ترجمه لغت به لغت در مقابل ترجمه مفهومی

ترجمه لغت به لغت در مقابل ترجمه مفهومی

2.1. ترجمه «لغت به لغت» یا ترجمه «مفهوم به مفهوم»؟

کدام نوع ترجمه بهتر است؟

تا نیمه دوم سده بیستم ظاهراً نظریه ترجمه در چیزی حبس شده بود که جورج استاینر (319:‌ 1998) آن را مبحثی «عقیم در دستة سه تایی «ترجمه تحت اللفظی»، «آزاد»، و «امین» (faithful) می‌نامد. تمایز میان ترجمه «لغت به لغت» (یعنی تحت اللفظی) و «مفهوم به مفهوم» (یعنی تداوم داشته و اساس اثار مهم ترجمه‌ای در سده‌های نزدیکتر را تشکیل می‌دهند. سیسرو، طرح اصلی رویکرد خود در باب ترجمه را در کتابش، «بهترین نوع خطابه» (1960/ 46 قبل از میلاد) ارائه کرده است. و ترجمه خویش را از سخنان دموستن و اسکین، دو خطیب آتنی، آورده است:

از سخنان دموستین و اسکین درباره ترجمه لغت به لغت

«و من نه در مقام مفسر، بلکه در مقام خطی، آن‌ها را ترجمه کردم و همان آراء و اشکال را، که شاید کسانی «صورت» بنامند، در زبانی حفظ نمودم که منطبق بر نظر ماست و در انجام این کار، بر من لازم نبود ترجمه لغت به لغت  انجام دهم؛ اما من سبک (style) کلی و منظور (force) را حفظ نمودم.»

(سیسرو، 364: 1960/ 46 قبل از میلاد)

معنی لغت مفسر در خط اول

لغت «مفسر» در خط اول حاکی از مترجم تحت اللفظی (لغت به لغت) است، حال آنکه «خطیب» می‌کوشید سخنی بیان کند که شنوندگان را برانگیزاند. در عصر روم باستان، ترجمه «لغت به لغت» دقیقا همان چیزی بود که گفته می‌شد، یعنی هر یک لغت متن مبداء (همواره یونانی) به جای نزدیکترین معادل دستوری زبان لاتینی می‌نشست. این بدان علت بود که رومی‌ها متون مقصد را در کنار متون مبداء یونانی مطالعه می‌کردند.

مزمت ترجمه لغت به لغت

مزمت ترجمه لغت به لغت به وسیله سیسرو، و در واقع، به وسیله هوراس که در (20 سال پیش از میلاد؟) قطعه‌ای کوتاه اما مشهور از کتابش، «صناعت شعر» مطرح شد و بر هدف ارائه متنی خلاق و از نظر زیبایی شناسی، دلپذیر در زبان مقصد تأکید می‌نمود، تأثیری بسزا در سده‌های بعد بر جای گذاشت.

کدام بهتر است ترجمه لغت به لغت یا ترجمه مفهوم به مفهوم
ترجمه لغت به لغت یا ترجمه مفهومی کدام بهتر است؟

سنت جروم سرآمد دیگر مترجمان و استراتژی در مقابل ترجمه لغت به لغت

بدین ترتیب، سنت جروم که سرآمد دیگر مترجمان شد، به ذکر سلطة رویکرد سیسرو می‌پردازد تا ترجمه لاتینی خود را از عهد عتیق هفتادگانی یونانی توجیه نماید. تدبیر سیسرو در کار ترجمه، در کتاب «بهترین نوع ترجمه» ارائه شد که نامه‌ای است خطاب به پاماکیوس، سناتوری در 395 قبل از میلاد. سنت جروم در مشهورترین خطابه‌ای که احتمالا تاکنون در باب فرآیند ترجمه بیان شده به دفاع در برابر انتقادات ترجمه «غلط» برمی‌خیزد و در متن زیر، راهبرد (strategy) خویش را بازگو می‌کند:

«من اکنون نه تنها جایز می‌دانم، بلکه به صراحت اعلام می‌دارم که ترجمه از زبان یونانی را- البته جز در مورد کتاب مقدس که حتی نحو (syntax) آن دارای رمز و راز است- نه ترجمه لغت به لغت بلکه «مفهوم به مفهوم» انجام می‌دهم.»

(سنت جروم، 25: 1997/ 395 قبل از میلاد)

جروم برای رویکرد ترجمه لغت به لغت ارزشی قایل نبود

اگرچه برخی صاحبنظران (مثل لامبرت، 7: 1991) استدلال می‌کنند که سخنان فوق به غلط تعبیر و تفسیر شده‌اند، گفته‌های جروم را اکنون معمولا برای ارجاع به انچه به ترجمه «تحت اللفظی» (یا ترجمه لغت به لغت) و «آزاد» (مفهوم به مفهوم) شهرت یافته، می‌پذیرند. جروم برای رویکرد لغت به لغت ارزشی قائل نبود، زیرا با پیروی تنگاتنگ از صورت متن مبداء، ترجمه‌ای بی‌معنی و نامعقول به دست می‌آید که مفهوم اولیه را پنهان می‌سازد. از سوی دیگر ترجمه مفهوم به مفهوم این امکان را فراهم می‌سازد تا مفهوم یا محتوای متن مبداء ترجمه شود.

صورت در برابر محتوا (ترجمه لغت به لغت در مقابل مفهومی)

در میان این دو قطب، منشاء موضوع ترجمه «تحت اللفظی در برابر آزاد» و «صورت در برابر محتوا» مشاهده می شود که تا امروز ادامه داشته است. برای آن که مفهوم زبان مقصد که بر مفهوم متن مبداء مسلط است، متصور شود، جروم از تشبیهی نظامی بهره می‌گیرد، بدین ترتیب که متن اصلی همچون اسیری به وسیله فاتح خود با گام‌های منظم به درون زبان مقصد رانده می‌شود (رابینسون، 26: 1997) با وجود این، طرفه اینکه جروم در بخشی از دفاعیه‌اش، بر راز ویژه معنی و نیز نحو کتاب مقدس تأکید می‌کند چون مشاهده می‌شود که تغییر دادن مفهوم متن کتاب مقدس در معرض اتهام بدعت و ارتداد قرار دارد.

هونگ و پولارد درباره تاریخ ترجمه چینی

اگرچه گفته جروم را معمولاً واضح‌ترین بیان دو قطب «تحت اللفظی» و «آزاد» در ترجمه می‌دانند، ظاهراً همان مورد در سایر سنت‌های ترجمة غنی و باستانی نظیر سنت چینی و سنت جهان عرب اتفاق افتاده است. مثلا، هونگ و پولارد هنگام گفتگو دربارة تاریخ ترجمه چینی پند و اندرزهای بودایی در متون سانسکریتی (خانة 2.1) از اصطلاحات مشابهی استفاده می‌کنند.

اصطلاح شناسی

اگرچه واژگان توصیف متن مذکور (نظیر gloss به جای yiyi) تأثیر اصطلاح شناسی (terminology) ترجمة امروز غرب را نشان می‌دهد، مفاد کلی این مباحثه هنوز شبیه به مفاد دو قطب سیسرو اسنت جروم است که پیش از این مورد بحث قرار گرفت. مسائل زیبایی شناسی و سبک‌شناختی یک بار دیگر مورد توجه قرار گرفته‌اند و به نظر می‌رسد به همراه متون مبداء غیرادبی که به نحوی غیر از متون مقصد ادبی مورد بحث قرار می‌گیرند اولین گام‌ها به سوی تفکیک اولیه متون برداشته شده‌اند.

یک نمونه برای ترجمه لغت به لغت در مقابل مفهومی

Sutra translation provided a fertile ground for the practice and discussion of different translation approaches.Generally speaking,translations produced in the first phase [eastern Han Dynasty and the Three Kingdoms Period (c. 148-265) ] were word-for-word renderings adhering closely to source – language syntax.This was probably due not only to the lack of bilingual ability amongst the [translation] forum participants,but also to a belief that the sacred words of the enlightened should not be tampered with in addition to contorted target-language syntax, transliteration was used very liberally,with the result that the translations were fairly incomprehensible to anyone without a theological grounding. The second phase [Jin Dynasty and the Northern and Southern, Dynasties (c.265-589)]

saw an obvious swing towards what many contemporary Chinese scholars call yiyi (free translation, for lack of a better term). Syntactic inversions were smoothed out according to target language usage, and the drafts were polished to give them a high literary quality. Kumarajiva was credited as a pioneer of this approach. in extreme cases, the polishing might have gone too far, and there are extant discussions of how this affected the. original message.During the third phase [Sui Dynasty,Tang Dynasty and Northern song Dynasty (c.589 -1100)], the approach to translation was to a great extent dominated by xuan zang, who had an excellent command of both Sanskrit and Chinese and who advocated that attention should be paid to the style of the original text:Literary polishing was not to be applied to simple and plain source texts.He also set down rules governing the use of transliteration,and these were adopted by many of his successors.

(Hung and pollard 1997: 368)

ترجمه تحت اللفظی (یا ترجمه لغت به لغت) در مقابل ترجمه آزاد

دو قطب ترجمه «تحت‌اللفظی» و «آزاد» بار دیگر در سنت ترجمة غنی جهان عرب ظاهر شدند که مرکز معظم ترجمه را در بغداد به وجود آوردند. در آ»جا در دورة عباسیان (132- 656 ق) فعالیتی جدی پدیدار شد که بر ترجمة مطالب فلسفی و علمی یونانی به زبان عربی تأکید داشت و اغلب با زبان سریانی به مثابه زبان واسطه، انجام می‌شد (دلیسل و وودزورث، 112: 1995). بیکر، ترجمه پژوه مصری تبار (1- 320: 1997)، در پی روزنتال (94/ 1965) به شرح دو روش ترجمه‌ای می‌پردازد که در دورة یاد شده پذیرفته شده بودند:

روش یوحنا؛ ترجمه لغت به لغت به طور کامل

«اولین [روش] که به یوحنا ابن البطریق و ابن نعیمه الحمسی تعلق داشت، ترجمه‌ای بی‌اندازه تحت‌اللفظی بود که در برابر هر یک لغت یونانی، لغت معادل عربی آن قرار می‌گرفت و چنانچه معادلی وجود نداشت لغت یونانی مذکور در زبان عربی به وام گرفته می‌شد.»

(بیکر، 1-320: 1997)

روش لغت به لغت ناموفق از کار در آمد، در نتیجه با استفاده از روش دوم، یعنی روش مفهوم به مفهوم، می‌بایست اصلاح می‌گردید:

روش ابن اسحاق ترجمه مفهوم به مفهوم

«روش دوم که متعلق به ابن اسحاق و الجواهری بود، ترجمه مفهوم به مفهوم بود و متونی روان در زبان مقصد به وجود می‌اورد که معنی متن اصلی را افاده می‌نمود بی‌انکه زبان مقصد را تحریف کند»

(بیکر، 321: 1997)

فرهنگ عربی و ترجمه لغت به لغت

باز هم می‌بینیم که اصطلاحات توصیف بالا به شدت تحت تأثیر گفتمان قدیمی اروپای غربی در باب ترجمه، قرار دارند، معهذا، این مسئله باعث نشد پیدایی فرهنگ عربی در دو قطب ترجمه که سیسرو و سنت جروم شناسایی کرده بودند،‌ (یعنی ترجمه لغت به لغت در مقابل مفهومی) نفی شود. البته، راه‌های دیگری برای بررسی این مسئله وجود دارند.

سلامه کار و رویکرد ترجمه لغت به لغت

سلامه کار (دلیسل و وودزورث، 15-112: 1995) بیشتر بر آن نوع رویکرد‌های ترجمه (ترجمه لغت به لغت یا مفهومی) تأکید می‌کرد که کمک می‌نمودند تا نظام فکری جدیدی که قرار بود هم در سطح مفهومی (conceptual) و هم در سطح اصطلاح شناختی بنیان فرهنگ عربی- اسلامی شود، به وجود آید و این مسئله طی سالیان متمادی با افزایش کاربرد نوواژه‌های (neol ogism) عربی به جای حرف نویسی (transliteration)، توام بود. مترجمان عرب نیز در فراهم آوردن حاشیه نویسی (commentary) و یادداشت‌های آموزشی و توضیحی، خلاقیت بسیار از خود نشان دادند.

می‌توانید به فصل دوم کتاب مقدمات ترجمه برگردید و بقیه قسمت‌های این فصل را ببینید و مطالعه کنید:

کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی

می‌توانید به فهرست اصلی کتاب برگردید و بقیه ی فصول کتاب را ببینید و در صورت تمایل آن را مطالعه کنید:

کتاب مطالعات ترجمه – جرمی ماندی

جدیدترین ها

مطالب مرتبط