علت تقاضای ترجمه رسالات ستاره شناسی این بود که: براساس همه شواهد، ستاره شناسی رشتهای بود که دارای بیشترین ضرورت عملی بود و در واقع رشتهای بود که در کانون ایدئولوژی حکومتی المنصور قرار داشت.

غیر از ترجمههای ماقبل عباسی ، آغاز کار رژیم با افزایش چندباره ترجمه رسالات ستاره شناسی مقارن بود. این رسالات را در ابتدا از پهلوی ترجمه میکردند اما به تدریج به نسخههای اصلی یونانی آنها دست یافته و به عربی ترجمه کردند.
طالعبینی و ترجمه رسالات ستاره شناسی
نیاز به ستاره شناسی فقط شامل ستاره شناسی تاریخی، که شرح آن در فصل 2 آمد، یا طالع بینی و دیگر اجزاء ستاره شناسی که آن را به ملاحظه درجه اول دانشمندان اولیه در درباره عباسیان تبدیل میکرد، نبود.
ستاره شناسی در نظر این دانشمندان علاوه بر- و شاید هم به دلیل- تأمین نیازهای عملی از سوی ستاره شناسی تاریخی و طالع بینی، «ملکه علوم» هم شمرده میشد.
این رویکرد عالمانه نسبت به ستاره شناسی توسط نخبگان حاکمه پذیرفته شده بود و به این دلیل ستاره شناسی شاهد رواج بیسابقهای در قرن اول حکومت عباسیان شد و ترجمه رسالات ستاره شناسی رونق گرفت.
ترجمه متون ستاره شناسی از فارسی به عربی
زبان پهلوی در انتقال این آثار واسطه اصلی و تعیین کننده بود. از ترجمه رسالات ستاره شناسی از فارسی به عربی قبل از انقلاب عباسیان اطلاعاتی در دست داریم.
بر اساس مطالب کتاب زایش «زرتشت»، که در حدود سال 750 به عربی ترجمه شد (نک. فصل 2.3)، هدف این ترجمهها آن بود که در شرایط سیاسی جدید که ایرانیان تحت حکومت اعراب زندگی میکردند و بیش از پیش به زبان عربی سخن میگفتند، «این علم»، «یعنی ستاره شناسی» بلا استفاده نماند و آثار آن از بین نرود.»
گزارشی از یک ترجمه قدیمیتر از یک متن ستاره شناسی منتسب به هرمس که در سال 125/743 اعدام شد هم در دست است که به احتمال زیاد از فارسی ترجمه شده است.
این ترجمههای ماقبل عباسی را باید تداوم اعمال ساسانی گروههای زرتشتی ایرانی دارای مقاصد احیاگرانه، شبیه به اهداف سنباد مذکور در کتاب زایش «زرتشت» (نک. فصل 2.5،) در دوره اسلامی شمرد؛ فرق آنها با ترجمههایی که پس از به قدرت رسیدن عباسیان انجام شد در آن است که این متون اخیر با حمایت خلیفه و به عنوان بخشی از سیاست حکومتی ترجمه شد.
تقاضای ترجمه رسالات ستاره شناسی از زبانهای متعدد
اثر تیوسر (تیوکروس) تحت عنوان پاراناتلونتا (Teucer (Teukros), Paranatellonta) در حدود 540 میلادی در زمان خسرو اول انوشیروان به پهلوی و سپس قبل از اواسط قرن نهم به عربی ترجمه شد در حالی پنتاتیوک (کتاب الخمسه) دوروتیوس (Dorothers, Pentateuch) از روی یک نسخه قرن پنجمی بازنویسی شده از روی ترجمه پهلوی قرن سومی آن توسط عمر بن فرّخان الطّبری (متوفی 200/816) به عربی ترجمه شد.
تقاضا برای آثار ستاره شناسی آنچنان زیاد بود که منابع پهلوی به سرعت به اتمام رسید و دسترسی به منابع یونانی ضروری شد.
عمر بن فرّخان، همان مترجم اثر دروتیوس از پهلوی که خود یونانی نمیدانست، این بار به البطریق مأموریت داد تا اصلیترین متن ستاره شناختی عهد باستان یعنی تترابیبلوس بطلمیوس (Ptolemey, Tetrabiblos) را از یونانی به عربی ترجمه کند.
تترابیبلوس، شاید به علت شهرت مضاعف بطلمیوس در نجوم و نظریه موسیقی، به سرعت بر همه متون ستاره شناسی عربی تفوق یافته، دوباره توسط ابراهیم بن الصلت ترجمه و توسط حنین تصحیح شد و متعاقباً شرحهای متعددی بر آن نوشته شد.
فعالیت بینظیر منجمان در عصر ترجمه
به همین نحو در اوایل دوره خاندان عباسی، از عهد المنصور تا زمان المأمون، شاهد فعالیت بینظیر برخی از مشهورترین منجمان همه اعصار، یعنی ماشاءالله، ابوسهل بن نوبخت، و ابومشعر هستیم که علاوه بر فعالیت گسترده در نهضت ترجمه، رسالات مستقلی در این رشته تدوین نموده و ستاره شناسی را به عنوان یک علم در بدو تولد تمدن اسلامی تثبیت کردند.
این که یک رهبر برجسته نظامی و سیاسی چون طاهر بن حسین (متوفی 207/823)، امیر سپاه المأمون و موسس سلسله طاهریان، حتی بانی ترجمه اثری چون فنومنای آراتوس (Aratus, Phaenomena) از یونانی به عربی میشود، نشان دهنده تأثیر عمیق آثار آن افراد بر رویکردهای اجتماعی و ارزشی است که متعاقباً نخبگان حاکمه ضمن اتخاذ این سیاست ترجمه برای ستاره شناسی قائل میشدند.
با توجه به عدم کاهش تقاضا، نهایتاً ادبیات گستردهای از آثار ستاره شناسی جعلی و ناشناس در زبان عربی پدید آمد.
نقش ترجمه در شکلگیری آثار اصیل
الگویی که ترجمه رسالات ستاره شناسی پدید آورد، به طور کلی، در مورد همه علوم ترجمه شده دیگر نیز تکرار شد. ملاحظات سیاسی، تمایلات ایدئولوژیکی یا نظری، با نیازهای عملی زمینه را برای ترجمه فراهم میکرد و سپس مطالعه و کاربرد آن باعث تألیف و تدوین کارهای اصیل عربی در آن رشته خاص میشد و به این ترتیب شکلگیری تحقیقات در آن زمینه نیاز تازهای را برای ترجمه دقیقتر آثار موجود و ترجمه متون تازه پدید میآورد.
ما برای تاریخ نگاری شکلگیری تحقیقات در آن زمینه نیاز تازهای را برای ترجمه دقیقتر آثار موجود و ترجمه متون تازه پدید میآورد. ما برای تاریخ نگاری شکلگیری و تحوّل هر یک از رشتهها علمی در طول نهضت ترجمه هنوز راه درازی در پیش داریم؛ هنوز متون فراوانی در تمام رشتههای علمی آن دوره وجود دارند که باید تدوین، ترجمه، و مطالعه شوند، ضمن آن که تحقیقات انجام شده در زمینه جزییات معنا شناختی روند انتقال و شکلگیری تدریجی واژگان فنی در هر رشته بسیار اندک بوده است.
امید ما این است که همین جزییات، در غیاب اسناد و شواهد دیگر، نهایتاً ما را به فهم صحیح تکامل تاریخی هر یک از این رشتهها هدایت کند.