راهحل بی اعتمادی به کار یک مترجم
علی خزاعیفر: اگر به کار مترجمی اطمینان نباشد و ترجمهاش هم با اصل مطابقت داده نشود در این صورت ناشر یا خواننده چه طور میتواند از صحت ترجمهای اطمینان پیدا کند؟
ناشران ترجمهها را مطابقت نمیدهند!
علی خزاعی فر: بله، احساس میشود که ناشران ما ترجمهها را نوعاً با اصل مطابقت نمیدهند، آنهم در حالتی که برخی از مترجمان صلاحیتشان در جایی به اثبات نرسیده است و بهاصطلاح «مترجم خودخوانده» هستند.
برخورد ویراستار با ترجمههای بدون معادلسازی
خزاعیفر: یک سؤال اساسی که در موضوع ویرایش همیشه برایم مطرح بوده این است که مهمترین دغدغه ویراستار موقع ویرایش ادبی ترجمه چیست؟
میدانید که بسیاری از مترجمان ساختارهای نحوی و تعبیرات نویسنده را عیناً به کار میبرند و بهاصطلاح معادلسازی نمیکنند، چون معادلسازی بسیار وقت میگیرد و مستلزم تسلط بر ظرایف زبان فارسی است. البته جملاتی که این قبیل مترجمان مینویسند نوعاً جملاتی است که از نظر دستوری قابلقبول است، ولی «ترجمهای» جلوه میکند.
ویراستاران با این مسئله چگونه برخورد میکنند؟ آیا به درست کردن جملات از حیث دستوری اکتفا میکنند، یا اینکه جملات را بازنویسی میکنند؟ این شیوه ترجمه که به زبانی ترجمهای ولی از جهت دستوری قابلقبول میانجامد و بسیار متداول هم شده است،
لااقل دو دلیل عمده دارد:
اولاً مترجمان مدّ نظر من، که تعدادشان کم هم نیست، تسلط چندانی به زبان فارسی ندارند. ثانیاً، فاصله بین زبان فارسی و انگلیسی از جهت تفاوتهای نحوی و معنایی در مقایسه با فاصله بین زبانهای اروپایی بسیار زیاد است. درنتیجه، برای اینکه زبان ترجمه طبیعی به نظر برسد و رنگ و بوی ترجمه نداشته باشد، مترجم باید تغییرات خلاق زیادی در متن اصلی وارد کند. اگر نتواند چنین کند، در این صورت وظیفه ویراستار چیست؟
غفلت از جنبهی معنایی و نحوی در ویراستاری پس از ترجمه
خزاعیفر: در ارتباط با سؤال قبلی، احساس میکنم دغدغه ویراستاران ترجمه به جنبههای واژگانی ترجمه محدود مانده و از جنبههای نحوی و معنایی که در سؤال قبلی پرسیدم غافل ماندهاند. بهعبارتدیگر، بهنظر میرسد کار ویرایش پیش از آن مستلزم خلاقیت زبانی باشد به کاری مکانیکی تبدیل شده است. آیا در این مورد با من همعقیده هستید؟