تفاوت میان پدیدار شدن رمان در مرکز و حاشیه
نکته اصلی ریختشناسی [ادبی در] «تأملاتی در ادبیات جهان»، بیان تفاوت میان پدیدار شدن رمان در مرکز بهعنوان «توسعه مستقل»، و پدیداری آن در حاشیه بهصورت «مصالحه» میان تأثیر غربی و مواد خام محلّی است. امّا همانطور که پرلا و آراک نیز اشاره کردهاند، رمانهای اوّلیه انگلیسی، به قول فیلدینگ، «به پیروی از روش سروانتس» (و یا کسی دیگر) نوشته شدند، و در نتیجه این نشان میدهد که مصالحه میان فرمهای محلّی و خارجی در مورد رمانهای اولیه انگلیسی هم اتفاق افتاده است.13 و اگر این نکته صحیح باشد، حتّی در اروپای غربی هم «توسعه مستقل» وجود نداشته، و این ایده که تاریخ فرمها در مرکز و حاشیه از هم متفاوت است از هم میپاشد. سامانه جهانی ممکن است در سطوح دیگری مفید واقع شود، امّا توان تشریح در سطح فرم را ندارد.
زبان دوگانه ی مرکز حاشیه
در اینجا مسائل آسان است: پرلا و آراک درست میگویند و من باید بهتر از این میدانستم. درهرحال، این فرض که فرم ادبی همواره حاصل مصالحه میان نیروهای متضّاد است یکی از موضوعات مکرّر و مؤثّر در شکلگیری اندیشه من بوده است: زیباییشناسی فرویدی فرانچسکو اورلاندو، «اصل پاندا»ی گولد، و درک لوکاچ از واقعگرایی. چطور ممکن است که همۀ اینها را فراموش کنم؟ به احتمال زیاد، دوگانۀ مرکز-حاشیه باعث شد فکر (و یا آرزو) کنم که طرح ریختشناسانۀ موازیای وجود دارد، و بعد آن را در قالب مفهومی اشتباه قرار دادم.14
دخالت فرهنگ خارجی
پس بگذارید یکبار دیگر امتحان کنم. ایون-زوهار مینویسد: «احتمالاً تمام سامانههایی که میشناسیم، تحت تأثیر نقش مهم دخالت [فرهنگ خارجی] پدیدار شده و تکوین یافتهاند حتی یک سنّت ادبی وجود ندارد که [در فرایند تکوینش] از دخالت یک ادبیات جاافتادهتر مصون مانده باشد: و هیچ ادبیاتی نمیتواند بدون دخالت [و تأثیر ادبیات خارجی] در تاریخش وجود داشته باشد.»15
دخالت در ادبیات و ترجمه از خارج
هیچ ادبیاتی از دخالت مصون نیست … و درنتیجه هیچ ادبیاتی بدون مصالحه میان [فرمهای] محلّی و خارجی وجود ندارد. اما این بدان معناست که همه انواع دخالت و مصالحه یکی هستند؟ البته که نه: رندنامه، روایتهای اسارت، و یا حتی رمان تربیتی نمیتوانست همان فشاری را بر رماننویسان انگلیسی و فرانسوی بیارد که رمان تاریخی یا اسرارآمیز بر نویسندگان اروپا و آمریکای لاتین داشت: و باید راهی برای بیان این تفاوت پیدا کرد، برای تشخیص اینکه مصالحه چه زمانی با فشار [و اکراه] اتفاق میافتد و درنتیجه احتمال دارد که نتایج بیثبات و متکثری ایجاد کند- همانند آنچه که ژائو «ناراحتی» راوی رمان اواخر دوره چینگ مینامد.
میزان فشار خارجی بر ترجمه یک متن
در اینجا نکتهای کلیدی وجود دارد: اگر محدودیّتی قوی و سامانمند بهوسیله برخی ادبیاتها بر برخی دیگر اعمال میشود (و به نظر میرسد که همۀ ما در این مورد توافق داریم)،16 پس باید بتوانیم آثارش را در فرم ادبی تشخیص بدهیم: چرا که فرمها در واقع، بهقول شوارتز، «انتزاع روابط خاصّ اجتماعی هستند» در «تأملاتی در ادبیات جهان»، طرح این نیروها در قالب تضاد کمّی میان «توسعه مستقل» و «مصالحه» تجسّم مییابد؛ امّا ازآنجاکه این راهحل محدود شده، باید چیز دیگری را امتحان کنیم. و بله، «اندازهگیری» میزان فشار خارجی بر یک متن، و یا عدم ثبات فرهنگیاش، و یا عدم ثبات یک راوی، پیچیده و حتی گاهی ناممکن خواهد بود. اما [ترسیم] نمودار قدرت نمادین هدفی جاهطلبانه است، و بدیهی است که دستیافتن به آن دشوار خواهد بود.