اگر نگاهی به پیشینهی برخی از رشتههای علوم تجربی و انسانی در اروپا، و بهویژه در فرانسه، بیندازیم، ملاحظه خواهیم کرد که این کشور، بهخصوص در قرنی که گذشت، پیشتاز تحولات و پیشرفتهای چشمگیری در این زمینهها بوده است و همواره در اذهان مردم دنیا بهعنوان یکی از کشورهای پیشرفته در عرصه علم و صنعت تلقی میشود.
همچنین، اگر تحولات انجامیافته در عرصهی ادبیات و هنر سدر فرانسه را موردتوجه قرار دهیم، به این نتیجه خواهیم رسید که در این سرزمین انصفا تحولات و اتفاقات ادبی و هنری زیادی به وقوع پیوسته است که هر یک آغازگر حرکتی نوین در خلاقیتها محسوب میشود. اما، چنانچه ریشههای ادبی و هنری را از حیث قدمت در این کشور با پیشینههای تاریخی ادبیات و هنر در ایران مقایسه کنیم، صدالبته ادبیات کهن و هزارسالهی میهنمان و همچنین هنر دیرینهی ایرانی نسبت به آنچه بهعنوان ادبیات و هنر در فرانسه میشناسیم، سابقهای بسیار طولانیتر خواهد داشت. (درست است که فرانسه بهعنوان مهد ادبیات و هنر در جهان مشهور است، اما باید توجه داشته باشیم که این کشور، این اشتهار را در طول زمان متمادی و با اخذ سیاستهای حمایتی مستمر در مقابل ادبا، شعرا، نویسندگان و هنرمندان کسب کرده است. امیدواریم با توجه به قدمت و ارزش فعالیتهای ادبی و هنری در ایران، ما نیز چنین روشهایی را دربارهی ادبیات و هنر در پیش گیریم.)
کشور فرانسه ازلحاظ حمایت از اندیشمندان و ادبا در یکصد و چند سال اخیر، بهویژه درزمینهی علوم انسانی، از اشتهار فراوانی برخوردار است. ا دیدگاه مردم دنیا، فرانسه کشوری است که در آنجا هنر و ادبیات پا بهپای صنعت و فناوری رشد پیداکرده و بهعنوان مهد ادبا، هنرمندان،نویسندگان، نظریهپردازان و منتقدان شناخته شده است. عنایت به این شاخه از علوم در این کشور موجب شده تا مباحثات مربوط بهنقد و بررسی آثار هنری و ادبی هم در همهی عرصهها به شکلی چشمگیر رشد و توسعه بیابد. در پی چنین حرکتی درزمینهی علوم انسانی، که اصولاً تنها با بهکارگیری علم زبانشناسی محقق میشد، توجه به مطالعات مربوط به زبان، فلسفهی زبان، ارتباطات کلامی و بیانی و غیره، رو به فزونی گذاشت. شاید یکی از عوامل رشد و توسعهی مطالعات دربارهی زبان، تقرب بیشازپیش ادبیات و هنر به عرصهی زبانشناسی و پسازآن، نشانهشناسی بود. اگر تحول انجامیافته دربارهی علم زبانشناسی در فرانسه را بهطور اعم در نظر بگیریم، بهویژه از اواخر قرن نوزدهم تاکنون،میتوانیم چنین بگوییم که به یمن توجه به امر نوشتار و نقد و بررسی متون ادبی از حیث سازوکارهای زبانی،این سرزمین در خود، اندیشمندان، منتقدان، زبان شناسان و فیلسوفان زیادی را پرورانده است.
علاوه بر زبان شناسان برجستهی فرانسوی، مانند آندره مارتینه (Andre martinet)، پییر فونتنیه (Pierre Fontanier)، امیل بنونیست (Emille Benveniste)، میشل اریوه (Michel Arrivee)، اسولد دوکرو (Oswald Ducet)، فردینان برونو (Ferdinand Bruno)، ژورژ مونن (George Mounin)، ژان لویی دوسه (Jean- Louis Doucet)،کلود اژژ (Claude Hagege)، ژورژ کلبر (george Kelber)، و کاترین کربرات- اورکیونی (Catherine Kerbrat- Orecchioni) …. زبان شناسان دیگری چون رمان یاکوبسن (Roman Jakobson)، تزوتان تودورف (Tzvetan Todorov)، و همچنین فردینان دوسوسور (Ferdinand de Saussure)، هرچند ملیت فرانسوی نداشتند، اما علم زبانشناسی، بهویژه کاربرد آن در امر ارتباطات بیانی و کلامی و نقد و بررسی متون ادبی را هر چه بیشتر تداوم بخشیدند. بهعنوانمثال، هرچند سوسور، بنیانگذار علم نشانهشناسی، اهل سوئیس بود، اما به لحاظ اینکه به زبان فرانسوی صحبت میکرد و آثار خود را به فرانسوی مینوشت و تحصیلاتش را هم در دانشگاه سوربن انجام داده و رسالهاش را در همانجا به پایان برده بود؛ امروزه میبینیم که غالباً از او بهعنوان نظریهپردازی فرانسویزبان یاد میشود و فرانسویها نیز وی را تمجید میکنند. تزوتان تودورف نیز که در بلغارستان چشم به جهان گشوده، افکار و عقاید زبانشناختی مهم خود را در کشور فرانسه و به زبان فرانسوی عرضه کرده است. یاکوبسن، این زبانشناس آمریکایی و روسی الاصل، ضمن آشنایی با کلود لوی- استروس (Claude Levi- Strauss) و مبادلهی مکاتبات فراوان با وی از این راه ستوانست برای نظریات خود خوانندگان و منتقدان خوبی در فرانسه بیابد که این امر آرا و عقاید وی را مشهور و جهان شمول کرد.
در میان زبان شناسان برجستهی فرانسوی، تعدادی از آنها، ازلحاظ نوآوری و ابتکار و طرح نظریههای جدید در امر تحلیل مسائل زبانشناختی، نسبت به دیگران از اهمیت بیشتری برخوردارند. یکی از آنها کاترین کربرات- اورکیونی است که با دیدگاه نوین خود در مباحث مربوط به معناشناسی و کاربرد زبان، بهعنوان پیشرو و مرجعی درزمینهی زبان و زبانشناسی شناخته شده است.
کاترین کاربرات- اورکیونی یکی از زبان شناسان مشهور و یکی از متخصصان امر «تحلیل کلام» در بحث معناشناسی و نشانهشناسی است که در سال 1943 در فرانسه متولد شد و دکترای دولتی خود را با عنوان از معناشناسی واژگان تا معناشناسی عبارات، در سال 1977 و در هزار و هفتصد صفحه به پایان رساند. در این رساله، اورکیونی سعی دارد تأثیر بافت گزارهای را بر معنای واحدهای زبانی نشان دهد. او با طرح چنین نظریهای معادلات معناشناسی واحدهای زبانی را به هم میزند و با این کار توجه زبان ناسان و متخصصان امر را به قدرت تأثیرگذاری بافت گفتار و بیان بر شکلگیری معنا معطوف میکند. وی قبل از دفاع از پایاننامهی دکترای خود، از سال 1967 در دانشگاه کشور فرانسه، ازجمله در دانشگاه لیون 2 واقع در شهر لیون، به تدریس و پژوهش مشغول بوده است. شاید یکی از رمزهای موفقیت و اشتهار اورکیونی در محافل زبانشناختی، هویت دانشگاهی و مدرس بودن او بوده است. به همین دلیل، آثار وی نیز غالباً بهعنوان منابع دست اولی برای پژوهشگران و دانشجویان در نظر گرفته میشوند. او در سال 2006 ه افتخار بازنشستگی ناپل شد و اکنون بر عنوان استاد مدعو همچنان با دانشگاه لیون 2 همکاری میکند. وی یکی از برجستهترین زبان شناسان مطرح و معاصر فرانسه محسوب میشود.
علاوه بر کرسی دستور زبان که وی از سالها پیش این دانشگاه عهدهدار آن است، سخنرانیهای متعددی نیز در کولژ دوفرانس پاریس داشته و همواره در دانشگاهها و همچنین در مجامع مهم علمی سراسر اروپا و در سایر کشورهای جهان به تدریس و تفحص مشغول بوده است. وی بهعنوان استاد مدعو در کشورهای زیر مأموریتهای علمی داشته است. (در اینجا به ذکر سفرهای علمی کوتاهمدت و سخنرانیهای علمی موردی او نمیپردازیم.)
- از 1981 تا 1982 در شهر نیویورک و در دانشگاه کلمبیا به تدریس درسی با عنوان «دیالوگ در تئاتر و پراگماتیک در ادبیات» مشغول بوده است.
- از 1983 تا 1984 در سوئیس و در دانشگاه ژنو «زبانشناسی فرانسوی» را تدریس کرده است.
- از 1991 تا 1992 بازهم در کشور سوئیس و در دانشگاه ژپو، به تدریس همان درس زبانشناسی فرانسوی مشغول بوده است.
- در سال 1994 در نیورک و در دانشگاه کلمیا تدریس موضوع دیالوگ در تئاتر و در رمان را بر عهده داشته است.
- در سال 2006 در دانشگاه کالیفرنیا کرسی درس زبانشناسی فرانسوی را داشته است.
او علاوه بر تدریس رسمی در دانشگاههای مذکور، سمینارهایی دو تا چهارهفتهای را نیز درزمینهی زبانشناسی و معناشناسی، در کشورهایی که نام آنها در اینجا ذکر میشود، برگزار کرده است: مصر، سودان، سوریه، ویتنام، لهستان، بلژیک، سوئیس، کره، ژاپن، هنگکنگ، تایوان، اسپانیا، فلسطین اشغالی، روسیه، دانمارک، سوئد، فنلاند، کانادا، پرتغال، تونس، مراکش، الجزایر مکزیک، آرژانتین، برزیل، ونزوئلا، مقدونیه، بلغارستان، رمانی، ترکیه و مولداوی.
در سال 1980، یک گروه پژوهشی درزمینهی مطالعات چند رشتهای و میانرشتهای با عنوان گروه پژوهشی دربارهی کنشهای متقابل ارتباطی به سرپرستی اورکیونی در دانشگاه لیون تشکیل شد. هدف این گروه پژوهشی، مطالعهی عملکرد تبادلات متفاوت عنار زبانی در زندگی روزمرهی مردم شهر لیون، در میان طبقات مختلف شهروندان فرانسوی، در محافل مختلف، و بین صاحبان حرفههای مختلف بود. بعدها این گروه بر فعالیتهای خود افزود و تلاش عمدهی خود را بر مطالعه مسائل بین فرهنگی شهروندان متمرکز کرد و بدین ترتیب، نتایج پژوهشی خوبی از خود بهجا گذاشت. به همین دلیل، بلافاصله به عضویت مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه، که مهمترین مرکز پژوهشهای علمی این کشور محسوب میشود، درآمد.
اورکیونی ازلحاظ تجربه و دانش، خود مسئولیتهای فراوانی را در مؤسسات دولتی و انتشارات علمی به عهده داشته است که بهاختصار به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم: او مسئولیت و سرپرستی فعالیتهای علمی رشتهی زبانشناسی و نشانهشناسی را از سالها پیش در انتشارات دانشگاهی لیون به عهده داشت. وی همچنین عضو هیئت تحریریهی نشریهی پژوهش در متون در مرکز مطالعات زبانشناختی دانشگاه متس (Metz)، مجلهی پراگماتیک و بیوند (Pragmatics and Beyond) در آمستردام، مجلهی مرکز ملی پژوهشهای علمی و انتشارات مرکز ملی پژوهشهای علمی هم بوده است. او علاوه بر فعالیت مستقیم در نشریات علمی، بازهم بهعنوان عضو هیئت تحریریه در نشریات دانشگاهی سراسر دنیا مانند کایه دو پراکسماتیک (Les Cahiers de Praxematique) (در شهر مون پولیه)، معناشناسی و پراگماتیک (در شهر روئان)، کارکرد زبانها (در پاریس)، تعامل و شناخت (در پاریس)، مجلهی معناشناسی و پراگماتیک (در شهر اورلئان)، وربوم (Verbum) (در نانسی)، کوادرن دو فیلولوژیا (Quaderns de Filologa) (در کشور اسپانیا)، مجلهی رمانیک (در دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک) و مجلهی نشانه و معنا (در آرژانتین و در شهر بوینس آیرس) به فعالیت مشغول است.
اورکیونی از سال 2000 تا 500 در موسسه دانشگاهی فرانسه، که یکی از موسسات آموزشی و پژوهشی بسیار مهم اروپا محسوب میشود، کرسی مباحثات علمی در زمینهی کنشهای متقابل در زبان شناسی را داراست. او علاوه بر نشریات و مراکز پژوهشی دانشگاهی، فعالیتهای پژ>هشی خود را غالبا به راهنمایی و مشاورهی پایاننامههای دانشگاهی معطوف کرده است. وی در طول خدمت دانشگاهی خود، راهنمایی رسالههای زیادی را به عهده گرفته است که توسط دانشجویان مقاطع متفاوت از کشورهای گوناگون و با زبانهای مختلف، به رشتهی تحریر در آمدهاند. آنچه مسلم است، چنین تنوع زبانی و فرهنگیای که اورکیونی با ان مواجه بود، غنای شناخت وی از زبان و فرهنگ را دو چندان کرده است که در فصل اول این اثر اندکی به ان خواهیم پرداخت.
با توجه به پیشینهی قلمی کاترین کربرات- اورکیونی و با عنایت به موضوعات مباحث امروزی در محافل زبان شناختی و معناشناختی، میکوشیم تا به طور فشرده نظریههای اورکیونی و زبان شناسان همعصر وی را در این اثر مورد نقد و بررسی قرار دهیم و با طرح نمونههای کاربردی این نظریهها، موقعیت کنونی آنها را در این رشته خاطرنشان کنیم. لازم است یادآوری کنیم که گاهی به دلیل فشرده بودن مطالب، سعی شده است با مثالهایی ملموس ابهامات احتمالی از مطالب زدوده شود تا خواننده نسبت به آنچه بیان میشود، آگاهی یابد. اما خوانندگان کنجکاو و علاقهمند را، که میخواهند بیش از پیش به موضوعات مورد بحث اشراف داشته باشند، دعوت میکنیم به تألیفات خود نظریه پردازان که در کتاب نامه ذکر خواهد شد، مراجعه نمایند.
الله شکر اسد اللهی تَجَرَق
فهرست کتاب معناشناسی را اینجا ببینید.