رومن یاکوبسن، ساختگرای (structuralist) آمریکایی روسی تبار در مقالهاش، «درباره جنبههای زبانی ترجمه» سه نوع ترجمه «بین نشانهای» (intersemiotic)، «میان زبانی» (interlingual) و «درون زبانی» (intralingual) را شرح میدهد.
او در مورد ترجمه «میان زبانی» به ترجمهای اشاره دارد که میان دو زبان مکتوب صورت میگیرد. یاکوبسن بررسی موضوعات کلیدی این نوع ترجمه، خصوصا «معنی زبانی» و «تعادل» را برمیگیرد.
یاکوبسن متوجه رابطهای میشود که سوسور میان دال (signifier) (نشانه مکتوب یا شفاهی) و مدلول (signified) (مفهوم مورد دلالت) توضیح داده بود.

دال و مدلول با هم نشانه زبانی را تشکیل میدهند، اما این نشانه یا دلبخواهی است و یا بیعلت (سوسور، 9-67: 83/ 1916)
بدین ترتیب لغت انگلیسی cheese دالی صوتی است که «دلالت دارد» بر «مفهوم» مادهای غذایی که از لور فشرده تهیه شده (مدلول)، اگرچه هیچ دلیل ذاتی برای این مسئله وجود ندارد.
دال و مدلول از دیدگاه رومن یاکوبسن
یاکوبسن تأکید میکند که با یک لغت میتوانیم آنچه را مورد دلالت (مدلول) واقع میشود، بفهمیم و درک کنیم، حتی اگر ما آن چیز یا مفهوم را در زندگی واقعی تجربه نکرده باشیم.
نمونههایی که او یادآور میشود. عبارتند از ambrosia و nectar، و اینها لغاتی هستند که خوانندگان امروزی در اساطیر یونانی مشاهده کردهاند، ولو آنکه آنان چنین چیزهایی را هیچگاه در زندگی خود ندیده باشند، و همین مواد، تضاد فاحشی با cheese دارند و با عملا بدون شک به طور مستقیم با cheese سروکار داریم.
تعادل معنی میان لغات
یاکوبسن سپس به معضل دردسرآفرین تعادل معنی میان لغات زبانهای مختلف توجه میکند. وی خاطرنشان میکند که طبق معمول هیچ تعاد کاملی میان واحدهای رمزی وجود ندارد.
او لغت انگلیسی cheese را مثال میزند که با syr روسی (یا در این مورد با queso اسپانیایی، kase آلمانی و جز اینها) یکسان نیست، زیرا این واحد رمزی روسی مفهوم cottage cheese را شامل نمیشود.
پس لغت مورد نظر در زبان روسی، tvarck است نه syr. در عین حال که کسی ممکن است ایراد بگیرد که cheese انگلیسی در واقع با افزودن اصطلاح cottage فقط حیطه «پنیر لور» را شامل میشود، اصل کلی تفاوت میان زبانی که بین حوزههای اصطللاحی و معنایی وجود دارد. به اثبات میرسد.
رومن یاکوبسن و ترجمه میان زبانی
توصیف یاکوبسن از ترجمه میان زبانی همچنین ایجاب میکند که «پیامها نه برای واحدهای رمزی جدا، بلکه برای پیامهای کامل زبان دیگر، باید جایگزین شوند.»
«مترجم، پیامی را که از منبعی دیگر دریافت کرده، ضبط و منتقل میکند. ترجمه مستلزم دو پیام معادل در دو رمز متفاوت است»
واحدهای رمزی پیامی که باید در متن مبداء و متن مقصد «معادل» باشند، با هم تفاوت دارند زیرا این واحدها به دو نظام (زبانی) نشانهای مجزا تعلق دارند که واقعیت را به گونهای متفاوت جدا میکند (نمونههای syr/ cheese که قبلا بیان شدند).
مسئله تعادل در زبان
یاکوبسن از دیدگاه زبانی و نشانه شناختی با تعریف مشهور خود یعنی «تفاوت تعادل، مشکل اصلی زبان و کانون توجه زبان شناسان است» به مسئله تعادل نزدیک میشود.
بدین ترتیب در توصیف یاکوبسن مسئله معنی و تعادل به جای آن که بر ناتوانی یک زبان در ترجمه پیامی استوار باشد که در زبان کلامی دیگری نوشته شده است، بر تفاوتهایی استوار است که در ساختار اصطلاحات زبان وجود دارند.
پس، زبان روسی هنوز هم میتواند معنی کامل cgheese را بیان کند، حتی اگر این مفهوم را به دو مفهوم مجزا تقسیم نماید.
به نظر یاکوبسن، تفاوتهای موجود در زبان رمزگذار متوجه صورتهای واژگانی و دستور اجباری است: «زبانها اساسا در آنچه باید انتقال دهند با هم تفاوت دارند، نه در آنچه ممکن است یا میتوانند انتقال دهند.»
تفاوتهای موجود در زبان از نگاه رومن یاکوبسن
نمونه تفاوتهای یاد شده بسیار آسانیاب هستند. این تفاوتها در:
- سطح جنسیت (دستوری)
house [= خانه] در زبانهای رومیایی، مونث است و در زبانهای انگلیسی و آلمانی، خنثی، honey [= عسل] مثلا در زبانهای فرانسوی آلمانی و ایتالیایی، مذکر و در زبان اسپانیایی، مونث و در انگلیسی، خنثی است.
- سطح وجه
صرف فعل در زبان روسی بر حسب این که کنش تکمیل شده باشد یا نشده باشد، تغییر میکند.
- سطح حوزههای معنایی
مثلا Geschmister آلمانی معمولا در زبان انگلیسی به صورت brothers and sisters [= برادران و خواهان] ذکر میشود و children [= بچهها/ کودکان] انگلیسی در عبارت I’ve got two children به صورت جنس خاص hijas اسپانیایی ترجمه می شود، به شرطی که هر دو کودک مونث باشند.
حتی آنچه در بسیاری از زبانهای غربی یک مفهوم رابطهای بنیادی محسوب میشود، مانند be (انگلیسی)، etre (فرانسوی)، و sein (آلمانی)، در زبان اسپانیایی به ser و estar تفکیک میگردد حال آنکه چنین فعلی در زبان روسی به صراحت در زمان حال استفاده نمیشود.
کلام آخر
مثالهای یاد شده تفاوتهای میان زبانها را اشکار میسازند، اما هنوز هم مفاهیمی وجود دارند که میتوان آنها را به طریق میان زبانی منتقل ساخت.
فقط شعر را- که صورت در آن نشانگر مفهوم است و تشابه واجی (phonemic) در آن به مفهوم رابطه معنایی است- یاکوبسن «ترجمه ناپذیر» قلمداد میکند که به «تغییر صورت (transposition) خلاق» نیاز دارد.
موضوعهایی چون معنی، تعادل، و ترجمه پذیری در دهه 60 به مضمونی ثابت تبدیل شدند و رویکرد «علمی» جدیدی که یوجین نایدا، برجستهترین شخصیت در مطالعات ترجمه، دنبال مینمود، سرانجام توانست موضوعات یاد شده را حل کند.