیزه‌های اداری ترجمه از زبان یونانی صورت گرفت. درست همان‌طور که مقامات حکومت سوریه و فلسطین در طول حکومت امویان ترجمه اسناد اداری را از زبان یونانی به عربی ترجمه کردند. همتایان آن‌ها در ولایات شرقی امپراطوری اسلامی این کار را از زبان پهلوی انجام دادند.

سایر ترجمه‌های ماقبل دوره عباسی از زبان پهلوی دارای ماهیتی ادبی یا تاریخی هستند که بخش عمده‌ای از تحقیقات عالمانه را به خود اختصاص داده‌اند. عربی‌سازی روزافزون امپراطوری و اسلامی کردن جمعیت فارسی‌زبان نیز موجب افزایش تقاضا برای ترجمه منابع ادبی و تاریخی پهلوی به زبان عربی شد. انگیزه‌های دقیق این فعالیت در طبقات مختلف هنوز نیازمند تحقیق بیشتر است، هر چند که از وجود چنین علاقه‌ای در بین بانیان بلند پایه مسلمان که افرادی چون ابن مقفع را به خدمت گرفته بودند سخن گفته می‌شود. مثلاً، المسعودی از تاریخ امپراطوران ساسانی و سیاست‌هایشان سخن می‌راند که در سال 113/731 برای هشام‌بن‌عبدالملک خلیفه اموی به عربی ترجمه شد.

مجموعه سومی از متون پهلوی به عربی ترجمه شده‌اند که متفاوت از دو گروه قبلی است و مستقیماً به‌کار ما مربوط می‌شود. این مجموعه از این نظر با دو گروه قبلی متفاوت است که بانیان آن افراد یا گروه‌های ایرانی دارای دستور کار اجتماعی و ایدئولوژیکی در طی انقلاب عباسی (54-720 بودند و بنابراین در مقابل دیگر ترجمه‌های فارسیعربی قرار می‌گیرند که ترجمه آن‌ها از سر علایق فرهنگی یا ضروت‌های اداری صورت پذیرفته است. 

این متون که می‌توان آن‌ها را ناقلان ایدئولوژی زرتشتی ساسانی و در نتیجه متعلق به پروه آثار ترجمه شده از زبان یونانی به پهلوی در عصر ساسانیان شمرد، عمدتا دارای ماهیتی ستاره شناختی هستند که مشخصاً به ستاره‌شناسی سیاسی و یا تاریخ ستاره‌شناختی می‌پردازند. ایرانیان عربی شده که آشنایی آنان با زبان پهلوی پس از فتوحات اولیه اسلامی در ایران در اواسط قرن هفتم به‌سرعت متزلزل شد و اعراب پارسی شده هر دو، مخاطبان این ترجمه‌ها بودند. این ترجمه‌ها ظاهرا هم به هدف اولیه عباسیان (دعوه) مرتبط بوده است و هم به‌کار گروه‌هایی می‌آمده است که درصدد بازگشت به ذشته ساسانی بوده‌اند. تأثیر این آثار در عهد المنصور بیش از هر زمان دیگر نمایان است که موضوع فصل بعد است.

 

 

بخش‌های قبلی کتاب نهضت ترجمه یونانی عربی

کتاب تفکر یونانی – فرهنگ عربی

کتاب تفکر یونانی – فرهنگ عربی

جدیدترین ها

مطالب مرتبط