در هر زبان، زبان گفتاری از نوشتاری جدا است. به این معنا که هر کلمه به همان صورتی که گفته میشود نوشته نمیشود.
زبان فارسی نیز از این قاعده مستثنا نیست. در زبان فارسی، در مقایسه با برخی زبانها، از جمله انگلیسی، بسیاری از کلمات صورت گفتاری و صورت نوشتاری یکسانی ندارند.
برای مثال، کلمات «تهران» و «میروم» صورتهای نوشتاری و کلمات «تهرون» و «میرم» صورتهای شکسته یا گفتاریاند.
تفاوت میان زبان گفتار و زبان نوشتار در چهار زمینه عمده زیر است:
کلمه، تعبیر اصطلاحی، ساخت یا نحو جمله، و آهنگ جمله.

مثال زیر از دریابندری تفاوتهای میان صورت نوشتاری و صورت گفتاری را نشان میدهد:
برخیزید و دستتان را به من بدهید.
نحوه تبدیل زبان گفتاری به نوشتاری در یک مثال
مثال فوق صورتی نوشتاری دارد.
برای تبدیل این صورت به صورت گفتاری میتوان به طرق زیر عمل کرد:
الف) شکستن کلمات و تغییر تلفظ آنها: برخیزین و دستتونو به من بدین!
ب) استفاده از کلماتی که در زبان گفتار به کار میرود، مثل «پاشین» به جای «برخیزین»: پاشین و دستتونو به من بدین؛
ج) استفاده از کلمات و نحو زبان گفتار: «پاشین دستتونو بدین من».
در حالت (الف)، فعل برخاستن بیشتر در نوشتار به کار میرود تا در گفتار.
شکستن دو کلمه «برخاستن» و «دستتان» به جمله، صورتِ گفتاری نمیدهد.
در حالت (ب)، فعل «پا شدن» جانشین فعل «برخاستن» شده، اما هنوز نحو جمله نوشتاری است نه گفتاری. در حالت (ج) هم فعل و هم نحو جمله صورت گفتاری دارد.
شناخت زبان گفتاری از آن جهت برای مترجم ادبی اهمیت دارد که بخشی از هر رمان یا داستان کوتاه، به خصوص بخش عمده هر نمایشنامه، را گفتگو تشکیل میدهد و زبان گفتگو طبعاً باید از زبان توصیف متمایز باشد.
مترجم باید گفتگو را روان و طبیعی و پذیرفتنی در بیاورد و این کار دشواریهای خاصی دارد.
ترجمه گفتاری در ترجمه فیلمها چگونه است؟
در ترجمه گفتگوهای فیلم، مترجم معمولاً گفتگوها را روانتر و طبیعیتر ترجمه میکند؛ زیرا میداند ترجمه او به اصطلاح مصرف گفتاری دارد، پس میکوشد زبان ترجمه را تا حد امکان از نظر لغات و اصطلاحات و نحو جملات به زبان گفتاری نزدیک کند.
هر انحراف کوچک او از اصول و قواعد زبان گفتاری خیلی زود آشکار میشود.
به نحوی که اگر مترجم در هنگام دوبله فیلم حضور نداشته باشد گوینده، یا مسئول دوبلاژ فیلم، اجباراً ترجمه را تغییر میدهد؛ به طوری که گفتار در دهان هنرپیشه روان و طبیعی جلوه کند.
نوشتن یا ترجمه گفتگوی ادبی داستان دیگری دارد. در اینجا، نویسنده یا مترجم، که بر خلاف گوینده یا مترجم گفتگوهای فیلم ضرورت به کارگیری هر چه روانتر و طبیعیتر زبان گفتار را احساس نمیکند، گفتگوها را عیناً ثبت نمیکند.
تداخل زبان گفتاری و نوشتاری در هم
در دوره معاصر، نویسندگان، و به پیروی از آنان مترجمان، در تألیف یا ترجمه گفتگو، زبانی به کار بردهاند که نه کاملاً زبان نوشتاری است و نه عین زبان گفتاری.
در این زبان، عناصر زبان گفتاری و نوشتاری به نسبت کم یا زیاد، با یکدیگر تداخل پیدا کردهاند.
به گفتگوی زیر توجه کنید:
– «شما و در این ساعت؟ آیا اتفاقی افتاده است؟»
– «خیر دخترم، فقط برو به خانمت بگو که من میخواهم فوراً با او حرف بزنم.»
– «خانم دارد در آشپزخانه مربای گلابی برای زمستان درست میکند. همین حالا پای اجاق است و لباس پذیرایی دربر ندارد. میفهمید.»
– «بلی میفهمم ولی به او بگو که برای موضوع بسیار مهمی آمدهام.»
(تپلی و چند داستان دیگر، ترجمه محمد قاضی، ص 124)
در این گفتگو، محمد قاضی کلمات را غیرشکسته و به شکل نوشتاری آورده است.
این روش ایشان در کار بسیاری از مترجمان سرشناس دیگر نیز دیده میشود.
شکل شکسته کلمات در صورت گفتاری
چنانکه گفته شد، ثبت کلمات به شکل شکسته تنها یکی از ویژگیهای زبان گفتاری است و اگر گفتاری کردن زبان به شکستن کلمات محدود میشد، کاری بود مکانیکی و بینیاز از ذوق و تخیل و آگاهی.
نویسندگان و مترجمان به تناسب تسلطی که بر زبان گفتاری دارند، از دیگر ویژگیهای زبان گفتاری در نوشتن یا ترجمه گفتگو استفاده میکنند، به طوری که در برخی موارد، با اینکه خواننده کلمات را غیرشکسته میبیند، اما احساس میکند گفتگو کاملاً روان و طبیعی است.
عبدالله کوثری، مترجم ادبی، درباره روش خود در ترجمه گفتگو میگوید:
کوشش من در ترجمه گفتگوها این بوده که تا حد امکان از شکستن کلمات خودداری کنم.
اگر حس میکردم کلمهای (فعل یا غیر آن) به صورت «کتابی»اش در جمله محاوره جا نمیافتد، به جای آنکه آن کلمه را بشکنم، دنبال کلمه دیگری میگشتم که بیشتر در خور محاوره است و در عین حال نیازی به شکستن ندارد.
هر جمله از گفتگو را نخست یکی دو بار در ذهن مرور میکردم و میکوشیدم شکل طبیعی آن را در محاوره زبان فارسی بیابم.
یک مورد مشخص اینکه با جابجایی فعل در جمله میتوان جمله را از آن حالت رسمیاش در آورد. در محاوره جای فعل متغیر است و الزاماً همواره در آخر جمله نیست.
مثلاً به جای اینکه بگوییم: «کتاب را به من بده» میگوییم: «کتاب را بده به من»
به جملهای از کتاب توجه کنید:
واشنگتن گفت: «… خاکوبو قرار بود برود سراغ کارگران نساجی، آیدا با یک نماینده از دانشسرا میرفت به دانشکده کاتولیک.»
مورد دیگر استفاده از ضمایر متصل به جای ضمایر منفصل بود که حالتی طبیعیتر به محاوره میداد. استفاده از اصطلاحات محاورهای هم در گفتگوها کمک زیادی به طبیعی بودن جملات میکند.
(فصلنامه مترجم، شماره 2)

شکستن زبان در ترجمه ادبی یعنی چه؟
چنانکه نمونههای نقل شده نشان میدهند، برخی مترجمان ادبی معتقدند زبان را نباید شکست بلکه گفتاری بودن زبان را باید به طرق دیگر نشان داد.
با این حال، برخی دیگر معتقدند چه در تألیف چه در ترجمه سخن افراد را باید همان گونه که بر زبان میآورند بر کاغذ ثبت کرد.
بهزاد قادری در مقالهای به بررسی مشکلات و شیوه ترجمه متون نمایشی میپردازد، اما سخن او در مورد اصول و نحوه ترجمه گفتگو در متون نمایشی، در مورد ترجمه گفتگو به طور کلی نیز صادق است.
قادری از قول یوجین نایدا میگوید که ارتباط تنها شامل انتقال جنبه خبری زبان نیست، بلکه زبان دو جنبه حسی- عاطفی و امری- ترغیبی نیز دارد و کار مترجم آن نیست که صرفاً خبری را منتقل کند، بلکه باید تا آنجا که میتواند و به متن مربوط میشود حس بیافریند تا خواننده بتواند جریان واقعه را احساس کند و میل به عمل در او ایجاد شود.
به اعتقاد قادری، رعایت این سه جنبه زبان با نحوه آرایش و ادایِ کلمات در جمله ارتباط نزدیکی دارد.
مثال در باب شکستن زبان
به گفتگوی زیر از نمایشنامه آن شب که تو رو زندانی بود، توجه کنید:
هنری: خب دوست عزیز، تو را به چه جرمی آوردهاند اینجا؟
بایلی: منتظرم که برایم وقت دادگاه تعیین کنند.
قادری، ضمن نقل گفتگوی فوق، میگوید بایلی آدمی عامی است و از آنجا که طرز حرف زدن افراد شناسنامه آنهاست، این پاسخ لفظ قلمی از بایلی انتظار نمیرود.
به اعتقاد قادری، «موندهم که واسهم دادگاه بگیرن» به معنای کلی صحنه بیشتر جان میدهد و هویت بایلی را بهتر میرساند.
ویژگیهای زبان گفتاری از زبان جورج یول
در ادامه مقاله، قادری ویژگیهای زبان محاوره را از قول جورج یول نقل میکند.
برخی از این ویژگیها به قرار زیر است:
- نحوه زبان محاوره نسبت به زبان مکتوب انسجام کمتری دارد، زیرا در محاوره جملات گاه ناتمام میمانند و فقط شامل یک سلسله عبارت (phrase) اند.
- همچنین در محاوره به ندرت از بند وابسته (subordinate clause) یا جملات مجهول استفاده میشود.
- در زبان محاوره، بیشتر از «و»، «ولی» و «بعد» به عنوان رابط میان بندها استفاده میشود. گاه نیز بندها بدون هیچ رابطی به دنبال یکدیگر میآیند:
مکتوب: امروز پای حسن شکست، بنابراین به مدرسه نرفت.
محاوره: حسن امروز پاش شکست، نرفت مدرسه.
- اگر در زبان مکتوب اسم را بتوان به چند صفت موصوف کرد، در زبان محاوره گوینده میتواند «واو» عطف میان آنها را حذف کرده، آنها را یک به یک بیان کند:
مکتوب: گربة مادة سیاه و چاقی روی دیوار است.
محاوره: یه گربه مادة سیاه روی دیوار … چاق هم است.
محاوره: یه گربة ماده … چاق … سیاه … روی دیواره.
محاوره: یه گربة ماده روی دیواره … سیاه و چاق.
- جملات مکتوب از قاعدة دستوری مسندالیه و مسند پیروی میکنند، اما جملات محاورهای ساختمانی دارند که بیشتر با ذکر موضوع آغاز میشود:
مکتوب: این کبوترها خیلی خوب میپرند.
محاوره: خوب میپرن این کبوترا!
مکتوب: حالش چطور است؟
محاوره: چطوره حالش؟
- در زبان محاوره، از آنجا که گوینده فیالبداهه حرف میزند، در میان سخنش مکثهایی دارد که ان ها را اصوات یا الفاظی که گاه بیمعنی نیز هستند پر میکند:
خب … یعنی … میدونی چیه … همچنین دلم رضا نمیده که …
مقالهای در دفاع از فارسی گفتاری
یکی از بهترین مقالاتی که تاکنون در دفاع از فارسی گفتاری نوشته شده، مقالهای است از منوچهر انور (1385) با عنوان «چند اشاره به چالش ترجمه».
انور این مقاله را همراه با ترجمه خود از نمایشنامه عروسکخانه اثر هنریک ایبسن و در دفاع از زبانی که در ترجمه گفتگوهای این نمایشنامه به کار گرفته به چاپ رسانده است. (بخشی از ترجمة منوچهر انور از نمایشنامه عروسکخانه در قسمت تمرینات همین فصل آمده است.)
در این مقاله انور ابتدا از جدایی میان لفظ قلم و زبان محاوره در زبان فارسی سخن میگوید، حال آنکه، به اعتقاد ایشان، در زبانهای اروپایی لفظ قلم با زبان محاوره دمساز است،
یعنی هر دو همدیگر را قبول دارند و به رسمیت میشناسند و هر دو ممکن است در اثری ادبی در کنار یکدیگر دیده شوند.
در این مقاله، انور که بیشتر به ترجمه گفتگو در نمایشنامه نظر دارد، میگوید تا زمانی که الگوهای اصلی گفتار از عرصه لفظ قلم حذف میشود و لفظ شکسته روزمره از زبان ادب و کتابت دور میافتد، درد درام درمان نمیشود.
انور با ذکر این نکته که ما هنوز که هنوز است حتی فرق میان زبان محاوره را با لفظ عامیانه چنان که باید روشن نکردهایم و توجه نکردهایم که لفظ عامیانه فقط یکی از شاخههای زبان محاوره است، مترجم را به آزاد کردن دیالوگ از استبداد لفظ قلم و حفظ حرمت گفتار دعوت میکند و میگوید:
حرمت گفتار در ترجمه
«در ضبط دیالوگهای عروسکخانه»، علاوه بر شکستنِ الگوهای لفظ قلم، نهایت کوش به کار رفته که تا جایی که ممکن است، از هزوارش اجتناب شود.
یعنی جملهها و اصطلاحات حتی الامکان به همان صورتی که در محاورات روزمره بر زبان جاری میشود، بدون هیچ خجالتی روی کاغذ بیاید و شکلی پیدا کند که ذهن قملگرای ما معمولاً ضبط هیچ نوع عبارتی را به ان شکل جایز نمیداند.
به این شیوه ضبط چون عادت نداریم، بازخوانی آن را، در بعضی موارد، دشوار مییابیم، اما دشواری کار نباید مانع شود از اینکه اقلاً در کار دیالوگ نویسی قانونهای غیررسمیِ گفتار را معیار قرار دهیم ، فراز و نشیبهای نامضبوطِ صوتی را به رسمیت بشناسیم، و اصواتی را که قرار است از دهان جاری شود، تا حدی که در توانِ الفباست، «نت ویسی» کنیم؛ و یاد بگیریم که گفتار طبیعیِ مکتوب را هم به همان راحتی که لفظ مصنوع قلم را میخوانیم، بخوانیم.
عبارت «بیا برویم!» ساختارش در زبان محاوره و لفظ قلم یکی است.
البته اگر بخواهیم حالت بیش از حد ادبی به آن بدهیم، باید بگوییم «بیا تا برویم!» اما وقتی آن را در محاوره بر زبان میآوریم، بدون اینکه به ساختارِ عبارت دست بزنیم.
چگونگی تبدیل نوشتار به زبان گفتاری
فعل «برویم» را میکنیم و تبدیل میکنیم به «بریم»: «بیا بریم!» و اگر محاوره خودمانیتر، یا سطح محاوره «پایینتر» باشد، «بیا» را هم به «بی» برمیگردانیم که در نتیجه این عبارت مبدل میشود به «بیبریم!».
با فعل امر «بگذار!» و بسیاری فعلها و عبارات دیگر هم یک چنین کارهایی میکنیم. «بگذار!» را در لفظ لم، به حسب موقع و مکان، و به خصوص بر اساس ضرورتهای شعری، میتوانیم «بِگُذار!» تلفظ کنیم یا «بُگْذار!».
اما سه شکل زنده پایینتر هم هست که همه ما، اعم از عالی و دانی، در وقت محاوره، باز به حسب موقع و مکان، یا بنابر شخصیت، یا موقعیت، یا حالت گوینده، آنها را به کار میبریم: «بذار!» – با حذفِ «گاف» – ، «بذا!» – با حذف «گاف» و «راه»، و در مقام شتاب یا تلخیصِ محض، «بذا!» – ، با حذف «گاف» و «الف» و «را» هر سه.
اما این نه بدان معنی است که، در تمام موارد یا حتی در طول یک مکالمه، حرفهای شکستنی را باید شکست.
«جان» یا «گریبان» را لازم نیست در همه حال «جون» و «گریبون» بگوییم.
بسته به این است که کی، در کجا، به چه قصدی، با کی دارد حرف میزند.
یک آقای محترم، در دفتر کارش، به زیر دستش میگوید «نه جانم، اشتباه میکنی!». همین آقای محترم، در خانه، چه بسا به زنش بگوید «نه جونم، اشتباه میکنی!»- یعنی بدونِ اینکه خودش هم متوجه باشد، «جان» را «جون» میکند، و «ها»ی اشتباه را دور میاندازد.»
(صص 135-136)
کلام آخر:
تا اینجا از دو روش ترجمه گفتگو صحبت کردیم: یکی روش غیرشکسته، که لحن گفتاری را به طرقی غیر از شکستن کلمات میرساند؛ و دیگری روش شکسته که در آن، کلمات به همان صورت گفتاری که ادا میشوند نوشته میشوند.
بررسی کار مترجمان ادبی نشان میدهد که مترجمان به طور کلی از روش اول استفاده میکنند و روش دوم را فقط در موارد خاص به کار میبرند.