نظریه یوجین نایدا در مورد ترجمه، حاصل کارهای عملی او پس از دهه 40 به بعد بود، یعنی زمانی که وی به ترجمه و تنظیم ترجمه کتاب مقدس اشتغال داشت.
نظریه نایدا در دو اثر مهم و اصلی در دهه 60 عینیت یافت، یکی «به سوی علم ترجمه» (1964) و دیگری به نام «نظریه و عمل ترجمه» که با همکاری تیبر نوشته شد.
کتاب اول عنوانی پرمعنی دارد، نایدا میکوشد ترجمه (در مورد او، ترجمة کتاب مقدس) را با درآمیختن اثر اخیر با زبان شناسی، به دورهای علمیتر منتقل سازد.

رویکرد نظاممندتر نایدا مفاهیم نظری و اصطلاحات را از معنی شناسی (semantics) و منظور شناسی (pragmatics) و همچنین از کتاب چامسکی درباره ساخت نحوی، به وام گرفتن و همین اثر درباره ساخت نحوی است که نظریه دستور زایشی – گشتاری (generative- trasformational) را به وجود آورده است.
پیشرفت در معنی شناسی و منظورشناسی در نظریه نایدا
یوجین نایدا (1964) به توصیف «رویکردهای علمی مختلف در معنی» میپردازد که مربوط به اقداماتی است که نظریه پردازان معنی شناسی و منظورشناسی به انجام رساندند.
شالوده اصلی اثر نایدا پرهیز از این اندیشه کهن است که هر لغت نگارشی (orthographic) دارای معنی ثابتی است.
و اثر مذکور متوجه تعریف نقشمند (functional) معنی است که در آن، هر لغت در واقع معنی را از طریق بافت خود «کسب میکند» و مطابق با فرهنگ (موجود) میتواند پاسخهای متغیر تولید نماید.
معنی در حقیقت به معنی زبانی (عناصر الگوی چامسکی را به وام میگیرد)، معنی ارجاعی (referential) (معنی صریح در «فرهنگ لغت») و معنی عطافی (emotive) (یا وجه ضمنی) تجزیه میشود.
در کتاب یاد شده، مجموعهای فنون که از آثار زبان شناختی اقتباس شدهاند، به منظور کمک به مترجم ارائه شدهاند تا او بتواند معنی واحدهای زبانی مختلف را تعیین کند.
فنونی عاطفی و ارجاعی را تعیین میکنند، بر تجزیه و تحلیل ساختار لغات تأکید دارند و لغات مشابه در حوزههای واژگانی مربوط را از هم تفکیک میکنند. این فنون شامل ساختبندی سلسله مراتبی (hierarchical structuring) است که مجموعأ لغات را بر اساس سطحشان (مثلا، لغت جامع animal، و همنوعهای آن از قبیل cow, dog, goat و جز اینها) تفکیک میکند، و نیز تحلیل مؤلفهای (componentil analysis) را شامل میشود. تحلیل مؤلفهای در پی آن است که مشخصههای ویژه لغات مختلف مرتبط با هم را شناسایی و تعیین نماید. نتایج حاصل (نایدا، 5-84: 1964) ترسیم اصطلاحات خویشاوندی (مادربزرگ، مادر، دای زاده، عمه زاده) است که بر اساس ارزشهای جنسیتی (نر، ماده) نسل (همان نسل یا یک، دو، و یا چند پشت دورتر) و دودمان (زاده/ نیاکان مستقیم یا غیرمستقیم) استوار است. چنین نتایجی برای مترجمی مفید هستند که با زبانهایی مواجه است که اصطلاحات خویشاوندی گوناگونی دارند.
فن دیگر، تحلیل ساختار معنایی است که نایدا (107: 1964) از نظر ظاهر، معانی گوناگون spirit (یعنی alcohol, ethos, ghost, gods, angels, demons و جز اینها) را براساس مشخصههایشان (انسان در برابر غیرانسان، خوب در برابر بد، و غیره) تفکیک میکند.
مقصود اصلی این تحلیل ان است که مترجم تازه کار را متوجه سازد که اصطلاح معنایی مرکبی نظیر spirit (یا مثال دیگری مانند bachelor) تغییر میکند و خاصه این که مفهوم یاد شده را در خود بافت (context) «مشخص» مینماید. بدین ترتیب، spirit همیشه معنایی مذهبی دربر ندارد. حتی (یا شاید مخصوصا)، اگر لغت یاد شده این معنا را دربر داشته باشد، همان گونه که در اصطلاح holy spirit صادق است، ارزش عاطفی یا ضمنی آن، بر حسب فرهنگ مقصد تغییر میکند (نایدا، 36: 1964) تداعی معانی «متصل» به لغت، ارزش ضمنی آن محسوب میشوند و اینها را متعلق به قلمرو منظورشناسی یا زبان مورد استفاده میدانند. مهمتر از همه، نایدا وقتی معنی استعاری و اصطلاحات فرهنگی مرکب را مورد بحث قرار میدهد، مخصوصا بر اهمیت بافت پیام رسانی (communication) تأکید میکند، مثل وقتی که مفهوم یک عبارت اغلب از مفهوم مجموع تک تک عناصر آن فاصله بگیرد. بدین ترتیب، اصطلاح عبری bene chuppah [به طور تحت اللفظی یعنی «فرزندان حجله»] به میهمانان جشن عروسی اشاره دارد، خاصه به دوستان داماد (نایدا، 95: 1964).
به طور کلی، فنون تحلیل مؤلفهای از ان جهت پیشنهاد میشود تا ابهامات را روشن سازد؛ عبارات مبهم را توضیح دهد و تفاوتهای فرهنگی را مشخص کند. از این فنون به عنوان ویژگی مقایسه میان فرهنگها و زبانهای مختلف میتوان استفاده کرد.
3.2.2. تاثیر اقدامات چامسکی
الگوی زایشی- گشتاری چامسکی جملات را در مجموعهای از سطوح به هم پیوسته که قوانینی بر اها حاکم است، مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد. مشخصههای اصلی این الگو را در شکلی بسیار ساده میتوان به شرح زیر خلاصه نمود:
1- قواعد گروه ساختی (phrase- structure)، یک ساختار زیربنایی یا «ژرف ساخت» (deep structure) تولید میکند که
2- به وسیلة قواعد گشتاری که یک ساخت زیربنایی را به ساخت زیربنایی دیگری مرتبط میسازد دگرگون میشود تا
3- «روساخت» (surface structure) نهایی تولید شود که خود نیز در معرض واعد واجی (phonological) و تکواژی (morphemic) قرار دارد.
چامسکی روابط ساختاری را که در الگوی یاد شده شرح داده شدند، خصیصة جهانی زبان بشر میداند. بنیادیترین این ساختارها، «جملات هستهای» (kernel sentences) هستند که جملاتی ساده، فعال و خبری بوده، به کمتارین گشتار نیاز دارند.
نایدا مشخصههای اساسی الگوی چامسکی را به «علم» ترجمة خود ملحق میسازد. نایدا، خاصه، متوجه میشود که جملة هستهای روش رمزگشایی (decoding) متن مبداء و روند رمزبندی (ecoding) متن مقصد را در اختیار مترجم قرار میدهد (نایدا، 60: 1964) ، اگرچه او به هنگام تحلیل متن مبداء، الگوی چامسکی را معکوس مینماید. پس، روساخت متن مبداء به عناصر پایهة ژرف ساخت تجزیه میشوند، این موارد در فرآیند ترجمه، به متن مقصد «منتقل»، و سپس از نظر معنایی و سبکی در رو ساخت بازسازی میشوند. این نظام سه مرحلهای ترجمه (تحلیل، انقال و بازسازی) در شکل 3.1 نشان داده شدهاند.
شکل 3.1. نظام سه مرحلهای ترجمه از نظریه یوجین نایدا (نایدا و تیبر، 33: 1969)
توصیف خود نایدا و تیبر از این فرآیند بر مزایای «علمی و عملی» آن تأکید دارد که در مقایسه با هر کوششی در جهت تهیه فهرست کاما جامعی از تعادلهای میان نظامهای متن مبداء و متن مقصد، بهتر صورت میگیرد. «هسته» اصطلاحیکلیدی در این الگو است. درست همان طور که جملات هستهای بنیادیترین ساختارهای الگوی اولیه چامسکی بودند، هستهها به زعم نایدا «عناصر ساختاری پایهای هستند که زبان به خاطر وجود آنها روساختهای مفصل خود را میسازد» (نایدا و تیبر، 39: 1969) از فرآیند کاهشگر گشتار معکوس (back- transformation) (نایدا، 9-63: 1964) میتوان هستهها را از رو ساخت مبداء به دست آورد.
مطلب مذکور با استفاده از چهار نوع دستور زایشی- گشتاری زیر که در طبقة نقشمندی قرار دارند، میتواند تجزیه و تحلیل شود:
رویدادها (اغلب، اما نه همیشه، به وسیله افعال نشان داده میشوند.)
چیزها (اغلب، اما نه همیشه، به وسیله اسمها نشان داده میشوند.)
مجرّدات (کیفیتها و کمیتها، شامل صفات)
اضافات (شامل جنس، حروف اضافه، و حروف ربط)
مثالهای تحلیلی (نایدا، 46: 1964) که برای نشان دادن تفاوتهای ساختی به همراه حرف اضافه of طرح شدهاند، عبارتند از:
روساخت: will of God [= مشیت الهی]
گشتار معکوس: B (چیز، God)، A (رویداد، wills) را انجام میدهد.
[و]
روساخت: creation of the world (آفرینش گیتی)
گشتار معکوس: B (چیز، the world) هدف و مقصود A (رویداد، creates) میباشد.
نایدا و تیبر ادعا میکنند که تمام زبان ها شش تا دوازده ساختار هستهای پایه دارند و «سطح» هستهها را بسیار بیشتر از سطح ساختارهای پیچیده قبول دارند. هستهها در واقع سطحی هستند که پیام در آن ها پیش از آنکه در سه مرحلة «انتقال تحت اللفظی» و «انتقال کمینه» (minimal) و «انتقال ادبی» به روساخت منتقل شود، به زبان خوانندة مقصد انتقال مییابد. نمونهای از این فرآیند انتقال، قطعه ای است از انجیل یوحنا، باب 1، آیه 6 در خانه 3.1 (که در کتاب نایدا، 7/185: 1964 نقل شده) دو نمونة انتقال ادبی پیش گفته از دیدگاه سبکی به ویژه در نحو، متفاوت هستند. نمونة نخست بسیار رسمی و قدیمیتر است. دلیل این امر شاید نوع تعادل و نتیجة مورد نظر باشد که عنصر تعیین کننده و مهم الگوی نایدا محسوب میشود و در بخش بعدی مورد بحث قرار گرفته است.
3.2.3. تعادلهای پویا و صوری و اصل تأثیر معادل
نظریه یوجین نایدا در حمایت از «دو جهتگیری اساسی» یا «انواع تعادل»، اصطلاحات قدیمی نظیر «ترجمه تحتاللفظی» «ترجمة آزاد!» و «ترجمةامین» را که در فصل 2 بررسی شدند، کنا گذاشت (نایدا، 159: 1964) این دو نوع تعادل عبارتند از 1) تعادل صوری، 2) تعادل پویا. نایدا این دو را به صورت زیر تعریف کرده است:
خانه 1.3.
| * Greek ST:
1 2 3 4 5 6 7 8 * egeneto anthröpos, apestalmenos para theou, onoma autö löannês Literal transfer (stage 1): 1 2 3 4 5 6 7 8 * became / happened man, sent from God, name to-him John Minimal transfer (stage 2): * 1 2 3 4 5 6 7 8 There CAME/WAS a man, sent from God, WHOSE name was John Literary transfer (stage 3, example taken from the American Standard Version, 1901): 1 2 3 4 5 6 7 8 There CAME, a man, sent from God, WHOSE name was John or (example taken from phi/ips New Testament in Modern Eng/ish,1958′) 2 6 7*8 3 5 A man, NAMED John was sent By God ,Ws:Adjustments from the ST are indicated as follows: changes in order are indicated by the numeral order, omissions by an •,structural alterations by SMALL CAPITALS and additions by italics. |
1- تعادل صوری:
«تعادل صوری به خود پیام، هم صورت و هم محتوای ان، توجه دارد… این مورد معطوف به آن است که پیام در زبان مقصد باید تا جایی که امکان دارد دقیقا با عناصر دیگر در زبان مبداء منطبق باشد.»
(نایدا، 159: 1964)
بدین ترتیب، تعادل صوری دقیقا باید برای ساختار متن مبداپ طرح گردد که تأثیری قوی بر تعیین درستی و صحت متن اعمال میکند. بارزترین نوع ترجمه، «ترجمة میان سطری» هستند که با شباهت زیاد به ساختار متن مبداء، و اغلب همراه با یادداشتهای علمی، این امکان را برای دانشجویان فراهم میکنند (زیرا این نوع ترجمه اغلب اغلب در محیطهای دانشگاهی مورد استفاده قرار میگیرد) که به زبان و آیین فرهنگ مبداء کاملا نزدیک شوند.
2- تعادل پویا:
تعادل پویا مبتنی است بر آنچه نایدا «اصل تأثیر معادل» مینامد که در آن، رابطة میان خواننده مقصد و پیام باید اساسا همان رابطهای باشد که میان خواننده مبداء و پیام وجود دارد (نایدا، 159: 1964). این پیام را باید طبق نیازهای زبانی و توقعات فرهنگی خواننده طرح کرد و ان را متوجه طبیعی بودن عبارت یا جمله نمود، «طبیعی بودن»، الزامی مهم در نظر نایداست. در حقیقت، او هدفتعادل پیا را جستجوی «نزدیکترین معادل طبیعی برای پیام زبان مقصد» تعریف میکند (نایدا، 166: 1964، نایدا و تیبر، 12: 1969) این رویکرد خواننده مدار در حقیقت اقتباسهای دستوری، واژگانی و ارجاعات رهنگی را اصل و اساس کار قلمداد میکند تا طبیعی بودن متن به دست اید، زبان متن مقصد نباید مداخله زبان مبداء را نشان دهد، و «بیگانگی» وضع متن مبداء باید به طریقی به حداقل برسد (نایدا، 8-167، 1963) که دیگر نظریه پردازان فرهنگ مدار ترجمه اکنون بتوانند متن را مورد نقد و بررسی قرار دهند (فصول 8 و 9 همین کتاب). موفقیت ترجمه نزد یوجین نایدا بیش از هر چیز بر دست یافتن به پاسخ تعادل مبتنی است. مورد اخیر یکی از «چهار الزام اساسی ترجمه» محسوب میشود که به طور کلی عبارتند از:
1- مفهوم سازی
2- انتقال روح و شیوه بیان اصلی
3- داشتن بیان طبیعی و روان
4- تولید پاسخی مشابه
موضوع در خور توجه ان است که اصول ترجمه تیتلر با یکی از اقداماتی که در نظم دهی به نظریة ترجمه در پایان سدة هجدهم صورت گرفت، شباهت فراوان دارد (فصل 2).اگرچه تعادل پویا مورد توجه قرار دارد، باید گفت که این موضوع مفهومی درجه بندی شده نیز هست زیرا نایدا میپذیرد که «تعارضی» میان عقاید سنتی دربارة صورت و محتوا وجود دارد که آن را همیشه به راحتی نمیتوان حل و رفع نمود. به طور کلی، نایدا در مورد چنین تعارضهایی تأکید میکند که اگر قرار بر دستیابی به تأثیر تعادل است. «تناظر معنی باید بر تناظر سبکی اولویت داشته باشد.»
3.2.4. بحث راجع به اهمیت کار نایدا
نقش مهم نظریه یوجین نایدا آن است که مسیر ترجمه را از تعادل محض لغت به لغت منحرف ساخت. عقایدی که او دربارة تعادل صوری و تعادل پویا مطرح نمود، در اشاعه جهت گیری خوانندة بنیاد (؟؟؟) در نظریه ترجمه بسیار حیاتی و سرنوشت ساز بودند. با این همه، هم اصل تأثیر معادل و هم مفهوم تعادل به دلایلی چند، به شدت مورد انتقاد قرار گرفتهاند. لوفِوِر (7: 1993) بر ان است که تعادل هنوز هم بیش از حد به سطح لغت میپردازد، در حالی که ون دن بروک (40: 1978) و لاروس (78: 1989) تأثیر معادل یا پاسخ را امری غیرممکن میدانند (تأثیر را چه کسی و چگونه میسنجد؟ متن احیانا چگونه میتواند در دو فرهنگ و زمان کاملا متفاوت تأثیری همانند داشته و واکنشی همانند را در خواننده برانگیزاند؟) در حقیقت، کل موضوع تعادل قطعاً ایجاب میکند که مترجم یا تحلیلگر (analyst) به قضاوتی ذهنی و شخصی متوسل شود.
نکته جالب توجه ان است که این بحث تا دهة 1990 در نشریات معتبر و مهم ترجمة ادامه داشت. مثلا، در 1992 و 1993، مِتأ (Meta)، نشریة بینالمللی مطالعات ترجمه، مجموعه مقالاتی را از چیان هو به چاپ رساند. مقصود هو آن بود که «عدم احتمال» پاسخ معادل را ثابت کند. توجه این مقالات مخصوصا معطوف به این نکته است که وقتی معنی پایبند صورت است. دست یافتن به تأثیر معادل غیرممکن میشود، «مثل تأثیر آرایش کلمات در زبانهای چینی و انگلیسیخاصه در آثارادبی (چیان هو، 6- 455: 1993) و نیز اینکه «نزدیکترین معادل طبیعی ممکن است رابطهای مغایر با معادلهای پویا داشته باشد»، مثلاً در زبان چینی «ترجمه اضافی» (over- translation) لغات انگلسی mineral و vegetable و animal بر مورد فو صحه میگذارد. چیان هو ضمناً به بحث راجع به منابع فرهنگی میپردازد و استدلالی میآورد که یادآور نوعی نقد است که حاوی مثالی معروف میباشد. در این مثال، نایدا (160: 1964) میپندارد عبارت give one another a hearty handshake all round را به شکلی کاملاً طبیعی میتوان به greet one another with a holy kiss ترجمه کرد.
این انتقاد که کار نایدا، کاری ذهنی است، سوالی را مطرح می سازد حاکی از اینکه آیا نظریة ترجمه نایدا حقیقتا «علمی» است؟ در عین حال که فنون تحلیل معنی و دگرگونی هستهها در رو ساختهای متن مقصد به شیوه ای نظاممند انجام میشوند، باز هم معلم نیست مترجم بتواند در عمل از این روشها پیروی کند یا نه. با وجود این، توصیف مشروح نایدا از موقعیت و پدیدههای واقعی ترجمه پاسخ دندان شکن و مهمی به اثار ضعیف در زمینة مسائل ترجمه است که قبل از او ارائه شده بودند. علاوه بر این، نایدا بر آنچه «حساسیت هنری مینامد که عاملی لازم و ضروری در هر ترجمة درجه اول و ممتاز ادبی است»، کاملا واقف است.
یکی از سختگیرترین منتقدان نایدا، ادوین گنتزلر است که در کتابش، «نظریههای ترجمه در عصر حاضر» (1993) حاوی فصلی است راجع به «علم» ترجمه. گنتزلر که از منظر فردی ساخت شکن (deconstructionisf) (فصل 10) کار میکند، کار نایدا را به سبب دیدگاه مذهبی و الهیاش، با این تصور کلی بیارزش میداند که به زعم وی تعادل پویا درصدد است اعتقادات خوانندگان را بدون در نظر گرفتن فرهنگشان، به گفتمان مسلط آراء و کلام مسیحیت، پروتستان سطهگر تغییر دهد. طرفه اینکه نایدا مورد انتقاد و سرزنش برخی گروههای مذهبی نیز قرار گرفت که معتقد بودند خدا، کلمهای مقدس و غیرقابل تغییر است و بدین ترتیب تغییراتی که برای دست یافتن به تعادل پویا ضروریاند، توهین آمیز به نظر میرسند.
با این همه، نایدا- که در همة 1960 «در این رشته کار میکرد و هر روز با مشکلات عملی و واقعی ترجمه سروکار داشت و مترجمان را آموزش میداد تا بتوانند در فرهنگهای بسیار متفاوت نیز کار کنند- سرانجام به همان چیزی دست یافت که بعضی از پیشینیانش تلاش میکردند به اثبات برسانند، او توفیق یافت روش تحلیلی نظاممندی را برای مترجمانی که با همه گونه متنی سروکار دارند، به وجود بحث داغی که این ظنریه مطرح ساخت، رویکرد زبانی نظاممند نایدا به ترجمه بر بسیاری صاحبنظران نامی این عرصه مانند پیتر نیومارک انگلیسی و ورنرکلر آلمانی، اثر گذاشت.