مثال های بخش سوم

مثال های بخش سوم

1-3-

مثال 5 الف:

Vous vous in roduizez par I’etrotie  ouverture en vous frottant contre ses bords …(صریح=)

[از فرانسه: شما با ساییدن خود به دیوارها از مجرای تنگ (تنگنا) عبور می‌کنید.]

(غیر صریح=)Sie zwangen sich durch die schmale Offnung

[از آلمانی: شما به سختی از تنگنا عبور می‌کنید (نه «از طریق ساییدن به دیوار»)]

“durchzwangen” در زبان‌ آلمانی، شامل تصویری از ساییدن بر لبه است.

مثال 5 ب:

(از کلوس رولکر) گزارش یکی از آژانس‌های خبری فرانسه درباره‌ی انتخابات ریاست جمهوری این کشور:

Seulement huit department francais voterent en majorite pour poher.

[فقط در هشت استان فرانسه اکثریت به نفع پوهر رأی دادند.]

ترجمه‌ی تحت‌اللفظی [به آلمانی]:

Nur acht eller franztisischen Departements stimmten in ihrer Mehrheit far Poher.

ترجمه‌ی معادل به آلمانی]:

Nur acht der hundert franzosischen Departements stimmten in ihrer Mehrheit ftir Poher.

[از آلمانی: فقط اکثریت هشت استان از کل استان‌های فرانسوی به نفع پوهر رأی دادند.]

مثال 6:

(Ortega y Gasset: Miseria y Esplendor de la Traduccion) Entreveo que es usted una especie de Ultimo abencerraje, ultimo superviviente de una fauna desaparecida, puesto que es usted capaz, frente a otro hombre, de creer que es el otro y no usted quien tiene razon.

ترجمه از اسپانیایی: (ارتگام گاست: عجز و شکوه ترجمه) حدس می‌زنم که جنابعالی به گونه‌ای آخرین «ابن سراج» باشید، آخرین بازمانده از یک گونه‌ی منقرض شده زیرا جنابعالی این توانایی را دارید که در برابر دیگری بگویید حق با اوست و نه با شما.

ترجمه‌ی تحت‌اللفظی به آلمانی:

Eine Art latzter Abencerraje

(فاقد محتوا برای مخاطب آلمانی)

ترجمه‌ی محتوایی به آلمانی:

Eine Art Ausnahmefall

(فاقد مؤلفه‌های هنری: استعاره و تلمیح‌های ادبی).

ترجمه‌ی معادل نقشی به آلمانی:

Eine Art latzter Ritter ohne Furcht and Tadel

[آخرین نوع شوالیه بدون ترس و سرزنش]

(یکی از عناصر ساختار هنری مقاله اورتگا استفاده‌ی فراوان از اسامی و افعالی است که به صورت مستقیم یا کنایی به دریانوردی اشاره می‌کنند و این در حالی است که موضوع مقاله ربطی به دریانوردی ندارد. این بدان معناست که روی سخن یاکوب گریم را پیشتر شنیده است. به گفته‌ی گریم، ترجمه مانند کشتی‌‌ای است که خدمه‌ای برای سفر در دریاها دارد، اما با این که کالاها را به سلامت حمل می‌کند، بایستی در ساحل و آب و هوایی کاملاً متفاوت پهلو بگیرد. این استعاره واضح است زیرا تمامی تصاویری که اورتگا در مورد ترجمه ارائه کرده است، از سخنان شلایر ماخر، هومبولت و گوته درباره‌ی ترجمه استخراج شده‌اند. در نتیجه، اورتگا به احتمال زیاد از استعاره‌ی گریم نیز آگاه بوده است. به همین دلیل، مترجم از انتخاب مفاهیم دریانوردی، چنان‌چه به راحتی در زبان آلمانی قابل دسترس باشد، به عنوان معادل‌های تبدیل‌شده رضایت دارد، گو این‌که در متن اصلی چنین مفاهیمی وجود نداشته است، علتش را ‌می‌توان چنین یافت که مفاهیم مربوط به «دریانوردی» در زبان اسپانیایی به صورت ضمنی وجود دارند لیکن معادلی برای آن‌ها در زبان آلمانی وجود ندارد:ankommen = arribar به جای llegar این مثال نمونه‌ای است برای آن‌چه من «همانندی صورت هنری» می‌نامم.)

مثال 7:

Black is beautiful

سیاره زیباست.

شعار فوق‌ به زبان انگلیسی در تبلیغات فروشگاهی در آلمان به کار رفته است و نمی‌توان انتظار داشت. برای ترغیب خریداران آفریقای جنوبی به همان صورت در زبان انگلیسی به کار برده شود.

شیوه‌ی ترجمه: ترجمه‌ی تطبیقی ساز و کارهای روان‌شناختی استفاده از زبان متقاعدکننده باید با نیازهای جامعه‌ی زبانی جدید تطبیق داشته باشد.

 

 – Ortega y Gasset فیلسوف معروف اسپانیایی (1883-1955)

– abencerray ابن سراج اعضای متعلق به یک خاندان با نفوذ امپراطوری اندلس در قرن پانزدهم میلادی که با خاندان سجری (Cegri)‌ رقابتی سخت داشتند. (در زبان عامه: به افراد کله‌شق و یک دنده گفته می‌شود)

 

2-3-

مثال 8:

El nino lloraba bajo el agua del bautismo

گونه‌ی متن: اخبار اجتماعی، نوع متن، اطلاعی

Das Kind weinte unter dem Taufwasser

[از آلمانی: کودک هنگام غسل تعمید گریه می‌کرد]

مثال 9:

Marcelino lloraba bajo el agua del bautismo, como antes callara aladvertir el sabor de la sal. (Sanchez-Silva, Marcelino, Pan y vino)

گونه‌ی متن: روایی: نوع متن: بیانی

(قرینه‌سازی، عناصر وزنی ساختار هنری که در متن مقصد حفظ شده‌اند)

Marcelino weinte unter dem Wasser der Taufe, wie er zuvor beim Geschmack des Salzes geschwiegen hatte.

[ از آلمانی: هنگام ریختن آب غسل تعمید روی سرش همان‌طور گریه می‌کرد که قبلاً با چشیدن نمک سکوت کرده بود].

مثال 10:

Souvent femme varie, bien fol est qui s’y fie.

[زن اغلب در حال تغییر است، اعتماد به او دیوانگی محض است.]

الف) این سختن فرانسیس اول در یک کتاب نقل شده است.

گونه‌ی متن: کتاب مدرسه، نوع متن: اطلاعی؛ ترجمه به آلمانی:

Frauen andern sich oft, wer ihne traut, ist schon dumm.

[از آلمانی: زنان مرتباً تغییر می‌کنند، کسی که به آنان اعتماد می‌کند، به کلی دیوانه است.]

ب) در نمایشنامه‌ای به قلم ویکتورهوگو به آن اشاره شده است.

(ترجمه‌ی گئورگ بوچنر) Maria Tudor

گونه‌ی متن: نمایشنامه، نوع متن: بیانی

Ein Weib andert sich jeden Tag, ein Narr ist, wer ihr trauen mag.

(تبدیل‌های معنایی متعدد، حفظ قافیه و وزن)

[زن هر روز تغییر می‌کند، هالو کسی است که به او اعتماد می‌کند.]

ج) بخشی از یک تبلیغ فروش نوشیدنی:

“Souvent femme vane. Les vins du Postilion ne varient jarnais.”

[زن تغییر می‌کند. نوشیدنی‌های پستیون هیچ‌گاه.]

تلمیح ادبی همراه با کمک بازی زبانی و برانگیختن هم دردی در “connoisseur” این تلمیح بایستی از نوع تنظیم شود:

گونه‌ی متن: تبلیغ کالا، نوع متن: عملی (اجرایی)

Frauenherzen sind triigerisch. Postillon-Weine betriugen nie.

[قلب‌های زنان دروغ می‌گویند، نوشیدنی‌‌های پستیون هرگز.]

3-3-

مثال 11:

Nun gibt es freilich moderne Nomaden, ftir die ein Caravan nur der zweitschonste Wahn ist (Siiddeutsche Zeitung, Streiflicht).

[در حال حاضر برخی که داشتن یک کاروان برای‌شان دومین توهم زیباست، زندگی عشایری مدرن را برگزیدند. (روزنامه زود دویچه؛ ستون اشترایف لیشت)] 

گونه‌ی متن: خبر روزنامه؛ نوع متن: اطلاعی

خبر فوق به نظرسنجی از صاحبان مکان‌های تفریحی درباره‌ی رفتار مسافران آلمانی اشاره دارد. اشترایف لیشت نام ستونی در روزنامه‌ی زود دویچه است که به استفاده‌ی فراوان از جناس و دیگر بازی‌های جالب زبانی شهرت دارد. با این‌حال، این خبر درباره‌ی اوضاع روز و کاربرد اصلی آن انتقال مضمون است. برای ترجمه‌ی آن، جناس و دیگر بازی‌های زبانی را باید تا حد زیادی نادیده گرفت و در راه حفظ مضمون کوشید.

با این‌حال، اگر لازم است محتوای هنری در متن‌هایی از نوع زبانی انتقال یابد و اگر در این فرآیند حفظ محتوا به ساختار هنری لطمه واردکند، برطبق قاعده ممکن است محتوای این متن‌های بیانی تغییر کند.

مثال 12:

…une paquerette, ou une primevere, ou un coucou, ou un bouton d’or

[… یک آفتابگردان، یا یک پامچال، یا یک فاخته، یا یک گل دگمه‌ای از طلا…]

ترجمه‌ی تحت‌اللفظی به آلمانی:

…in Gansebliimchen, oder ein Hirnmelsschlussel chen, oder eine Schliisselblume oder eine Butterblume…

(ثبات محتوا)

Elmar Tophoven:… ein Tausendschonchen, eine Primel, eine Schliisselblume, eine Butterrose…

[… یک آفتابگردان، یک پامچال، یک پامچال کوچک، یک رز مخملی]

در نهایت، چنان‌چه در انتقال محتواهایی که هدف‌شان ایجاد کنش رفتاری خاص است، انتخاب بدون تغییر عناصر معنایی یا عناصر (قرضی) ساختار هنری از زبان مبدأ تأثیر ارتباطی نداشته باشد، این عناصر را باید با عناصر دیگری که نقش دلخواه را ایفا می‌کنند جایگزین کرد.

مثال 13:

Fiichse fahren Fires tone-Phoenix

[تیم فاکس از فایراستون ـ فینیکس استفاده می‌کند[ (تحریف تداعی معانی، و حذف رواج‌آرایی که از عناصر مهم کارکرد متقاعدکننده‌ی زبان‌اند).

Pros prefer Firestone-Phoenix

[حرفه‌ای‌ها فایراستون ـ فینیکس را ترجیح می‌دهند] (تغییر در مضمون با هدف حفظ تداعی مثبت معانی و رواج‌آرایی)

چنان‌چه عناصر متن عملی (اجرایی) در نوع دیگری از متن ظاهر شوند، در ترجمه باید روش تطبیقی را برای ترجمه‌ی تک تک این عناصر نیز به کار گرفت. البته این کار تا زمانی امکان‌پذیر است که به طور کلی به محتوا (در مورد متون اطلاعی) یا ساختار هنری (در مورد متون بیانی) آسیبی وارد نشود.

جدیدترین ها

مطالب مرتبط