9.5. دریافت پیام و نقد ترجمه
ارتباط میان نحوة کار صنعت چاپ و دریافت پیام ترجمهای معین، در بررسی جامعی که خانم مِگ براون از رمانهای آمریکایی لاتین به عمل آورده صریحا بیان شده است (براون،1994) این بررسی در دهة 1980 در آلمان غربی به چاپ رسید، او تأکید میکند که نقد در آگاه ساختن مردم از تازههای نشر و آماده ساختن خوانندگان نقش دارد. براون طرحهایی را از نظریه دریافت پیام میپذیرد که عبارتند از بررسی این که چگونه اثری با «گسترة توقعات» زیبایی شناختی و هنری خوانندگان همساز یا مخالف است، و یا خوانندگان را دلسرد میکند.
«گسترة توقعات» اصطلاحی است که ژاوس (24:1982) به کار میبرد تا به توقعات کلی خوانندگان (در مورد سبک، شکل، محتوا،و غیره) از سنخ یا مجموعهای متعلق به یک اثر جدید، اشاره کند.
یک روش بررسی دریافت پیام آن است که نقدهای یک اثر را بررسی نیم، چون این نقدها «مجموعة واکنشهای» خوانندگان نسبت به نویسنده و متن (متن براون، 7: 1994) را نشان میدهند و قسمتی از عرصة فرعی نقد ترجمه در «نقشه» هولمز (فصل 1) را میسازند نقدها همچنین منابع اطلاعاتی مفیدی در خصوص نگرش فرهنگی خود ترجمه محسوب می شوند که این مسئله در بخش 9.1.2 مشاهده شد و ونوتی (20- 18: 1998) در آن از نقدهای ادبی به عنوان وسیله ارزیابی دریافت آشنایی زدایی در ترجمة خویش از کتاب تاریخی استفاده میکند ونوتی به ذکر نقدهایی میپردازد که ترجمه مذکور را خصوصا به دلیل تأثیر «آزار دهندهاش» مورد انتقاد قرار دادهاند. مطلب مذکور با مشاهدات ونوتی (5- 2: 1995) همساز است و حکایت از آن دارد که اکثر نقدهای انگلیسی زبان، ترجمههایی «روان» را ترجیح میدهند به زبان انگلیسی امروزی و عام و معیار نوشته شده و طبیعی و مصطلح است.
ونوتی این توجه به روانی ترجمه و فقدان بحث راجع به ترجمه را شاخصهای اصلی تنزل نقش مترجم به «ناپیدایی» او در اثر میداند. متن مقصد معمولا چنان خواننده میشود که انگار این اثر از همان ابتدا به زبان مقصد نوشته شده است، و سهم مترجم تقریبا به کلی نادیده گرفته میشود. برای عدم توجه به نقدهایی که دربارة فرآیند ترجمه مطرح شدهاند، دلایلی چند وجود دارند. رابرت کوور، منتقد آمریکایی، به یکی از این دلایل پرداخته که در کتاب رولند کریست (17: 1982) چنین آمده است: «هرگاه ناشران یک نقد خواهان سانسور باشند، اولین مطالب سانسوری معمولا اظهاراتی دربارة ترجمه است.» منتقدان زیادی نیز نمیتوانند متن مبداء را با متن مقصد مقایس کنند (کریست، 21: 1982) و خود را به اظهار نظرهای غالبا انتقادآمیز در مورد لغات مفید میکنند. مقاله رولند کریست یکی از چند مبحث نسبتا مشروح دربارة موضوعات مربوط به نقد ترجمه است. مقاله دیگر نوشته خانم مایر (1990) است که به طور کلی به نقد آثار آمریکای لاتین اختصاص دارد. مایر پا فراتر میگذارد و به این نکته توجه میکند که چگونه منتقدان آمریکای شمالی منحصرا بر نقش بالقوه بیگانه زبان انگلیسی تمرکز میکنند و آن را با آثار «مشابه» در ادبیات آمریکای شمالی مقایسه مینمایند و به ارزیابی روان خوانده شدن متن میپردازند تا بیگانگی را در ترجمه کاهش دهند. او نقد ترجمه را تا حد زیادی عقب مانده میداند و پیشنهادهای متعددی ارائه میکند که از جملة آنها، لزوم الحاق سهم نظریة ترجمه و نقد ترجمه در کار انتقاد میباشد.
هیچ الگویی برای تحلیل نقدهای ترجمه وجود ندارد. در حقیقت، در مورد این موضوع هنوز باید کار زیادی انجام شود. با پذیرش رویکرد تحلیل ژاوس (1982) میتوانیم نقدها را به طور همزمانی (synchronically) یا در زمانی (diachronically) تحلیل کنیم. مثالی از تحلیل همزمان،آزمودن و بررسی شماری نقد از یک اثر است، و نمونه تحلیل در زمان (یا، تاریخی) بررسی نقدهای کتابهای یک نویسنده یا روزنامه در طول زمان میباشد. اثر خود من (ماندی، 1998) لفیقی از دو نوع یاد شده است و پیش از آن که به طور همزانی دریافت (مقصود) یک اثر به خصوص، مثل «زائران غریبه» را تحلیل نمایم، به طور در زمانی تحول دریافت (مقصود) آثار گارسیا مارکز در زبان انگلیسی را توصیف میکنم. بخشی از همان تحلیل همزمانی، مطالعه موردی زیر را تشکیل میدهد.
مطالعة موردی
این مطالعه موردی راجع به عرصههایی تحیق میکند که در این فصل به ترجمه انگلیسی یک کتاب معطوف بود. کتاب مذکور، مجموعهای است از داستان کوتاه (Doce cuentos peregrions) اثر گارسیا مارکز، برندة کلمبیایی جایزه نوبل، که موندادودری در اسپانیا (مادرید) اوه جانگرا (در بوگوتای کلمبیا)به زبان اسپانیایی آن را به چاپ رساندند. (1992). ترجمة انگلیسی «زائران غریبه» که به دست خانم ادیت گراسمن انجام یافت، با جلد زرکوب به وسیله آلفرد نوف (نیویورک) و دیگری جاناتان کیپ (لندن) در مؤسسه انتشاراتی رندام هاوس به چاپ رسیدند.
پرسشهای پژوهشی مربوط به این مطالعه موردی به شرح زیر هستند.
در نقدهای این کتاب، مترجم تا چه حد پیداست؟
تترجمه مذکور را منتقدان انگلیسی زبان چگونه ارزیابی میکنند؟
آیا نظر منتقدان ان است که موفقیت گارسیا مارکز ناشی از همان چیزی است که ونوتی غراب زدایی قوم مدارانه و تعدی مینامد؟
نقدهای ترجمه مذکور نشان میدهند که در آ«ریکا و انگلستان تلفاوتی بارز میان دریافت (مقصود نویسنده) وجود دارد. در آمریکا، نقدها لحنی متملقانه دارند. در پارهای موارد، منافع شخصی ترویج این کتاب موجبات نقدهای یاد شده را فراهم کردهاند. پس نقدی که پیشاپیش در نشریه «بوک لیست» متعلق به صنعت چاپ درج شد، با تمجید بسیار میگوید که همة داستانهای این کتاب معرکه و عالی است. روزنامهها و هفتهنامهها نیز با شور و اشتیاق در این باره سخن گفتهاند. مثلا نشریه «تایم» پرمایگی محسور کنندة گارسیا مارکز را در اوج توانایی و شکوفایی میبیند و نشریة «دِنیویورک ریویو آوبوکز» [بررسی کتاب نیویورک] اکثر داستانهای این کتاب را شاهکارهایی مسلم میداند.
آنان کتاب مورد بحث را به مانند اثری ترجمهای، تقریبا نادیده گرفتهاند و این مسئله ادعای ونوتی را در مورد ناپیدایی مترجمان تأیید میکند. نشریات «ماهنامة اتلانتیک» و «تایم» به ترجمه بودن کتاب اصلا اشارهای نکردند. نشریة «دِ نیویورک ریوریوآوبوکز» ترجمه را اندکی ستود و نوشت: کیفیت قصهّا را ترجمة تحسین برانگیز خانم ادیت گراسمن اعتلای زیادی بخشیده است. همین نقد آخری شرح و تفصیل بیشتری دارد و به مقام و موقعیت گارسیا مارکز میپردازد. نقد مذکور میکوشد سبک نویسنده را تحلیل کند و اینجاست که نکتة اساسی ترجمه بودن اثر، آشکارا محو میگردد. مثالی که منتقد (بایلی) به عنوان «حملة مختص مارکز» برگزیده، اولین جمله از داستان «تابستان خوشبختی دوشیزه فوربز» است. بعد از ظهر که به خانه آمدیم، دیدیم که مار آبی عظیم الجثهای را با میخی برگلو به چهارچوب در کوبیده بودند. در حقیقت، جمله اخیر به هیچ وجه جمله کامل مارکز نیست، چون مترجم جمله طولانی متن مبداء را شکسته و به اجزاء مفصلی تبدیل کرده است. واکنش منتقد (بایلی) نسبت به این جمله آشکارا حکایت از آن دارد که در عین حال که هویت مترجم ممکن است پنهان بماند، کلام او (مترجم) قطعا کلام نویسنده متن مبداء تعبیر و تفسیر میشود.
بایلی همچنین میکوشد گارسیا مارکز را به فرهنگ ادبی مورد قبول اروپا و آمریکا وارد سازد و «نکته سنجی» او را کافکا و کوندرا مقایسه میکند «که این امر حاکی از آن است که نه تنها رئالیسم سحرانگیز در سراسر اروپا گسترش یافته، بلکه چیزی بسیار شبیه به آن بوده و یا قسمتی از روح ادبی عصر ما، در آمریکا و اروپا را تشکیل داده است.» بنابر نظر مذکور، گارسیا مارکز و نویسندگان آمریکای لاتین تأثیر ژرف و چشمگیری در اروپا و آمریکا داشتهاند، اما آن رئالیسم سحرانگیز در جوهرةروح ادی معاصر قرار داشته و سهم آمریکای لاتین را کم اهمیت و غیراساسی ساخته است.
کسب موفقیت آمریکای لاتین را بر روی جلد کتاب مورد بحث از انتشارات آمریکایی پنگوئن نیز میتوان مشاهده کرد. همان طور که انتظار میرفت، تبلیغ خوب و مناسب در پشت جلد کتاب یاد شده با این نتیجه گیری به پایان میرسد: زائران غریبه، نمونه موفق داستان پردازی جادویی است که به دست برجستهترین افسونگر زبان نوشتاری ما نگاشته شده است. انتخاب ضمیر «ما» در اینجا نشان میدهد که ملیت و هویت گارسیا مارکز جزو میراث ادبی همگانی ما محسوب شده است. انفعال و بیاعتنایی آمریکای لاتین به وسیلة مضمون داستانها نیز مطرح میشود که به صورت نشانههای آمریکای لاتین که در اروپا سرگردانند خلاصه شده است. از سوی دیگر، چاپ جلد شمیز انگلیسی کتاب مورد بحث نشانههای یاد شده را فعالتر می سازد، بدین مضمون: «سفرهای به یاد ماندنی و تخیلی آثار آمریکای لاتین در اروپا».
منتقدان انگلیسی ترجمه مذکور به اندازه همتاهای آمریکایی خود، متعلق نبودند. در نشریه «تایمز لیتراری ساپلیمنت»، گارسیا مارکز به دلیل «مردم پسند بودن» مورد انتقاد قرار میگیرد، چون به زعم این نشریه داستانهای مذکور کلا داستانهایی کم مایه و سطحی بوده، بیش از حد ساده، ناپخته و ضعیف هستند. نشریه ایندیپندنت داستان این کتاب را در کل ضعیف، تصنعی، پرتکلّف، و مایوس کننده میداند.
ترنر هاسپیتال، منتقد نشریه «ایندیپندنت» هم نویسنده را به دلیل «نثر خستهکننده» او، و هم مترجم را به دلیل استفاده «گاه و بیگاه از انبوه ضمایر دو پهلو» مورد حمله انتقادات خویش قرار میدهد. سوال حاضر این است که منتقد مذکور تا چه حد صلاحیت دارد اینگونه در مورد زبان قضاوت کند؟ او احتمالا با مراجعه به زبان انگلیسی ترجمههایی که مطالعه کرده، در مورد استعاره و نابسامانی سبک غذاییی این رمان صحبت میکند نابسمانانی سبک غذایی نیز حکایت از آن دارد که خود منتقد به طور کلیشهای گارسیا مارکز را رئالیستی جادویی میداند و از این که چنین موردی را در کتاب زائران غریبه مشاهده نکرده، مأیوس شده است. توقعات این منتقد تماما بر باد رفتهاند. انتقاد مربوط به انبوه ضمایر دوپهلو ظاهرا عجیبتر به نظر میرسد، زیرا تأثیر ضمایر آن است که انسجام زبانی را افزایش میدهد و از ابهام احتمالی جلوگیری میکند. این امر نشان میدهد که مترجم و منتقد در «مباحثهای» زبان یکدیگر را نفهمیدهاند که مترجم به هیچ وجه نمیتواند برندة این بحث باشد.
نقدهای موجود نشان میدهند که نقش مترجم در عین حال که ناپیدا نیست، به ندرت در این نقدها به روشنی دیده میشود. اظهارنظرهای کم اهمیت و سطحی در مورد مترجم در حقیقت بررسیها و مشاهدات کریست و مایر و مثالهای ونوتی را به اثبات میرسانند. اساسا ترجمه چنان خوانده میشود که گویی این اثر از همان ابتدا به زبان انگلیسی نوشته شده است (این مورد را با توصیههای مربوط به ترجمه خوب که مترجمانی مانند دریدن در فصل 2 ارائه کردهاند،مقایسه کنید). این عقیده و نظر را تبلیغ فروش کتاب اشاعه داده است. همچنین، نشانهای بارز وجود دارد حاکی از آن که کل اندیشه گارسیا مارکز و نیز زبان او، خاصه دریافت آمریکایی، دستخوش نوعی تصرف فرهنگی یا غرابت زدایی فرهنگی گردیده است.
بحث راجع به مطالعه موردی
مطالعه موردیِ فوق، یک عرصه از نظامهای فرهنگی- اجتماعی پیرامون مترجم را مدنظر قرار میدهد. ضمنا مطالعه و بررسی شماری از نقدها در مورد واکنش «نخبگان ادبی نسبت به آثار ترجمهای نشان میدهد که این واکنشها هم منطقا به لحاظ اسلوب شناسی، صریح و بیپرده هستند و هم اطلاع رسان میباشند. اظهارات ونوتی درباره ناپیدایی مترجم و نیز درباره سلطه فرهنگی دنیای نشر آنگلو- آمریکایی ظاهرا در این مطالعه موردی تأیید میگردد.
با وجود این، این نوع مطالعه و بررسی باید تحول یابد و با سایر آرایی که در دو فصل گذشته مورد بحث قرار گرفتند، ادغام شود. بنابراین، تحلیل دقیق متن مبداء و متن مقصد میتواند مطالب بیشتری در مورد راهبرد ترجمة موردی قبول خانم ادیت گراسمن در اختیار ما قرار دهد، و با نشاران و سایر نقش آفرینان میتوان مصاحبه و گفتگو کرد، و نتایج حاصل از این مطالعه را با نقدهای مربوط به کتابهای دیگر مقایسه نمود، و سرانجام باید گفت پرواضح است که دریافت (مقصود) یک متن بسیار گستردهتر از دریافت (مقصود) منتقدان میباشد، زیرا مورد اول طیف وسیعی از خونندگان را در نهادّای مختلف و محیطهای فرهنگی متنوع دربر میگیرد. علاوه بر آن، همان طور که در فصل قبل دیدیم، جنبة فرهنگی ترجمه پا را بسی فراتر از تحلیل دریافت مصود ادبی یک متن میگذارد و در هزار توی پیچیدة روابط سیاسی و ایدئولوژیکی گرفتار میشود.
میتوانید به فهرست عناوین کتاب مطالعات ترجمه جرمی ماندی برگردید و بقیهی فصول کتاب را ببینید: