7.2.4. بحث راجع به کارتوری
اسلوبشناسی توری در مطالعات ترجمة توصیفی ظاهرا گامی مهم بود که در جهت وضع کردن مبانی و اصولی برای اثر توصیفی آتی برداشته شد. گنتزلر چهار جنبه از نظریة توری را که تأثیری ژرف در مطالعات ترجمه داشتهاند، برمیشمارد:
1- دست کشیدن از مفاهیم یک به یک تناظر و نیز رها کردن وجود احتمالی تعادل ادبی/ زبانی (مگر به طور اتفاقی وجود داشته باشد).
2- دخالت گرایشهای ادبی نظام فرهنگی مقصد که در تولید هر متن ترجمه شده دیده میشود.
3- تضعیف مفهوم پیام اصلی با یکسان سازی خشک متن.
4- الحاق متن اولیه و متن ترجمه شده به شبکه نشانه شناختی نظامهای فرهنگی متقاطع.
(گنتزلر، 4- 133: 1993)
با این وصف، جایگاه متن مقصد مدار توری را هرمنز (218: 1995) با بازنگری کتاب قدیمیتر او، زیر سوال برده است. بیتردید موضع توری را مسائلی به خطر میاندازد که نمونهای از آنها عبارتند از چشمپوشی از عوامل سیاسی و ایدئولوژیکی نظیر جایگاه و شأن متن مبداء در خود فرهنگ مبداء و ترویج احتمالی این فرهنگ از طریق ترجمة آثار فرهنگ مبداء و تأثیری که ترجمه ممکن است بر نظام فرهنگ مبداء اعمال کند. اینها زمینههایی هستند که مخصوصا با توجه به روش تأثیرگذاری یک اثر ادبی جدید بر مخاطبانش میتوانند از به کار بردن مفاهیم حاصل از نظریة دریافت (reception theory)، سود ببرند (فصل 19).
علاوه بر آن، انتقاداتی را که گنتزلر بر نظریة چند نظامی قدیمیتر وارد میداند (بخش 7.1) بر توری نیز میتوان وارد دانست. هنوز هم بعضیها آرزومندند که از مطالعات توری بتوان نتایجی کلی (یا حتی تعمیمی صرف) استنتاج کرد، چون «قوانینی» را که توری موقتاً پیشنهاد میکند تا حدودی تدوین دوبارة اعتقادات عام (اگرچه ثابت نشده) در مورد ترجمه هستند. در ضمن، موضوع قابل بحث آن است که تا چه حد میتوان از رویکرد قانون/ هنجار نیمه علمی در عرصههای جنبی نظیر ترجمه، استفاده کرد چون هنجارهای یاد شده روی هم رفته انتزاعی هستند و تنها با آزمایش نتایج رفتار غالبا ناخودآگاهی که ظاهرا این هنجارها اعمال میکنند، میتوان رد آنها را در روش توری دنبال نمود.
کسی ممکن است بپرسد که آیا تصمیمگیری مترجم حقیقتا آن گونه که لازم است، سرمشق قرار میگیرد تا همگانی و جهانی شود. مثلا، هرمنز (92: 1999) میپرسد چگونه ممکن است از تمام متغیرهای مربوط به ترجمه اطلاع داشته باشیم و چگونه ممکن است قوانین کل ترجمه را به دست آوریم. دو قانون توری نیز تا حدی متناقض هستند یا دست کم به جهات مخالفی جذب میشوند: قانون رشد معیارسازی (standardization)، هنجارهای زبان مقصد مدار را به تصویر میکشد، حال آن که قانون تداخل (low of iterference) در واقع بر محوریت متن مبداپ است. یافتههایی که من (نویسنده) از مطاعلات موردی خودم (ماندی، 1997 به دست آوردم حاکی از است که قانون تداخل را باید اصلاح نمود یا حتی قانون جدیدی مطرح ساخت تا «تسلط بر مصداق زبانی در ترجمه را کاهش داد» این مسئله بعضی از عوامل تعبیر یافته را که بر فرآیند ترجمه تأثیر دارند، ترکیب میکند و مفهوم هنجارها و قوانین موجود در ترجمه را بیش از انچه برخی مطالعات توری مطرح میکند، پیچیده میسازند. عوامل مورد بحث عبارتند از تأثیر طرحبندی متن مبداء برتری فصاحت کلام و اجتناب از ابهام در متن مقصد، و نیز مسائل ملموس و عینی برای مترجم مثل نیاز به حداکثر رساندن بازدهی فرآیندّای فکری و اهمیت تصمیمگیری مترجم که تحت فشار زمانی قرار دارد (این مورد را با راهبرد «حداقل- حداکثر» که در فصل 4 شرح داده شد، مقایسه کنید). وقتی مسائل ملموس و عینی را در نظر میگیریم، دیگرارزشی ندارد به نظامهایی بپردازیم که نظریه پردازان به طور کلی کارشان را در این نظام ها محدود به ترجمه ادبی کردهاند. با وجود این، گنجاندن عوامل فرهنگی اجتماعی در فرآیند ترجمه توسط توری چه بسا که برای مطالعه و آزمودن ترجمة متون غیرتخلیلی یا فنی مناسب باشد.
تردید توری نسبت به مفهوم تعادل را نیز هرمنز (97: 1999) شرح داده و علاوه بر آن آشفتگی ذاتی اصطلاحات پیشنهادی توری، یعنی «بسنده» و «مقبول» را نشان داده است، چون این اصطلاحات در بافتهای دیگر معانی ضمنی ارزشمدارانه دارند. هرمنز اصطلاحات متن مقصد مدار و متن مبداء مدار را ترجیح میدهد. سرانجام، ماهیت ویژه بازنمایی متن مبداء متن مقصد ضرورتا به معنی آن است که الگوی توری کاملا عینی یا تکرار شدنی نیست. جایگزین این الگو، رویکرد جامع مجموعة مشخصهها متعلق به هولمز (80: 1999) است، گو اینکه همین رویکرد، چنان که در فصل 4 دیدیم، بالقوه «طاقت فرسا و ملالآور» است.
ادامه مطلب: هنجارهای ترجمه متعلق به چسترمن
میتوانید به ابتدای فصل هفتم بروید و بقیهی قسمتهای آن را ببینید و برای مطالعه دوباره قسمتی از آن را انتخاب کنید:
میتوانید به فهرست عناوین کتاب مطالعات ترجمه جرمی ماندی برگردید و بقیهی فصول کتاب را ببینید: