بافت زبانی یا غیرزبانی گفته

بافت زبانی یا غیرزبانی گفته

بافتی که در آن‌یک گفته می‌آید، تعیین‌کننده طیف معانی ضمنی است که می‌توان به‌طور معقول از آن بیرون کشید. اسپربر و ویلسون چنین پیشنهاد می‌کنند که «بافت کاری بسیار بیشتر از فیلتر کردن تفاسیر نامناسب انجام می‌دهد؛ بافت آن فرض‌های را ارائه می‌دهد که بدون آن‌ها اصلاً نمی‌توان معنای ضمنی را از آن استنباط کرد» (37:‌1986). به‌غیراز محیط واقعی و مشارکین دخیل در گفتگو، بافت همچنین حاوی هم‌بافت و قراردادهای زبانی یک جامعه‌ی زبانی به‌طور کل است.

تسه (1988) چنین توضیح می‌دهد که در ترجمه کردن یک متن که آزمایشی را توصیف می‌کند که در آن تاریخچه‌ی پزشکی بیماران بر روی ریزتراشه کارت‌های پرونده‌ی پزشکی ضبط می‌شد، یکی از مشکلات عمده از تفاوت‌های موجود در بافت‌های مبدأ و مقصد حادث می‌شد. این متن، یعنی «کارت ریزتراشه‌ای پزشکی آزمایش بیماران» (د ایندیپندنت، 28 آوریل 1988) چنین بیان می‌کند:

Dr. Robert Stevens, whose study in Wales in volves one group practice and one pharmacy, said patients’ reaction to the cards had been favourable.

در بریتانیای کبیر، pharmacy به معنای جایی است که دارو را بر اساس نسخه‌ی امضاءشده دکتر به بیمار می‌دهند. پس برای خواننده‌ی انگلیسی‌زبان، معقول است که پیشنهاد شود که هر دو گروه اطباء (یعنی گروهی از دکترها که در یک کلینیک کار می‌کنند) و صاحبان داروخانه می‌توانند در ضبط تاریخچه‌ی پزشکی بیماران نقش داشته باشند. 

تسه چنین توضیح می‌دهد که «هم در چین و هم در هنگ‌کنگ، می‌توان مداوای پزشکی و دارو را از یک دکتر جراح گرفت. پس یک pharmacy جایی است که شخص می‌تواند قرص را بدون نسخه ازآنجا بخرد» (38: 1988). پس برای خواننده‌ی چینی معقول به نظر نمی‌رسد که پیشنهاد شود که pharmacy بتواند یا باید در آزمایشی از این نوع نقش داشته باشد. اگر این داروخانه‌ها دارو را بر اساس نسخه نمی‌دهند، چگونه می‌توان از آن‌ها انتظار داشت تا تاریخچه‌ی پزشکی بیماران را زیر نظر بگیرند؟

عدم توانایی در ربط دادن یک‌تکه از اطلاعات به بافت موردنظر می‌تواند منجر به این شود که آن خواننده استنباط‌های غلطی از یک متن انجام دهد.

 رومل (1987) می‌گوید درجایی که اندازه‌ی یک‌خانه یا کاشانه در بریتانیا توسط تعداد اتاق‌خواب‌ها نشان داده می‌شود، این معمولاً در سوئیس توسط تعداد اتاق‌ها ذکر می‌گردد. نسخه‌ی آلمانی کتاب اهمیت مشتاق بودن نوشته‌ی اسکار وایلد که در آن زوریخ قدیم به تصویر کشیده شده، ترسیم‌کننده‌ی آن چیزی است که رومل آن را به‌منزله‌ی «خنده‌ی عوام» از طرف مخاطبی مطرح می‌کند که وقتی از لیدی برکنل پرسیده می‌شود wieviel schlafzimmer (معنی تحت‌اللفظی: «چند اتاق‌خواب؟») به‌جای این‌که این سؤال با واقعیت‌های بافت سوئیس تعدیل گردد، ایجاد می‌شود. آن تداعی‌های سکسی که توسط مخاطب سوئیسی استنباط می‌گردد، موردنظر اسکار وایلد نبود.

بافت افزون بر «واقعیت‌های» موجود یک موقعیت، همچنین می‌تواند حاوی استراتژی‌های خاصی باشد که مردم مکرراً برای تحمیل نوعی ساختار بر روی دنیای اطرافشان از آن بهره می‌گیرند. وقتی کسی چیزی را توصیف می‌کند، یا رویداد و یا فهرستی از چیز‌ها را شرح می‌دهد، معمولاً از یک توالی مرجع پیروی می‌کند تا این‌که توالی در هم و برهمی را مدنظر داشته باشد. برای مثال، در شرح یک سری از رویداد‌ها، شخص معمولاً از ترتیب زمانی بهره می‌جوید و رویداد‌ها را به ترتیبی که اتفاق افتاده‌اند، فهرست می‌کند.

 البته این ترتیب زمانی را می‌توان دست‌کاری و یا حتی برعکس کرد البته با استفاده از سیگنال‌های مناسبی مثل شاخص‌های زمانی یا ادات زمانی تا ترتیب بندی دیگری را مشخص سازد. ولی بدون شک این نمایانگر یک استراتژی ترتیب بندی «مرجح» یا «عادی» است که مکرراً توسط اکثر مردم از آن بهره‌ گرفته می‌شود.

لوینسون سؤال مربوط به ترتیب بندی‌ عادی رویداد‌ها در دنیای واقع را به اصل فرعی حالت یعنی «مؤدب باشید» ربط می‌دهد. او چنین می‌گوید که دلیل این است که ما توقع داریم که مشارکین در گفتگو به اصل «مرتب و منظم سخن بگویید» احترام بگذارند و ما انتظار داریم که آن‌ها رویداد‌ها را به ترتیبی که اتفاق افتاده‌اند، شرح دهند (108: 1983) این نکته نشان می‌دهد که چرا گفته‌ای مثل The lone ranger rode into the sunset and jumped on his horse را عجیب تلقی می‌کنیم.

 ترتیب زمانی می‌تواند یک استراتژی ترتیب بندی وسیع یا جهانی باشد، ولی انواع دیگری از رجحان برای استراتژی‌های ترتیب بندی وجود دارند که به نظر می‌رسد خاص زبان و خاص فرهنگ باشند. اگر ما قبول کنیم که قرارداد‌های زبانی یک جامعه می‌تواند بافتی برای تفسیر یک اصل به دست دهد، در آن صورت می‌توان گفت که ارتباطی که بین اصل «مرتب و منظم سخن بگویید» و پیروی از وجود یک ترتیب بندی «عادی» از رویداد‌ها، بین اصل «مرتب و منظم سخن بگویید» و پیروی از هر استراتژی ترتیب بندی (که در رابطه با چیزهای مثل فهرست کردن وقایع و مقولات زبانی عادی محسوب می‌شوند) نیز وجود دارد.

براون و یول چنین اظهار می‌کنند که از محدودیت‌های موجود بر ترتیب بندی رویداد‌ها و چیزها مسلماً توسط کاربران زبان تبعیت می‌شود و این‌که وقتی ترتیب بندی عادی برعکس می‌شود «نوعی «تأثیر ویژه» (صحنه، معنی ضمنی) توسط متکلم/ نویسنده خلق می‌شود» (146: 1983). 

عموماً چنین اذعان می‌شود که غیرممکن است دقیقاً تعیین کرد چه «ترتیب‌های عادی» در انواع مختلف کلام و در زبان‌های مختلف وجود دارد، اگرچه شخص به‌طور شمی می‌فهمد چه وقتی یک ترتیب مخدوش مورداستفاده قرار گرفته است. بخشی از مشکل این است که به طور مثال، ترتیب بندی رویداد‌ها و چیزها می‌تواند برای حفظ دیدگاه یا پیشبرد موضوع اتخاذ شود. بااین‌وجود، شایان توجه است که اگرچه یک انحراف از ترتیب بندی استراتژی‌های مرجح ممکن است به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای بر روی انسجام یک متن تأثیر نگذارد، ولی اغتشاشات کوچک تکرار شده درباره‌ی توالی‌های مرجح می‌تواند تأثیر انباشتی بر روی سهولتی داشته باشد که با آن خواننده می‌تواند از یک‌رشته‌ی زبانی معنی بگیرد. مثال‌های زیر نشان‌دهنده‌ی تعدیل‌هایی است که در مسیر ترجمه کردن صورت گرفته تا انتظارات خوانندگان مقصد را از ترتیب بندی عادی برآورده سازد.

متن مبدأ انگلیسی:

In the Devon study, 8,500 patients will carry the cards, which can be both read and updated by GPs, a pharmacist, a local dentist, and by hospital clinics at Exmouth and the Roval Devon and Exeter Hospital.

ترجمه‌ی معکوس از زبان مقصد (چینی):

8.500 patients will take part in the Devon experiment, using the medical cards. Royal Devon and Exeter Hospital, Exmouth Hospital clinic <s>, and doctor<s>, pharmacist, and local dentist, may use a machine reader to read the medical card’s content and store new information.

متن مبدأ («کارت ریزتراشه‌ای پزشکی آزمایش بیماران»، د ایندیپندنت، 28 آوریل 1988) و ترجمه‌ی چینی آن در کتاب تسه (1988) نقل شده‌اند. تسه چنین توضیح می‌دهد که ترتیب گروه‌های اسمی که در متن انگلیسی زیر آن‌ها خط کشیده شده است، در ترجمه‌ی چینی تغییریافته تا انتظارات خواننده‌ی چینی را برآورده سازد، یعنی آن مخاطبانی که عادت دارند تا چیز‌‌ها را برحسب اندازه از «بزرگ» تا «کوچک» فهرست کنند.

در این مورد، استراتژی ترتیب بندی عادی در زبان چینی این خواهد بود که از چیزهای بزرگ، یعنی بیمارستان‌ها کار خود را شروع کنیم. همین استراتژی در فهرست کردن آدرس‌ها نیز مورداستفاده قرار می‌گیرد. در زبان چینی و همچنین زبان روسی، یک نشانی با بزرگ‌ترین چیز (یعنی کشور) شروع می‌شود و همین‌طور به شهر، روستا، ناحیه، خیابان، خانه، اسم و… نوشته می‌شود. 

در زبان انگلیسی، نشانی را با ترتیب معکوس این می‌نویسند، یعنی با اسم شخص کار را شروع کرده و در انتها کشور مقصد را ذکر می‌کنند. هر تخطی و انحرافی از این ترتیب عادی می‌تواند خواننده را برانگیزد تا دنبال نوعی معنی ضمنی بگردد یا بافتی را که در آن این متن وجود دارد، دوباره مورد ارزیابی قرار دهد.

استراتژی‌های ترتیب بندی همچنین می‌توانند تحت تأثیر عوامل فیزیکی یا عاطفی قرار بگیرند. این عادی است که انتظار داشته باشیم تا آن چیزهایی که نزدیک‌تر به محیط شخص است، در فهرستی اول ذکر شود. به ترتیب بندی متفاوت زبان‌ها در مثال زیر که برگرفته از اطلاعیه یورولکس است،‌توجه کنید:

متن انگلیسی:

Abstracts (approximately 1,000 words) in any of the Congress languages. French, German or Russian, should be sent to the Lecture Programie Organizer, …

متن آلمانی:

Abstracts (etwa 1000 Wörter bzw. 80-100 Zeilen) in einer beliebigen nferenzsprache (Deutsch, Englisch, Französich, Russisch) …

ترجمه‌ی معکوس به انگلیسی:

We request abstracts (about 1,000 wоrdѕ оr 80-100 lines) in any conference language (German, English, French, Russian) …

متن روسی:

Котке коксте рефератов (с объемом о 1000 со о 100 Пром) уроом до 15 кодбря 1917 г, на добом у ромашынын бир оила те, а дом, ам ціном, смехом на фреміусом Ну, что не указанному дресу глому координатору согрева Юдит зам мы чуному организатору сонгрессі д-ру Томашу Maru. Послцуолуо корреспонденько просом ироат гл. редапору Юдит Загаль

ترجمه‌ی معکوس به انگلیسی:

We ask for a short abstract of papers (up to 1.000 words or up to 100 lines) by 15  Novermber 1987, in any of the official languages of the conference, i.e. in Russian, English, French or German, …

نکته دیگری که می‌تواند زیر عنوان کلی «بافت» قرار گیرد، برداشت کاربر زبان از چیزی است که به لحاظ اجتماعی و بافتی مناسب یا عادی محسوب می‌شود. این موضوع ربط زیادی به جهان‌بینی خواننده ندارد، بلکه بیشتر مربوط است به آنچه او به‌منزله‌ی رفتاری (این رفتار می‌تواند زبانی یا غیرزبانی باشد) مناسب در یک موقعیت خاص، قبول دارد. این «حس مناسب بودن» می‌تواند آن بافت را برای تفسیر اصل اضافی «مؤدب باشید» (که قبلاً ذکر شد) ارائه دهد. استفاده‌ی متنوع از ضمایر خطاب در فرهنگ‌های گوناگون مثال خوبی است (به فصل چهارم، بخش 4.2.3 رجوع کنید). 

بااین‌وجود، مناسب بودن محدود به مفهوم مؤدب بودن نیست؛ درواقع آن چیزهای دیگری را نیز پوشش می‌دهد. حتی چیزی ساده مثل استفاده از یک سالنامه‌ی خاص، درجایی که خواننده دسترسی به بیش از یک سالنامه دارد، می‌تواند کم‌وبیش در بافتی خاص در انتظارات خواننده حساسیت ایجاد کند. برای مثال، به کاربرد سالنامه‌ی ژاپنی در مثال زیر توجه کنید:

متن مبدأ انگلیسی (کاخ و سیاست در ژاپن قبل از جنگ، تیتوس 17: 1974)

The heads of the ministries created in 1869 were not directly responsible for ‘abvising and assisting’ (hohitisu) the emperor, though they were to become so in 1889. According to the 1871 reorganization of the ministries, for example, the privilege of assisting the throne directly was in theory limited to the Chancellor (Dajo Daijin), Minister of the Left (Sa Daijin), Minister of the Right (U Daijin), nd the Councillors (Sangi).

متن ژاپنی (ص 23):

ترجمه‌ی معکوس به انگلیسی:

The heads of ministries which were created in Meiji 2nd are not directly responsile for ‘hohitsu’ the emperor. It was in Meijo 22 nd that it became so. For example, according to the government reformation of the fourth year of Meiil theoretically, the privilege of assisting the emperor directly was limited to Dajo Daijini, Sa Daijin, U Daijin, and Sangi.

چون متن بالا مستیما به فرهنگ ژاپنی مرتبط می‌شود، خواننده‌ی ژاپنی انتظار دارد که هر ارجاعی به تاریخ‌ها بر اساس زبان ژاپنی باشد تا سالنامه‌ی انگلیسی، این ترجمه این انتظار خواننده را برآورده می‌سازد و درنتیجه هیچ معنی ضمنی ناخواسته‌ای را منتقل نمی‌کند. مثال بالا را با ترجمه‌ی یک متن مدرن‌تر (زیر) مقایسه کنید:

متن مبدأ (مجموعه‌ی پاتریک- بروشور موزه‌ی خصوصی از اتومبیل‌های کلاسیک):

In the Mansell Hall – named after Britain’s race ace Nigel Mansell, who pnal tie Hall in 1986 – there’s a uniqtre display of eighties supercars.

متن ژاپنی:

ترجمه‌ی معکوس به انگلیسی:

In the Mansell Hall (named after Nigel Mansell who is the ace in Britain’s race, and he opened this Hall in 1986) a unique display of super cars on the 1980s can be seen.

برای خواننده ژاپنی‌زبان قابل‌قبول است که در متونی که مستقیماً به جهان غرب مربوط هستند از سالنامه‌ی غربی استفاده شود. ولی در متونی که دارای موضوعاتی هستند که نزدیک به فرهنگ ژاپنی است، مثل تاریخچه یا میراث ژاپن، انتظار می‌رود که از سالنامه‌ی ژاپنی استفاده شود.

یک حوزه‌ی جالب که در آن مترجمان نیاز دارند تا به‌ویژه به انتظارات خواننده در یک بافت خاص حساس باشند، انواع حالت خطاب است.

 این فقط شامل استفاده کردن از ضمایر که در فصل چهارم این کتاب موردبحث قرار گرفت، نمی‌شود. این شامل کاربرد عناوین شخصی و حرفه‌ای مناسب، ترکیب‌های گوناگون اسم و اسم‌فامیل لقب و اسم خانوادگی، یا لقب و اسم، استفاده از اسم خودمانی، و حتی کاربرد اصطلاحات مربوط به دل‌بستگی و محبت (مواردی مثل dear و darling) می‌شود.

 از مقولات خاص زبانی می‌توان برای خطاب قرار دادن انواع مشارکین در گفتگو و برای انتقال معانی ضمنی که فوق‌العاده خاص زبان و خاص فرهنگ هستند، استفاده کرد. مثال زیر که به‌طور گسترده‌ای نقل‌شده، نخست در کتاب اروین- تریپ (1972) به کار رفت. این مثال توسط بلوم- کولکا (94: 1981) در بحث مربوط به دشواری‌های مربوط به ترجمه‌ی کنش‌های گفتاری غیرمستقیم (indirect speech acts) مورداستفاده قرار گرفت (تأکیدها اضافه شد):

The scene takes place on a public street in contemporary U.S.

‘What’s your name boy?’ the policeman asked.

‘D. Poussaint, I’m a physician’.

‘What’s your first name, boy?’

‘Alvin.’

همچنان چه بلوم کولکا توضیح می‌دهد، هرکسی که با قواعد خطاب در انگلیسی امریکا آشنا باشد، می‌فهمد که Dr Poussaint سیاه‌پوست است. همچنین می‌داند که با امتناع از قبول خطاب معمول عنوان حرفه‌ای به‌علاوه نام خانوادگی و با استفاده از اصطلاح boy و پرسیدن اسم Dr Poussaint، پلیس می‌خواهد به دکتر اهانت بکند.

 بلوم- کولکا به‌درستی چنین می‌گوید که انتقال معنای منتقل‌شده توسط کاربرد غلط و عمدی یک قاعده‌ی اجتماعی- فرهنگی به زبان دیگر، مشکل است.

با وجود این، در تمامی بافت‌هایی که در آن حالت‌های خطاب به کار رفته‌اند، دارای تخطی عمدی از هنجارهای اجتماعی- فرهنگی برای انتقال معانی ضمنی نیستند. تا آنجایی که مترجم از این موضوع آگاهی دارد که هنجارهای زبان مقصد الزاماً مطابق با هنجارهای زبان مبدأ نیست، تعدیل و تنظیم مناسب در متن مقصد می‌توان این مشکل را حل کند و باعث جلوگیری از انتقال معانی ضمنی ناخواسته شود.

برای مثال، در زبان انگلیسی یک‌شکل متداول و موردقبول خطاب در بافتی رسمی مثل یک نامه‌ی تجاری، شامل نوشتن عنوان به‌علاوه‌ی اسم‌فامیل می‌شود (برای مثال Mrs Keith, Mr Brown, Dr Kelly) در زبان عربی این مورد جایگزین ترکیبی از عنوان به‌علاوه‌ی اسم یا عنوان به‌علاوه‌ی اسم و اسم‌فامیل می‌شود. مترجمان اغلب تنظیماتی را در این حوزه انجام می‌دهند تا با انتظارات خواننده‌ی آن‌ها سازگاری حاصل شود. به تنظیم و تعدیل ایجادشده توسط مترجم روسی در متن زیر توجه کنید:

متن انگلیسی (اطلاعیه‌ی کنفرانس یورولکس، 1987):

Ms. Jelith Zigum

Akademiai Kiado

1363 Budapest

P.O. Box 24

Hungary

متن مقصد (روسی):

ترجمه‌ی معکوس به انگلیسی:

Ch. Editor

Judith Zigany

Hungarian Academy of Science Press

1363 Budapest

P.O. Box 24

Hungary

معادل روسی عنوانی مثل Mr یا Mrs، استفاده کردن از اسم کوچک به‌علاوه‌ی اسم میانی گرفته‌شده از نام پدری در خطاب رسمی به افراد روسی‌زبان و مردم کشورهای شوروی سابق است صورت مؤدبانه‌ی دیگر خطاب، tovarishch (به معنی «رفیق»، برای هر دو جنس به کار می‌رود) است، ولی امروزه برخی روشنفکران آن را مناسب نمی‌دانند و علت آن‌هم این است که این کلمه تداعی‌گر دوران مارکسیستی است.

 روس‌ها برای خارجی‌ها به‌طورمعمول اصطلاحات خطاب gospodin (‘Mr’) و gospozha (‘Mrs’) یا کلمات قرضی Missis, Mister و Miss را به کار می‌برند. ولی تمامی این‌ها نشان‌دهنده‌ی «خارجی بودن» است. این صورت‌های خطاب برای استفاده جهت مخاطب قرار دادن فرد روسی یا حتی فردی از یک کشور سوسیالیستی دیگر مثل کوبا یا مجارستان، نامناسب خواهد بود. 

سفقط خارجی‌های متعلق به کشورهای سرمایه‌داری معمولاً با این اصطلاحات مورد خطاب قرار می‌گیرند، و وقتی این صورت‌ها به کار می‌روند، اغلب حالت خنثی دارند و صرفاً خطاب مؤدبانه را می‌رسانند. چون جودیت زیگنی عضوی از یک کشور سوسیالیستی (مجارستان) در زمان چاپ این اطلاعیه یورولکس بود، پس حالت خطاب در این متن روسی شامل آوردن عنوان حرفه‌ای به‌علاوه‌ی اسم و اسم خانوادگی، و بدون آوردن عناوین شخصی، می‌شد.


می خواهم فهرست کامل کتاب را ببینم و بعد ادامه بدم


می خواهم بخش بعدی کتاب یعنی موارد دیگری از دانش پیشینه‌ای را بخوانم

جدیدترین ها

مطالب مرتبط